هیوا زارعی – گواهی سپرده کالایی که در سالهای اخیر از بازار طلا و سکه به محصولات کشاورزی، فلزات اساسی و محصولات صنعتی راه پیدا کرده، امروز به یکی از جدیترین ابزارهای مالی بورس کالا تبدیل شده است. این اوراق مالکیت کالای فیزیکی انبارشده را بدون نیاز به جابهجایی به دارنده منتقل میکنند و در شرایطی که بازار سهام با نوسانهای پیوسته دستوپنجه نرم میکند، به گزینهای برای تنوعبخشی سبد سرمایهگذاران و ابزاری برای تامین مالی تولیدکنندگان تبدیل شدهاند اما این ابزار تا چه حد کارایی دارد و چه انتقاداتی به آن وارد است؟
گواهی سپرده کالایی در واقع نسخه مدرن و قانونی همان قبضهایی است که کشاورزان قدیم پس از سپردن محصولاتشان به انبار دریافت میکردند. امروز این مفهوم در قالبی استانداردشده وارد بازار سرمایه شده است. کالا در انبار موردتایید بورس نگهداری میشود و در مقابل، اوراقی برای آن صادر میشود که دارنده آن مالک مقدار مشخصی از کالای فیزیکی محسوب میشود. این ابزار از سال۱۳۹۴ بهصورت آزمایشی برای ذرت در استانهای فارس، کرمانشاه و خوزستان به کار رفت و سپس به بازار سکه و طلا راه یافت.
کارایی در عمل؛ آنچه حل میشود و آنچه باقی میماند
بزرگترین دستاورد گواهی سپرده کالایی، حذف موانع سنتی ورود به بازار فیزیکی کالاست. در حالت سنتی، سرمایهگذار بهدلیل ریسکهای نگهداری، حملونقل، احتمال سرقت و خرابی کالا، تمایلی به ورود به این بازارها نداشت. با راهاندازی گواهیهای سپرده، این ریسکها بهطورکامل از میان برداشته شده است. از منظر تامین مالی، توثیق این اوراق نزد شبکه بانکی، مسیر جدیدی برای تامین اعتبارات فراهم کرده و ریسک اعتباری را کاهش داده است. دارندگان کالا میتوانند دارایی فیزیکی خود را به گواهی معتبر بورسی تبدیل کنند و از امکان معامله آسان بهرهمند شوند. اما کارایی این ابزار بدون چالش نیست. ضعف نظام استاندارد انبارها، نبود بازارهای مشتقه فعال متصل به این گواهیها، محدودیت حضور بازیگران مالی بزرگ و آگاهی کم فعالان از جمله چالشهای توسعه این ابزار در ایران هستند. همچنین ابهام در سازوکار انتقال اعتبار مالیات بر ارزشافزوده یکی از موانع اصلی بر سر راه توسعه معاملات این ابزار بوده است.
نقدشوندگی گواهی سپرده کالایی را نمیتوان با یک حکم کلی توصیف کرد. در کالاهای پرمعامله مانند شمش طلا، سکه و شمش نقره، حضور بازارگردان و انجام معاملات ثانویه در بازار سرمایه، نقدشوندگی بالایی ایجاد کرده است. خریداران اوراق تا قبل از سررسید و موعد تحویل، میتوانند اوراق خود را در تابلوی بورس بفروشند.
با این حال، در کالاهای کممعامله یا جدیدالورود، تصویر متفاوت است. اسناد رسمی صندوقهای کالایی بهصراحت هشدار میدهند که نقدشوندگی اوراق گواهی سپرده ممکن است نسبت به سایر اوراق موجود در بازار سرمایه کشور بالا نباشد هرچند وجود بازارگردان تا حد زیادی این ریسک را پوشش میدهد. این یعنی نقدشوندگی، بیش از آنکه ویژگی ذاتی خود ابزار باشد، به عمق بازار و حضور بازارگردان در هر کالای خاص وابسته است.
از فاصله قیمت تا بیاعتمادی سنتی
گواهی سپرده کالایی در ایران با انتقادات جدی نیز مواجه است. فاصله قیمت تابلو با واقعیت بازار، چالش انبارها و بیاعتمادی فعالان سنتی از جمله مواردی است که منتقدان به آن اشاره میکنند. برخی کارشناسان معتقدند ابزارهایی از این دست هنوز درعمل مکانیسم قیمتگذاری را کامل نمیکنند.
کمعمقی بازار ثانویه، یکی از مهمترین ایرادات ساختاری است. در کشورهایی مانند آمریکا، چین و هند، این گواهیها نقش پررنگی در ارتقای شفافیت بازار و تسهیل معاملات فیزیکی کالا ایفا میکنند اما استانداردهای دقیق کیفیت کالا، نظام انبارداری پیشرفته و چارچوبهای حقوقی منسجم، پشتوانه اصلی اعتماد بازار به این ابزار هستند. در ایران، این ابزار از نظر ساختار مشابه مدلهای بینالمللی طراحی شده اما هنوز با استانداردهای جهانی فاصله دارد.
ریسک کیفیت کالا، ریسک انبار محصول و ریسک تغییر مقررات نیز از دیگر نگرانیهای جدی است. اگر نظارت بر انبارها ضعیف باشد یا استانداردهای نگهداری رعایت نشود، ممکن است کالای پایه دچار فساد یا افت کیفیت و دارنده گواهی متضرر شود.
کارکرد در شرایط فعلی بازار سرمایه
گواهی سپرده کالایی بهعنوان ابزاری که پشتوانه آن کالای فیزیکی با ارزش ذاتی است، میتواند نقش متفاوتی در شرایط فعلی سرمایهگذاری ایفا کند.
