مشابه آن، جامعه علمی و فناوری ما هم از نبود یک نقشه راه بر مبنای چشم اندازی متناسب با موقعیت اقتصادی و سیاسی کشور و با توجه استعدادهای انسانی و جغرافیایی کشور رنج می برد. در عرصه فناوری جهانی، انقلابی آرام و سرنوشتساز در حال وقوع است. برای ایران، کشوری با سرمایه های با ارزش از استعدادهای مهندسی – که سالانه بیش از ۷۵۰ هزار فارغالتحصیل رشتههی دانشگاهی از دانشگاههای خود تولید میکند و زیرساخت های صنعتی، این لحظه می تواند لحظهای از جهش پیشرفت کاتالیزوری باشد. در زیر مواردی از چالش های زیست بوم فناوری که از نظر اینجانب مهم به نظر می رسد را ذکر می کنم
نبود نقشهها راه کلان، فردمحوری در تعیین اولویت ها و تخصص منابع
یکی از مهمترین نقاط ضعف در سیاست فناوری ایران، فقدان یک نقشه راه ملی فناوری الزامآور و بلندمدت است. تخصیص بودجه برای تحقیقات، نوآوری و فعالیتهای «دانشمحور» اغلب شخصیتمحور است تا ماموریتمحور. اولویتهای تأمین مالی با تغییر در وزرا، معاونان و مدیران ستادی تغییر میکند. این مسئله به همراه تخصیص ناعادلانه و یا شخص محوری منابع، بازدهی زیست بوم فناوری را می کاهد. بخشی از تخصیص ناعادلانه منابع به خاطر عدم شفاف سازی و رعایت قوانین تعارض منافع در تخصیص است. سیاست های درست می توانند علاوه بر بازدهی بهتر زیست بوم علمی کشور باعث جذب بیشتر منابع در قسمت تحقیق و توسعه گردد. به عنوان مثال: کره جنوبی هزینههای تحقیق و توسعه را از ۱٪ تولید ناخالص داخلی در دهه ۱۹۸۰ به بیش از 5٪ در حال حاضر افزایش داده است. در مقابل، در ایران، هزینههای تحقیق و توسعه حدود ۰.۶ تا ۰.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی است، که بسیار پایینتر از میانگین سازمان توسعه و همکاری اقتصادی OECD (حدود ۲.۵ درصد) و حتی پایینتر از میانگین جهانی حدود ۱.۷ درصد [ 1 ] است. به نظر می رسد که همزمان با تاسیس بنیاد علم ایران INSF مشابه با NSF آمریکا، تدوین نقشه راه، قوانین شفافیت و عدالت محوری مشابه آنها کمتر توجه شده است [ 2 ].
کمیت استارتآپهایی خدماتی و نادیده شدن فناوری های سخت افزاری
تعداد شرکت های دانش بنیان در ایران بیش از ۱۰.۰۰۰ شرکت است که بخش زیادی از آنها در حوزه نرمافزار و خدمات فعالیت میکنند. استارتآپهایی مانند اسنپ و دیجیکالا… به حق مورد رشد خوبی داشته اند. ایران موفقیت قابل توجهی در استارتاپهای دیجیتال خدماتمحور، بهویژه در تجارت الکترونیک، فینتک، حملونقل آنلاین و پلتفرمهای محتوا داشته است. برآوردها نشان میدهد که بخش خدمات دیجیتال بیش از ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد که قابل مقایسه با برخی از کشورهای پیشرفته است.
با این حال، این موفقیت به رشد در فناوری مبتنی بر سختافزار تبدیل نشده است: مثلا در طراحی نیمههادی، تولید پیشرفته، رباتیک صنعتی، دستگاههای پزشکی یا سیستمهای هوش مصنوعی صنعتی. دلیل آن ساختاری است. استارتاپهای خدماتی در درجه اول به استعداد نرمافزاری و مقیاسپذیری پلتفرم نیاز دارند، در حالی که توسعه سختافزاری نیازمند چرخههای سرمایهگذاری طولانی، زیرساختهای سرمایهبر، ادغام زنجیره تأمین و همکاری نزدیک صنعت و دانشگاه است. متاسفانه آمار های که از درصد اختراعات تجاری سازی شده ایران، شرکت های دانش بنیان فناور و رتبه ایران در ارائه کالا و خدمات فناورانه حاکی از این موضوع است [ 3 ].
با این حال، نوآوری در خدمات به تنهایی حاکمیت فناوری ایجاد نمیکند. به عنوان مثال، حتی پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی، در مقیاس بزرگ، به اکوسیستمهای سختافزاری مانند توسعه در تراشهها، حسگرها، Edge AI، مراکز داده، رباتیک و سیستمهای کنترل صنعتی بستگی دارد. این عدم تعادل، می تواند ایران را به جای شکلدهنده یک فناوری مانند هوش مصنوعی، به یک کاربر هوش مصنوعی تبدیل کند.
