خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
تأكید عضو هیأت‌مدیره بانك صنعت و معدن بر ضرورت پیشگیری از بحران وتقویت مدیریت ریسك

تأكید عضو هیأت‌مدیره بانك صنعت و معدن بر ضرورت پیشگیری از بحران وتقویت مدیریت ریسك

سی‌وسومین همایش ملی و چهاردهمین همایش بین‌المللی بیمه و توسعه ۱۴ آذر برگزار می‌شود

سی‌وسومین همایش ملی و چهاردهمین همایش بین‌المللی بیمه و توسعه ۱۴ آذر برگزار می‌شود

ضرورت تحول در مدیریت شعب، توسعه جذب منابع و تسلط بر ابزارهای نوین تأمین مالی

ضرورت تحول در مدیریت شعب، توسعه جذب منابع و تسلط بر ابزارهای نوین تأمین مالی

اعتماد مردم، پشتوانه اصلی صنعت بیمه است

اعتماد مردم، پشتوانه اصلی صنعت بیمه است

رشد نقدینگی مهر اعلام شد؛ نقدینگی بیش از ۵۰ درصد رشد کرد

رشد نقدینگی مهر اعلام شد؛ نقدینگی بیش از ۵۰ درصد رشد کرد

آغاز پرداخت بیمه خسارت مشترکان برق به زودی

آغاز پرداخت بیمه خسارت مشترکان برق به زودی

رودریگس خواستار بازگشت طلای ونزوئلا از سوی انگلیس شد

رودریگس خواستار بازگشت طلای ونزوئلا از سوی انگلیس شد

رشد سالانه نقدینگی در مهر به ۵۰٫۹ درصد رسید؛ کاهش اندک نسبت به شهریور

رشد سالانه نقدینگی در مهر به ۵۰٫۹ درصد رسید؛ کاهش اندک نسبت به شهریور

پیش بینی بانک جهانی از گرانی 32 درصدی انرژی در سال 2026

پیش بینی بانک جهانی از گرانی 32 درصدی انرژی در سال 2026

واریز معوقات بازنشستگان تأمین اجتماعی آغاز شد؛ اگر پیامک نیامد چه کنیم؟

واریز معوقات بازنشستگان تأمین اجتماعی آغاز شد؛ اگر پیامک نیامد چه کنیم؟

اثر کانتیون چیست و چگونه تزریق پول نابرابری اجتماعی را تشدید می‌کند؟

بازدید ۴منبع: یک پزشک
اثر کانتیون چیست و چگونه تزریق پول نابرابری اجتماعی را تشدید می‌کند؟

چگونه «یک پزشک» را به لیست منابع منتخب خود در گوگل اضافه کنیم؟

تزریق اسکناس تازه به جامعه برخلاف پندار عامه هرگز بارانی یکدست نیست که مزرعه همگان را به یک اندازه سیراب کند. پدیده‌ای که در اقتصاد به نام اثر کانتیون (Cantillon Effect) معروف است، سازوکاری پنهان را برملا می‌کند که توزیع نامتوازن نقدینگی را توضیح می‌دهد. هنگامی که بانک مرکزی اسکناس جدید خلق می‌کند، این اعتبار تازه ابتدا وارد حساب نهادهای خاص مانند بانک‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های بزرگ و پیمانکاران دولتی می‌شود.

این گروه‌ها دسترسی زودهنگام به اعتبارات ارزان دارند و پول را پیش از آنکه بازار متوجه وفور اسکناس شود خرج می‌کنند. آنها زمین، سهام و دارایی‌های فیزیکی را با قیمت‌های پیشین خریداری می‌کنند و سودهای چشمگیری به دست می‌آورند، بی‌آنکه هنوز موج گرانی حاصل از خلق پول گریبانگیرشان شده باشد.

موج تورم رفتاری مانند جریان شیره یا عسل دارد که به کندی و با چسبندگی از مرکز به کناره‌ها می‌لغزد. کارگران، بازنشستگان و صاحبان کسب‌وکارهای خرد در انتهای این صف طولانی ایستاده‌اند. زمانی دستمزد یا درآمد این گروه‌ها به شکل قطره‌چکانی کمی بالا می‌رود که موج گرانی پیشاپیش قیمت تمام کالاهای روزمره، اجاره‌بها و اقلام سفره را چند برابر بالا برده است.

