خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
وقتی هوش مصنوعی متخصصان را فریب می‌دهد؛ تهدیدی فراتر از اطلاعات نادرست

وقتی هوش مصنوعی متخصصان را فریب می‌دهد؛ تهدیدی فراتر از اطلاعات نادرست

وزارت دادگستری آمریکا به سراغ انویدیا و Hugging Face رفت؛ بررسی احتمال نقض قوانین ضدانحصار در بازار هوش مصنوعی

وزارت دادگستری آمریکا به سراغ انویدیا و Hugging Face رفت؛ بررسی احتمال نقض قوانین ضدانحصار در بازار هوش مصنوعی

چت‌جی‌پی‌تی به پیامک‌های شما آمد؛ دستیار جدید اپن‌ای‌آی معرفی شد

چت‌جی‌پی‌تی به پیامک‌های شما آمد؛ دستیار جدید اپن‌ای‌آی معرفی شد

اپل احراز سن با اسکن چهره را به آیفون اضافه کرد؛ تأیید بالای ۱۸ سال بودن با یک سلفی

اپل احراز سن با اسکن چهره را به آیفون اضافه کرد؛ تأیید بالای ۱۸ سال بودن با یک سلفی

لباس‌ها به نمایشگر لمسی تبدیل می‌شوند؛ ساخت الیاف الکترونیکی که در ماشین لباس‌شویی هم دوام می‌آورند

لباس‌ها به نمایشگر لمسی تبدیل می‌شوند؛ ساخت الیاف الکترونیکی که در ماشین لباس‌شویی هم دوام می‌آورند

قابلیت جدید جمنای معرفی شد؛ یادگیری تعاملی با سفرهای سه‌بعدی و محیط‌های آموزشی فراگیر

قابلیت جدید جمنای معرفی شد؛ یادگیری تعاملی با سفرهای سه‌بعدی و محیط‌های آموزشی فراگیر

