زینب مختاری – عبور شاخص کل بورس تهران از مرز ۸میلیون واحد، دومین هفته مهر را به یکی از مهمترین مقاطع تاریخی بازار سهام تبدیل کرد. با این حال، بررسی بازدهی نمادها نشان میدهد پشت این تصویر سبز، شکاف معناداری میان برندگان و بازندگان بازار وجود داشته است.
در هفتهای که شاخص کل حدود ۷/۴درصد و شاخص هموزن حدود ۱/۴درصد رشد کردند، ۱۰نماد بازدهی ۱۶درصدی به ثبت رساندند و در مقابل، گروهی از سهمها با افتهای سنگین مواجه شدند. این واگرایی نشان میدهد بورس از مرحله صعود عمومی به مقطعی نزدیک میشود که انتخاب سهم، کیفیت سودآوری و پایداری جریان نقدینگی نقش تعیینکنندهتری پیدا میکنند.
بورس تهران در هفته منتهی به چهارشنبه ۱۵مهر۱۴۰۵، مسیر خود را با نوسان آغاز کرد اما در دو روز پایانی با جهش تقاضا همراه شد. شاخص کل که در پایان هفته قبل در سطح ۷میلیون و ۷۶۶هزار واحد قرار داشت، با افزایش ۳۶۵هزار و ۹۱ واحدی به ۸میلیون و ۱۳۱هزار و ۹۱واحد رسید. شاخص هموزن نیز از محدوده ۲میلیون و ۶۶هزار واحد به ۲میلیون و ۱۵۰هزار و ۴۳۷واحد صعود کرد و ۸۴هزار و ۴۳۷واحد افزایش یافت.
رشد همزمان دو شاخص اصلی، نشانهای از گستردگی تقاضا در بازار بود؛ بااینحال، عملکرد متفاوت سهمها یادآوری میکند که مثبتبودن نماگرها هرگز بهمعنای سودآوری یکسان تمام سهام نیست.
هفتهای که با تردید آغاز شد
بازار در نخستین روز هفته حرکت قدرتمندی نداشت. شنبه ۱۱مهر، شاخص کل ۲۱هزار و ۸۰۸واحد افزایش یافت و شاخص هموزن نیز یکهزار و ۴۱۳ واحد رشد کرد. یکشنبه ۱۲مهر، مسیر بازار معکوس شد و شاخص کل ۲۴هزار و ۷۹۰واحد افت کرد؛ شاخص هموزن نیز ۵هزار و ۴۵۳واحد کاهش یافت.
دوشنبه ۱۳مهر، شاخص کل تنها ۶هزار و ۸۴۱واحد بالا رفت؛ بنابراین تا پایان روز میانی هفته هنوز نشانهای از حرکت شتابان بازار دیده نمیشد. تغییر اصلی از سهشنبه آغاز شد؛ زمانی که شاخص کل با رشد ۱۸۷هزار و ۲۶۹واحدی، معادل ۴/۲درصد، همراه شد و شاخص هموزن نیز ۳۳/۲درصد افزایش یافت.این روند چهارشنبه ادامه پیدا کرد و شاخص کل با افزایش ۱۵۳هزار و ۹۱۹واحدی، معادل ۹۳/۱درصد، به ارتفاع تاریخی ۸میلیون و ۱۳۱هزار و ۹۱واحد رسید. شاخص هموزن نیز ۷۳/1درصد رشد کرد و در سطح ۲میلیون و ۱۵۰هزار و ۴۳۷واحد ایستاد. بهاینترتیب، بخش اصلی بازدهی هفتگی بورس در دو روز پایانی شکل گرفت؛ موضوعی که هم قدرت موج خرید را نشان میدهد و هم حساسیت بازار به رفتار معاملهگران در آغاز هفته جدید را افزایش میدهد.
۱۰ برنده با بازدهی ۱۶درصدی
بررسی بازدهی نمادها از ۱۱ تا ۱۵مهر نشان میدهد تاصیکو، جمپیلن، بهامرز، دتوزیع، لپیام، دکیمی، شجم، خرینگ، لبن و بخاور هرکدام بازدهی ۱۶درصدی ثبت کرده و در صدر جدول سوددهترین سهام هفته قرار گرفتهاند.
