خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
فهرست پرامتیازترین پلتفرم‌های ایرانی؛ اسنپ و دیجی‌کالا در جایگاه‌های برتر!

فهرست پرامتیازترین پلتفرم‌های ایرانی؛ اسنپ و دیجی‌کالا در جایگاه‌های برتر!

اپل مک‌بوک پرو با نمایشگر لمسی اولد و آیپد مینی ضدآب را معرفی کرد

اپل مک‌بوک پرو با نمایشگر لمسی اولد و آیپد مینی ضدآب را معرفی کرد

اپل این هفته چه محصولاتی را معرفی کرد؟

اپل این هفته چه محصولاتی را معرفی کرد؟

اولین گوشی برند استارلایت هواوی نمایشگر عریض خواهد داشت

اولین گوشی برند استارلایت هواوی نمایشگر عریض خواهد داشت

تحلیل ترون امروز ۸ آبان: نوسان در محدودهٔ ۰.۳۴ دلار و سناریوهای صعودی

تحلیل ترون امروز ۸ آبان: نوسان در محدودهٔ ۰.۳۴ دلار و سناریوهای صعودی

صرافی بایننس هک شد | مسدودشدن حدود ۲ میلیارد دلار دارایی (۸ آبان ۱۴۰۵)

صرافی بایننس هک شد | مسدودشدن حدود ۲ میلیارد دلار دارایی (۸ آبان ۱۴۰۵)

دوربین نظارتی جدید شیائومی با سیم‌کارت داخلی و اینترنت رایگان رونمایی شد

دوربین نظارتی جدید شیائومی با سیم‌کارت داخلی و اینترنت رایگان رونمایی شد

دوربین جدید شیائومی سیم‌کارت اختصاصی با اینترنت رایگان دارد

دوربین جدید شیائومی سیم‌کارت اختصاصی با اینترنت رایگان دارد

افت ۱۳ درصدی سهام آلفابت؛ بازار نگران هزینه‌های هوش مصنوعی گوگل است

افت ۱۳ درصدی سهام آلفابت؛ بازار نگران هزینه‌های هوش مصنوعی گوگل است

چرا سهام شرکت مادر گوگل سقوط کرد؟

چرا سهام شرکت مادر گوگل سقوط کرد؟

سیا چگونه تلاش کرد زیردریایی اتمی شوروی را از کف اقیانوس بدزدد؟

بازدید ۹منبع: زومیت
سیا چگونه تلاش کرد زیردریایی اتمی شوروی را از کف اقیانوس بدزدد؟

سازمان سیا با پوشش معدن‌کاوی در اقیانوس آرام تلاش کرد زیردریایی هسته‌ای غرق‌شده K-129 شوروی را از عمق پنج هزار متری بدزدد.

تابستان ۱۹۷۴ اقیانوس آرام، رازی به وسعت یک جنگ جهانی را در دل خود پنهان کرده بود. کشتی عظیم هیوز گلومار اکسپلورر در آب‌های آزاد لنگر انداخت و روی عرشه‌اش، ظاهراً گروهی از مهندسان و تکنسین‌های آمریکایی با تجهیزات غول‌پیکر فولادی کار می‌کردند. مأموریت رسمی‌شان با استخراج گرهک‌های منگنز از بستر تاریک اقیانوس معرفی می‌شد. اما آرامش مأموریت علمی-تجاری کشتی ناگهان به هم ریخت. در افق، یک شناور شناسایی نیروی دریایی شوروی به نام چاسما (Chasma) پدیدار شد و مسیرش را مستقیماً به سمت گلومار کج کرد. لحظاتی بعد، هلیکوپتری از عرشه‌ی چاسما به پرواز درآمد و در ارتفاعی دلهره‌آور، چندین بار از بالای سر کشتی آمریکایی عبور کرد. کپی لینک خلاصه صوتی خدمه‌ی گلومار با چهره‌هایی خونسرد وانمود کردند که مثل سابق کار عادی‌شان را انجام می‌دهند و کارگران در حال به تجهیزات معدن‌کاوی رسیدگی می‌کنند؛ درحالی‌که می‌دانستند لورفتن مأموریتشان احتمالاً به قیمت آغاز جنگی تمام‌عیار تمام می‌شود. سکوت رادیویی با صدای افسر روس شکسته شد: «ما در حال بازگشت به خانه‌ایم و پیام‌های شما را شنیدیم. شما اینجا چه می‌کنید؟» آمریکایی‌ها که می‌دانستند کشتی شوروی اصلاً در فاصله شنود نبوده و با بلوف اطلاعاتی طرف‌اند، چیزی را گفتند که از قبل برنامه‌ریزی شده بود: «ما در حال انجام آزمایش‌های معدن‌کاری در اعماق اقیانوسیم.» افسر روس پرسید: «چه مدت اینجا خواهید بود؟» و پاسخ شنید: «حدود دو تا سه هفته.» چاسما خداحافظی کرد و دور شد. افسران شوروی هیچ ایده‌ای نداشتند که شاید گلومار اکسپلورر اصلاً برای جمع‌آوری کانی‌های دریایی ساخته نشده باشد. پنج هزار متر پایین‌تر، یکی از بزرگ‌ترین اسرار نظامی اتحاد جماهیر شوروی در انتظار بود و سازمان سیا قصد داشت با این کشتی، یک زیردریایی هسته‌ای را از چنگ مالکانش برباید.