پروژههای بزرگ و شبکه سازی
با عمیق شدن علم و فناوری و تنوع رشته های مختلف، انجام یک پروژه علمی به شبکه ای از متخصصان و هماهنگی بین انها نیاز دارد؛ به طور مثال برای ساخت یک ماشین امروزی حداقل بیش از 3000 هزار متخصص و طراح لازم است. به عنوان نمونه می توان به تاسیس سازمان ملی هوش مصنوعی ایران اشاره کرد این طرح که در ابتدا به عنوان یک پروژه چند وزارتخانهای شامل وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، دانشگاهها و بخش خصوصی پیشنهاد شد، به تلاشهای موازی رقابتی توسط نهادهای مختلف تبدیل شد که بعد از تدوین کلیات سند ملی هوش مصنوعی این سازمان تشکیل شده است و در دولت چهاردهم هنوز سازمان بودن این نهاد جای بحث است [ 5 ]. اتحادیه اروپا در چارچوب برنامه Apply AI Strategy ، ائتلافی با نام «Apply AI Alliance» ایجاد کرده که بستری برای همکاری میان بخش دولتی، دانشگاهها و جامعه مدنی است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، منابع مالی این طرح از برنامههای تحقیقاتی «Horizon Europe» و «DigitalEurope» تأمین خواهد شد. علاوه بر برنامههای افق Horizon اتحادیه اروپا و پروژه های بزرگMETI ژاپن در حوزه انرژی های نوین را می توان ذکر کرد که نشان می دهد بدون پروژههای بزرگ، بخش فناوری ایران از رقابت بین المللی عقب می ماند [ 4 ].
سنجش اشتباه و ارزش گزاری غلط
اگر ما به مراحل سطوح فناوری که از TRL 1 که شروع یک پژوهش است تاTRL9 که ارائه یک محصول فناورانه تجاری سازی شده است، نگاهی بی اندازیم، بیشتر انرژی جامعه علمی و فناوری ما در 3 سطح اول مصرف می شود و آمار های ما از تولید دانش در 2 سطح اول است، در صورتی که این حجم از مقالات و کار پژوهشی ای (بیش از 50 هزار در سال) که به محصول تجاری سازی شده نمی رسند و مسئله محور نیستند [ 9 ] نه تنها مزیت حساب نمی شود بلکه یک نقطه ضعف است. در سالهای اخیر می بینیم که بسیاری از پراستنادترین پژوهشگران کشور متاسفانه در دانشکده های مکانیک، عمران و مواد هستند که این انحراف راهبردی ما را نشان می دهد که باید تناسبی بین تولید علم برمبنای چاپ مقاله، طرح های توسعه فناوری و طرحهای فناورانه تجاری سازی شده وجود داشته باشد. تخصیص گرانت های پژوهشی بر مبنای مقالات، و ایین نامه های ارتقاء و ترفیع اساتید خود به این مسئله دامن می زند.
سیاست تخفیفهای مالیاتی و مشوقها برای شرکتهای دانشبنیان، یک پارادوکس کمیسازی ایجاد کرده است که تعداد این شرکت ها را به بیش از 10۰۰۰ در حال حاضر افزایش داده است. با این حال، تجزیه و تحلیل خروجیهای آنها نشان میدهد که بسیاری از آنها بر راهحلهای نرمافزاری کمریسک و سریع تمرکز دارند. ایران سالانه تقریباً بیش از 10000 اختراع ثبت میکند (رقمی بالا در منطقه)، اما تأثیر آنها، که با استنادها یا مجوزهای تجاری اندازهگیری میشود، در میان کمترینها در آسیا قرار دارد[ 8 ]. این سیستم به جای تحقیق و توسعه عمیق فناوری، به ظاهر نوآوری – گواهینامهها و ثبتها – پاداش میدهد. در نتیجه، سرمایهگذاری به اشتباه از حوزههای سرمایهبر و زمانبر سختافزاری دور میشود. فناوری به صورت خطی مقیاسپذیر نیست. سیاست و برنامه های کلان علمی باید دورههای طولانی رشد و پیشرفت ناهموار را تحمل کند چیزی که چارچوب سیاست های تشویقی فعلی ایران اجازه نمیدهد (مثلا برای کشف موج گرانشی که در سال 2017 تیم لایگو جایزه نوبل فیزیک را بردند حدود نیم قرن از ایده تا کشف نهایی زمان برده است).