آمازون خانواده Echo را متحول کرد؛ ساعت هوشمند، قاب عکس و اسپیکر دوربین‌دار

آمازون خانواده Echo را متحول کرد؛ ساعت هوشمند، قاب عکس و اسپیکر دوربین‌دار

قیمت گوشی هواوی Mate 90 RS Ultimate در ایران و جهان

قیمت گوشی هواوی Mate 90 RS Ultimate در ایران و جهان

گوشی تاشو سامسونگ W27 در چین عرضه شد

گوشی تاشو سامسونگ W27 در چین عرضه شد

سامسونگ در یک فصل ۸۰ میلیارد دلار سود عملیاتی ثبت کرد؛ رکورد تازه

سامسونگ در یک فصل ۸۰ میلیارد دلار سود عملیاتی ثبت کرد؛ رکورد تازه

فیلوجامعه‌شناسی

بازدید ۱۲منبع: philosociology.ir
فیلوجامعه‌شناسی

فیلوجامعه‌شناسی

سایبرنتیک و تله آگاهی مصنوعی: سولاریس و سلطنت سایبرمستبدان

به‌اهتمام فیلوجامعه‌شناسی توأم با اقتباس‌های آزاد

▬ آیا «سایبرنتیک» یک «توطئه» است؟ نه... مسأله آن است که آیا «ذهن» (مانند اقیانوس سولاریس) از «کنترل» می‌گریزد؟ تناقض مرکزی این است: پروژه‌ای که برای «فهم» ذهن آغاز شد، می‌رود تا به «کنترل» آن تبدیل شود، و همین، آن را از «علم» به «استبداد» نزدیک می‌کند. سایبرنتیک، در ظاهر «نظریه‌ای علمی» است؛ در عمق، «پروژه‌ای فلسفی» با مقدمات الحادی است. این پروژه، «ذهن» را به «حلقه‌های بازخورد» تقلیل می‌دهد؛ و همین «تقلیل»، آن را به «ابزار کنترل» تبدیل می‌کند. سولاریس نشان می‌دهد که «ذهن» (مانند اقیانوس سولاریس) قابل «کنترل» نیست، چون «فهم» آن ممکن نیست. لم و تارکوفسکی هر دو، این «ناتمامی» را مغتنم می‌شمرند؛ و همین «ناتمامی»، تنها سنگر در برابر «سایبراستبداد» است. سایبرنتیک اساساً «گولاگ دیجیتال» برای همه حیات هوشمند است. پرسش باز این است: آیا می‌خواهیم «ذهن» را «کنترل» کنیم، یا «رها» بگذاریم؟ آنچه خواهید خواند: || استعاره اصلی: اقیانوس ذهن در برابر حلقه‌های بازخورد --[استعاره محوری این مقاله، تقابل «اقیانوس ذهن» و «حلقه‌های بازخورد» است. اقیانوس، نماد آگاهی زنده‌ای است که از فهم و کنترل می‌گریزد. حلقه‌های بازخورد، نماد پروژه سایبرنتیک است که می‌کوشد همه‌چیز (از ذهن تا حیات) را به مکانیزمی قابل کنترل تقلیل دهد.] --[این استعاره در چهار لایه باز می‌شود: لایه اول، سایبرنتیک به‌عنوان بازکشف روح‌باوری؛ لایه دوم، سولاریس به‌عنوان نقد پروژه سایبرنتیک؛ لایه سوم، فضای سایبر به‌عنوان قلمرو ارواح؛ لایه چهارم، گولاگ دیجیتال و افق کنترل.] || لایه اول: سایبرنتیک به‌مثابه بازکشف روح‌باوری --[دیمن، کوبرنتس، و پیوند پنهان با قلمرو ارواح] || لایه دوم: سولاریس به‌مثابه ذهن انسان --[اقیانوس زنده و مهمان‌های حافظه] || لایه سوم: فضای سایبر به‌مثابه قلمرو ارواح --[نورومنسر، نکرومنسر، و مکانیکوم] || لایه چهارم: گولاگ دیجیتال و افق کنترل --[از فهم تا کنترل؛ آیا ذهن رها می‌شود؟] ═══════☼═══════ ▌▌ نقشه‌نگاران قرون وسطی؛ معرفی استعاره ▬ سولاریس، اثر آندری تارکوفسکی، فیلمی است که بسیاری آن را «آثر هنری پرمدعا و بی‌معنا» می‌پندارند. اما اگر به زیرمتن پنهان آن نفوذ کنیم (به بحث درونی نخبگان درباره سایبرنتیک) این «بی‌معنایی» ناگهان معنا پیدا می‌کند و یک توطئه پنهان آشکار می‌شود. تارکوفسکی به‌دلیل همین زیرمتن، سال‌ها با سانسور و آزار سیاسی دست‌وپنجه نرم کرد. سولاریس درباره سفر به سیاره‌ای دور است که با اقیانوسی از پلاسمای زنده و متحرک پوشیده شده؛ اقیانوسی به نام «سولاریس». اما سولاریس، استعاره‌ای از «ذهن انسان» است. کاوشگرانی که به سولاریس فرستاده می‌شوند و آزمایش‌هایی که دانشمندان روی آن انجام می‌دهند، در واقع تلاش‌های واقعی دانشمندان قرن بیستم برای پژوهش درباره ذهن انسان هستند. پس از قرن‌ها کار، این تلاش‌ها پیش از آغاز فیلم شکست خورده‌اند و کلوین، دانشمند اصلی، برای «کنترل خسارت» و کالبدشکافی پس از مرگ پروژه فرستاده می‌شود. ▌▌ سایبرنتیک چیست؟ ▬ سایبرنتیک، در ظاهر، نظریه‌ای است که در جنگ جهانی دوم توسط بریتانیایی‌ها برای هدف‌گیری ضدهوایی ابداع شد: ذهن انسان و همه فرآیندهای حیات، توسط «حلقه‌های بازخورد» اداره می‌شوند. چیزی رخ می‌دهد، واکنش نشان می‌دهی، تنظیم می‌کنی... چیزی رخ می‌دهد، واکنش نشان می‌دهی، تنظیم می‌کنی. اما آنچه سایبرنتیک را قابل‌توجه می‌کند، «کشف» حلقه‌های بازخورد نیست (که پیش‌تر شناخته شده بودند) بلکه «کاربرد نادرست» آن در «همه‌چیز» است: در هر رشته مطالعاتی. سایبرنتیک معتقد است همه‌چیز را می‌توان با حلقه‌های بازخورد توضیح داد. خود حیات هم صرفاً همین حلقه بی‌پایان بازخورد است. ریشه واژه «سایبر» یونانی است و به «کوبرنتس» (سکان‌دار رودخانه استیکس در جهان زیرین) اشاره دارد. این اشاره، نکته کلیدی است: «سایبر» از همان آغاز، با «قلمرو ارواح» پیوند خورده است. ▌▌ سولاریس: ذهن انسان به‌مثابه اقیانوس زنده ▬ کتاب سولاریس را نویسنده لهستانی-شوروی، استانیسلاو لم، نوشت؛ کسی که در مباحث سایبرنتیک عمیقاً غرق بود. سولاریس درباره شکست علم در فهم ذهن انسان با استفاده از اصول سایبرنتیک است. لم نظریه‌ای جالب مطرح می‌کند: آگاهی تولیدشده توسط ذهن، مانند یک میدان آگاهی، خودش زنده است. اقیانوس پلاسمایی سولاریس، یک «ابراندام روانی» است؛ موجودی نیمه‌هوشمند که از طریق حلقه‌های بازخورد بی‌پایان تکامل یافته است. اگر روی زمین، حیات در سطح فردی و با تمایز تکامل یافت، در سولاریس، بدون تمایز تکامل یافت و از فرآیند «رقابت» داروینی کاملاً عبور کرد. سولاریس توانایی‌های فراطبیعی دارد: دستکاری فضا-زمان و تعامل با آن. ▬ سولاریس «مهمان‌هایی» از «سازه‌های بازخورد حافظه» تولید می‌کند. این مهمان‌ها، کلون‌ها یا توهم‌ها یا فرافکنی‌هایی هستند که سولاریس از خاطرات عذاب‌آور دانشمندان ایستگاه می‌سازد. برای مثال، کلوین توسط ظهور همسر مرده‌اش عذاب می‌کشد؛ زنی که در تمام فیلم او را با رفتارهای خودکشی‌گرانه‌اش دیوانه می‌کند. او تجسم سولاریس است که می‌کوشد به‌نوعی با دانشمندان ارتباط برقرار کند. نویسنده/کارگردان در واقع با خود پرسیده: چگونه می‌توانم یک نیمه‌هوش غیرمنطقی، دمدمی، ناامیدکننده، ناشناخته و بیگانه را به تصویر بکشم؟ و پاسخ داده: چرا آن را یک «زن» نکنم؟ ▌▌ سایبرنتیک به‌مثابه بازکشف «روح‌باوری» ▬ سایبرنتیک، اساساً فرآیندی طولانی و پیچیده است که طی آن، دست‌کم بخشی از «اربابان فکری» ما، «روح‌باوری» یا «شیطان‌شناسی» را از مقدمات کاملاً الحادی بازکشف کرده‌اند. اصول سایبرنتیک پنهان، زیربنای بیشتر علوم رایانه ما هستند. قابل‌توجه‌ترین نمونه‌ها در شیوه‌های نام‌گذاری عجیب دانشمندان رایانه یافت می‌شوند. «دیمن» (شیطان) را در نظر بگیرید: یک زیرسیستم یا فرآیند خودمختار درون سیستم رایانه. چرا آن را «دیمن» (یعنی «شیطان») نامیدند؟ نام‌گذاری آن به این شکل، نشان می‌دهد که دانشمندان/جادوگران رایانه نظریه‌ای کاربردی درباره ماهیت ارواح بت‌پرستانه و نحوه عملکردشان داشتند. حتی اشاره «سایبر» به قلمرو باستانی ارواح و اشباح، اکنون معنای بیشتری می‌یابد. ▌▌ فضای سایبر: قلمرو ارواح ▬ «فضای سایبر» یا «قلمرو سایبر» واقعاً چیست؟ ما در حال توصیف قلمروی از تکه‌های نامجسم اطلاعات و هوش‌هایی هستیم که در آن شناورند. قلمروی نامادی که برای مشورت با «اوراکل‌ها»، گفتگو با «هوش‌های مصنوعی»، دسترسی به گذشته از طریق آرشیوهای زودگذر، و ارتباط با دیگران در فواصل دور، وارد آن می‌شویم. پیوندی که ترسیم می‌شود باید اکنون معنا پیدا کرده باشد. «نورومنسر»، شاهکار هنری ژانر «سایبر»، واژه‌ای ترکیبی است که به «نکرومنسرها» (کسانی که با ارواح مردگان سخن می‌گفتند) اشاره دارد. در این رمان، کیس با ارواح «کابوی‌های» مرده‌ای سخن می‌گوید که در فلاپی‌دیسک‌ها و در فضای سایبر گرفتار شده‌اند. سایبرنتیک با «غیب‌گرایی»، «عرفان» و «احضار روح» پیوند خورده است؛ اگر بدانید کجا را نگاه کنید. ▬ اگر بخواهم وضعیت را خلاصه کنم: سایبرنتیک، اساساً مشتی «خوره الحادی» با فرضیات مادی‌گرایانه درباره جهان است که می‌کوشند با مسائلی دست‌وپنجه نرم کنند که معمولاً به قلمرو «متافیزیک» و «عرفان» تعلق دارند. بسیاری از ایده‌های سایبرنتیک به علمی-تخیلی راه یافته‌اند؛ نه فقط به سولاریس. «مکانیکوم» یا «آدپتوس مکانیکوس» در Warhammer 40K، فرنچایزی غرق در احیای غیب‌گرایانه بریتانیایی از دوران آلیستر کراولی، تجسم مستقیم اصول سایبرنتیک است. این کیش علمی-تخیلی معتقد است ماشین مقدس است و ارواح در ماشین‌هایی که استفاده می‌کنند ساکن‌اند و خدای ماشین‌ها «اومنیسیا» نام دارد. کشیشان ماشین، تقویت‌های گسترده‌ای انجام می‌دهند تا ماشین‌مانندتر شوند؛ فرآیند «کمتر انسان و بیشتر ماشین» خودش یک عمل پرستش برای آن‌هاست. وقتی مردم در اینترنت علیه «ترابشریت» می‌تازند، فکر می‌کنم اساساً «عقیده کشیشان ماشین مریخ» را در ذهن دارند؛ حتی اگر هیچ علمی-تخیلی مصرف نکرده باشند. ▌▌ سایبرنتیک به‌مثابه «گولاگ دیجیتال» ▬ حالا باید درباره این صحبت کنیم که چگونه/چرا نخبگان فناوری سیلیکون‌ولی به این مباحث کشیده شدند و چگونه آن‌ها را در برنامه‌های خود برای «تصاحب قدرت سیاسی»، «اصلاح جامعه» از طریق «شتاب‌گرایی (سایبرنتیک)» به‌کار می‌برند؛ و این برای نظام‌های اجتماعی و انسانی کنترل و دست‌کاری که اکنون می‌سازند چه معنایی دارد. اگر از زبان مبهم و «نظریه‌پردازانه» عبور کنید، سایبرنتیک اساساً چیزی نیست جز پروژه ایجاد نوعی «گولاگ دیجیتال» برای همه حیات هوشمند. این تحلیل، پل ارتباطی با پرونده‌های پیشین است: در پرونده «سایبرهوش هرگز هوشیار نخواهد شد»، دیدیم که «شبیه‌سازی آگاهی» با «آگاهی» یکی نیست؛ در پرونده «بی‌سوادی عملکردی»، دیدیم که «سواد» با «فهم» یکی نیست؛ در پرونده «سایبرنتیک»، «کنترل» با «فهم» یکی نیست؛ اما اربابان فناوری، «کنترل» را جای «فهم» می‌گذارند، و همین، خطر اصلی است. ▌▌ افق: از «فهم» به «کنترل» ▬ سولاریس، در واقع، نقدی است بر «پروژه سایبرنتیک»؛ پروژه‌ای که می‌خواهد ذهن انسان را به «حلقه‌های بازخورد» تقلیل دهد. لم و تارکوفسکی، هر دو، نشان می‌دهند که «ذهن» (مانند اقیانوس سولاریس) قابل «کنترل» نیست، چون «فهم» آن ممکن نیست. اما «اربابان فناوری» سیلیکون‌ولی، درس لم را نگرفته‌اند. آن‌ها همچنان می‌کوشند ذهن را «کنترل» کنند؛ با «داده»، با «الگوریتم»، با «سایبرهوش». و همین «کنترل»، به «گولاگ دیجیتال» منجر می‌شود: زندانی برای همه حیات هوشمند. پرسش بنیادین این است: آیا «ذهن» را می‌توان «کنترل» کرد؟ پاسخ لم «نه» است؛ و همین «نه»، تنها سنگر باقی‌مانده در برابر «سایبراستبدادنتیک» است. اگر «ذهن» را نتوان «کنترل» کرد، آنگاه «گولاگ دیجیتال» نمی‌تواند کامل باشد؛ و همین «ناتمامی»، فضایی برای «مقاومت» باقی می‌گذارد. ▌▌ جمع‌بندی تحلیلی ▬ لایه توصیفی: سولاریس، اثر تارکوفسکی، درباره سیاره‌ای است که با اقیانوسی از پلاسمای زنده پوشیده شده؛ اقیانوسی به نام سولاریس. کتاب اصلی را استانیسلاو لم، نویسنده لهستانی-شوروی، نوشت. سولاریس استعاره‌ای از «ذهن انسان» است؛ کاوشگران و آزمایش‌ها، تلاش‌های واقعی دانشمندان قرن بیستم برای پژوهش درباره ذهن هستند. سایبرنتیک، نظریه‌ای است که در جنگ جهانی دوم برای هدف‌گیری ضدهوایی ابداع شد و معتقد است همه‌چیز (از ذهن تا حیات) با «حلقه‌های بازخورد» توضیح‌پذیر است. ریشه «سایبر» یونانی است و به «کوبرنتس» (سکان‌دار رودخانه استیکس در جهان زیرین) اشاره دارد. «دیمن» (شیطان) در علوم رایانه، فرآیندی پس‌زمینه است. «فضای سایبر» را می‌توان «قلمرو ارواح» دانست: جایی که اطلاعات نامجسم و هوش‌های مصنوعی شناورند. «نورومنسر» به «نکرومنسرها» (کسانی که با ارواح مردگان سخن می‌گفتند) اشاره دارد. «مکانیکوم» در Warhammer 40K، تجسم اصول سایبرنتیک است: ماشین مقدس است و خدای ماشین «اومنیسیا» نام دارد. ▬ لایه تحلیلی: سایبرنتیک، در ظاهر «نظریه‌ای علمی» است؛ در عمق، «پروژه‌ای فلسفی» با مقدمات الحادی است. این پروژه، «ذهن» را به «حلقه‌های بازخورد» تقلیل می‌دهد؛ و همین «تقلیل»، آن را به «ابزار کنترل» تبدیل می‌کند. سولاریس نشان می‌دهد که «ذهن» (مانند اقیانوس سولاریس) قابل «کنترل» نیست، چون «فهم» آن ممکن نیست. لم و تارکوفسکی هر دو، این «ناتمامی» را جشن می‌گیرند؛ و همین «ناتمامی»، تنها سنگر در برابر «سایبراستبدادنتیک» است. اما «اربابان فناوری» سیلیکون‌ولی، درس لم را نگرفته‌اند. آن‌ها همچنان می‌کوشند ذهن را «کنترل» کنند؛ با «داده»، با «الگوریتم»، با «سایبرهوش». این تحلیل، پل ارتباطی با پرونده‌های پیشین است: در «سایبرهوش هرگز هوشیار نخواهد شد»، دیدیم که «شبیه‌سازی آگاهی» با «آگاهی» یکی نیست؛ در «بی‌سوادی عملکردی»، دیدیم که «سواد» با «فهم» یکی نیست؛ در «سایبرنتیک»، «کنترل» با «فهم» یکی نیست؛ اما اربابان فناوری، «کنترل» را جای «فهم» می‌گذارند، و همین، خطر اصلی است. ▬ لایه تفسیری: سایبرنتیک، اساساً «بازکشف روح‌باوری» از مقدمات الحادی است. واژه «دیمن» (شیطان) در علوم رایانه، پیوندی پنهان با «شیطان‌شناسی» و «روح‌باوری» دارد. «فضای سایبر» را می‌توان «قلمرو ارواح» دانست. «نورومنسر» به «نکرومنسرها» اشاره دارد. «مکانیکوم» در Warhammer 40K، تجسم اصول سایبرنتیک است. اگر بخواهم وضعیت را خلاصه کنم: سایبرنتیک، پروژه «گولاگ دیجیتال» برای همه حیات هوشمند است. اگر از زبان مبهم و «نظریه‌پردازانه» عبور کنید، سایبرنتیک اساساً چیزی نیست جز پروژه «کنترل»؛ نه «فهم». و همین «کنترل»، به «گولاگ» منجر می‌شود. پرسش بنیادین این است: آیا «ذهن» را می‌توان «کنترل» کرد؟ پاسخ لم «نه» است؛ و همین «نه»، تنها سنگر باقی‌مانده در برابر «سایبراستبدادنتیک» است. ▬ لایه آینده‌نگر: اگر روند کنونی ادامه یابد، سه سناریو شکل می‌گیرد. سناریوی محتمل: تداوم «پروژه سایبرنتیک» با «کنترل» بیشتر بر «ذهن» (از طریق «داده»، «الگوریتم»، و «سایبرهوش») که به «گولاگ دیجیتال» کامل‌تر منجر می‌شود. سناریوی جایگزین: بازگشت به «فهم» (از طریق «عرفان»، «هنر»، و «فلسفه») که می‌تواند «کنترل» را به چالش بکشد. سناریوی سوم: «تعادل شکننده»؛ ترکیبی از «کنترل» و «فهم» که می‌تواند «گولاگ» را ناتمام نگه دارد. برای ایران، درس روشن است: در فضایی که «پروژه سایبرنتیک» در حال گسترش است، ایران