به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، ۸ شرکت پذیرفتهشده در بورس از افزایش نرخ فروش محصولات یا خدمات خود خبر دادهاند. نمادهای کماسه، هانیکو، فروسیل، پاسا، گکوثر، کیمازی، خدیزل و تایرا در این فهرست قرار دارند. بیشترین افزایش به یکی از محصولات کیمازی مربوط است که نرخ آن بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرده است. در سوی دیگر این بازه، فروسیل نرخ فروسیلیسیم را ۳۸ درصد بالا برده است.
این خبر برای دو گروه اهمیت دارد. برای سهامداران، نرخ فروش یکی از اجزای اصلی درآمد شرکت است و تغییر آن میتواند برآورد سود را جابهجا کند. برای مصرفکننده، افزایش قیمت در حلقههای تولید معمولاً با فاصله زمانی به قیمت کالای نهایی منتقل میشود.
دامنه افزایش نرخها
فهرست این ۸ شرکت از صنایع گوناگونی تشکیل شده است. فروسیلیسیم، محصول اصلی فروسیل، یک آلیاژ آهن و سیلیسیم است که در فولادسازی و ریختهگری کاربرد دارد. بنابراین رشد ۳۸ درصدی نرخ آن به هزینه تولید در زنجیره فولاد نیز مربوط است. دو نماد پاسا و تایرا در صنعت لاستیک فعالیت میکنند و خدیزل در صنعت خودروهای تجاری حضور دارد.
حضور همزمان شرکتهایی از صنایع متفاوت در این فهرست نشان میدهد افزایش قیمت به یک صنعت محدود نیست. این الگو با فشار تورمی بر هزینههای تولید همخوانی دارد. منظور از فشار تورمی، رشد همزمان قیمت مواد اولیه، دستمزد و انرژی است که تولیدکننده را به بازنگری در نرخ فروش وامیدارد.
افزایش نرخ، الزاماً افزایش سود نیست
رشد نرخ فروش بهتنهایی سودآوری بیشتر را تضمین نمیکند. سود نهایی به سه عامل دیگر هم وابسته است: میزان رشد بهای تمامشده، حجم فروش و قدرت بازار در پذیرش قیمت جدید. اگر هزینهها با سرعتی مشابه یا بیشتر رشد کرده باشند، حاشیه سود یعنی فاصله قیمت فروش و هزینه تولید ممکن است تغییر چندانی نکند.
عامل دیگر حجم فروش است. افزایش قیمت در برخی بازارها میتواند تقاضا را کاهش دهد و بخشی از اثر مثبت نرخ بالاتر را خنثی کند. به همین دلیل تحلیلگران معمولاً گزارشهای ماهانه فروش را در کنار اطلاعیههای افزایش نرخ بررسی میکنند تا تصویر کاملتری از درآمد به دست آید.
دادههای عملکرد ماههای آینده این شرکتها نشان خواهد داد که نرخهای جدید تا چه اندازه به درآمد و سود تبدیل شده است. تا آن زمان، مقایسه رشد نرخ با رشد هزینهها مهمترین معیار برای ارزیابی اثر واقعی این تصمیمها به شمار میرود.















نظرات کاربران