به گزارش شهر بورس، سهامداری که سالها هر صبح تابلوی بورس تهران را نگاه کرده، وقتی برای اولین بار فهرست قیمت ارز دیجیتال را در یک صرافی باز میکند، با صفحهای آشنا و در عین حال غریب روبهرو میشود. اسمها جای نمادها را گرفتهاند، ستون قیمت و درصد تغییر سر جایش است و رنگ سبز و قرمز همان معنای همیشگی را دارد. اما خبری از دامنه نوسان، صف خرید، ساعت بازگشایی یا قیمت پایانی نیست و عددهایی که کنار هم آمدهاند گاهی از چند تومان تا چند میلیارد تومان فاصله دارند. بخش زیادی از تجربهای که در بورس به دست آمده، در این بازار هم به کار میآید. بخش دیگری از آن اگر بدون تغییر به بازار رمزارز منتقل شود، خطاهای پرهزینهای میسازد. این نوشته تلاش میکند جدول قیمت رمزارزها را با زبان تابلوی بورس توضیح دهد و نشان دهد کجا این دو شبیه هم هستند و کجا راهشان جدا میشود.
جدول قیمت ارز دیجیتال؛ همان تابلوی آشنا با ستونهایی متفاوت
در سادهترین شکل، جدول قیمت ارز دیجیتال در صرافیهای داخلی چند ستون اصلی دارد: نام رمزارز، قیمت به تومان، درصد تغییر در ۲۴ ساعت گذشته و دکمهای برای خرید یا فروش. بعضی جدولها قیمت دلاری، حجم معاملات و ارزش بازار را هم نشان میدهند. اولین تفاوتی که سهامدار متوجه میشود، بازه زمانی درصد تغییر است. در بورس، درصد تغییر نسبت به قیمت پایانی روز قبل محاسبه میشود و هر روز صبح از صفر شروع میشود. در بازار رمزارز روزی وجود ندارد که بسته شود و دوباره باز شود؛ درصد تغییر معمولا مقایسه قیمت فعلی با قیمت دقیقا ۲۴ ساعت قبل است. یعنی عددی که ساعت ده صبح میبینید با عددی که ساعت ده شب میبینید، دو پنجره زمانی کاملا متفاوت را میسنجند.
این موضوع در عمل اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک رمزارز در ۲۴ ساعت گذشته رشد داشته باشد، اما تمام این رشد در ساعتهای اول آن بازه اتفاق افتاده و در چند ساعت اخیر قیمت در حال افت باشد. سهامداری که به درصد تغییر روزانه عادت دارد، ممکن است رنگ سبز را نشانه ادامه روند صعودی بداند، در حالی که بازار همین حالا جهت عوض کرده است. برای همین بهتر است درصد ۲۴ ساعته را کنار نمودار کوتاهمدت قیمت ببینید و فقط به رنگ عدد بسنده نکنید. بسیاری از صفحههای قیمت، تغییرات هفت روزه یا یکماهه را هم نشان میدهند که برای دیدن روند بزرگتر مفیدتر است.
تفاوت دوم به واحد قیمت برمیگردد. قیمت تومانی هر رمزارز در صرافیهای داخلی، در واقع قیمت دلاری آن ضرب در نرخ تتر به تومان است. پس قیمت تومانی یک رمزارز ممکن است بدون هیچ تغییری در بازار جهانی، فقط بهخاطر جابهجایی نرخ تتر بالا یا پایین برود. سهامدار بورسی این وضعیت را در سهام شرکتهای صادراتمحور دیده است که قیمتشان با نرخ ارز تغییر میکند، با این تفاوت که در رمزارزها این اثر مستقیم و لحظهای است. اگر میخواهید بدانید تغییر قیمت از خود رمزارز آمده یا از نرخ ارز، باید قیمت دلاری را هم
به همین دلیل در جدول قیمت صرافیها، کنار نام هر رمزارز معمولا یک جفت ارز هم نوشته میشود؛ مثلا BTC/IRT یا BTC/USDT. بخش اول نماد رمزارزی است که معامله میشود و بخش دوم، ارزی که قیمت با آن سنجیده میشود. بازار تومانی برای کسی مناسب است که با ریال وارد میشود و میخواهد با ریال خارج شود. بازار تتری برای کسی کاربرد دارد که داراییاش را به دلار دیجیتال نگه میدارد و فقط میخواهد میان رمزارزها جابهجا شود. قیمت یک رمزارز در این دو بازار باید تقریبا با هم سازگار باشد، اما چون هر بازار خریدار و فروشنده خودش را دارد، فاصلههای کوچکی میانشان دیده میشود. سهامداری که با بازار پایه و بازار اصلی فرابورس آشناست، میداند یک دارایی میتواند در دو بستر با قواعد کمی متفاوت معامله شود.
