بازگشت ۱۰ عضو هیئت علمی مهاجرتکرده به دانشگاه علوم پزشکی ایران، همزمان با آغاز سال تحصیلی، بیش از آنکه صرفاً یک خبر دانشگاهی باشد، نشانهای از مسئلهای بزرگتر است؛ مسئلهای که سالهاست آموزش عالی ایران با آن دستوپنجه نرم میکند: ماندن، رفتن و گاهی بازگشتن سرمایه انسانی.
در روزهایی که دانشگاهها دوباره میزبان دانشجویان میشوند، خبر بازگشت دستکم ۱۰ عضو هیئت علمی مهاجرتکرده به دانشگاه علوم پزشکی ایران، توجهها را به موضوع مهاجرت استادان و پزشکان جلب کرده است. نادر توکلی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران، گفته است که طی یک سال گذشته حدود ۱۰ نفر از اعضای علمی که مهاجرت کرده بودند، به دانشگاه بازگشتهاند. او همچنین از کاهش خروج پزشکان از نظام تماموقتی در سال ۱۴۰۵ خبر داده و گفته است آمار دقیق این شاخص پس از تکمیل بررسیها اعلام خواهد شد.
توکلی در عین حال به وضعیت پرداخت مطالبات اعضای هیئت علمی نیز اشاره کرده است. به گفته او، با هماهنگیهای انجامشده، پرداخت حقوق اعضای هیئت علمی در حال انجام است و قرار شده است مطالبات پزشکان، بهویژه حق تماموقتی، همزمان با آغاز فصل آموزشی بهروز شود. او گفته است دانشگاه در حوزه تأمین منابع برای پرداخت به پزشکان درمانی، بیش از یک سال عقبماندگی داشته، اما پرداختها اکنون نظم بیشتری پیدا کرده است. این اعداد البته بهتنهایی نمیتوانند تصویری کامل از وضعیت مهاجرت استادان و پزشکان در کشور ارائه دهند. بازگشت ۱۰ نفر را نمیتوان به معنای حل مسئله مهاجرت دانشگاهیان دانست؛ همانطور که کاهش صدور برخی گواهیهای مورد استفاده پزشکان و دندانپزشکان برای ادامه فعالیت حرفهای در خارج از کشور نیز بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره روند کلی مهاجرت کافی نیست. خود رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز این شاخصها را در قالب روندهای مورد رصد دانشگاه مطرح کرده و آمار دقیقتر را به تکمیل بررسیها موکول کرده است.
با این حال، «بازگشت» از منظر دانشگاه اهمیت ویژهای دارد. استاد مهاجرتکرده تنها یک نیروی اداری یا یک نیروی متخصص نیست؛ پشت سر او سالها آموزش، پژوهش، تجربه حرفهای، ارتباطات علمی و تربیت دانشجو قرار دارد. بازگشت حتی تعداد محدودی از اعضای هیئت علمی میتواند به معنای بازگشت بخشی از همین تجربه به کلاس درس و آزمایشگاه باشد؛ هرچند اندازه و اثر واقعی این بازگشت، به شرایط فعالیت و امکان ماندگاری آنان در دانشگاه وابسته است.
آغاز سال تحصیلی دانشگاهها بار دیگر بحث درباره نقش دانشگاه در جامعه را به میان آورده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در پیام آغاز سال تحصیلی تأکید کرده است که دانشگاه باید محیطی برای دانش، پژوهش، گفتوگو، نقد علمی و آزاداندیشی باشد و از ظرفیت استادان و دانشجویان برای یافتن راهحلهای علمی و عملی مسائل جامعه استفاده کند. او همچنین دانشگاهها را در مسیر پیشرفت، بازسازی و حل مسائل کشور دارای مسئولیت دانسته است.
اما دانشگاه برای ایفای چنین نقشی، پیش از هر چیز به سرمایه انسانی نیاز دارد. کیفیت دانشگاه را نمیتوان فقط با تعداد دانشجو، ساختمان، تجهیزات یا رتبههای علمی سنجید. استاد، پژوهشگر و دانشجو در کنار یکدیگر بدنه اصلی دانشگاه را شکل میدهند. به همین دلیل، بحث مهاجرت اعضای هیئت علمی فقط موضوعی مربوط به بازار کار نیست؛ به آینده آموزش، پژوهش و حتی توان حل مسائل کشور مربوط میشود.
از این منظر، شاید مهمترین بخش خبر بازگشت ۱۰ استاد، نه تعداد آنها، بلکه این پرسش باشد که چه عواملی آنان را به بازگشت ترغیب کرده است و آیا این عوامل میتوانند برای دیگر استادان و پژوهشگران نیز فراهم شوند؟ اگر پرداخت منظم مطالبات، ثبات شغلی، امکان فعالیت علمی، دسترسی به امکانات پژوهشی، ارتباطات بینالمللی و احساس اثرگذاری در محیط دانشگاه تقویت شود، بازگشت میتواند از یک اتفاق موردی به بخشی از یک روند تبدیل شود.
در مقابل، اگر مشکلات ساختاری پابرجا بماند، بازگشت چند استاد نمیتواند بهتنهایی نشانه تغییر پایدار باشد. دانشگاه برای نگهداشتن سرمایه انسانی خود به مجموعهای از سیاستهای هماهنگ نیاز دارد؛ سیاستهایی که هم دغدغههای معیشتی استادان را ببینند و هم شأن علمی و حرفهای آنان را به رسمیت بشناسند.
آغاز سال تحصیلی، بنابراین، میتواند فرصتی برای نگاه دوباره به دانشگاه باشد؛ دانشگاهی که نه فقط محل برگزاری کلاس، بلکه یکی از مهمترین نهادهای تولید دانش، تربیت نیروی انسانی و گفتوگوی اجتماعی است. خبر بازگشت ۱۰ عضو هیئت علمی، در این میان، یک نشانه است؛ نشانهای که میتواند امیدبخش باشد، اما برای تبدیلشدن به یک روند، نیازمند سیاستهای پایدار و قابل سنجش است.
شاید پرسش اصلی در آغاز سال تحصیلی همین باشد: چگونه دانشگاهی بسازیم که استاد و پژوهشگر نه فقط امکان بازگشت، بلکه انگیزه ماندن و ساختن آینده خود را در آن داشته باشد؟















نظرات کاربران