محمد امین محبی خبرنگار نفتآنلاین| کاش تمام سختی کار کارکنان صنعت نفت فقط دوری از خانواده بود! کاش بزرگترین نگرانی یک حفار، اپراتور پالایشگاه، نیروی بهرهبرداری یا کارمند سکوی دریایی، فقط نرسیدن به جشن تولد فرزندش یا چند هفته دوری از همسر و خانواده بود.
اما واقعیت چیز دیگری است. در صنعتی که یک نشتی گاز ، فوران چاه، سقوط تجهیزات سنگین یا انفجار میتواند در چند ثانیه زندگی چند خانواده را برای همیشه تغییر دهد، صحبت کردن از حقوق و مزایای کارکنان بدون درک شرایط واقعی کار آنان، منصفانه نیست.
حادثه اخیر دکل ۹۳ فتح و آسمانی شدن اصغر سلیمانی، بار دیگر خاطرات تلخ صنعت نفت را زنده کرد؛ از آتشسوزی مرگبار رگسفید و حادثه نرگسی تا حوادث پالایشگاههای تهران و آبادان و دهها حادثه دیگر در صنعت نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی که خانوادههای بسیاری را داغدار کردهاند.
این صنعت در دهههای گذشته شهدای فراوانی تقدیم کشور کرده و شمار زیادی از کارکنان آن نیز قربانی حوادث حین خدمت شدهاند؛ انسانهایی که نباید تنها در روز وقوع حادثه از آنان یاد کرد.
برای درک این شرایط کافی است زندگی یک نیروی عملیاتی را تصور کنیم. نوید جلیلی، از کارکنان شرکت ملی حفاری ایران ، در گفتگو با خبرنگار نفت آنلاین از شرایط همکاران خود میگوید: «کسی که از بیرون به دکل نگاه میکند، شاید فقط یک سازه آهنی ببیند؛ اما برای ما دکل یعنی کار در ارتفاع، تجهیزات چندتنی، فشار بالای چاه و مسئولیتی که کوچکترین خطا در آن میتواند فاجعهآفرین باشد. ما هم دوست داریم بعد از پایان چهارده روز کاری سخت سالم به خانه برگردیم.»
در پارس جنوبی نیز شرایط چندان متفاوت نیست. در روایتی تلفنی از زبان رضا صفدری، از کارکنان شرکت نفت و گاز پارس ، خطاب به خبرنگار نفت آنلاین آمده است: «سختی کار فقط ۱۴ روز دوری از خانواده نیست. وقتی وسط دریا هستی و حادثهای اتفاق میافتد، شرایط امدادرسانی با خشکی فرق دارد. خانوادههای ما هم با هر خبر حادثه روی سکوها، نگران میشوند.»
امیرعلی جعفری، از کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران ، نیز در گفتوگویی با خبرنگار این رسانه خبری به وجه دیگری از این سختیها اشاره میکند: «برای کسی که روی سکوی نفتی کار میکند، دریا همیشه آرام نیست. گاهی شرایط جوی، عملیات و مسئولیت حفظ ایمنی تأسیسات فشار زیادی ایجاد میکند؛ اما آنچه بیشتر آزارمان میدهد این است که بعضیها درباره مزایای نفتیها قضاوت میکنند، بدون آنکه حتی یک شب شرایط کار ما را تجربه کرده باشند.»
اما ماجرای فداکاری کارکنان نفت تنها به حوادث صنعتی محدود نمیشود.
در روزهای جنگ دوازده روزه و چهل روزه ، زمانی که بسیاری از ادارات تعطیل یا با ساعات کاری محدود فعالیت میکردند، کارکنان بخشهای حیاتی صنعت نفت همچنان در محل خدمت حضور داشتند تا تولید، انتقال نفت و گاز و سوخترسانی کشور متوقف نشود.
پس از جانفشانی نیروهای قهرمان مسلح در دفاع از کشور، این کارکنان صنعت نفت بودند که در خط مقدم تأمین انرژی و حفظ جریان اقتصاد ایستادند و در این مسیر شهید نیز تقدیم کشور کردند.
حملات به تأسیسات پتروشیمی ماهشهر و عسلویه، گوشهای از این واقعیت تلخ بود. در روایت آقای کریمی، از کارکنان پتروشیمی بندر امام، لحظات حمله چنین توصیف میشود: «آن روزها دیگر بحث شیفت و اضافهکاری نبود؛ نگرانی اصلی، جان همکاران بود. وقتی خبر حمله به تأسیسات منتشر میشود، خانوادهات نمیداند سالم هستی یا نه. تصور اینکه ممکن است یک لحظه همهچیز تغییر کند، واقعاً سنگین است.»
