آقای دکتر با توجه به رشدهایی که طی هفتههای گذشته در بورس شاهد بودیم، فعالان بازار به ویژه تازهواردان به این بازار با پولهای حقیقی، نگران گرفتار شدن و تکرار سناریوی ریزش شاخص و از دست رفتن سرمایه خود شبیه سال ۱۳۹۹ هستند، آیا شباهتی بین این روزهای بازار سهام با بورس در آن سالها وجود دارد؟
قطعاً برخی نگرانیها در خصوص بازار سهام یا سایر بازارها در ایران به دلیل نوسانات اقتصادی و سیاسی طبیعی است؛ اما در مورد بورس و نگرانیهای موجود باید گفت تجربه سال ۱۳۹۹ موجب شد مردم و فعالان در بازارهای گوناگون، از جمله بازار سهام آگاهانهتر عمل کنند، بدین معنا که بررسیهای دقیقی را برای خرید سهم در دستور کار قرار دهند. از سوی دیگر بدین موضوع واقف شدهاند، نباید بیش از حد نگران بود و در صف فروش ظاهر شد؛ زیرا در برخی نمادها که توقفهایی ایجاد میشود و شاخص برمیگردد یا منفی میشود؛ اما چندی نمیگذرد که گزارشهای شش ماهه نشان میدهد بازار سهام دوباره به اوج بازگشته است، لذا سرمایهگذاران متضرر نشدهاند. از این نظر نمیتوان گفت بازار امروز شباهت چندانی به آنچه بر سر مردم در سال ۱۳۹۹ رفت، دارد. ضمن اینکه به نظرم مردم و سهامداران امروز با سهامداران سال ۱۳۹۹ خیلی فرق کردهاند، یعنی خیلی با تجربهتر شدهاند و خود این باعث میشود رفتارهای هیجانی کمتر شود.
ارزیابی شما از وضعیت امروز بازار سرمایه و ارزش ذاتی بازار چیست و کدام ملاک میتواند مبنای ارزش بازار سهام باشد؟
ملاکی که برای بازار سرمایه باید لحاظ کرد، ارزش دلاری است که دراین باره توضیح جامعی را بیان میکنم. برای نمونه، امروز ارزش بازار سهام در محدوده ۱۰۰میلیارد دلار است. این درحالی است که بازارسهام در سال ۱۳۹۹ ارزشی حدود ۴۵۰ میلیارد دلار داشته است. از سوی دیگر شرکتهای مختلف در طول شش سال گذشته حدود ۲۵ میلیارد دلار عرضه اولیه داشتهاند؛ لذا اگر بخواهیم بازار امروز را با سال ۱۳۹۹ مقایسه کنیم، میتوانیم عنوان کنیم که ارزش بازار حدود ۷۵ میلیارد دلار است و حتی رشدی نسبت به رشدهایی که در بازار ارز شاهد آن بودیم، نداشته است. پس بازار سهام در حال حاضر و بدون در نظر گرفتن ریسکهای موجود و صرفاً به لحاظ ارزش به شدت ارزنده است و جای رشد دارد و از این بابت فعالان بورس نباید نگرانی خاصی داشته باشند.
آمارها نشاندهنده رشد درآمدی شرکتهاست. آیا این رشد ناشی از رشد حاشیه سود تولید است یا رشدی که براساس افزایش میزان تورم و قیمت ارز ایجاد شده است؟
قطعاً بخشی از این رشد مرتبط با تورم است که در همه بخشها اتفاق افتاده و طبیعتاً به رشد درآمدها هم منجر شده است. در واقع رشد تورم وافزایش قیمت دلار به بالا رفتن عدد سود شرکتها منجر شده است؛ در حالی که متأسفانه در چنین وضعیتی همچنان حاشیه سود شرکتها افزایش محسوسی نداشته است؛ از این رو تأکید میکنم بازار سرمایه همچنان نسبت به ارزش دلار عقب مانده است. این موضوع تنها درخصوص بازار ارز صدق نمیکند؛ زیرا در بازار مسکن نیز شاهد این موضوع هستیم که ارزش دلاری نسبت به سقف که نزدیک ۱۵۰۰ دلار بود، هنوز عقب است و در حال حاضر در محدوده ۱۱۰۰ دلار قرار دارد. این رقم در اسفند سال گذشته و قبل از آغاز جنگ رمضان در محدوده ۸۰۸ قرار داشت و در سال جدید افزایش یافت. برای همین هم بود که با وجود جنگ بر خلاف قواعد اقتصادی قیمت مسکن در کشور به جای کاهش، افزایش یافت. در واقع بخشی از این موضوع ناشی از قدرت خرید است؛ اما فاصله ایجاد شده در بازار سرمایه نسبت به روزهای در اوج بودن بسیار بیشتر است.
