وقتی تریبون یک نهاد استراتژیک به ابزاری برای تسویهحسابهای شخصی بدل میشود، اولین قربانی، خود وزارتخانه است که با قرق کردن رسانههای همسو، عملاً راه را بر هر صدای متفاوتی بسته است.
به گزارش« نفت ما »، «سامان قدوسی» پیش از آنکه سخنگویی و مدیرکلی روابط عمومی وزارت نفت شود، سرپرست ادارهکل روابط عمومی وزارت نفت بود و در گوشهای از صنعت پتروشیمی، مشاور مدیرعاملی «آریا ساسول» را هم برعهده داشت. آن روزها گزارش مستند « نفت ما » از پشتپردههای آریا ساسول، به مذاقش خوش نیامد. آن گزارش، فقط یک نوشتهی رسانهای نبود؛ آینهای بود که بخشی از واقعیت نادیدنی آن مجموعه را بازتاب میداد. قدوسی اما به جای پذیرش نقد یا پاسخگویی حرفهای، راه سادهتری را انتخاب کرد و بذر یک رفتار حذفی در ذهنش کاشته شد. زمانی که ورق برگشت و او در جایگاه سخنگویی وزارت نفت تکیه زد، انتظار میرفت که بلوغ مدیریتی، آن رفتارهای محفلی را کنار بگذارد. حالا هم با تغییر بدنه وزات نفت، استعفای محسن پاکنژاد و آمدن حمید بورد همچنان تفکر روابط عمومی همان است؛ بستهتر، گزینشیتر و سلیقهایتر.
سیاست «بایکوت رسانههای منتقد» که یادگار دوران حضور او در پتروشیمی بود، اکنون به سیاست رسمی روابط عمومی وزارت نفت تبدیل شده است. دعوتنامههایی که فقط برای «رسانههای خودی» ارسال میشوند و نشستهایی که رسانههای منتقد در آنها جایی ندارد، نه نشانهی اقتدار، که سند ترس سیستم از روایتهای غیر رسمی است.
مشکل اینجاست که روابط عمومی یک وزارتخانهی استراتژیک، دفتر شخصی نیست که لیست مهمانانش را بر اساس کینههای قدیمی مدیرش تنظیم کند. وقتی تریبون یک نهاد حاکمیتی به ابزاری برای تسویهحسابهای شخصی بدل میشود، اولین کسی که ضربه میخورد، خود وزارتخانه است. بستن راه رسانهای که رویکرد انتقادی دارد، نه تنها دهان منتقد را نمیبندد، بلکه آن را به سمت افشاگریهای تندتر سوق میدهد.
روابط عمومی سازمانها باید این الفبای سادهی رسانه را درک کنند: رسانهی منتقد، دشمن نیست؛ بلکه بخشی از اکوسیستم خبر است. با حذف کردن رسانهها، فقط شکاف میان نهادها و افکار عمومی عمیقتر میشود. اگر توان پاسخگویی و تحمل نقد را ندارید، نهاد روابط عمومی جای شما نیست. این رویهی فعلی، قبل از اینکه به رسانه آسیب بزند، اعتبار وزارت نفت را به یک محفل بستهی رسانهای تقلیل میدهد.















نظرات کاربران