به بیان ساده، نخستین دریافت‌کنندگان اعتبار با قدرت خرید دیروز خرید می‌کنند و آخرین مصرف‌کنندگان با نرخ‌های متورم فردا دست و پنجه نرم می‌کنند. این جابه‌جایی نامحسوس سرمایه، در حقیقت نوعی مالیات خاموش بر معیشت حقوق‌بگیران است که دارایی‌ها را بی‌سر و صدا به سمت قطب‌های قدرت مالی هدایت می‌کند و فاصله طبقاتی را وسعت می‌بخشد.

آیا این سازوکار صرفاً ایرادی فنی در ساختار بانک‌های امروزی است یا با ذات پول اعتباری پیوند خورده است؟ چرا حتی طرح‌های اعانه دولتی و چاپ پول به بهانه حمایت از نیازمندان، شکاف ثروت را عمیق‌تر از قبل نشان می‌دهد؟ برای کشف پاسخ، باید به سراغ ریشه‌های این تحلیل در متون کلاسیک برویم و متوجه شویم چرا تفکر یک بانکدار اهل ایرلند در سده هجدهم هنوز سرنوشت دخل و خرج میلیون‌ها انسان را با دقت بازگو می‌کند.

ریشه‌های تاریخی پیدایش مفهوم و جهان مالی سده هجدهم

اوایل سده هجدهم میلادی، اروپا در سودای جایگزینی سکه‌های طلا و نقره با حواله‌ها و اسناد کاغذی به سر می‌برد. پادشاهان بدهکار در پی راهی فوری برای تسویه وام‌های جنگی بودند و همین ماجرا زمینه را برای آزمون‌های خطرناک مالی مهیا کرد. ریچارد کانتیون (Richard Cantillon)، اقتصاددان و بانکدار ایرلندی‌الاصل ساکن فرانسه، از نزدیک سقوط سنگین طرح سهام می‌سی‌سی‌پی به طراحی جان لا را تماشا کرد. او پی برد که افزایش کاغذهای اعتباری ثروت حقیقی تولید نمی‌کند. نوشته برجسته او با عنوان رساله‌ای در باب ماهیت تجارت، سال‌ها پس از مرگش در سال ۱۷۵۵ انتشار یافت و نخستین بررسی دقیق جریان فیزیکی سرمایه در اقتصاد بازار لقب گرفت.

کانتیون ثروت سرشاری از دل همان بحران به دست آورد. او که متوجه توخالی بودن حباب سهام شده بود، سهام خود را در اوج قیمت نقد کرد، دارایی‌ها را به طلای واقعی بدل ساخت و به انگلستان گریخت. او در رساله خود با مثالی ملموس نشان داد اگر معدن‌داری طلای نو استخراج کند، ابتدا خود و نزدیکانش مصرف را بالا می‌برند و بهای گوشت و نان در آن منطقه جهش می‌یابد. کشاورزان محلی در آغاز کار خشنود می‌شوند، اما مردم عادی و مستمری‌بگیرانی که طلایی به دستشان نرسیده، ناگهان می‌بینند خرج زندگی‌شان گزاف شده است. او ثابت کرد سرعت و گذرگاه ورود پول، قیمت‌ها را نامتقارن بالا و پایین می‌برد.

سرنوشت شخصی کانتیون نیز به اندازه نظریه‌اش عجیب و پررمزوراز رقم خورد. او در سال ۱۷۳۴ در خانه خود در لندن به قتل رسید و خدمتکار اخراجی‌اش برای پنهان کردن جنایت، عمارت را به آتش کشید؛ هرچند کتاب خطی او خوشبختانه از خاکستر آتش نجات یافت و سال‌ها بعد ویلیام استنلی جونز، اقتصاددان نامدار، از این اثر با عنوان گهواره اقتصاد سیاسی مدرن یاد کرد.