برای کسی که تازه شروع میکند، دنبال کردن بازار تومانی سادهتر است، چون عددها با واحدی آشنا نمایش داده میشوند. اما برای مقایسه عملکرد واقعی رمزارزها در طول زمان، قیمت دلاری یا تتری معیار دقیقتری است.
شاخص کل کجاست و دامنه نوسان چه شد؟
در بورس تهران، شاخص کل اولین عددی است که برای فهمیدن حال بازار نگاه میشود. بازار رمزارز شاخص رسمی واحدی ندارد، اما نزدیکترین معادل آن ارزش کل بازار رمزارزهاست؛ یعنی جمع ارزش بازار همه رمزارزها به دلار. وقتی این عدد بالا میرود، یعنی ارزش کل داراییهای این بازار بیشتر شده است و افت آن هم معنای عکس دارد. کنار آن، قیمت بیت کوین نقش شاخص هموزن را بازی نمیکند، اما بهدلیل سهم بزرگش در بازار، اثری شبیه به سهمهای شاخصساز بورس دارد. همانطور که حرکت چند نماد بزرگ میتواند شاخص کل بورس را تکان دهد، حرکت بیت کوین هم بخش بزرگی از جهت بازار رمزارز را تعیین میکند. سهم بیت کوین از کل بازار را دامیننس بیت کوین مینامند و تحلیلگرها از آن برای فهمیدن جهت حرکت سرمایه میان بیت کوین و بقیه رمزارزها استفاده میکنند.
نکته دیگری که سهامدار بورسی باید به آن توجه کند، پیوند بازار رمزارز با بازارهای جهانی است. بورس تهران بیشتر از عوامل داخلی مثل نرخ ارز، سیاستهای دولت و قیمت کالاهای صادراتی اثر میگیرد. بازار رمزارز اما یک بازار جهانی است و به سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بزرگ، وضعیت بازار سهام شرکتهای فناوری در آمریکا و خبرهای قانونگذاری در کشورهای مختلف واکنش نشان میدهد. خبری که ساعت چهار بعدازظهر به وقت تهران در آمریکا منتشر میشود، ممکن است در چند دقیقه قیمت همه رمزارزها را جابهجا کند. پس دنبال کردن تقویم اقتصادی جهانی، در این بازار همان نقشی را دارد که دنبال کردن مصوبات شورای عالی بورس برای سهامدار داخلی.
بزرگترین تفاوت ساختاری اما نبود دامنه نوسان است. در بورس تهران، قیمت هر سهم در یک روز فقط میتواند در محدوده مشخصی بالا یا پایین برود و همین محدودیت، صفهای خرید و فروش را میسازد. در بازار رمزارز چنین سقفی وجود ندارد. قیمت یک رمزارز میتواند در چند ساعت چند ده درصد تغییر کند و هیچ صفی هم شکل نمیگیرد، چون هر کسی با قیمتی که دیگری پیشنهاد داده میتواند معامله کند. این ویژگی دو طرف دارد. از یک طرف، سهامدار در صف فروش گیر نمیافتد و هر وقت بخواهد میتواند از بازار خارج شود. از طرف دیگر، هیچ ترمزی جلوی سقوط یا جهش ناگهانی قیمت را نمیگیرد و ضرری که در بورس در چند روز ساخته میشد، اینجا ممکن است در چند ساعت اتفاق بیفتد.
ساعت معامله هم فرق اساسی دارد. بازار رمزارز تعطیلی ندارد و در روزهای جمعه، تعطیلات رسمی و نیمهشب هم معامله میشود. برای سهامدار بورسی که عادت دارد بعد از ساعت دوازده و نیم ظهر نگرانی بابت قیمت نداشته باشد، این یعنی تغییر عادت. خبری که شب منتشر میشود، همان شب روی قیمت اثر میگذارد و تا صبح منتظر نمیماند. بسیاری از معاملهگرها برای کنار آمدن با این وضعیت، بهجای نگاه مداوم به قیمت، از ابزارهایی مثل هشدار قیمت استفاده میکنند تا فقط وقتی قیمت به سطح مشخصی رسید باخبر شوند.
