سعید مصباح| در سایه بیخیالی و بیمسئولیتی ارکان فرهنگی دولت، اتفاقاتی در کافههای تهران در حال رخ دادن است که نظیر آن را فقط در جوامع ولنگار غربی و کشورهای توریستمحورِ متکی بر جذابیتهای جنسی میتوان یافت. کافههایی که تا عصر محل صرف قهوه و غذا هستند، از ساعت ۸ شب به بعد درهای خود را به روی مشتریان عادی میبندند و به پاتوقهای شبانه با دیجی، رقص و آنچه خودشان آزادی پوشش و نوشیدنی مینامند، تبدیل میشوند.
ماجرا از حدود ساعت ۸ شب آغاز میشود؛ زمانی که کافه از یک فضای عادی پذیرایی خارج میشود و شکل یک مهمانی شبانه به خود میگیرد. برای ورود، کافی است هزینه اعلامشده را پرداخت کنید تا یک بلیت دیجیتال و بارکد اختصاصی دریافت کنید. بعد از آن، ماجرا دیگر شبیه رفتن به یک کافه معمولی نیست؛ ورودی و گیت مشخص است و مهمانان با همان بلیت وارد برنامه میشوند و به عیاشی میپردازند.
هزینه ورود برای زنان ۳۵۰ هزار تومان اعلام شده، در حالی که مردان باید یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بپردازند؛ رقمی که تقریباً چهار برابر مبلغ تعیینشده برای زنان است. یعنی حتی برای ورود به این مهمانیها هم یک سازوکار تجاری دقیق طراحی شده و از جذب مشتری تا دریافت پول و کنترل ورود، همهچیز حسابشده پیش میرود.
مسئله فقط یک کافه نیست. مسئله مدیریتی است که سالها از جنگ فرهنگی حرف زده اما در میدان عمل، فرهنگ را به حال خود رها کرده است. اگر این فعالیتها غیرقانونی است، چرا جلوی آن گرفته نمیشود؟ اگر قانونی است، چه نهادی و بر اساس چه ضابطهای اجازه چنین فعالیتی را داده است؟
وقتی یک پدیده به مرحله تبلیغ عمومی، فروش بلیت و درآمدزایی میرسد، دیگر نمیتوان اسمش را سهلانگاری گذاشت. این نتیجه مستقیم خلأ نظارت و بیعملی فرهنگی است؛ خلأیی که اگر پر نشود، فردا باید درباره عادیشدن چیزهایی پاسخ بدهیم که امروز هنوز از دیدنشان شوکه میشویم.















نظرات کاربران