نام سید روحالله رضوی در روزهای اخیر در کنار علی بایندریان، محمدهادی مؤمنین و حسین شمخانی بهعنوان یکی از چهار چهره مطرح شبکه موسوم به «تراستیهای نفتی» منتشر شده است؛ شبکهای که کار آن فروش نفت و جابهجایی درآمدهای ارزی ایران در شرایط تحریم است. اهمیت نام رضوی فقط به حجم فعالیتهای نفتی منتسب به او برنمیگردد؛ گزارشهای رسانهای او را داماد مجید متقیفر، سخنگوی جبهه پایداری معرفی میکنند؛ جریانی که طی سالهای گذشته از سرسختترین منتقدان توافق هستهای و مذاکرات با آمریکا بوده است. رویداد۲۴ به نقل از یاشار سلطانی این نسبت خانوادگی را گزارش کرده است. متقیفر پیشتر تصریح کرده بود دامادش «روحالله رضوی» نام دارد، اما او همان مجری صداوسیما معروف به «سرباز روحالله» نیست.
ماجرای تراستیها محصول مستقیم اقتصاد تحریمی ایران است. هنگامی که فروش رسمی نفت، انتقال پول از شبکه بانکی جهانی و استفاده از بانکهای معمول برای ایران محدود شد، دولت به شبکهای از واسطهها، شرکتهای پوششی، صرافیها و حسابهای خارجی متوسل شد. این واسطهها محموله نفت را تحویل میگیرند، آن را از مسیرهای غیرمستقیم میفروشند و پول را با کسر هزینه و کارمزد به ایران بازمیگردانند. همین سازوکار به دلیل محرمانگی، امکان نظارت عمومی بر قیمت نفت، میزان تخفیف، کارمزد واسطه و زمان بازگشت پول را بهشدت کاهش داده است.
این دیگر صرفاً انتقاد رسانهها نیست. دیوان محاسبات کشور در مرداد امسال اعلام کرد اتکای گسترده و در مواردی «فاقد توجیه» به تراستیها باعث «تحمیل کارمزدهای سنگین، رسوب چندماهه منابع، انتفاع واسطهها، کاهش شفافیت و تضییع حقوق بیتالمال» شده است. این نهاد همچنین از بررسی پرونده ۱۴۱ تراستی بدهکار خبر داد و پرونده تخفیفهای غیرمتعارف، تأخیر در وصول درآمدهای نفتی و تعارض منافع را به دادسرای دیوان محاسبات فرستاد.
در همین فضا بود که همشهری آنلاین نام بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را بهعنوان چهار تراستی بزرگ مطرح کرد؛ گزارشی که بعداً از وبسایت این روزنامه حذف شد، اما متن آن در منابع دیگر باقی مانده است. ولیالله بیاتی، نماینده مجلس، در همان گزارش گفته بود در فاصله ۲۸ خرداد تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۷۲ میلیون بشکه نفت خام در این چارچوب جابهجا شده و خواستار روشن شدن نحوه انتخاب واسطهها، قیمت واگذاری نفت و ضمانت بازگشت پول شده بود.
رسانههای دیگر حجم واگذاری را تا ۸۰ میلیون بشکه و میزان تخفیف را حدود هشت درصد گزارش کردهاند. بر اساس این ارقام، اختلاف قیمت میتواند در محدوده ۵۷۶ تا ۶۸۰ میلیون دلار باشد. این رقم را نباید بدون اسناد قراردادها «سود خالص» چهار واسطه دانست؛ هزینه حمل، بیمه، ریسک تحریم و هزینه شبکه انتقال پول نیز وجود دارد. اما حتی همین ابعاد معامله توضیح میدهد چرا دسترسی به فروش نفت تحریمی میتواند امتیازی اقتصادی با ارزش صدها میلیون دلار ایجاد کند و چرا انتشار قراردادها، میزان کارمزد و صاحبان نهایی شرکتها اهمیت دارد.
بررسی رویداد۲۴ بر پایه دادههای ثبتی نشان میدهد سید روحالله رضوی در شبکهای از شرکتهای نفتی و تجاری حضور داشته است. از جمله نام او در مدیریت تجارت گستر اطلس پارسیان کیش و فرزانگان انرژی پارس و چند شرکت دیگر از جمله پتروتجارت خاورمیانه، پترو اوریم کیش و پیشگامان اقتصاد صادقین دیده میشود. فعالیت مجموعه اطلس پارسیان در زنجیره نفت و گاز نیز مستقل از این جنجال رسانهای قابل مشاهده است؛ خود این مجموعه شرکتهای زیرمجموعهای در حوزه بالادست و پاییندست نفت و گاز معرفی کرده است.