گروههای صنعت در بازار رمزارز
یکی از مفیدترین عادتهای سهامدار بورسی، نگاه گروهی به بازار است. وقتی گروه خودرو یا فلزات اساسی حرکت میکند، معمولا بیشتر نمادهای آن گروه با هم بالا یا پایین میروند. بازار رمزارز هم گروههای خودش را دارد، هرچند به آنها صنعت گفته نمیشود. رمزارزهای لایه یک، شبکههای اصلی بلاکچین هستند که پروژههای دیگر روی آنها ساخته میشوند. توکنهای دیفای به خدمات مالی غیرمتمرکز مثل وامدهی و صرافیهای غیرمتمرکز مربوطاند. میم کوینها بیشتر بر پایه محبوبیت اجتماعی معامله میشوند و پشتوانه کاربردی محدودی دارند. استیبلکوینها هم ارزششان به یک ارز رسمی مثل دلار گره خورده و نقش پول نقد بازار را بازی میکنند. در سالهای اخیر گروههایی مثل پروژههای مرتبط با هوش مصنوعی و توکنهای مبتنی بر دارایی واقعی هم به این فهرست اضافه شدهاند.
این گروهها مثل گروههای صنعتی بورس، دورههای پررونق و کمرونق خودشان را دارند. در یک دوره ممکن است توجه بازار به پروژههای لایه دو جلب شود و در دوره دیگر، میم کوینها با سرعت بیشتری رشد کنند. نگاه گروهی کمک میکند بهجای دنبال کردن تکتک رمزارزها، ببینید سرمایه در بازار به کدام سمت حرکت میکند. اگر یک رمزارز رشد کرده اما بقیه همگروههایش ثابت ماندهاند، احتمالا دلیل رشد به خبر خاص همان پروژه برمیگردد. اگر کل گروه با هم بالا رفته، احتمالا با یک روند گستردهتر روبهرو هستید.
برای این نوع نگاه لازم نیست ابزار پیچیدهای در اختیار داشته باشید. برخی صرافیها رمزارزها را در صفحه قیمت دستهبندی کردهاند. برای نمونه، بیتپین در جدول قیمت لحظهای رمزارزها امکان فیلتر کردن رمزارزها را بر اساس دستههایی مثل لایه یک، لایه دو، دیفای، میم کوین، استیبل کوین و هوش مصنوعی فراهم کرده است. همین صفحه فهرست جداگانهای از پرسودترینها و پرضررترینها در ۲۴ ساعت گذشته هم دارد که از نظر کاربرد، شبیه جدول بیشترین بازدهی و کمترین بازدهی روزانه در سایتهای بورسی است. نگاه کردن به این فهرستها کنار دستهبندیها، سریعترین راه برای فهمیدن این است که هیجان بازار در کدام گروه متمرکز شده است.
در میان این گروهها، استیبلکوینها جایگاه ویژهای دارند. آنها قرار نیست رشد کنند و قیمتشان به دلار گره خورده است، اما رفتار کاربران با آنها اطلاعات زیادی درباره بازار میدهد. وقتی معاملهگرها رمزارزهای پرنوسان را میفروشند و به استیبلکوین میروند، سهم این گروه از کل بازار بالا میرود. شاخصی مثل دامیننس تتر همین سهم را برای بزرگترین استیبلکوین بازار اندازه میگیرد. برای سهامدار بورسی، این شبیه دنبال کردن ورود و خروج پول به صندوقهای درآمد ثابت است که معمولا در دورههای احتیاط بازار رشد میکنند.
البته فهرست پرسودترینها را نباید فهرست خرید دانست. همانطور که در بورس، نمادی که در یک روز بیشترین رشد را داشته لزوما فردا هم رشد نمیکند، در بازار رمزارز هم رشدهای تند یکروزه اغلب با اصلاحهای تند همراه میشوند. این فهرستها بیشتر به درد شناختن حال بازار میخورند تا انتخاب دارایی.
