در میان بحرانهای پر شتاب غرب آسیا و در شرایطی که انتخابات میان دورهای آمریکا با وضعیت بحرانی حزب حاکم جمهوریخواه همراه است، در اقدامی تامل برانگیز ترامپ از توافق با پوتین برای صادرات گازوئیل به آمریکا با ارسال اولیه 300 هزار تن خبر داده و مدعی شده است که قیمت سوخت به زودی کاهش خواهد یافت. همچنین خزانه داری آمریکا از صدور مجوزی برای لغو تحریمها صادراتی روسیه در حوزه سوخت برای شش ماه خبر داده است. اقدام آمریکا برای لغو چند ماهه تحریمهای انرژی روسیه، در حالی صورت میگیرد که اروپا اخیرا بستههای تحریمی جدیدی علیه مسکو وضع کرده است. همچنین اوکراین در شرایطی بس دشوار به سرمی برد و روسیه با عملیاتهای گسترده نظامی عملا در حال پیشروی و گسترش فشارها بر کی یف است. با توجه به این شرایط اقدام ترامپ را میتوان فاز جدید خیانت آمریکا به متحدانش دانست که میتواند افزایش بی اعتمادی جهانی به این کشور را به همراه داشته باشد.
اقدام آمریکا در معافیت به روسیه، هر چند در ظاهر یک بده بستان اقتصادی و سیاسی است اما در عمل بیانگر یک واقعیت است و آن اینکه قدرت تحریمی آمریکا با چالشی بزرگ مواجه شده است و آن تضعیف تابآوری اقتصادی درون آمریکاست. جنگ رمضان و اقتدار ایران در تنگه هرمز به جهانیان ثابت کرد که اقتصاد آمریکا بیش از آنکه دارای تاب آوری حداکثری باشد ریشه در فضایی حبابی دارد که امروز توان حفظ خود در تلاتمهای اقتصادی را ندارد.
نکته دیگر آنکه توافق روسیه با آمریکا نه یک خیانت به متحدان و مقابله کنندگان با نظام یک جانبهگرا بلکه بخشی از دستاوردهای مقاومت روسیه در برابر فشارهای غرب است. سیاست فشار نظامی و اقتصادی که سالهاست علیه روسیه اعمال میشود چنان ناکارآمد شده است که آمریکا برای خروج از بحران داخلی برای موقت هم که شده نیازمند توافق با مسکو است. مسکویی که توانسته با ایجاد ساختارهای جدید و شرق گرایی با تحریمها مقابله و رشد اقتصادی مناسبی را ثبت نماید در حالی که قدرت نظامی آن در میدان جنگ نیز مکملی بر قدرت چانه زنی دیپلماتیک مسکو بوده است. در همین حال روسیه بر این نگاه است که شکسته شدن تحریمها در کنار اثبات جهانی زوال جنگ اقتصادی نظام سرمایهداری، میتواند به افزایش قدرت مذاکراتی روسیه در اینده تاثیرگذار باشد. با توجه به این مولفهها می توان گفت توافق با روسیه هر جند در افکار عمومی آمریکا کمی از فشارها از ترامپ خواهد کاست اما در نهایت افزایش اعتراضات را به همراه دارد چرا که ترامپ برای منافعی کوتاه مدت، از ابزار فشاری راهبردی چشم پوشی کرده است که شکستی سنگین برای آمریکا در عرصه جهانی می شود.
ترامپ ادعا دارد که با پوتین توافق کرده است که این کشور فورا بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و جهان عرضه کند. در طول ماه نوامبر ۵۰۰ هزار تن دیگر تحویل دهد و بلافاصله پس از آن نیز یک میلیون تن دیگر عرضه کند. و پس از آن نیز ۳ میلیون تن گازوئیل دیگر تحویل خواهد داد.ترامپ در حالی با آمارها بازی میکند که تبدیل این ارقام به بشکههای سوخت واقعیتی سیاه را آشکار می سازد و آن اینکه برآوردها نشان میدهد ۳۰۰ هزار تن گازوئیل، معادل 2 میلیون بشکه است.با در نظر گرفتن مصرف روزانه حدود ۳.۹ میلیون بشکه فرآوردههای میانتقطیر در آمریکا، این حجم معادل تقریباً ۱۳ الی ۱۵ ساعت مصرف روزانه این گروه از سوختها خواهد بود. همچنین مجموع ۴.۸ میلیون تُن تقریباً معادل ۳۶ میلیون بشکه است؛ میزانی که جوابگوی حدود ۹ تا ۱۰ روز مصرف کل گازوئیل و سوختهای تقطیری در آمریکا است. پیش از این نیز ترامپ مدعی توافق با اروپا برای بازکردن ذخایر راهبردی به میزان 100 میلیون بشکه برای دوره 4 ماهه شده بود که معادل روی 800 هزار بشکه است. مجموع این آمارها با عبور یک نفت کش از تنگه هرمز برابری میکند و این یعنی آنکه آمارها تهی بودن نسخه درمانیهای ترامپ از اروپا گرفته تا روسیه را آشکار می سازد.
نکته بسیار مهم آن است که هر چند ترامپ توافق با پوتین را یک دستاورد برای شکست قیمتها نمایش می دهد اما همین توافق و اصرار ترامپ بر اینکه پس از انتخابات کنگره قیمتها بهبود مییابد سندی بر دروغین بودن ادعای سران کاخ سفید مبنی بر باز بودن تنگه هرمز و تسلط آمریکا بر آن است. اگر واقعا تنگه هرمز باز است چه نیازی بوده تا ترامپ بخواهد ابزار فشار راهبردی یعنی تحریم انرژی روسیه را کنار گذاشته و برای تامین چند ساعت سوخت باجی بزرگ به مسکو بدهد؟ پاسخ آن است که اقتدار ایران در مدیریت تنگه هرمز عملا بومرنگ اقتصادی را به آمریکا بازگردانده است و این ایران است که سرنوشت جنگ و منطقه را تعیین میکند نه لفاظیها و ادعاهای مجازی ترامپ.















نظرات کاربران