به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، تولید کارگاههای بزرگ صنعتی در سال ۱۴۰۴ افت ۱.۳ درصدی را ثبت کرد. این نخستین کاهش تولید این بخش پس از ۷ سال رشد یا ثبات است. ناترازی انرژی در زمستان و افزایش هزینههای تولید، دو عامل اصلی این افت بودهاند.
اهمیت این عدد برای مخاطب عام در یک نکته خلاصه میشود: وقتی کارخانهها کمتر تولید کنند، کالای کمتری به قفسه فروشگاهها میرسد. در بازاری که تقاضا ثابت بماند و عرضه کاهش یابد، قیمتها زیر فشار افزایشی قرار میگیرند. به این ترتیب، این آمار صنعتی مستقیماً به هزینه زندگی روزمره گره میخورد.
عدد کوچک، پیام بزرگ
رقم ۱.۳ درصد در نگاه اول کوچک به نظر میرسد. اما کارگاههای بزرگ صنعتی ستون اصلی تولید کالاهایی مانند فولاد، سیمان، خودرو، لوازم خانگی و مواد غذایی بستهبندیشده هستند. تغییر جهت از رشد به کاهش، پس از ۷ سال، نشانهای از تغییر روند است و فقط یک نوسان سالانه به شمار نمیآید.
در ادبیات اقتصادی، به این وضعیت «شوک عرضه» میگویند؛ یعنی قیمتها نه به دلیل افزایش تقاضا، بلکه به دلیل کاهش تولید بالا میروند. این نوع تورم برای سیاستگذار مهار دشوارتری دارد. ابزارهایی مانند کنترل نقدینگی بر آن اثر محدودی دارند، چون مشکل اصلی در سمت تولید است.
انرژی و هزینه؛ دو گره اصلی
ناترازی انرژی یعنی فاصله میان مصرف و تولید برق و گاز کشور. در ماههای سرد سال، اولویت تأمین گاز با بخش خانگی است و سهمیه صنایع کاهش مییابد. نتیجه این است که بسیاری از واحدها مجبور به توقف یا کاهش ساعت کار میشوند و ظرفیت تولیدشان بلااستفاده میماند.
عامل دوم، افزایش هزینه تولید است. گرانی مواد اولیه، نوسان نرخ ارز و بالا رفتن هزینه تأمین مالی، حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش داده است. دادهها نشان میدهد ترکیب این دو عامل، توان تولید و انگیزه افزایش ظرفیت را همزمان محدود کرده است.
برای فعالان بازار سرمایه، این آمار اهمیت ویژهای دارد. سودآوری شرکتهای تولیدی بورسی به حجم تولید و فروش آنها وابسته است. محتملترین پیامد افت تولید، فشار بر سود عملیاتی شرکتهای انرژیبر است؛ هرچند واکنش هر صنعت به ساختار هزینه و بازار فروش آن بستگی دارد. اینکه این افت، رخدادی موقت بوده یا آغاز یک روند، به وضعیت تأمین انرژی در زمستان پیشرو بستگی خواهد داشت.















نظرات کاربران