در خصوص باز یا بسته بودن تنگه هرمز، دو روایت کاملا متفاوت در جهان مطرح است؛ روایت ایرانی بر بسته بودن تنگه و کنترل این آبراه راهبردی از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی تاکید دارد، و روایت آمریکایی که بر باز بودن تنگه هرمز، و حتی عبور روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت از این تنگه تاکید میکند.
روایت آمریکا با توئیتهای شبانه روزی ترامپ و فرمانده ارتش تروریستی آمریکا سنتکام و رسانههای آمریکایی وابسته به جنگ طلبان غربی مبنی بر باز بودن تنگه هرمز، از هیاهوی بالایی برخوردار است؛ به گونهای که حتی رئیس جمهور آمریکا نام این تنگه را، تنگه ترامپ گذاشته و آن را متعلق به ایالات متحده معرفی کرده است؛ بنابراین در چنین شرایطی، برای کسانی که دنبال واقعیتهای میدان جنگ میباشند، این یک پرسش اصلی است که، بالاخره کدام روایت درست است؟ تنگه هرمز باز است یا بسته؟
با چه معیاری میتوان این دو روایت را راستی آزمایی کرد؟ ایران درست میگوید یا آمریکا؟
برای رسیدن به پاسخ درست، تنها راه، توجه و بررسی آثار و پیامدهای باز و بسته بودن تنگه هرمز است. مهمترین پیامدهای بسته یا باز بودن تنگه هرمز، در بازارهای مالی و بورس، قیمت انرژی، تورم و قیمت کالا به ویژه محصولات کشاورزی در غرب و خصوصا آمریکا قابل بررسی است.
تمام بررسیها نشان میدهد قیمت انرژی و محصولات کشاورزی در آمریکا به شکل بی سابقهای افزایش یافته است. در آمریکا سوخت دیزل به یک چالش اصلی برای کامیون داران و کشاورزان، به ویژه در ایالتهایی که پیش از این رونق کشاورزی داشته تبدیل شده و این موضوع، به شدت ترامپ را تحت فشار و انتقادهای بی سابقه قرار داده است. گازوئیل از گالنی سه و نیم دلار، به بالای شش دلار افزایش قیمت داشته و این امر به همراه افزایش قیمت کود و دیگر عوامل هزینههای تولید محصولات کشاورزی، به شکل بی سابقه تورم کمر شکنی را در جامعه آمریکا پدید آورده است. به عنوان مثال قیمت گوجه فرنگی از کیلویی ۵۰ سنت در برخی از ایالتهای آمریکا، با افزایش هشت برابری به کیلویی ۴ دلار رسیده است.
همین افزایش قیمتها موجب شده، ترامپ علاوه بر اصرار به اروپاییها برای وارد کردن ذخایر استراتژیک خود به بازارهای انرژی، پا بر روی غرور خود گذاشته و برای سوخت دیزل دست به دامن پوتین شده و با لغو تحریم انرژی روسیه، از این کشور گدایی سوخت نماید!
بر اساس گزارش رسانهها، ترامپ در شامگاه جمعه گذشته به وقت تهران گفت؛ با ولادیمیر پوتین توافق کرده که روسیه بیش از ۳۰۰ هزار تن سوخت گازوئیل در اختیار آمریکا و بازارهای جهانی قرار دهد. به ادعای او، روسیه بعد از عرضه ۳۰۰ هزار تن در ماه نوامبر، ۵۰۰ هزار تن و بلافاصله بعد از آن یک میلیون تن گازوئیل دیگر به بازار تزریق خواهد کرد.
بسیاری از کارشناسان بر این اعتقاد هستند که این توافق نمیتواند تاثیر معنادار و پایداری بر قیمتهای بی سابقهای که رانندگان، کامیون داران، کشاورزان، دامداران و صاحبان منازل در آمریکا در پمپ بنزینها میپردازند داشته باشد.
بنابر آن چه به اختصار آمد، مشخص است که کدام روایت درست و کدام نادرست است. البته باید گفت، تازه ما در ابتدای یک بحران جدی انرژی در غرب به خاطر بسته بودن قطعی تنگه هرمز در حال حاضر، و احتمالا تنگه باب المندب در آینده هستیم.
روند کنونی عبور و مرور را از مسیر عمانی تنگه به سمت صفر میبرد. اکنون نگرانی آمریکا این است که ایران با تاکتیکها و تکنیکهای جدید، کنترل تنگه هرمز در محدوده تعریف نموده را، طی هفتههای آینده به صورت کامل در دست خواهد گرفت. کارشناسان بر این اعتقاد هستند که تأثیر اصلی انسداد بلند مدت تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، به صفر نزدیک شدن ذخایر استراتژیک در تمام کشورهای جهان خواهد بود.
آن گاه که این ذخایر تمام شود، بحران در اقتصاد جهان وخیمتر و آشکارتر شده، و همگان بیش از پیش خواهند فهمید، ترامپ متوهم با حمله به ایران، چه خسارتهایی را به همه کشورها وارد نموده است.
کند کردن این روند خسارت بار برای اقتصاد جهان، تنها و تنها در گرو پذیرش شکست از سوی متجاوزین و تن دادن به حقوق ملت ایران است. حقوق ملت ایران در تحقق همان هفت شرط اعلامی به آمریکا است. ترامپ هیچ راهی جز زانو زدن در برابر ملت بزرگ ایران با پذیرش شروط اعلامی جمهوری اسلامی ندارد. او باید بداند، تاخیر در پذیرش حقوق ملت ایران، و یا احیانا تکرار خطای محاسباتی با حمله مجدد نظامی به کشور عزیزمان، فقط خسارتهای آمریکا و غرب را بیشتر میکند.
اینک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در کمینگاهها در انتظار فرصتهای ناشی از اشتباه محاسباتی ترامپ هستند؛ تا درسهای فراموش ناشدنی به متجاوزین داده، یک بار دیگر قصه زانو زدن غربیها در برابر ایران بزرگ را تکرار و به رخ جهانیان بکشند.















نظرات کاربران