اقتصاد ایران سالهاست با مجموعهای از مشکلات بههمپیوسته روبهرو است.
*** اقتصاد ایران چرا از نفس افتاد؟
به گزارش سروش؛ سالهاست درباره ضرورت اصلاحات در اقتصاد سخن گفته میشود؛ از کنترل نقدینگی و انضباط پولی گرفته تا اصلاح نظام مالیاتی، ساماندهی ناترازی بانکها و حرکت به سمت درآمدهای پایدار.
با این حال، اقتصاد را نمیتوان فقط در جداول پولی و بودجهای خلاصه کرد. آثار سیاستهای اقتصادی در نهایت در زندگی روزمره مردم و فعالیت بنگاهها دیده میشود؛ در مغازهای که فروشش کاهش یافته، کارگاهی که برای تأمین سرمایه در گردش با مشکل مواجه است و خانوادهای که ناچار است بخشی از خریدهای خود را از سبد مصرف حذف کند.
یکی از پرسشهای مهم در اقتصاد ایران این است که چرا کاهش تقاضا الزاماً به کاهش متناسب قیمتها منجر نمیشود؟
در نظریه ساده بازار، کاهش تقاضا باید فشار کاهشی بر قیمتها ایجاد کند، اما اقتصاد واقعی تحت تأثیر انتظارات، نااطمینانی و رفتار فعالان اقتصادی قرار دارد.
در یک اقتصاد تورمی، فروشنده تنها به قیمت خرید امروز نگاه نمیکند؛ بلکه قیمت جایگزینی کالا در روزها و ماههای آینده را نیز در نظر میگیرد. وقتی مشخص نیست مواد اولیه، کالا یا ارز مورد نیاز در آینده با چه قیمتی تأمین خواهد شد، کاهش قیمت امروز میتواند برای فروشنده پرریسک باشد.
به همین دلیل ممکن است در اقتصادهای گرفتار نااطمینانی، کاهش تقاضا همزمان با ماندگاری قیمتها اتفاق بیفتد؛ وضعیتی که نتیجه آن ترکیبی از رکود و تورم است.
*** گره اعتباری اقتصاد کجاست؟
یکی دیگر از مشکلات اقتصاد ایران، دسترسی بنگاهها به منابع مالی است.
بنگاههای بزرگ معمولاً گزینههای بیشتری برای تأمین مالی دارند، اما برای یک کارگاه، فروشگاه یا واحد خدماتی کوچک، سرمایه در گردش اهمیت حیاتی دارد.
این بنگاهها باید امروز منابع لازم برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق، اجاره و هزینههای جاری را در اختیار داشته باشند تا بتوانند درآمد فردا را ایجاد کنند.
در بازارهای اعتباری با اطلاعات ناقص، افزایش نرخ بهره الزاماً به افزایش عرضه اعتبار منجر نمیشود. حتی ممکن است بانکها به جای افزایش نرخ، حجم تسهیلاتدهی خود را کاهش دهند.
در چنین شرایطی، مشکل بنگاه کوچک فقط «گران بودن پول» نیست؛ بلکه ممکن است اصلاً پول در دسترس نباشد.
کاهش اعتبار میتواند موجودی کالا را کاهش دهد، خرید مواد اولیه را به تأخیر بیندازد و دوره گردش سرمایه را طولانیتر کند. بخشی از این هزینهها نیز در نهایت به قیمت تمامشده کالا و خدمات منتقل میشود.
اصلاح مالیاتی؛ فقط افزایش درآمد دولت نیست اصلاح نظام مالیاتی یکی از ضرورتهای اقتصاد است، اما مسئله فقط میزان مالیاتی نیست که از فعالان اقتصادی دریافت میشود.
زمان دریافت مالیات، نوع پایه مالیاتی، شفافیت نظام مالیاتی و نحوه برخورد با فرار مالیاتی نیز اهمیت دارد.
در شرایط تورمی، فاصله زمانی میان ایجاد تعهد مالیاتی و پرداخت آن میتواند بر ارزش واقعی درآمد مالیاتی اثر بگذارد. از سوی دیگر، اگر بنگاه اقتصادی همزمان با کاهش فروش، افزایش هزینهها و کمبود نقدینگی مواجه باشد، فشار مالیاتی بیشتر میتواند بخشی از سرمایه در گردش آن را از چرخه تولید خارج کند.
بنابراین اصلاح مالیاتی زمانی میتواند به درآمد پایدار منجر شود که همزمان با بهبود محیط کسبوکار، کاهش هزینههای مبادله و تقویت توان تولید پیش برود.
اقتصاد فقط بانک و کارخانه نیست؛ توزیع هم یک گره مهم است یکی از حلقههایی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، شبکه توزیع است.
بر اساس نظریه هزینه مبادله، نحوه سازماندهی معاملات و ساختار مبادله میتواند هزینههای قابلتوجهی به اقتصاد تحمیل کند. هرچه مسیر انتقال کالا از تولیدکننده به مصرفکننده طولانیتر، غیرشفافتر و پرهزینهتر باشد، منابع بیشتری در حلقههای غیرضروری مصرف خواهد شد.
در چنین شرایطی، هم تولیدکننده تحت فشار قرار میگیرد و هم مصرفکننده با قیمت بالاتری مواجه میشود.
بنابراین برای اصلاح اقتصاد، تنها نباید پرسید نقدینگی چقدر است؛ بلکه باید بررسی کرد اعتبار چگونه در اقتصاد گردش میکند، کالا چگونه به دست مصرفکننده میرسد و هزینه این گردش را چه کسی پرداخت میکند.
*** راهحل اقتصاد ایران چیست؟
راه عبور از مشکلات اقتصاد الزاماً تزریق پول جدید نیست. پولپاشی بدون پشتوانه میتواند بار دیگر به افزایش نقدینگی و تشدید فشارهای تورمی منجر شود.
یکی از مسیرهای مطرح، توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای است؛ ابزارهایی که اعتبار را به جای توزیع گسترده و غیرهدفمند، به جریان واقعی تولید و تجارت متصل میکنند.
اعتبار تجاری، برات الکترونیکی، اوراق گام و سایر ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای میتوانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.
هدف این است که سرمایه در گردش به تولیدکننده و توزیعکننده برسد، بدون آنکه لزوماً به معنای تزریق گسترده پول پرقدرت به اقتصاد باشد.
در نهایت، اقتصاد را نمیتوان فقط با یک شاخص سنجید. کنترل رشد نقدینگی، اصلاح نظام مالیاتی و انضباط بانکی زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهند که نتیجه آنها در بازار و زندگی مردم دیده شود.
اگر مغازهدار نتواند کالا را جایگزین کند، تولیدکننده به سرمایه در گردش دسترسی نداشته باشد و خانوارها از تأمین هزینههای روزمره خود ناتوان شوند، اصلاحات اقتصادی هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است.
اقتصاد در نهایت فقط در ترازنامه بانکها و جداول بودجهای خلاصه نمیشود؛ اقتصاد در گردش کالا، فعالیت بنگاهها و توان خرید مردم خود را نشان میدهد.















نظرات کاربران