به گزارش شهر بورس ، شاید اگر رضا عطاران امروز سریال «خانه به دوش» را میساخت، مهمترین دغدغه آقا ماشاالله، کرایه خانه بود تا سفر به مالزی! اجارهنشینان که کمتر صدایشان در رسانهها به گوش کسی رسیده است و روز به روز از بوم و محله خود دورتر میشوند، با ایجاد کارزاری با هشتگ # حقوق_مستاجران خطاب به رئیسجمهور، رئیس مجلس و وزیر راه و شهرسازی با استناد به اصل ۳۱ قانون اساسی (حق برخورداری از مسکن متناسب) و ماده ۷۳ منشور حقوق شهروندی ، خواستار اصلاح بنیادین رابطهی موجر-مستأجر شدند. نویسندگان این کارزار و جمعی از کنشگران این حوزه در تقارن با روز جهانی مستاجران و رزو جهانی اسکان بشر، به میزبانی پلتفرم اجتماعی کارزار دور هم آمدند. به گفته همبنیانگذار کارزار، تا کنون 65 کارزار مستقیم و 25 کارزار غیر مستقیم در این خصوص ایجاد شده است.
تا کجایمان در گل رفته است؟
اوضاع وخیم است. وخیمتر از چیزی که فکر میکنید. سهم هزینه اجارهبها در سبد هزینه ماهانه خانوار، در سالیان گذشته، فربه و فربهتر شده و اکنون حتی به مرحله دستدزاری برای محدود کردن هزینه سایر بخشهای خانواده رسیده است. محمد مالجو، اقتصاددان و مهمان ویژه این نشست گفت :«مطابق با دادههای مرکز آمار، سهم اجاره از مصرف در مقایسه بین سال 1398 و سال 1403 برای طبقه اجتماعی سرمایه داران از 31 درصد به 41 درصد، طبقه اجتماعی صاحب منصبان حکومتی از 30 درصد به 41 درصد، طبقه متوسط از 28 درصد به 40 درصد، طبقه خردهبورژوازی از 26 درصد به 40 درصد، طبقه کارگر از از 24 درصد به 40 درصد و تهیدستان شهری از 36 درصد به 48 درصد رسیده است. این یعنی امروز نزدیک به نیمی از کل هزینهی زندگی گروه تهیدستان شهری فقط صرف اجاره میشود. با در نظر گرفتن جمعیت هر طبقه اجتماعی، جمعیت کل مستأجران شهری حدود ۱۴.۵ میلیون نفر، طبقهی کارگر به عنوان بزرگترین گروه مستأجر ۴.۷ میلیون نفر (۳۲٪) و تهیدستان شهری ۱.۶ میلیون نفر (۱۱٪) هستند. از این رو میتوان فهمید، چون سرمایهداران، کسانی که میتوانستند صدایشان را بلندتر کنند، تنها ۲٪ از کل مستأجراناند و خودشان کمتر درگیر مشکل اجارهاند، همواره مستأجران صدای اجتماعی کمی دارند.»
این افزایش سهم سبب شده که که خانوارهای ایرانی برای حفظ سقف بالای سرشان، از سهم هزینههای بخش تغذیه، حمل و نقل، ارتباطات، آموزش و سرگرمی کم کنند تا چراغ خانهشان روشن بماند.
شعارهای انتخاباتی، طرحهای شروع نشده، نیمه تمام و بعضا تمام شده اغلب دولتها، فصل مشترکشان مسکن است. اما اکنون که روز به روز قیمت دلار رشد صعودی دارد و موج تورم به ساحل آژانسهای املاک رسیده است، گویا نه مهری از مسکنهای مهر باقی مانده و نه اقدامی از اقدام ملی مسکن. علیرضا وزیریزاده، کنشگر شهری در حوزه مسکن در نشست کارزار گفت :«تولید مسکن با حدود 20 میلیون واحد ساخته شده، در دهههای گذشته موفق بوده است. یعنی ریشهی بحران «کمبود عرضه» نیست. اما تمام برنامههای توسعهی ۶۰ سال اخیر ایران، اجارهداری را صرفاً راهحل موقت برای خانوارهای در حال گذار به سمت مالکیت دیدهاند، نه یک شکل مشروع و دائمی سکونت. حتی در «طرح جامع مسکن» که از دههی ۸۰ تا به امروز در حال بازنگری هست، فصل اجارهداری فقط زیرمجموعهی «تأمین مسکن کمدرآمدها» تعریف شده است.»
شاید اگر مفهومی مشابه مفهوم سرقفلی در بازار املاک مسکونی هم داشتیم، امنیت بیشتری برای اجارهنشینان ایجاد میشد و مالکیت یک رستگاری کامل در جامعه نبود. اجاره نشینی هم به عنوان تصرف ملکی میتواند نوعی از تامین نیاز جدای از مالکیت کامل باشد.
صدای اجارهنشینان بلندتر میشود.
هانیه بنیهاشمی، نویسنده کتاب «ولی خانه من نیست: مردمنگاری زیستفرهنگ اجارهنشینی در تهران»، نویسنده کارزار «حمایت از حقوق مستأجران» و بنیانگذار تشکل محق در این نشست گفت :« من برای پایاننامهام با هفتاد مستاجر مصاحبه کردهام. تجربه زیسته مستاجران چیزی هست که در لابهلای کمیسیون آژانسهای املاک گم میشود. مستاجران با نقل مکانهای مکرر به محلههای پایینتر و تنشهای خانوادگی روبهرو هستند. تنشی که شکل عریان آن در جملهی گزندهی یک دختر نوجوان که در گفتگویش میگوید با آدمی مثل پدرم که نتوانست خانه بخرد ازدواج نمیکنم، آشکار است.
امضا کنندگان این کارزار مطالبه میگویند پایان قرارداد نباید بهتنهایی نباید باعث از دست رفتن حق سکونت شود و بهانههای تقلبی مثل داماد کردن پسر مالک، جز عذاب برای مستاجر چیزی ندارد. قطع رابطهی اجارهبها با بازی سرمایه، فرمول شفاف افزایش اجاره از همان ابتدای قرارداد، اصلاح نظام ودیعه، اصلاح حقالزحمه مشاوران املاک و حمایت از مستأجران در شرایط سخت، سایر محورهای مورد مطالبه این کارزار است. کارزار شاید فقط یک ابزار کوتاهمدت لحاظ گردد، اما با ایجاد یک نهاد اجتماعی میتوان مستأجران را ، بهرسمیت شناخت. شاید در فرداها واقعا اجارهنشینی، خوش نشینی باشد!















نظرات کاربران