کپی لینک آخرین سفر K-129؛ زیردریایی‌ای که ناپدید شد ماجرای هیولای فولادی آمریکا به شش سال قبل برمی‌گشت. مارس ۱۹۶۸ در یکی از ملتهب‌ترین روزهای جنگ سرد، زیردریایی موشک بالستیک K-129 متعلق به ناوگان اقیانوس آرام شوروی، در حال گشت‌زنی بی‌سروصدا در عمق آب‌ها بود. نود و هشت ملوان همراه سه کلاهک هیدروژنی در سکوت آب‌ها ناپدید شدند اما ناگهان در نقطه‌ای در حدود ۱۵۰۰ مایلی (۲۴۰۰ کیلومتری) شمال غربی هاوایی، زیردریایی ارتباطش را با مرکز از دست داد و ناپدید شد. تا به امروز دلیل غرق‌شدن این شناور هنوز محل اختلاف است. فرماندهی نیروی دریایی شوروی که از غیبت یکی از مرگبارترین شناورهایش به وحشت افتاده بود، جست‌وجویی گسترده را برای یافتن ردی از آن آغاز کرد. کشتی‌ها و هواپیماها منطقه را گشتند و تلاش برای یافتن بقایا هفته‌ها ادامه یافت. سرانجام پس از دو ماه جست‌وجوی بی‌حاصل نیروی دریایی شوروی اعلام کرد زیردریایی K-129 همراه با ۹۸ سرنشینش برای همیشه مفقود شده‌اند.

K-129 از کلاس گلف ۲ بود، با پیشران دیزل‌الکتریک حرکت می‌کرد و حامل مجموعه‌ای از اژدرهای خودهدایت‌شونده و سه فروند موشک‌های بالستیک مجهز به کلاهک هسته‌ای هیدروژنی بود، نخستین موشک‌های شوروی که قابلیت شلیک از زیر آب را داشتند و قدرت تخریب هر یک از کلاهک‌ها، ۶۵ برابر بمب اتمی هیروشیما یا ناکازاکی برآورد می‌شد. زیردریایی همچنین تجهیزات و مدارکی را حمل می‌کرد که مقام‌های اطلاعاتی آمریکا سال‌ها برای شناختشان تلاش کرده بودند؛ مثل ماشین‌های رمزنگاری پیشرفته؛ اسناد محرمانه، کتابچه‌ها و نقشه‌ی مدارهای کنترل آتش. کلاهک و قطعات موشک نیز فرصت بررسی مستقیم فناوری تسلیحاتی رقیب را فراهم می‌کردند. برای شوروی، غرق‌شدن K-129 تراژدی تلخی بود؛ اما برای ایالات متحده، این لاشه‌ی خفته در تاریکی، صندوقچه‌ی گنج اطلاعاتی‌ای به شمار می‌رفت که می‌توانست کفه ترازوی رقابت تسلیحاتی را برای همیشه به نفع آمریکا سنگین کند. کپی لینک صدایی از اعماق اقیانوس زمانی‌که ناوگان شوروی با ناامیدی اقیانوس را می‌شکافت، آمریکایی‌ها در سکوت کامل در حال «گوش‌دادن» بودند. هشتم مارس ۱۹۶۸، شبکه‌ی شنود زیرآبی فوق‌پیشرفته‌ی نیروی دریایی آمریکا موسوم به SOSUS، سیگنالی غیرعادی را ثبت کرد. هیدروفون‌های سری ارتش صدای خردشدن بدنه را از میان هیاهوی آب بیرون کشیدند سیستم SOSUS از شبکه میکروفون‌های مخفی و زیرآبی پراکنده تشکیل می‌شد که با حساسیتی بسیار بالا عمل می‌کردند. این سیستم موفق شد فرکانس ناشی از درون‌پاشی (متلاشی‌شدن بدنه تحت‌فشار آب) زیردریایی K-129 را از میان نویزهای محیطی و امواج اقیانوسی تفکیک کند. متخصصان پردازش سیگنال آمریکایی، با تحلیل این داده‌های صوتی، توانستند مختصات محل حادثه را مشخص کنند. حالا آمریکایی‌ها سرنخی در دست داشتند که دشمنِ سردرگم از آن بی‌خبر بود.

