«آرمان امروز» به بهانه اطلس جدید مخاطرات ایران گزارش می دهد ؛
آرمان امروز- گروه اجتماعی: گاهی یک نقشه، فقط نقشه محیط زیستی و زمین شناسی نیست، میتواند تصویری از آینده آدمهایی باشد که در یک نقطه از آن زندگی میکنند؛ آدمهایی که شاید امروز در خانهای امن، در یک روستا، شهر یا زمین کشاورزی مشغول کار باشند، اما فردا با پدیدهای مواجه شوند که فقط زمین زیر پایشان را تغییر نمیدهد، بلکه شغل، درآمد، محل زندگی و حتی روابط اجتماعیشان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. نسخه جدید اطلس مخاطرات ایران با تمرکز بر پنج محور «زلزله و گسلهای لرزهزا، فرونشست، گردوغبار، سیلاب و کارست» بهروزرسانی شده است. این اطلسها قرار است با ارائه دادههای تازه و نقشههای تخصصی، تصویری دقیقتر از پهنههای در معرض خطر در استانهای مختلف کشور ارائه کنند. به گفته مسئولان، از آنجا که مخاطرات پدیدههایی پویا و دینامیک هستند، اطلسهای این حوزه نیز باید در دورههای زمانی مشخص بهروزرسانی شوند. اما شاید اهمیت این اطلس فقط در این نباشد که به ما بگوید کدام نقطه ایران در معرض زلزله، سیل یا فرونشست قرار دارد. مسئله مهمتر این است که پشت هر پهنه پرخطر، یک جامعه انسانی قرار دارد؛ جامعهای که ممکن است با یک زنجیره از پیامدها روبهرو شود؛ از کاهش درآمد و بیکاری گرفته تا مهاجرت، تغییر سبک زندگی، ازهمگسیختگی شبکههای اجتماعی و افزایش فشارهای روانی. فرونشست؛ وقتی زمین، زندگی را پایین میکشد شاید فرونشست یکی از روشنترین نمونههای پیوند میان مخاطره طبیعی و مسئله اجتماعی باشد. زمین که فرونشست میکند، فقط یک پدیده زمینشناسی رخ نداده است. زیرساختها، جادهها، ساختمانها، خطوط انتقال و زمینهای کشاورزی نیز ممکن است در معرض آسیب قرار گیرند. مهمتر از همه، فرونشست میتواند معیشت را تحت تأثیر قرار دهد. اگر کشاورزی آسیب ببیند یا امکان بهرهبرداری از زمین کاهش پیدا کند، مسئله از محیطزیست و زمینشناسی عبور کرده و به سفره زندگی خانوارها وارد میشود. فردی که دیگر نمیتواند از زمین خود درآمد داشته باشد، ممکن است ناچار به تغییر شغل یا ترک محل زندگی شود. گزارشهای جدید سازمان زمینشناسی نیز از گسترش پهنههای فرونشستی و پیوستن برخی پهنههایی که پیشتر جدا از هم بودند، خبر میدهد. در همین گزارشها عنوان شده که فرونشست در کشور طی یک دوره هشتساله افزایش چشمگیری داشته است. اینجاست که فرونشست میتواند به مسئله مهاجرت تبدیل شود. مهاجرت نیز صرفاً جابهجایی از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. فرد مهاجر ممکن است شبکه خویشاوندی، شغل، محله، مدرسه فرزندان و بخشی از سرمایه اجتماعی خود را پشت سر بگذارد. در مقصد نیز ممکن است با مشکلاتی مانند اشتغال، مسکن و سازگاری اجتماعی مواجه شود. بنابراین، وقتی روی نقشه یک پهنه فرونشستی ترسیم میشود، در کنار آن باید نقشه دیگری هم وجود داشته باشد: نقشه جمعیت، مشاغل، مدارس، خانوادهها و گروههایی که در آن پهنه زندگی میکنند. زلزله؛ چند ثانیهای که میتواند سالها ادامه داشته باشد زلزله شاید شناختهشدهترین مخاطره طبیعی ایران باشد. اما پیامدهای آن با پایان لرزش زمین تمام نمیشود. تخریب ساختمانها، از دست رفتن محل کسبوکار، اختلال در خدمات عمومی و جابهجایی جمعیت میتواند زندگی یک جامعه را برای مدت طولانی دگرگون کند. در یک زلزله شدید، مسئله فقط تعداد ساختمانهای تخریبشده نیست؛ مسئله این است که چه تعداد خانواده بیخانمان میشوند، چه تعداد کسبوکار تعطیل میشود، کودکان چه مدت از مدرسه دور میمانند و شبکههای خدمات اجتماعی چگونه بازسازی میشوند. به همین دلیل، وجود نقشه گسلهای لرزهزا زمانی بیشترین ارزش را دارد که وارد تصمیمگیریهای واقعی درباره ساختوساز، توسعه شهری، زیرساخت و سکونت شود. اطلس، در اینجا میتواند