مکانیزم چرخش نقدینگی و چرایی غیریکنواخت بودن تورم

بسیاری تصور می‌کنند توزیع پول جدید شبیه به این است که اسکناس‌ها را با هلیکوپتر بر فراز شهر رها کنند تا نصیب همه شود. اگر چنین فرضی راست بود، همه دستمزدها و قیمت‌ها همزمان دو برابر می‌شدند و هیچ نابرابری تازه‌ای پدید نمی‌آمد. بانک‌های مرکزی پول را تصادفی پخش نمی‌کنند، بلکه آن را از کانال خرید اوراق قرضه دولتی، خطوط اعتباری اختصاصی و کاهش دستوری نرخ بهره به شرکت‌ها و بانک‌های خاص واگذار می‌کنند. در نتیجه، اهالی بازارهای مالی پیش از تغییر عمومی شاخص قیمت‌ها، منابع ارزان را تصاحب کرده و ارزش دارایی‌ها را به قله می‌رسانند.

تعدیل قیمت‌ها در بخش‌های گوناگون سرعت یکسانی ندارد و در اصطلاح اقتصادی دچار چسبندگی قیمت (Price Stickiness) است. قیمت مستغلات و اوراق بهادار ظرف چند ساعت با هجوم پول جهش می‌کند، اما حقوق کارمند و کارگر وابسته به جلسات مزدی سالانه و قراردادهای کند است. سرمایه‌گذاران اولیه پیش از بالا رفتن عمومی قیمت‌ها، سودهای چشمگیر خود را نقد می‌کنند و تا زمان افزایش حقوق فرودستان، املاک و کالاهای اساسی گران شده‌اند. این ناهماهنگی زمانی تعادل بازار را بر هم می‌زند و تصمیم‌های تولیدکنندگان واقعی را دچار اخلال می‌کند.

بازتوزیع ناعادلانه ثروت از قاعده به راس هرم

پیامد قطعی این اختلال پولی، جابه‌جایی ثروت از لایه‌های پایینی جامعه به سوی دارندگان دارایی است. صاحبان املاک و سبدهای سرمایه‌گذاری با هر موج خلق اعتبار، جهش قیمت ملک و سود سهام را تجربه می‌کنند و زیان کاهش ارزش پول ملی را پوشش می‌دهند. اقشار کم‌درآمد که دستمزدشان تماماً صرف مایحتاج فوری و خوراک می‌شود و پس‌انداز دارایی ندارند، بار سنگین گرانی را یک‌تنه به دوش می‌کشند. پمپاژ اعتبار در واقع مانند سرنگ بزرگی است که ارزش واقعی دسترنج زحمتکشان را به سمت دارندگان سرمایه هدایت می‌کند.

این فرآیند به تضعیف طبقه متوسط می‌انجامد؛ طبقه‌ای که موتور محرک پویایی اقتصادی و ثبات مدنی است. خانواده‌هایی که سال‌ها به پس‌انداز بانکی و بیمه بازنشستگی تکیه کرده بودند، کاهش قدرت خرید خود را به چشم می‌بینند. هزینه‌های مسکن مناسب، آموزش و درمان سرسام‌آور می‌شود و فرصت رشد برای فرزندان این اقشار رنگ می‌بازد. نتیجه چنین جریانی، گسترش ناامیدی اجتماعی و احساس بی‌پناهی در برابر سیستم اقتصادی است، زیرا افراد درمی‌یابند بدون کاهلی در کار، هر روز رفاه کمتری نسبت به گذشته دارند.

سوءتفاهم‌های رایج درباره خنثایی پول در اقتصاد

سالیان متمادی در دانشگاه‌ها این فرضیه تدریس می‌شد که پول در بلندمدت خنثی است (Neutrality of Money). طرفداران این نگرش ادعا می‌کردند میزان حجم پول صرفاً یک عدد است و اگر دو برابر شود، صرفاً ارقام روی برچسب‌ها دو برابر می‌شوند بی‌آنکه بر متغیرهای واقعی تولید، اشتغال یا نابرابری ماندگار اثر بگذارد. اقتصاددانان مکتب اتریش با تکیه بر دیدگاه‌های کانتیون ثابت کردند که پول هرگز خنثی نیست، چراکه توزیع آن ساختار ترجیحات زمانی و قیمت‌های نسبی را دگرگون می‌کند و این تغییرات تا دهه‌ها پابرجا می‌مانند.