هدف این بود که وقتی چنگک لاشه‌ی زیردریایی را بالا می‌آورد، آن را مستقیماً به داخل شکم کشتی بکشد. بدین ترتیب، هیچ‌یک از ماهواره‌های جاسوسی یا کشتی‌های عبوری نمی‌توانستند ببینند چه چیزی از آب بیرون کشیده می‌شود. دو دریچه‌ی کشویی غول‌پیکر در زیر آب بسته می‌شدند و زیردریایی به طور کامل از دیدرس پنهان می‌ماند. حفره‌ی پنهان درون کشتی شکار را دور از چشم ماهواره‌ها در خود جای می‌داد شرکت هوافضای لاکهید طراحی چنگک را به‌عهده گرفت. کارگران نمی‌توانستند چنگک چندصدتنی را که کلمنتاین نامیده می‌شد، با یک کابل معمولی به عمق پنج‌کیلومتری بفرستند. مهندسان برای این کار زنجیره‌ای از لوله‌های فولادی عظیم طراحی کردند که باید با هدایت اپراتورها و به کمک جرثقیل‌ها و دکل، قطعه‌به‌قطعه به یکدیگر متصل می‌شدند. دستگاهی خودکار لوله‌ها را عمودی می‌کرد، در امتداد لوله‌ی قبلی قرار می‌داد و با چرخاندن، اتصال پیچی عظیمشان را محکم می‌کرد. سپس جک‌های هیدرولیکی رشته‌ی لوله را اندکی پایین می‌بردند تا نوبت به قطعه‌ی بعدی برسد. علاوه بر این، سیستم‌های موقعیت‌یابِ صوتی و پیشرانه‌های متحرکی زیر کشتی نصب شدند تا گلومار را در برابر امواج و باد ثابت نگه دارند؛ چرا که حتی چند متر انحراف در سطح آب می‌توانست باعث پاره شدن بازوی فولادی در عمق پنج‌کیلومتری شود. هیولای سیا آماده شد و حالا باید برابر چشمان دشمن، به شکارِ K-129 می‌رفت. کپی لینک سرقت در برابر چشم دشمن، مأموریت آغاز می‌شود کشتی روز چهارم جولای ۱۹۷۴ بالای محل بقایا قرار گرفت و فرایندهای آماده‌سازی آغاز شد. یکی از تکنسین‌ها در دفترچه‌ی خاطراتش نوشت : «آسمان سربی‌رنگ بود، اما روحیه‌ی خدمه مثل نقره‌ی صیقل‌خورده می‌درخشید. مأموریت غیرممکن؟ چه حرف مزخرفی! غیرممکن اصلاً در واژگان ما جایی نداشت.»