محمدرضا بهمئی، از کارکنان عملیاتی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، نیز در روایتی از شرایط کار در جنوب میگوید: «کار کردن در گرمای خوزستان، کنار تأسیسات پرفشار و گازهای خطرناک، با یک شغل معمول اداری قابل مقایسه نیست. ما انتظار امتیاز بیحساب نداریم؛ انتظار داریم وقتی درباره حقوق و مزایایمان تصمیم میگیرند، شرایط واقعی کارمان را هم ببینند.»
واقعیت این است که حتی با رعایت استانداردهای ایمنی، احتمال وقوع حادثه در محیطهای پرخطر صنعتی هرگز به صفر نمیرسد؛ البته این موضوع نباید بهانهای برای چشمپوشی از مسئولیت مدیران در پیشگیری از حوادث و تأمین تجهیزات ایمنی باشد.
نفت آنلاین خطاب به مسئولان کشور، نمایندگان مجلس و تصمیمگیران حوزه حقوق و دستمزد تأکید میکند:
کارکنان عملیاتی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی را با هیچ ارگان دیگری مقایسه نکنید، مگر آنکه شرایط کار، مسئولیتها و خطرات شغلی آنان را نیز در نظر گرفته باشید.
پیش از آنکه درباره سقف حقوق نفتیها قضاوت کنید، یک شب کنار کارکنان حفاری باشید؛ یک شیفت در گرمای طاقتفرسای مناطق نفتخیز جنوب کار کنید؛ چند روز روی سکوی دریایی بمانید و پای صحبت خانوادههایی بنشینید که عزیزانشان را در حوادث صنعت نفت از دست دادهاند. هر چند باید این نکته هم در نظر گرفت که فقط بخشی از پرسنل شریف صنعت نفت به سقف رسیده اند و اکثر گرفتار کف حقوق هستاند.
نفت فقط چاه و دکل و پالایشگاه نیست؛ نفت یعنی هزاران انسان که برای روشن ماندن چراغ اقتصاد کشور تلاش میکنند و گاهی در این مسیر جان میدهند.
کاش همه مسئولان از شمال تا جنوب کشور این حقیقت را پیش از وقوع حادثه بعدی به یاد بیاورند، نه فقط هنگام صدور پیام تسلیت!
یک پرسش مهم از مسئولان کشور؛ چرا جانباختگان حوادث صنعت نفت «شهید خدمت» محسوب نمیشوند؟
و در پایان، نفت آنلاین باز هم یک پرسش جدی از مسئولان کشور، نمایندگان مجلس ، وزارت نفت و بنیاد شهید و امور ایثارگران دارد؛ چرا کارکنانی که در مسیر خدمت به کشور و حفظ تولید و اقتصاد ملی، جان خود را در حوادث عملیاتی از دست میدهند، بهصورت یکسان و شفاف از عنوان و حمایتهای «شهید خدمت» برخوردار نمیشوند؟
مگر خون کارگری که در انفجار یک چاه نفت، حادثه دکل حفاری، آتشسوزی پالایشگاه یا حادثهای در مجتمع پتروشیمی جان میدهد، کمارزشتر از دیگر جانباختگان راه خدمت به کشور است؟
نفت آنلاین از مسئولان انتظار دارد ضوابط شناسایی شهدای خدمت در صنعت نفت را شفاف اعلام کنند و برای بررسی وضعیت کارکنانی که حین انجام وظیفه آسمانی میشوند، سازوکاری عادلانه و مشخص در نظر بگیرند.
آقایان مسئول! این کارکنان برای چرخیدن چرخ اقتصاد ایران جان میدهند؛ آیا شایسته نیست نام و جایگاه آنان نیز متناسب با این فداکاری به رسمیت شناخته شود؟
خانواده این عزیزان نباید پس از تحمل داغ از دست دادن عزیزشان، برای برخورداری از حمایتهای قانونی و حقوقی نیز درگیر بلاتکلیفی شوند.
باز هم تاکید کنیم! کاش قدردانی از کارکنان صنعت نفت فقط به پیام تسلیت پس از حوادث محدود نمیشد!















نظرات کاربران