احسان رنجبران_ پایگاه خبری « معدن نامه »: آینده صنعت معدن و فلزات بیش از آنکه تنها به کشف ذخایر جدید یا توسعه فناوریهای استخراج وابسته باشد به نحوه همکاری کشورها، دولتها و شرکتها در زنجیره جهانی مواد معدنی گره خورده است. این موضوع در یک گزارش جدید با ترسیم سه سناریوی متفاوت برای آینده این صنعت تا سال ۲۰۵۰، آثار همکاری جهانی، چندپارگی ژئوپلیتیکی و رقابتهای حوزه فناوری را بر تولید مواد معدنی و پیامدهای زیستمحیطی بررسی شده است.
این مطالعه که از سوی Systemiq و ERM و با همکاری شورای بینالمللی معادن و فلزات (ICMM) تهیه شده نشان میدهد تصمیمهایی که امروز درباره زنجیره تأمین مواد معدنی، سرمایهگذاری، فناوری، سیاستهای تجاری و همکاریهای بینالمللی گرفته میشود، میتواند مسیر صنعت معدن را در دهههای آینده به شکل قابلتوجهی تغییر دهد.
سه مسیر متفاوت برای صنعت معدن
گزارش سه سناریو با نامهای «Flywheel»، «Fracture» و «Space Race» را برای آینده صنعت معدن و فلزات ترسیم کرده است. تفاوت این سناریوها عمدتاً به میزان همکاری جهانی، نحوه شکلگیری زنجیرههای تأمین و سرعت توسعه فناوری بازمیگردد.
در سناریوی Flywheel که مبتنی بر همکاری گسترده جهانی است، کشورها و شرکتها به جای حرکت به سمت زنجیرههای تأمین بسته، بر تنوعبخشی منابع، همکاری تجاری و تسهیل سرمایهگذاری تمرکز میکنند. در این شرایط توسعه فناوری و بهبود فرایندهای استخراج و فرآوری میتواند همزمان با افزایش تقاضای مواد معدنی پیش برود.
بر اساس این سناریو تقاضای مس تا سال ۲۰۵۰ حدود ۱۸ درصد افزایش خواهد یافت اما مصرف آب صنعت معدن ۳۵ درصد کاهش پیدا میکند. همچنین تعداد معادن موردنیاز ۱۸ درصد کمتر خواهد شد و میزان جنگلزدایی نیز حدود ۲۵ درصد کاهش مییابد.
این ارقام نشان میدهد افزایش تقاضای مواد معدنی لزوماً به معنای افزایش متناسب فشار بر منابع طبیعی نیست، البته بهشرط آنکه همکاری بینالمللی، سرمایهگذاری و فناوری در یک مسیر مشترک حرکت کنند.
سناریوی دوم با عنوان Fracture تصویری متفاوت ارائه میکند. در این وضعیت رقابت ژئوپلیتیکی تشدید میشود و کشورها به جای تکیه بر زنجیرههای تأمین جهانی، تلاش میکنند دسترسی خود به مواد معدنی حیاتی را از طریق زنجیرههای منطقهای و داخلی تضمین کنند.
چنین شرایطی میتواند سرمایهگذاری در بخش معدن را پیچیدهتر کند و هزینه تأمین مواد اولیه را افزایش دهد. از سوی دیگر نیاز به توسعه ظرفیتهای جدید در مناطق مختلف جهان برای جبران کاهش همکاریهای بینالمللی، فشار بیشتری بر منابع طبیعی وارد خواهد کرد.
مدل این گزارش نشان میدهد در سناریوی Fracture تقاضای مس تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت اما پیامدهای زیستمحیطی آن به مراتب شدیدتر خواهد بود. مصرف آب صنعت معدن در این وضعیت ۷۰ درصد بیشتر میشود، تعداد معادن موردنیاز ۲۵ درصد افزایش مییابد و جنگلزدایی نیز حدود ۴۰ درصد بیشتر خواهد شد.