کارکنان باید مجموعه‌ی بلند لوله‌ها را پایین می‌فرستادند، پنجه را در موقعیت مناسب قرار می‌دادند و برای گرفتن بدنه آماده می‌شدند. شش سال برنامه‌ریزی به عملیات واقعی رسیده بود؛ هر خرابی باید در همان کشتی و با امکانات موجود برطرف می‌شد. در چند قدمی لنز دوربین‌های شوروی فرمان آغاز ماموریت صادر شد شناورهای شوروی هم سر رسیدند. خدمه‌ی چاسما و هلیکوپترش از گلومار عکس می‌گرفتند و سرانجام قانع شدند (یا وانمود کردند که قانع شده‌اند) و به سمت پایگاه خود تغییر مسیر دادند. یدک‌کش «اس‌بی-۱۰» حضور طولانی‌تری داشت و گاهی تا فاصله‌ی حدود ۶۹ متری نزدیک می‌شد. با دورشدن روس‌ها، فرمان آغاز عملیات صادر شد. گلومار اکسپلورر موتورهای حفظ موقعیت خود را به کار انداخت تا کشتی را دقیقاً در مختصات موردنظر، روی امواج اقیانوس ثابت نگه دارد. حالا نوبت به هیولای خفته در شکم کشتی بود که بیدار شود. کپی لینک پنج هزار متر پایین، پنج هزار متر بالا فرآیند به شکل عذاب‌آوری کند پیش می‌رفت. روزها طول کشید تا بازوی فولادی، در آب پایین و پایین‌تر برود و سرانجام سیستم سونارِ متصل به چنگک، نزدیک‌شدن به بستر اقیانوس را گزارش دهد. یک هفته‌ی دیگر هم صرف تنظیمات دقیق، عیب‌یابی و مانور دادن چنگک در تاریکی کف دریا شد تا دقیقاً بالای سر لاشه‌ی ۲۷۰۰ تنی K-129 قرار بگیرد. هرازگاهی یک کشتی عبوری شوروی از دوردست پیدا می‌شد و ضربان قلب آمریکایی‌ها را بالا می‌برد، اما گلومار همچنان نقش یک کشتی معدن‌کاری بی‌خطر را بازی می‌کرد.

سرانجام لحظه‌ی موعود فرارسید و بازوهای چنگک به دور بدنه‌ی فولادیِ زیردریایی که اکنون با رسوبات کف دریا پوشیده شده بود، گره خوردند و قفل شدند. فرمان بالاکشیدن صادر شد. فشار مکانیکی وارد بر سیستم بالابر به حدی بود که کوچک‌ترین خطا می‌توانست فاجعه‌بار باشد. جک‌های هیدرولیکی باید وزن هزاران تن لوله‌ی فولادی، چنگک عظیم و زیردریایی گرفتار در آن را تحمل می‌کردند و هم‌زمان، سیستمی ویژه حرکت کشتی بر اثر امواج را خنثی می‌کرد تا تکان‌های سطح اقیانوس به رشته‌ی پنج‌کیلومتری لوله‌ها منتقل نشود. صدای مهیب شکستن فلز ماموریت سیا را نیمه‌کاره گذاشت K-129 بالاخره از گورستان آبی خود جدا شد و به سمت سطح آب حرکت کرد. همه‌چیز خوب پیش می‌رفت و لاشه بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرد؛ اما ناگهان در میانه‌ی راه، صدای مهیب شکستن فلز در اعماق آب پیچید. فشارهای متقاطع و غیرقابل‌محاسبه، در کنار فرسودگی ناشی از سرمای شدید اعماق، کار خودش را کرد. یکی از بازوهای مهارکننده‌ی چنگک ترک برداشت و خرد شد. تعادل بار به هم ریخت و زیردریاییِ آسیب‌دیده، تحمل این فشار نامتقارن را نداشت. بدنه‌ی K-129 با صدایی خفه‌کننده دوپاره شد.

خدمه‌ی گلومار به صفحات نمایشگر و سنسورها خیره شده بودند؛ بیش از نیمی از زیردریایی شوروی از چنگال آن‌ها رها شد، در تاریکی آب چرخید و با سرعت به کف اقیانوس سقوط کرد. نیمی از زیردریایی به کف دریا سقوط کرد آمریکایی‌ها فقط توانستند کمتر از نیمی از زیردریایی را به چنگ بیاورند؛ بخشی که حالا به‌آرامی وارد مون‌پول می‌شد تا در رازداری کامل بررسی شود. مأموریت در حساس‌ترین لحظه‌ی خود شکست‌خورده بود، یا دست‌کم این‌طور به نظر می‌رسید. اما این پایان داستانِ پروژه‌ی آزوریان نبود.

