میرزا کوچک خان در این نامه از اندیشه خود که «ایجاد یک جبهه مقاومت بینالمللی» در مقابله با استکبار جهانی است پرده بر میدارد. اندیشهای که الحق و الانصاف پس از نیم قرن از شهادت او و توسط جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به منصه ظهور رسید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، این نامه برای اولین بار است که توسط رسانه تخصصی میرزاییها رونمایی میشود. علیرغم اینکه میرزا در مکاتبات خود حتی مکاتبه با اعضای حزب کمونیست از عبارت «هوالحق» در سربرگ نامه استفاده مینمود، این نامه اما فاقد عبارات مشابه است. به نظر میرسد که بعداً بریده شده باشد.
تاریخ نامه ۲۱ خرداد ۱۳۰۰ خورشیدی است. سه روز پس از این تاریخ یعنی در ۲۴ خرداد ۱۳۰۰ خورشیدی کشتی گورچاکف از مقصد باکو به انزلی وارد شد. مسافرین این کشتی حدود هشتصد نفر از نیروهای داوطلب و نظامیان روسی، گرجی و قفقازی بودند که قرار بود تحت سرپرستی حیدرخان عمواوغلی و فوموف برای کمک به حزب کمونیست ایران که در گیلان مستقر بودند اعزام شوند. این نقشه با کودتای کارگاراتلی، شوتیخین و یان کولارژ سه نفر دیگر از چهرههای شاخص این کشتی ناکام ماند. آنها دستان حیدرخان عمواوغلی و فوموف بستند و به همراه حدود چهل نفر دیگر در یکی از اتاقهای کشتی گورچاکف محبوس کردند. یک نفر نیز که مسلحانه مقاومت کرده بود، به دریا انداخته شد. کشتی گورچاکف مستقیماً از طریق مرداب به نرگستان رفت. در نرگستان میرزا کوچک خان از آنها با سان نظامی استقبال نمود. حیدرخان آزاد شد و به رشت بازگشت، فوموف در کسما ماندگار شد. کارگاراتلی و شوتیخین در گوراب زرمیخ ماندند و یان کولارژ نیز به کیش دره آلیان فرستاده شد.
در این نامه، میرزا کوچک خان، هدف از نهضت جنگل را با استالین بازگو میکند و او را «دوست» و «برادر عزیزم» خطاب میکند. به جای واژه «پرولتاریا» از «فقرای کسبه روسیه» و به جای «بولشویک» از «سیاست فقرای کسبه روسیه» استفاده میکند.
میرزا کوچک خان در این نامه از اندیشه خود که «ایجاد یک جبهه مقاومت بینالمللی» در مقابله با استکبار جهانی است پرده بر میدارد. اندیشهای که الحق و الانصاف پس از نیم قرن از شهادت او و توسط جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به منصه ظهور رسید. با صرفه نظر از تمام ایدئولوژیهای سیاسی و مذهبی، این نامه از نوع نامه امام خمینی (ره) به گورباچف است. نامهای که دارای شش محور اساسی بود:
پیشبینی فروپاشی نظام کمونیستی شوروی
دعوت به بازنگری در مبانی مارکسیسم
اسلام بهعنوان یک راهحل فکری و معنوی
هشدار درباره اتکای شوروی به غرب
نامه میرزا کوچک خان به استالین نیز ادبیات مشابهای دارد. مفاد نامه میرزا نیز حکایت از مواردی مشابه با نامه امام خمینی ره دارد. میرزا از استالین درخواست نمیکند بلکه او را نصیحت میکند.
برعکسِ لنین (به عنوان رهبر ایدئولوژیک و سیاسی) و تروتسکی (به عنوان سخنران برجسته و فرمانده میدانی قیام)، استالین در پشت صحنه به عنوان مدیری سرسخت، رازدار و وفادار به لنین عمل میکرد. نقشی که پایه و اساس صعود بعدی او به قدرت شد. استالین عملگرا بود و شاید علت اصلی مکاتبه میرزا با او همین شاخصه استالین باشد.
میرزا محمدی انشایی و میرصالح مظفرزاده حامل نامه به باکو هستند. ما هنوز نمیدانیم که استالین به این نامه جوابی داده یا خیر اما حضور کشتی گورچاکف به فاصله تنها چهار روز پس از تاریخ این نامه در نرگستان، خود گویای مناسباتی ناگفته بین استالین و میرزا کوچک خان است که تا بحال از آن بی اطلاع بودیم.
دوست [1] محترم استالین نماینده جماهیر شوروی اجتماعی روسیه در شرق
بدواً شکر میکنم تجربیات گذشته و مصائب مشترکی که شورای روسیه و ملل مظلومه شرق را به هم ارتباط داده است؛ عاقبت زمامداران سیاست فقرای کسبه روسیه [2] را وادار نمود با جنبشهای جدیتر به قضایای آسیایی بروز علاقه داده و در نتیجه شما را که یکنفر شخص آگاه و بصیر در سیاست شرقی میباشید(بطوریکه شنیدهام) برای حل و عقد مهام مذکور برگزینند. سپس ورودتان را به آذربایجان شوروی تبریک گفته و موقع را برای اظهار مسرت قلبی خود مغتنم شمرده ورودتان قدمهای شما را فتح الباب سعادت شرقیه میشمارم.