در واقع چندپارگی زنجیرههای تأمین میتواند به این معنا باشد که جهان برای دستیابی به همان مواد معدنی مورد نیاز ناچار شود معادن بیشتری ایجاد کند و منابع بیشتری را در اختیار فعالیتهای معدنی قرار دهد.
فناوری راه سوم میان همکاری و رقابت است
سناریوی سوم با عنوان Space Race بر رقابت فناورانه میان قدرتهای جهانی استوار است. در این سناریو جهان همچنان با شکافهای ژئوپلیتیکی مواجه است، اما رقابت کشورها موجب افزایش سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته میشود.
این وضعیت از یک سو میتواند مانع بازگشت کامل به یک زنجیره تأمین کاملاً یکپارچه جهانی شود اما از سوی دیگر سرعت توسعه فناوری در بخش معدن و فلزات را افزایش میدهد. در نتیجه بخشی از پیامدهای زیستمحیطی افزایش تولید میتواند از طریق فناوری کنترل شود.
بر اساس مدل گزارش تقاضای مس در این سناریو نیز افزایش قابلتوجهی خواهد داشت اما توسعه فناوری میتواند بخشی از فشار بر محیطزیست را کاهش دهد. برای نمونه میزان جنگلزدایی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳ درصد کاهش خواهد یافت.
امنیت مواد معدنی در برابر توسعه پایدار
یکی از پیامهای مهم این مطالعه ارتباط مستقیم میان سیاستهای مواد معدنی و پیامدهای زیستمحیطی است. رقابت برای دسترسی به مواد معدنی حیاتی بهویژه مس میتواند کشورها را به سمت سیاستهای امنیتی و ایجاد ظرفیتهای داخلی سوق دهد، اما چنین سیاستی اگر بدون هماهنگی بینالمللی دنبال شود الزاماً به معنای ایجاد یک زنجیره تأمین پایدارتر نخواهد بود.
مس در این میان اهمیت ویژهای دارد. توسعه شبکههای برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، مراکز داده و زیرساختهای جدید، همگی به افزایش تقاضا برای مس وابستهاند. بنابراین مسئله فقط تأمین ذخایر این فلز نیست بلکه نحوه استخراج، فرآوری و انتقال آن نیز به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد.
گزارش تأکید میکند که همکاری میان دولتها و شرکتها میتواند امکان استفاده بهتر از ظرفیتهای موجود، توسعه فناوری و کاهش فشار بر منابع طبیعی را فراهم کند. در مقابل حرکت به سمت بلوکهای بسته و رقابت شدید ژئوپلیتیکی میتواند هزینه دستیابی به مواد معدنی را افزایش دهد و فشار بر محیطزیست را تشدید کند.
آینده معدن فقط در دل زمین تعیین نمیشود
تصویر ارائهشده در این مطالعه نشان میدهد آینده صنعت معدن صرفاً در اعماق زمین و میزان ذخایر معدنی کشورها تعیین نخواهد شد. سیاست خارجی، تجارت بینالمللی، فناوری، سرمایهگذاری و توان کشورها برای همکاری نیز به همان اندازه در شکلدهی به آینده این صنعت نقش خواهند داشت.
اگر جهان بتواند همکاری در زنجیرههای تأمین را حفظ کند افزایش تقاضای مواد معدنی میتواند با استفاده مؤثرتر از منابع، توسعه فناوری و کاهش برخی آثار زیستمحیطی همراه شود. در مقابل اگر رقابت ژئوپلیتیکی به چندپارگی شدید بازارها منجر شود، تأمین مواد معدنی موردنیاز اقتصاد جهانی میتواند به احداث معادن بیشتر، مصرف آب بالاتر و فشار گستردهتر بر جنگلها و سایر منابع طبیعی منجر شود.
ازاینجهت چالش اصلی صنعت معدن در دهههای آینده تنها افزایش حجم استخراج نخواهد بود بلکه تأمین مواد معدنی موردنیاز اقتصاد جهانی با کمترین هزینههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به یکی از محورهای اصلی توسعه این صنعت تبدیل خواهد شد.















نظرات کاربران