سوءبرداشت دیگر، مقصر دانستن گرانی کالاها به عنوان علت ریشه‌ای تورم است. عموم مردم رشد بهای اقلام در مغازه را تورم می‌دانند، در حالی که این اتفاق اثر ثانویه افزایش پیشین حجم نقدینگی است. عده‌ای نیز معتقدند پرداخت یارانه‌های نقدی برابر به همه شهروندان راه علاج است، غافل از اینکه شرکت‌های مسلط همیشه امکان دریافت تسهیلات بانکی کلان با کارمزد پایین دارند، اما شهروندان عادی برای وام‌های ناچیز باید موانع اداری و بهره‌های سنگین را تحمل کنند. همین سازوکار تبعیض‌آمیز اعتباری، هر تلاشی برای برابرسازی سطحی را بی‌اثر می‌کند.

بحران‌های مالی معاصر و نمود عینی سیاست‌های پولی

پس از بحران بانکی ۲۰۰۸ و شوک ناشی از کرونا در سال ۲۰۲۰، جهان با چشم خود عملکرد این نظریه را در ابعاد تریلیون دلاری مشاهده کرد. بانک‌های مرکزی با برنامه تسهیل مقداری (Quantitative Easing) اوراق بدهی را خریداری کردند و مقادیر هنگفتی اعتبار به وال‌استریت فرستادند تا سیستم بانکی فرو نپاشد.

نتیجه این سیاست‌ها ثبت رکوردهای تازه در بازارهای سهام و رشد ثروت میلیاردرها در دوران رکود تولید بود، در حالی که میلیون‌ها کسب‌وکار محلی ورشکست شدند و بیکاری رشد کرد.

این رویدادها فاصله میان بخش مالی و اقتصاد کوچه و بازار را آشکار کرد. نقدینگی ارزان به جای احداث خطوط تولید و اشتغال پایدار، صرف سفته‌بازی، خرید مجدد سهام شرکت‌ها (Stock Buybacks) و معاملات ریسک‌پذیر شد. در پی آن، جهش بهای املاک و مستغلات در کلان‌شهرها نسل جوان را از خانه‌دار شدن محروم کرد. وقتی پول تازه پیش از عرضه کالا به دست سفته‌بازان می‌رسد، کالاهای سرمایه‌ای جهش می‌کنند و به جای حل بحران، موتور شکاف طبقاتی با سرعتی بیشتر حرکت می‌کند.

راهکارهای ساختاری، پول سخت و چشم‌انداز آینده نقدینگی

برای مهار این اختلال عمیق، کارشناسان اصلاحات ساختاری در قوانین بانکی را حیاتی می‌دانند. کاهش توان بانک‌ها در خلق پول بی‌رویه بر پایه ذخیره کسری و محدود کردن وام‌های پرریسک از راهکارهای مهم است. اگر دولت‌ها هزینه‌های جاری را به جای استقراض از بانک مرکزی و استهلاک ارزش اسکناس، منحصراً از مالیات‌های شفاف تامین کنند، انگیزه دستکاری پولی کاسته می‌شود. شفاف‌سازی کانال‌های تخصیص تسهیلات نیز دسترسی رانتی وابستگان به منابع اعتباری را محدود می‌کند.

رویکرد دیگر، اقبال به دارایی‌های دارای سقف عرضه مانند طلا یا رمزدارایی‌های غیرمتمرکز است که به عنوان پول سخت (Hard Money) شناخته می‌شوند. ابزارهایی که تولیدشان در ید اختیار هیچ مقام سیاسی یا بانک مرکزی نیست، فرصت تزریق رانتی به حلقه‌های نخست را از بین می‌برند. تقابل میان ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) و دارایی‌های تغییرناپذیر، مسیر آتی پول را تعیین خواهد کرد. انضباط پولی و پرهیز از توزیع نابرابر اعتبارات، یگانه راه حفظ عدالت و بازگرداندن ثبات به معیشت جامعه است.

منبع: یک پزشک
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.