ترکیب این فهرست، قابلتوجه است زیرا شرکتهای حاضر در آن به یک صنعت مشخص محدود نیستند. حضور نمادهایی از صنایع سرمایهگذاری، پتروشیمی، دارویی، قطعهسازی و حملونقل نشان میدهد نقدینگی علاوه بر حرکت بهسمت صنایع بزرگ و دلاری، در جستوجوی فرصتهای کوتاهمدت میان گروههای کوچکتر نیز بوده است.
با این حال، بازدهی ۱۶درصدی یکهفتهای بهتنهایی نمیتواند مبنای مناسبی برای خرید در هفته بعد باشد. بخشی از این رشد ممکن است نتیجه حرکت عمومی بازار، محدودیت دامنه نوسان، تشکیل صف خرید یا جبران عقبماندگی قیمت باشد. ادامه مسیر این نمادها به حجم معاملات، جریان پول، وضعیت بنیادی و اطلاعیههای منتشرشده آنها وابسته است. خرید صرفا براساس جدول پربازدهترینها، خطر ورود در انتهای یک موج کوتاهمدت را افزایش میدهد.
بازندگان بازار در هفته صعودی
در سویدیگر، سصفها با افت ۹۴درصدی در صدر جدول بیشترین کاهش هفتگی قرار گرفت. این افت ناشی از ثبت افزایش سرمایه بوده و نباید آن را معادل ریزش واقعی ارزش دارایی سهامداران دانست. تعدیل قیمت پس از افزایش سرمایه یک رویداد حسابداری و معاملاتی است و مقایسه ساده قیمت قبل و بعد از آن، بدون لحاظ تعداد جدید سهام، تصویری نادرست ایجاد میکند.
پس از سصفها، اتکام با افت ۳۰درصدی و آسپ با کاهش ۱۴درصدی قرار گرفتند. قیستو و وآفری نیز هرکدام ۱۳درصد افت کردند و فسدید بازدهی منفی ۱۱درصدی داشت. تاتمس با کاهش ۱۰درصدی و نمادهای وسدید، رایا و تشتاد نیز هرکدام با افتی در حدود ۱۰درصد در میان زیاندهترین نمادهای هفته قرار گرفتند.
جداکردن افتهای ناشی از عملیات شرکتی از کاهشهای واقعی قیمت، برای تحلیل این جدول ضروری است. افت تعدیلشده سصفها ماهیتی متفاوت از کاهش قیمت نمادهایی دارد که زیر فشار عرضه یا ضعف تقاضا قرار گرفتهاند بنابراین حتی جدول بازندگان نیز بدون بررسی علت افت هر سهم، اطلاعات کاملی در اختیار سرمایهگذار نمیگذارد.
نقدینگی؛ شرط عبور از هیجان قله
بورس تهران پس از عبور از مرز ۸میلیونواحد، در موقعیتی قرار گرفته که ادامه صعود آن بیش از هر متغیری به ماندگاری جریان نقدینگی و رفتار خریداران در قیمتهای جدید وابسته است. در آخرین روز معاملاتی هفته، ۸۴درصد نمادهای بازار سبزپوش شدند و ورود بیش از ۵هزارمیلیاردتومان پول حقیقی نشان داد که رشد بازار صرفا به چند سهم بزرگ محدود نبوده است.
ارزش معاملات خرد نیز در محدوده ۴۰هزارمیلیاردتومان قرار گرفت که از فعالیت معاملهگران و گردش قابلتوجه نقدینگی حکایت دارد. این ترکیب، یعنی رشد شاخصها، ورود پول حقیقی و افزایش ارزش معاملات، درحالحاضر مهمترین پشتوانه روند صعودی است.
با این حال، قلههای تاریخی معمولا محل برخورد دوگروه هستند؛ خریدارانی که انتظار ادامه صعود دارند و سهامدارانی که پس از رشد قیمتها تصمیم به شناسایی سود میگیرند. ازاینرو، افزایش عرضه در هفته سوم مهر اتفاقی غیرعادی نخواهد بود. مساله اصلی، توان تقاضا برای جذب این عرضههاست. اگر معاملات پرحجم و متعادل باقی بمانند، دستبهدستشدن سهام میتواند به استحکام روند کمک کند اما اگر صفهای خرید با عرضه سنگین و خروج پول مواجه شوند، سرعت صعود کاهش خواهد یافت.
انتظارات تورمی به کمک بورس آمده است
یکی از اصلیترین محرکهای بازار، افزایش انتظارات تورمی و رشد نرخ ارز است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود به بازارهایی حرکت میکنند که بتوانند اثر کاهش ارزش پول را پوشش دهند. سهام شرکتهای دارای داراییهای ارزشمند، درآمد ارزی یا امکان تعدیل نرخ فروش، در این شرایط جذابتر میشوند.
