به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، دلار در بازار آزاد طی روزهای اخیر سقفهای قیمتی پیشین را با سرعت پشت سر گذاشته است. تا امروز چهارشنبه ۸ مهر، بانک مرکزی برنامه مشخصی برای پاسخ به این روند اعلام نکرده است. همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهطور فعال برای اثرگذاری بر نرخ ارز ایران تلاش میکند.
این وضعیت برای خانوارها پیامد مستقیم دارد. وقتی سیاستگذار داخلی نشانهای از برنامه نمیدهد، خبرهای بیرونی سهم بیشتری در جهت بازار پیدا میکنند. برای کسی که پسانداز ریالی دارد یا خرید کالای وارداتی را در نظر دارد، هر پله افزایش دلار یعنی کاهش قدرت خرید همان مبلغ.
سقف قیمتی چه معنایی دارد
سقف قیمتی سطحی است که قیمت چند بار تا آن بالا رفته و دوباره برگشته است. معاملهگران به این سطح «مقاومت» میگویند. عبور سریع از مقاومت معمولاً نشان میدهد که فشار خرید بر فشار فروش غلبه کرده است. پیامد عملی این است که سطح بعدی به نقطه مرجع تازه در ذهن فعالان بازار تبدیل میشود.
خزانهداری آمریکا مسئول اجرای تحریمهای مالی این کشور است. محدودکردن فروش نفت و نقلوانتقال بانکی، ورود ارز به اقتصاد ایران را کاهش میدهد. نتیجه این روند کاهش عرضه ارز در بازار داخلی است. مقامهای خزانهداری در ماههای گذشته فشار بر درآمدهای ارزی ایران را بارها بخشی از سیاست واشنگتن معرفی کردهاند.
کشمکش عرضه و انتظارات
بانک مرکزی برای اثرگذاری بر بازار چند ابزار شناختهشده در اختیار دارد. این ابزارها عرضه ارز در مرکز مبادله، تغییر نرخ سود بانکی و اعلام برنامهای روشن برای بازار هستند. ابزار سوم به «مدیریت انتظارات» مشهور است؛ یعنی اثرگذاری بر پیشبینی مردم از قیمت آینده. دادههای دورههای پیشین نشان میدهد که انتظارات گاهی بیش از عرضه و تقاضای واقعی بر قیمت اثر میگذارد.
فعالان حرفهای در این شرایط دو شاخص را زیر نظر دارند: حجم عرضه در مرکز مبادله و فاصله نرخ بازار آزاد با نرخ رسمی. افزایش این فاصله معمولاً انگیزه تقاضای سفتهبازانه را بالا میبرد. تقاضای سفتهبازانه یعنی خرید ارز برای حفظ ارزش دارایی یا کسب سود، نه برای نیاز واقعی. در سالهای گذشته نیز دورههای جهش ارزی اغلب با ترکیب فشار خارجی و انتظارات داخلی همراه بوده است. مسیر بعدی بازار به این بستگی دارد که کدامیک از این دو عامل در روزهای آینده وزن بیشتری پیدا کند.















نظرات کاربران