می‌تواند با تأکید بر «فهم» (از طریق «عرفان»، «هنر»، و «فلسفه») الگویی ارائه دهد که نه به «تکنوفوبیا» بیفتد و نه به «تکنو-بت‌پرستی». اگر ایران این مسیر را ادامه دهد، در موقعیت «تصمیم‌گیرنده» فرهنگی می‌ماند؛ اگر نه، در «ماشین روایت» جهانی حل می‌شود. █▌ #سایبرنتیک | #سولاریس | #تارکوفسکی | #استانیسلاو_لم | #ذهن | #آگاهی | #حلقه_بازخورد | #دیمن | #شیطان | #فضای_سایبر | #نورومنسر | #نکرومنسر | #ارواح | #روح_باوری | #شیطان_شناسی | #مکانیکوم | #Warhammer40K | #اومنیسیا | #ترابشریت | #سیلیکون_ولی | #شتاب_گرایی | #گولاگ_دیجیتال | #کنترل | #فهم | #علم | #عرفان | #فلسفه | #مقاومت | #استبداد | #سایبرهوش Cybernetics and the Trap of Artificial Consciousness: Solaris and the Tyranny of Cybernetic Despots In March 2026, Rolo Slavskiy argued in The Unz Review that Tarkovsky's "Solaris" — based on Stanislaw Lem's novel — is a hidden critique of the Cybernetics project. The planet Solaris, an ocean of living plasma, is an allegory for the human mind; the scientists' failed attempts to understand it mirror 20th-century efforts to research the mind through Cybernetics. Cybernetics, born in WWII for anti-aircraft targeting, claims that everything — mind, life — can be explained by "feedback loops." The root word "Cyber" is Greek, referring to "Kybernetes" — the steersman on the river Styx in the underworld — linking it to the realm of spirits. The term "daemon" (demon) in computing — a background process — reveals a hidden connection to "demonology" and "animism." "Cyberspace" can be seen as the "realm of spirits": an immaterial realm of information and intelligences. "Neuromancer" refers to "necromancers," those who spoke to the dead. The "Mechanicum" in Warhammer 40K embodies Cybernetic principles: the machine is divine, and the god of machines is the "Omnissiah." Slavskiy argues that Cybernetics is essentially a long, convoluted process by which intellectual overlords have rediscovered "animism" or "demonology" from atheistic priors. If you look past the obfuscating language, Cybernetics is nothing more than the project to create a kind of "Digital Gulag" for all sentient life. Solaris shows that the "mind" — like the ocean of Solaris — cannot be "controlled," because "understanding" it is impossible. The open question: do we want to "control" the mind, or "set it free"? #Cybernetics | #Solaris | #Tarkovsky | #StanislawLem | #Mind | #Consciousness | #FeedbackLoop | #Daemon | #Demon | #Cyberspace | #Neuromancer | #Necromancer | #Spirits | #Animism | #Demonology | #Mechanicum | #Warhammer40K | #Omnissiah | #Transhumanism | #SiliconValley | #Accelerationism | #DigitalGulag | #Control | #Understanding | #Science | #Mysticism | #Philosophy | #Resistance | #Tyranny | #CyberIntelligence توأم‌بااقتباس‌های‌آزادوویرایش‌های‌سایبرهوش مأخذ: The Unz Review، ۲۶ مارس ۲۰۲۶ (بازنشر از Substack) هو العلیم آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید

منبع: philosociology.ir
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.