مدپرستی و روابط انسانی در تعیین ستاد ها و اولویتها
متأسفانه تا حدی رویکرد مدپرستانه و شتابزده در حاکمیت در قبال فناوریهای نوین، بدون تدوین نقشه راه عملی و نگاه بلندمدت، سبب هدررفت منابع ملی شده است. نمونه بارز آن، تشکیل ستاد ویژه نانو در سال 1382 با هزینههای سنگین (به نسبت زمانی در ایران) و نتایج محدود در مقیاس ملی بود که مبانی اصول ساده تعارض منافع در تخصیص منابع این ستادها صورت نگرفته بود؛ در صورتی که می توانستیم تناسبی با هزینه های پژوهش در قسمت ساخت نیمه هادی ها، تراشه های زیر نانو و سخت افزار های میکروالکترونیک برقرار کنیم (که اخیرا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به دبیر ستاد توسعه فناوری های نانو و میکرو اصلاح گردیده است)؛ اکنون نیز این ترس وجود دارد که با تکرار همان الگو، تمرکز صرف بر کلیدواژههایی مانند کوانتوم، بدون ترسیم چشمانداز شفاف، زیرساخت لازم و برنامه اجرایی مشخص، تنها به پرش از روی موج مدهای فناوری بیانجامد و بازدهی واقعی برای پیشرفت علمی پایدار کشور به همراه نداشته باشد. چیزی که در ایران برای تخصیص منابع بحث نمی شود هزینه تمام شده برای رسیدن به یک دستاورد علمی است. به عنوان مثال، به فرض ما بتوانیم با چند همت با خرید یک تلسکوپ و تاسیس یک مرکز با به کارگیری چندین متخصص مقاله ای در مجله نیچر بدهیم. این صرفا دارای ارزش نیست چون باید نگاهی به انتقال تکنولوژی، سرریز فناوری به حوزه های مختلف، و سنجش های سرمایه گزاری در حوزه های فناوری داشته باشیم [7].
موقعیت ژئوپلتیک در نقشه راه های علمی کشور
اگر اقتدار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی کشور که به امنیت و رفاه شهروندان آن می انجامد را لحاظ کنیم، نقشه راه علمی کشور نمی تواند مستقل از موقعیت ژئوپلتیک کشور باشد. کشور ما در موقعیت خاصی است که بر تعاملات آن با سایر کشور های تاثیر می گذارد [ 6 ]. نمی توان در نقشه راه علمی کشور، فناوری های فرآورده های انرژی و پتروشیمی، فولاد، معادن، محصولات کشاورزی مناسب اقلیم کشور… را در نظر نگرفت. مثلا بعد از استقلال پاکستان از مستعمره بودن انگلستان در شبهه قاره هند، تلاش های عبدالقدیرخان در توسعه فناوری هسته ای و ایجاد بازدارندگی هسته ای برای پاکستان خیلی موثر بوده است. که بسیاری از تحلیلگران معتقد هستند که با توجه به ماهیت های قبیله ای پاکستان، مذاهب تندرو، و اختلاف و نفوذ هندوستان، نبود این بازدارنگی می توانست باعث تجزیه پاکستان مانند اوکراین، لیبی و سودان شود یا نابسامانی از حمله بیگانه گان مانند افغانستان داشته باشد.
مثلا اگر ارزیابی درستی از موقعیت سیاسی ایران می داشتیم که محدودیت تعامل با غرب و تحریم های اجتناب ناپذیر را بهتر در نظر می گرفتیم شاید به جای اینکه پروژه ملی رصدخانه ملی ایران برپایه تلسکوپ اپتیکی تعریف می کردیم (که محدودید های واردات و تحریم در این اثر می گذارد) بهتر می بود که از رادیوتلسکوپ در این طرح استفاده می شد که دانش بومی راداری آن در کشور وجود دارد.
ارزیابی درست از موقعیت ژئوپلتیک ایران توسط کارشناسان خبره (نه کسانی که امثال فرانچسکو در برجام، اسنب بک را به آنها غالب کنند) و وارد کردن آن در نقشه راه علمی کشور و جهت دهی به برنامه های حمایتی و تعریف پروژه های ملی مناسبت می تواند به این مسیر کمک کند.
ناهماهنگی استراتژیک: نهادهای دانشگاهی و دفاعی
با توجه به فشارهای خارجی، نهادهای دفاعی و امنیتی ایران قابلیتهای فناوری پیشرفته و بومی را در جنگ سایبری، پهپادها و هوافضا توسعه دادهاند. در نهایت، با وجود قابلیتهای قوی فناوری دفاعی ایران، همکاری عمیق بین نهادهای دفاعی و دانشگاههای غیرنظامی وجود ندارد. فشار رسانههای غربی و حساسیتهای اجتماعی داخلی، ترورهای دانشمندان، تحریم و محدودیت سازی محققان، چنین همکاریهایی را از نظر سیاسی پرهزینه کرده و منجر به توسعهی ایزوله در هر قسمت شده است. امیدوارم با طرح های مانند جهاد علمی که اخیرا در دانشگاه های فعال شده بتوان به هم افزایی بیشتر این بخش ها برسیم. توسعه این روابط و هماهنگی بیشتر حکمرانی با جامعه علمی، چه بسا که می توانست سریعتر ما را در برهه های زمانی ای که توجه غرب به ایران کمتر معطوف بود به بازدارندگی هسته ای برساند.
در پایان باید تاکید کرد، بدون یک نقشه راه ملی، پروژههای ماموریتمحور، سازوکارهای تأمین مالی منصفانه که اصول تعارض منافع در آن لحاظ شده و هماهنگی نهادی، ایران در معرض خطر باقی ماندن به عنوان مصرفکننده فناوریهای جهانی است.















نظرات کاربران