کپی لینک داخل زیردریایی چه پیدا کردند؟ هنگامی که دریچه‌های زیرینِ مون‌پول بسته شدند و آبِ داخل حفره تخلیه شد، تکنسین‌ها و مأموران اطلاعاتی سیا به سراغ لاشه‌ی متلاشی‌شده رفتند. آن‌ها به دنبال جام مقدس جنگ سرد بودند؛ ماشین‌های رمزنگاری، کتابچه‌های کُد، تجهیزات ارتباطی و موشک‌های هسته‌ای که می‌توانستند ساختار دفاعی شوروی را برای دهه‌ها خلع‌سلاح کنند. سیا مدعی شد جز دو اژدر جنگی چیز خاصی نصیبش نشده است اما دقیقاً چه چیزی نصیب آمریکایی‌ها شد؟ پاسخ به این سؤال، حتی دهه‌ها پس از پایان عملیات، یکی از مبهم‌ترین رازهای اطلاعاتی جهان محسوب می‌شود. بر اساس اسناد رسمی سیا که سال‌ها بعد از طبقه‌بندی خارج شدند، بخش بازیابی‌شده‌ی K-129 شامل هیچ‌گونه تجهیزات رمزنگاریِ باارزشی نبود. آمریکایی‌ها دو اژدر با کلاهک هسته‌ای و برخی تجهیزات سونار را کشف کردند. اما بسیاری از مورخان و کارشناسان نظامی معتقدند سیا همه‌ی حقیقت نمی‌گوید. آیا واقعاً سازمانی که ۲۵۰ میلیون دلار خرج یک کمپین فریب و یک شاهکار مهندسی کرده بود، به چند اژدر قناعت کرد؟ ما پاسخ این سؤال را نمی‌دانیم.

کپی لینک وقتی رازها روی آب می‌آیند مقام‌های آمریکایی برای بازگشت به منطقه و بیرون کشیدن بخش باقی‌مانده‌ی زیردریایی برنامه‌ریزی کردند. نام ماموریت بعدی ماتادور بود و تعمیر و بازطراحی تجهیزات شکسته در دستور کار قرار گرفت. فوریه ۱۹۷۵، کیسینجر پیشنهاد مأموریت دوم را به جرالد فورد ارائه کرد. یادداشت او سرمایه‌گذاری پروژه تا آن زمان را ۲۵۰ میلیون دلار ذکر می‌کرد و برای عملیات بعدی، مجموع هزینه‌ای حدود ۶۲ میلیون دلار در نظر می‌گرفت. بخشی از این مبلغ از پیش پرداخت شده بود. برنامه‌ی بازگشت برای فصل مناسب تابستان ۱۹۷۵ زمان‌بندی می‌شد و فورد ششم فوریه آمادگی برای مأموریت را تأیید کرد. دزدی ساده از یک گاوصندوق نقاب پروژه‌ی آزوریان را انداخت گلومار فرصت داشت تجهیزاتش را اصلاح کند و دوباره به همان نقطه برود، اما روی زمین مشکل دیگری به وجود آمده بود. ژوئن ۱۹۷۴، پیش از پایان کامل فاز اول عملیات، گروهی از سارقان به دفتر مرکزی شرکت هاوارد هیوز در لس‌آنجلس دستبرد زدند و پول و چند محفظه‌ی اسناد را بردند. مقام‌های مسئول نگران شدند که یادداشتی درباره‌ی همکاری هیوز و سیا هم میان این اسناد باشد. سارق یا فردی که مدعی بود به مدارک دسترسی دارد؛ قصد باج‌گیری داشت. سیا موضوع را با اف‌بی‌آی در میان گذاشت و پلیس لس‌آنجلس هم درگیر پرونده شد. در جریان پیگیری و ردوبدل شدن یادداشت‌ها بین سازمان‌ها، رسانه‌ها از ماجرا باخبر شدند. ویلیام کلبی، رئیس سیا، از افراد مطلع خواست انتشار خبر را عقب بیندازند و برخی نیز پذیرفتند.