از یک سند تخصصی به ابزاری برای کاهش آسیبپذیری اجتماعی تبدیل شود. سیلاب؛ وقتی یک حادثه طبیعی، بحران معیشت میشود سیلاب نیز تنها آبگرفتگی خیابانها و تخریب خانهها نیست. در مناطق روستایی، سیلاب میتواند زمین کشاورزی، دام، راه دسترسی و منابع درآمدی خانوار را تحت تأثیر قرار دهد. در شهرها نیز میتواند به زیرساختها و فعالیتهای اقتصادی آسیب بزند. از سوی دیگر، دادههای مربوط به سیلابهای سال ۱۳۹۸ نشان دادهاند که در برخی دشتها، با وجود وقوع سیلابهای شدید، تغذیه آبخوانها به میزان مورد انتظار اتفاق نیفتاده است؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در مدیریت آبخیزداری، آبخوانداری و پخش سیلاب را مطرح کرده است. مدیریت مخاطرات نباید فقط به لحظه وقوع حادثه محدود شود. باید پرسید یک سیلاب چگونه میتواند همزمان بر آب، کشاورزی، اشتغال و آینده یک منطقه اثر بگذارد. گردوغبار؛ بحران خاموش زندگی روزمره گردوغبار برخلاف زلزله، معمولاً یکباره همهچیز را ویران نمیکند. اما شاید همین ویژگی باعث شود آثار اجتماعی آن کمتر دیده شود. روزهایی که گردوغبار شدید است، زندگی روزمره مختل میشود؛ فعالیتهای اقتصادی، رفتوآمد، آموزش و حضور اجتماعی ممکن است کاهش پیدا کند. در مناطقی که این پدیده تکرار میشود، مسئله میتواند از یک رخداد مقطعی فراتر رود و به بخشی از تجربه روزمره مردم تبدیل شود. وقتی محیط زندگی برای مدت طولانی نامطلوب میشود، طبیعی است که پرسشهایی درباره ماندن یا رفتن، تغییر شغل و آینده خانواده شکل بگیرد. بنابراین گردوغبار نیز میتواند در کنار پیامدهای محیطزیستی، یک مسئله اجتماعی و جمعیتی باشد. کارست؛ مخاطرهای که کمتر دیده میشود کارست شاید در مقایسه با زلزله و سیل برای افکار عمومی نامآشنایی کمتری داشته باشد، اما قرار گرفتن آن در میان پنج محور اطلس جدید نشان میدهد که شناخت پدیدههای زمینشناختی و اثر آنها بر سکونت، منابع آب و برنامهریزی سرزمین اهمیت دارد. این موضوع یادآور نکتهای اساسی است: همه مخاطرات الزاماً با یک حادثه ناگهانی خود را نشان نمیدهند. بعضی از آنها آرام و تدریجی هستند و زمانی آثارشان آشکار میشود که تصمیمهای انسانی، توسعه شهری یا فعالیتهای اقتصادی با محدودیتهای طبیعی سرزمین درگیر شده باشند. از «نقشه خطر» تا «نقشه جامعه» اطلس مخاطرات را میتوان یک قدم مهم برای شناخت سرزمین دانست، اما مرحله بعدی، تبدیل این شناخت به سیاست اجتماعی است. اگر میدانیم منطقهای در معرض فرونشست است، باید بدانیم چه تعداد خانوار و چه میزان فعالیت اقتصادی در آن قرار دارد. اگر گسل لرزهزا از محدودهای عبور میکند، باید بدانیم چه تعداد مدرسه، بیمارستان، واحد مسکونی و مرکز خدماتی در معرض خطر قرار گرفتهاند. اگر منطقهای با گردوغبار مزمن مواجه است، باید اثر آن بر اشتغال و ماندگاری جمعیت نیز بررسی شود. به بیان دیگر، هر نقشه طبیعی باید یک لایه انسانی هم داشته باشد. مخاطره زمانی به «بحران» تبدیل میشود که با آسیبپذیری جامعه برخورد کند. یک پدیده طبیعی ممکن است در نقطهای خسارت محدودی ایجاد کند، اما در نقطهای دیگر، به دلیل ضعف زیرساخت، وابستگی اقتصادی، فقر یا نبود امکان جابهجایی، پیامدهای بسیار عمیقتری داشته باشد. از همین منظر، اطلس جدید مخاطرات ایران را میتوان فرصتی برای تغییر نگاه به مفهوم «مخاطره» دانست؛ از یک موضوع صرفاً زمینشناسی به موضوعی که با زندگی روزمره مردم پیوند دارد. پشت خطوط و رنگهای روی نقشه، آدمهایی ایستادهاند. پشت هر پهنه فرونشست، ممکن است کشاورزی باشد که نگران زمین خود است؛ پشت هر گسل، خانوادهای که در یک ساختمان زندگی میکند؛ پشت هر پهنه سیلابی، روستایی که معیشتش به زمین وابسته است و پشت هر کانون گردوغبار، نسلی که آینده خود را در همان سرزمین جستوجو میکند.















نظرات کاربران