خلاف سهام که ارزش آن به سودآوری آتی شرکت وابسته است، گواهی سپرده کالایی مستقیما به قیمت کالای پایه گره خورده است. سازمان بورس نیز در اقدامی مهم، موانع فنی و اجرایی معامله گواهیهای سپرده کالایی برای سبدهای اختصاصی صندوقهای سرمایهگذاری را برطرف کرده است. این تصمیم، مسیر ورود سرمایههای نهادی به این بازار را هموار میکند و میتواند عمق بازار را افزایش دهد.
گواهی سپرده کالایی ابزاری است که در تلاقی بازار کالا و بازار سرمایه شکل گرفته و توانسته بخشی از شکاف میان این دوبازار را پر کند. کارایی آن در حذف ریسکهای فیزیکی، شفافیت قیمتگذاری و امکان تامین مالی از طریق توثیق، انکارناپذیر است اما نقدشوندگی آن بیش از آنکه به خود ابزار وابسته باشد، به عمق بازار هر کالا و حضور فعال بازارگردان بستگی دارد. ضعف استاندارد انبارداری، ابهامات مالیاتی و کمعمقی بازار ثانویه، موانعی هستند که تا رفع نشوند، گواهی سپرده کالایی نمیتواند به جایگاه واقعی خود در بازار سرمایه ایران دست پیدا کند. موفقیت این ابزار، بیش از آنکه به طراحی آن بستگی داشته باشد، به عزم نهادهای مقرراتگذار و سرمایهگذاران برای عبور از این موانع وابسته است.
گواهی سپرده کالایی در مسیر جذب نقدینگی
مجتبی دیبا – گواهی سپرده کالایی در سالهای اخیر به یکی از ابزارهای قابلتوجه بازار سرمایه برای سرمایهگذاری روی کالا تبدیل شده است؛ ابزاری که به سرمایهگذار اجازه میدهد بدون خرید و نگهداری فیزیکی کالا، در نوسانات قیمتی آن مشارکت کند. این ویژگی بهویژه در شرایط تورمی و دورههایی که انتظارات نسبت به افزایش قیمت کالاها تقویت میشود، میتواند جذابیت این ابزار را افزایش دهد. بازار گواهی سپرده کالایی بخشی از ساختار گسترده بورس کالا است؛ بازاری که در کنار صندوقهای کالایی، معاملات اختیار و معاملات فیزیکی، امکان سرمایهگذاری غیرمستقیم روی طیف متنوعی از کالاها را فراهم کرده است. در این سازوکار، دارنده گواهی در واقع مالک یک مقدار مشخص از کالای پایه است و در صورت نیاز، با رعایت سازوکارهای تعیینشده میتواند به خود کالا نیز دسترسی پیدا کند. یکی از مزیتهای مهم این ابزار، امکان استفاده از آن برای پوشش ریسک تورم است. در شرایطی که بازار سهام تحتتاثیر عوامل مختلف وارد دوره اصلاح شود، قیمت کالاها میتواند همچنان تحتتاثیر تورم و متغیرهای اقتصادی حرکت کند. بههمیندلیل، گواهیهای سپرده کالایی میتوانند برای سرمایهگذارانی که بهدنبال تنوعبخشی به سبد دارایی خود هستند، جایگاه مشخصی داشته باشند. گستردگی کالاهای قابلمعامله نیز ظرفیت این بازار را افزایش داده است. از طلا و نقره گرفته تا مس، روی، سرب، پسته و برخی کالاهای دیگر، امکان سرمایهگذاری از مسیر گواهی سپرده وجود دارد. بهویژه مس بهدلیل نقش آن در صنایع مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و فناوریهای جدید، میتواند در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گیرد. در واقع، گواهی سپرده این امکان را ایجاد میکند که سرمایهگذار بدون خرید فیزیکی کالا، از تغییرات قیمت آن بهرهمند شود. از سویدیگر، گواهیهای سپرده کالایی میتوانند اطلاعاتی درباره انتظارات بازار نسبت به آینده قیمت کالاها ارائه کنند. بررسی روند معاملات این گواهیها و مقایسه آن با قیمت سایر ابزارهای کالایی، میتواند به شناسایی برخی حبابهای قیمتی و سنجش انتظارات معاملهگران کمک کند. باوجود این مزایا، مساله نقدشوندگی همچنان یکی از معیارهای مهم در انتخاب این ابزار است. اگرچه در بسیاری از گواهیها حضور صندوقها و نهادهای مالی بزرگ به عمق معاملات کمک میکند اما نقدشوندگی همه کالاها یکسان نیست و ممکن است در برخی نمادها خروج سریع از موقعیت معاملاتی دشوارتر باشد. بنابراین حجم معاملات و عمق بازار هر گواهی باید پیش از ورود موردتوجه قرار گیرد. در مجموع، گواهی سپرده کالایی را نمیتوان صرفا جایگزینی برای خرید فیزیکی کالا دانست. این ابزار میتواند بخشی از سبد سرمایهگذاری را به داراییهای کالایی اختصاص دهد و در شرایط تورمی، امکان بهرهگیری از رشد قیمت کالاها را بدون هزینهها و محدودیتهای نگهداری فیزیکی فراهم کند. با این حال، انتخاب نوع گواهی و توجه به نقدشوندگی آن، همچنان شرط مهم استفاده از این ظرفیت است.















نظرات کاربران