بانکها، فلزات اساسی، معدنیها، پتروشیمیها و شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری بهدلیل وزن بالاتر در شاخص کل میتوانند جهت نماگر اصلی را تعیین کنند. در کنار آنها، گروه خودرویی و شرکتهای کوچکتر نیز در صورت ادامه ورود نقدینگی ظرفیت جلب توجه دارند هرچند معمولا با نوسان و ریسک بیشتری همراه هستند.
افزایش نرخ ارز اما برای تمام شرکتها اثر مثبت یکسانی ندارد. شرکت صادراتی زمانی از رشد دلار منتفع میشود که بتواند حجم تولید و صادرات خود را حفظ کند و همزمان با جهش هزینههای انرژی، مواد اولیه، حملونقل و تامین مالی مواجه نشود بنابراین تحلیل اثر دلار باید در سطح هر صنعت و شرکت انجام شود، نه برمبنای یک حکم عمومی برای تمام بازار.
اشباع بازارهای موازی؛ فرصت یا تهدید؟
بخشی از ورود پول به بورس را میتوان نتیجه کاهش جذابیت نسبی بازارهای موازی دانست. بازارهایی مانند مسکن و خودرو با مشکل نقدشوندگی و نیاز به سرمایه بالا روبهرو هستند و رشد شدید ارز و طلا نیز ریسک ورود در قیمتهای بالا را افزایش داده است. در این شرایط، بورس با امکان سرمایهگذاری در مبالغ پایینتر و دسترسی به شرکتهایی که هنوز پایینتر از ارزش ذاتی معامله میشوند، مقصد بخشی از نقدینگی شده است.
اما این مزیت زمانی پایدار خواهد بود که سیاستگذار اعتماد سرمایهگذاران را با تصمیمهای ناگهانی درباره نرخ خوراک، انرژی، قیمتگذاری محصولات یا محدودیتهای صادراتی تخریب نکند. بازار سهام علاوه بر ریسکهای سیاسی، بهشدت از تغییر قواعد اقتصادی آسیب میبیند و یک تصمیم غیرمنتظره میتواند محاسبات سودآوری صنایع را تغییر دهد.
پیشبینی بورس در هفته سوم مهر ۱۴۰۵
سناریوی اصلی برای آغاز هفته سوم مهر، ادامه حرکت مثبت با شیبی ملایمتر از جهش روز چهارشنبه است. پس از دو روز رشد قدرتمند، افزایش عرضه و شناسایی سود محتمل خواهد بود اما این اتفاق لزوما بهمعنای تغییر روند نیست. اصلاح محدود یا کاهش سرعت رشد میتواند بخشی طبیعی از مسیر بازار پس از عبور از یک مقاومت تاریخی باشد. اگر شاخص بالاتر از مرز ۸میلیون واحد تثبیت شود، ورود پول حقیقی ادامه یابد و ارزش معاملات در سطوح فعلی باقی بماند، بازار ظرفیت حرکت بهسمت اعداد بالاتر را خواهد داشت. برخی تحلیلگران حتی دستیابی شاخص کل به محدوده ۱۰میلیون واحد تا پایان سال را قابل تصور میدانند اما تحقق این سناریو به ماندگاری نقدینگی، رشد واقعی سود شرکتها و نبود شوک سیاسی تازه وابسته است.
در سناریوی مقابل، تشدید تنشهای سیاسی، خروج پول یا تصمیمهای ناگهانی درباره صنایع میتواند بازار را وارد اصلاح کند. بههمیندلیل، پس از رشدهای اخیر، انتخاب سهم اهمیت بیشتری از تعقیب شاخص دارد. فهرست همزمان نمادهای دارای بازدهی مثبت ۱۶درصدی و سهمهای دارای افت دورقمی نشان میدهد بازار حتی در سبزترین هفتهها نیز برای همه سود یکسان نمیسازد.
بورس اکنون از مرحله فتح قله وارد دوره سنجش کیفیت صعود شده است. هفته آینده مشخص خواهد کرد که تقاضای اخیر آغاز یک روند پایدارتر بوده یا موجی پرقدرت اما کوتاهمدت. در این نقطه، توجه به تولید، فروش، سودآوری و فاصله قیمت سهام از ارزش ذاتی، منطقیتر از ایستادن در هر صف خریدی است.















نظرات کاربران