اما فوریه ۱۹۷۵، لس‌آنجلس تایمز گزارشی درباره‌ی ارتباط هیوز، سیا و زیردریایی منتشر کرد. مارس ۱۹۷۵، جک اندرسون، روزنامه‌نگار تحقیقی مشهور آمریکایی و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر، در برنامه‌ی رادیویی خود پرده از راز گلومار اکسپلورر برداشت و روز بعد، گزارش سیمور هرش در نیویورک‌تایمز جزئیات بیشتری را به خوانندگان رساند. عبارت حقوقی «پاسخ گلومار» میراث جاودان همین پنهان‌کاری تاریخی شد همان روز، فورد و مقام‌های ارشدش در کاخ سفید درباره‌ی واکنش دولت گفت‌وگو کردند. جیمز شلسینجر، وزیر دفاع، پیشنهاد کرد اصل ماجرا تأیید شود. کلبی، تجربه‌ی هواپیمای جاسوسی یو-۲ را یادآوری کرد و گفت شوروی را وادار نکنید واکنش رسمی نشان دهد. سکوت دولت ادامه یافت، درحالی‌که برنامه‌ی بازگشت به محل زیردریایی هر روز سخت‌تر می‌شد. گزارش‌ها نشان می‌دادند که یدک‌کش شوروی بالای منطقه‌ی زیردریایی حضور دارد. فورد در شانزدهم ژوئن پایان پروژه‌ی آزوریان را تأیید کرد و بازگشت گلومار به محل زیردریایی لغو شد. گلومار، با تجهیزات کم‌نظیرش، برای دولت باقی ماند. مقامات سراغ سازمان‌های دیگر رفتند تا استفاده‌ای جدید برای کشتی پیدا کنند؛ اما تامین هزینه‌ی نگهداری و بهره‌برداری‌اش ساده نبود. سرانجام در سال ۱۹۷۶ کشتی به ناوگان ذخیره نیروی دریایی سپرده شد و سال‌ها بعد به‌عنوان کشتی حفاری نفت مورداستفاده قرار گرفت. اما نام گلومار به دلیل دیگری هم در تاریخ ماندگار شد. خبرنگاری به نام هریت آن فیلیپی، عطف به قانون آزادی اطلاعات خواستار دسترسی به اسناد سیا درباره‌ی گلومار بود و سیا در پاسخ، از تأیید یا تکذیب وجود اسناد خودداری کرد. اصطلاح پاسخ گلومار از همین پرونده وارد زبان اداری شد و برای پاسخ‌هایی به کار رفت که حتی وجود مدارک درخواستی را هم مبهم می‌گذاشتند. کپی لینک مراسم تدفین برای دشمن پیش از بستن پرونده‌ی این مأموریت، باید به سراغ بُعد دیگری از داستان برویم؛ جایی که رقابت‌های ایدئولوژیک جای خود را به احترام انسانی داد. هنگامی که مأموران سیا وارد بخش بازیابی‌شده‌ی زیردریایی شدند، پیکر شش ملوان نیروی دریایی شوروی را یافتند. سپتامبر ۱۹۷۴، روی عرشه‌ی گلومار اکسپلورر و در میانه‌ی اقیانوس آرام، مراسم تدفین دریاییِ رسمی برای این شش ملوان برگزار شد. خدمه‌ی آمریکایی، اجساد را در تابوت‌های فلزی قرار دادند، دعای تدفین را به دو زبان انگلیسی و روسی خواندند و با پخش سرود ملی شوروی، تابوت‌ها را به اعماق اقیانوس بازگرداندند. مراسم توسط تیم مستندسازِ سیا ضبط شد و سال ۱۹۹۲، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا نسخه‌ای از این فیلم و زنگ برنجی زیردریایی K-129 را به‌عنوان نمادی از حسن‌نیت به دولت روسیه اهدا کرد تا خانواده‌های ملوانان پس از ۱۸ سال، سرانجام از سرنوشت عزیزانشان آگاه شوند.

منبع: زومیت
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.