در سوی دیگر این پرونده، مواضع سیاسی جبهه پایداری قرار دارد. این جریان پیش از امضای تفاهم ایران و آمریکا در خرداد امسال به مذاکرات و مفاد توافق اعتراض داشت و پس از امضا نیز در بیانیه رسمی خود نوشت که از ابتدا نسبت به «تهدیدات این نوع توافق» هشدار داده و بر مخالفتهای خود پافشاری کرده است. پایداری پس از امضای تفاهمنامه نیز خواستار پاسخ نظامی شدید به نقضهای ادعایی توافق شد و هشدار داد اگر بند توقف عملیات نظامی اجرا نشود، پیگیری سایر بندهای توافق بیمعنی خواهد بود.
مجید متقیفر البته موضع جبهه خود را «مخالفت با اصل مذاکره» نمیداند. او در تیرماه گفت مذاکره میتواند یک ابزار سیاسی باشد، اما مذاکره با دولت دونالد ترامپ نباید انجام شود زیرا به گفته او ترامپ قابل اعتماد نیست. این تمایز مهم است: شواهد موجود اجازه نمیدهد گفته شود جبهه پایداری رسماً خواهان باقی ماندن تحریمهاست؛ آنچه قابل استناد است، مخالفت این جریان با بخش مهمی از مسیرهای دیپلماتیکی است که در سالهای گذشته با هدف کاهش یا رفع تحریمها دنبال شدهاند.
این موضع نیز سابقهای طولانی دارد. محمود نبویان، از چهرههای شاخص نزدیک به پایداری، در مذاکرات وین سال ۱۴۰۱ توافق در دست مذاکره را بهشدت نقد میکرد و میگفت ایران «نیازی به مذاکرات» ندارد؛ هرچند همزمان میگفت اگر آمریکا تحریمها را بردارد امکان توافق وجود دارد. در جریان مذاکرات و جنگ امسال نیز نبویان از منتقدان اصلی تفاهم با آمریکا بود و در خرداد ۱۴۰۵ علناً بخشهایی از متن مورد مذاکره را مورد حمله قرار داد.
اینجاست که پرونده روحالله رضوی از یک خبر درباره یک تاجر نفتی فراتر میرود. اقتصاد تحریم بازندگان و برندگان مشخصی دارد. برای اکثریت جامعه، تحریم به معنای افزایش قیمت، محدودیت تجارت، دشواری انتقال پول و کاهش سرمایهگذاری است؛ اما برای کسانی که اجازه دسترسی به کانالهای محرمانه فروش نفت و انتقال ارز را پیدا میکنند، همان محدودیتها یک بازار انحصاری ایجاد میکند. دیوان محاسبات نیز صریحاً از «انتفاع واسطهها» در این ساختار سخن گفته است.
بنابراین مطرح شدن نام داماد سخنگوی جبهه پایداری در میان تراستیهای بزرگ نفتی، پرسشی مشروع درباره تعارض منافع سیاسی و اقتصادی ایجاد میکند: جریانی که با برخی از مهمترین توافقهای معطوف به کاهش تحریم و عادیسازی فروش نفت مخالفت کرده، چه سازوکاری برای جلوگیری از انتفاع نزدیکان سیاسی خود از اقتصادی دارد که دقیقاً در نتیجه همان تحریمها شکل گرفته است؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که اطلاعات مربوط به نحوه انتخاب تراستیها، قراردادها، تخفیفها، کارمزدها و تسویه حسابهای آنان عمومی نیست.
مسئله اصلی در نهایت فقط روحالله رضوی نیست. شبکهای که بنا بر اعلام رسمی دیوان محاسبات اکنون ۱۴۱ تراستی بدهکار در آن زیر بررسی قرار دارند، نشان میدهد «دور زدن تحریم» به یک بخش بزرگ و کمشفاف از اقتصاد ایران تبدیل شده است. هر بار که مسیر بانکی و فروش عادی نفت بسته میماند، نیاز به همین واسطهها افزایش مییابد؛ و هرچه تحریم طولانیتر شود، ارزش اقتصادی دسترسی انحصاری به این مسیرها بیشتر خواهد شد. از همین رو، پرونده تازه یک پرسش سیاسی را بار دیگر به میان آورده است: کسانی که با راههای عملی خروج از وضعیت تحریمی مخالفت میکنند، همزمان چه مسئولیتی برای شفاف کردن منافع اقتصادی شبکههایی دارند که از ادامه همین وضعیت تغذیه میکنند؟















نظرات کاربران