به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از بیزینساینسایدر، قیمت جهانی نفت خام پس از هفتهها روند صعودی، بار دیگر از مرز روانی ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. این سطح قیمتی تنها چند هفته پس از آن به دست آمد که نفت در اوایل آگوست به زیر ۸۰ دلار سقوط کرده بود. خوشبینی معاملهگران نسبت به حل سریع تنشهای خاورمیانه از بین رفته و بازار اکنون خود را برای یک اختلال طولانیمدت در عرضه آماده میکند.
این تغییر رویکرد در میان تحلیلگران والاستریت نیز بهوضوح دیده میشود. تا پیش از این، بسیاری از سرمایهگذاران انتظار داشتند بحران قیمت نفت موقتی باشد، اما حالا نشانههای بیشتری از پذیرش یک وضعیت پایدارتر به چشم میخورد. بانک اچاسبیسی پیشبینی خود از قیمت نفت برنت برای سال ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) را ۲۰ دلار افزایش داد و آن را به ۸۵ دلار در هر بشکه رساند؛ این بانک سناریوی اصلی خود را بازگشت تدریجی جریان نفت از تنگه هرمز و ادامه فشار عرضه در ماههای پیشرو اعلام کرده است.
برآوردهای متفاوت بانکهای بزرگ
بانک گلدمنساکس نیز پیشبینی سال ۲۰۲۷ خود را به ۸۰ دلار در هر بشکه افزایش داد و در کنار آن، سناریوی بدبینانهای را مطرح کرد که در صورت تداوم محدودیت تولید در کشورهای حاشیه خلیجفارس، قیمت هر بشکه میتواند تا ۱۲۰ دلار بالا برود. بانک آو آمریکا نیز اعلام کرد در صورت ادامه تنش در خاورمیانه، قیمت نفت احتمالا در بازه ۹۵ تا ۱۲۰ دلار نوسان خواهد کرد و در صورت آسیب بیشتر به زیرساختهای انرژی منطقه، حتی رسیدن به ۱۵۰ دلار نیز دور از انتظار نیست.
این ارقام، هرچند هنوز از قیمت کنونی بازار بالاترند، اما یک نکته مهم را روشن میکنند: نفت سهرقمی دیگر یک ریسک دور از ذهن برای والاستریت نیست، بلکه به سناریویی محتمل برای سالهای آینده تبدیل شده است. تحلیلگران سه عامل را دلیل تداوم این وضعیت میدانند؛ نخست آنکه جریان نفت از تنگه هرمز با وجود نشانههای محدود بهبود، همچنان بهمراتب کمتر از ظرفیت عادی است. دوم آنکه ذخایر نفتی که تاکنون بهعنوان ضربهگیر قیمت عمل کردهاند، با هر محموله تاخیری کوچکتر میشوند. سوم اینکه مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت گرچه کمی از فشار کاستهاند، اما برای جلوگیری از یک بحران کامل عرضه کافی نبودهاند.
اثر بر جیب مصرفکنندگان و بازار سهام
تداوم قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار، فراتر از پمپ بنزین، بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارد. افزایش هزینه گازوئیل، سوخت هواپیما و حملونقل بهتدریج به قیمت تمامشده کالاهای اساسی، خدمات پستی، بلیت پرواز و قبضهای انرژی منتقل میشود؛ یعنی فشار مالی از فروشگاه مواد غذایی تا سبد خانوار را در برمیگیرد. این وضعیت همچنین سناریوی مطلوب بازار برای کاهش تورم بدون آسیب جدی به رشد اقتصادی را با چالش روبهرو میکند، بازدهی اوراق قرضه را بالا نگه میدارد و تصمیمگیری بانک مرکزی آمریکا را پیچیدهتر میسازد. برای بازار سهام نیز افزایش هزینه انرژی میتواند همزمان بودجه خانوارها و سودآوری شرکتها را تحت فشار قرار دهد؛ روندی که در صورت تداوم، اثر آن از خرید روزمره تا ارزش سبد بازنشستگی افراد قابل احساس خواهد بود.















نظرات کاربران