ارزیابی شما از نوع نگاه فعالان بازار سرمایه و سهام نسبت به موضوع جنگ یا در پیش بودن تقابل نظامی آمریکا با ایران چیست؟ آیا اخبار مرتبط با جنگ میتواند اثر نگرانکنندهای بر بازار و روند سرمایهگذاری در بازار به جا بگذارد؟
بازار سرمایه تا پیش از این، یعنی قبل از یک سال گذشته که زمزمههای مرتبط با جنگ نظامی ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی به گوش میرسید، نسبت به وضعیت جنگ و ایجاد درگیری حساسیتهای خاص خود را داشت؛ اما به نظر میرسد امروز شرایط بسیار متفاوتتر از حتی یک سال گذشته است. پس از جنگهایی که از سال گذشته تا کنون پشت سر گذاشتیم، بازار سهام و فعالان آن تا حدودی دیگر ترسهای قبلی را ندارند؛ به این معنا که شاید جنگ برای بازار و اهالی آن عادی شده باشد؛ مانند آنچه در اوکراین و روسیه میگذرد. کسبوکارها در جنگ و بعد از آن به کار خود تا جای ممکن ادامه دادهاند و به نوعی میتوان گفت بنگاههای تولیدی و کسبوکارها راه خود را پیدا کردهاند، به گونهای که میتوان گفت وضعیت نسبت به قبل عادیتر شده است. پس از جنگ که بازار سهام بازگشایی شد، فعالان بازار متوجه شدند نه تنها اثری منفی روی بازار ایجاد نشد؛ بلکه رشد شاخص افزایش یافت. این موارد موجب شده است مردم نگرانی نسبت به سرمایهگذاری در بورس نداشته باشند؛ به همین دلیل از عرضه اولیهها استقبال قابل توجهی به عمل آمده و خوشبختانه بازار سهام و بازار سرمایه دوام و قوام بیشتری نسبت به قبل یافته است.
ارزیابی شما از حاشیه سود تولید در وضعیت کنونی چیست و کدام راهکار برای افزایش حاشیه سود تولید به صواب نزدیکتر است؟
متأسفانه، یکی از اصلیترین چالشهای اقتصاد ایران که عامل بسیاری از معضلات شده است، پایین بودن حاشیه سود تولید است. با وجود اینکه کارشناسان اقتصادی بارها و بارها بر این موضوع تأکید کرده و سیاستگذار را به این موضوع توجه دادهاند که سیاستها باید براساس بالا بردن حاشیه سود تولید باشد تا بساط دلالی و سوداگری جمع شود؛ اما امروز این موضوع همچنان در مدار بیتوجهی مسئولان قرار دارد، به گونهای که با جرئت میتوان گفت حاشیه سود تولید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی سود تولید زیر ۲۰ درصد است، اما میزان تورم بالاست و تورمها دو یا سه رقمی شدهاند، چگونه میتوان انتظار داشت سرمایهها راهی بخشهای تولیدی شود! از این رو امیدواریم سیاستگذاریها و تصمیمگیریها یک به یک فقط و فقط ناظر بر سودآور کردن تولید باشد، چرا که راهکار حل مشکلات اقتصاد ایران در توجه داشتن به این اصل بسیار مهم است.















نظرات کاربران