البته از قضایایی که در ظرف یکسال اخیر در این حدود روی داده است به خوبی مسبوق و مطلعید. بعد از وقوع حوادث خونینی که کناره گیر[ی] مرا ایجاب و لزوم آن بر هر مدقق بی غرضی واضح بود. همواره مترصد بودم که راهی جسته استحکام مبانی فکریه خود را راجع به اوضاع سیاسی و طرز عملیات انقلابی در ایران و شرق به ثبوت رسانم ولی متأسفانه طوری راه چاره را بر من مسدود نمودند که هر قدر فریاد خود را رسا میکردم، به سامعهی اندوده به غفلت و خود پسندیِ پاره[ای از] نمایندگان مغرض روسیه نفوذ نکرده و آنها را متأثر نمیساخت.
بالاخره اهمیت قضیه آشکار، حقیقت هویدا، بدبختیهای وارده، زمامداران حقیقی روسیه را به خود جلب و از اثر آن اینک موفق میشوم که شما را مخاطب ساخته مکاتبه کنم.
از خوشبختی، دوست محترم ارژونیکیدزه، کمیسر فوقالعاده قفقاز و تلگرافاً توسط دوست گیکالو از طرف ما تقاضا و دوستان عزیز میرزا محمدی [انشایی] عضو کمیته مرکزی انقلاب ایران و مظفرزاده را، شورای جنگلی بدین سِمَت اعزام [به] بادکوبه نمود. البته شما را ملاقات و به طوریکه شاید و باید آمال جمعیت و نظریات مرا شرح خواهند داد ولی چون علاقه مفرطی برای استخلاص ملل مظلومه آسیایی از قید اسارت جهانگیران اروپایی دارم از ذکر حقیقت ذیل مختصراً خودداری نمینماید:
برادر عزیزم. همیشه در نظر بگیرید که آسیا اقلیمی است از دیرباز و سالیان دراز گرفتار جنگ [و] توحش بوده؛ استبداد زمامداران مختلفه همواره ملل فلاکت زده آن را در چنگال بیهوشی و غفلت و تعصب جاهلیت مقهور ساخته بود.
زحمات عناصر صالحه قرن کنونی و ندای آزادی طلبی آنها که از قعر سیاهچالها و بیغولههای اختفاء و طناب دارها، بگوش شَرذَمِه [تعداد کمی] از این محروم شدگان از آسایش بشری رسیده؛ و مجاهدت پانزده ساله ما [3] بالاخره حس آزادی و استخلاص از قیود اسارت اجنبیان، استبداد سلطنتی، رهایی از فشار عزیزان بی جهت داخلی را در این قالبهای بی روح تزریق نمود. ولی هنوز موقع آن نیست که پرده از روی هرگونه مفاسد اجتماعی برداشته، دیدگان این توده عظیمالجثه غفلت زده را که از قرون عتیقه به تاریکی جهالت آموخته شده است بغتتاً به انوار درخشان حقیقی تیره و خیره سازیم.
ما باید عادات و اخلاق ملیه آنها را محترم شمرده و حفظ شعائر دینی را از واجبات شماریم. ما باید عملاً به آنها ثابت کنیم که به غیر از استقلال سیاسی و اقتصادی آنها منظوری نداریم. ما باید به تدریج آنها را به طرف حقیقت انقلاب -انقلاب کبیر- سوق داده بالاخره نهضت ملی را به انقلاب عالمگیر [4] مبدل سازیم.
خاتمهً متذکر میشود، ما از گذشته نمیچرخیم. آتیه را مغتنم میشماریم. از هیچ چیز بیم نداریم. عزم آهنین ما از هیچ لطمه و صدمه، خلل پذیر نیست. پیش میرویم و همواره با یک نظر توقیر و احترام، دوستی و صمیمیت به فقرای کسبه روسیه [5] نگریسته و همیشه به مساعدت مادی و معنوی آنان مستظهریم.
یقین دارم که شخص شما هم در انجام مقاصد ما، مساعدت و با فرستادگان جمعیت معاضدت خواهید نمود. دستهای شما را از دور میفشارم.
[1] . میرزا کوچک خان خواسته با ادبیاتی که برای استالین آشنا است، سخن بگوید. او در این نامه جای واژه «رفیق» که جزء لاینفک ادبیات بولشویکی است از واژه «دوست» که فارسی است استفاده کرده است.
[2] . میرزا کوچک خان به جای استفاده از واژه «پرولتاریا» از عبارت فارسی «سیاست فقرای کسبه روسیه»، که ترجمه فارسی «سیاست بولشویکها» است استفاده کرده است. بولشویکها داعیه دار حمایت از طبقه پرولتاریا یا طبقه مستضعف جامعه بودند. این مساألهای بود که نهضت جنگل نیز داعیه دار آن بود.
[3] . اشاره میرزا کوچک خان به مبارزات دوران مشروطه و جنگل است.
[4] . منظور میرزا کوچک خان یک انقلاب جهانی یا به تعبیر امروزی «ایجاد یک جبهه مقاومت بینامللی در برابر سرمایه داری» است.
[5] . این عبارت همانطور که گفته شد، ترجمه فارسی از واژه پرولتاریا است. پرولتاریا از ریشه «پور (فرزند)» در فارسی است. این واژه در مقابل بورژوازی که از ریشه «بُرج» در فارسی است قرار دارد. پرولتاریا به معنای طبقه کارگر، مستضعف و رنجبر است و بورژوازی به معنای سرمایه داری است.















نظرات کاربران