رمزارزهای تازهلیستشده هم حساب جداگانهای دارند. وقتی یک رمزارز تازه به فهرست یک صرافی اضافه میشود، معمولا در روزهای اول نوسان شدیدی را تجربه میکند؛ شبیه نمادهایی که تازه در بورس عرضه اولیه شدهاند و چند روز اول رفتار پیشبینیناپذیری دارند. تفاوت این است که در عرضه اولیه بورس، دامنه نوسان و سقف سفارش تا حدی این رفتار را کنترل میکند، اما در بازار رمزارز چنین محدودیتی وجود ندارد. سابقه معاملاتی کوتاه هم یعنی داده کافی برای قضاوت درباره رفتار قیمت در دست نیست.
یکی از رایجترین خطاهای تازهواردها، قضاوت درباره ارزانی یا گرانی رمزارز بر اساس قیمت واحد آن است. رمزارزی که قیمت هر واحدش چند تومان است، به نظر ارزان میآید و این تصور شکل میگیرد که رسیدن آن به چند برابر قیمت فعلی کار سادهای است. سهامدار باتجربه بورس این خطا را از دنیای سهام میشناسد. قیمت سهم بهتنهایی چیزی درباره ارزندگی شرکت نمیگوید و آنچه اهمیت دارد، ارزش بازار شرکت است؛ یعنی قیمت هر سهم ضرب در تعداد کل سهام. شرکتی که سهمش هزار تومان است ممکن است از شرکتی با سهم پنجاه هزار تومانی، ارزش بازار بیشتری داشته باشد.
در بازار رمزارز هم همین منطق برقرار است. ارزش بازار هر رمزارز از ضرب قیمت در عرضه در گردش آن به دست میآید. رمزارزی که میلیاردها یا تریلیونها واحد در گردش دارد، با قیمت واحد بسیار پایین هم ممکن است ارزش بازار بزرگی داشته باشد. برای چند برابر شدن قیمت چنین رمزارزی، باید ارزش بازار کل آن هم چند برابر شود که به ورود سرمایه بسیار زیادی نیاز دارد. پس پیش از اینکه یک رمزارز را بهخاطر قیمت پایینش ارزان بدانید، ارزش بازار و عرضه آن را ببینید.
سایتهای داده بازار معمولا کنار ارزش بازار، عدد دیگری هم نشان میدهند که ارزش رقیقشده کامل نام دارد. این عدد از ضرب قیمت در کل توکنهایی به دست میآید که قرار است در نهایت وجود داشته باشند، نه فقط توکنهایی که امروز در گردشاند. فاصله زیاد میان ارزش بازار و ارزش رقیقشده کامل یعنی بخش بزرگی از توکنها هنوز وارد بازار نشده است. سهامدار بورسی میتواند این وضعیت را با شرکتی مقایسه کند که برنامه افزایش سرمایه بزرگی در پیش دارد؛ ارزش هر سهم ممکن است با ورود سهام جدید تحت فشار قرار بگیرد.
مفهوم عرضه در گردش، معادل نزدیکی برای سهام شناور آزاد در بورس است. در بورس، سهام شناور بخشی از سهام شرکت است که در بازار قابل معامله است و بقیه دست سهامداران عمده باقی میماند. در رمزارزها هم بخشی از کل توکنها ممکن است هنوز آزاد نشده باشد و طبق یک برنامه زمانی، بهتدریج وارد بازار شود. آزاد شدن حجم بزرگی از توکنها در یک تاریخ مشخص، شبیه عرضه سهام عمده در بورس است و میتواند فشار فروش ایجاد کند. اطلاعات مربوط به برنامه آزادسازی توکنها معمولا در وبسایت خود پروژه یا سایتهای داده بازار منتشر میشود و دیدن آن پیش از خرید، از غافلگیر شدن جلوگیری میکند.
حجم معاملات هم در این میان معیار مهمی است. رمزارزی که ارزش بازار بالایی دارد اما حجم معاملات روزانهاش کم است، شبیه نمادی است که با وجود بزرگی شرکت، معاملات کمی دارد و نقدشوندگیاش پایین است. در چنین بازاری، یک سفارش بزرگ میتواند قیمت را بهشدت جابهجا کند و خروج از معامله در زمان لازم دشوار شود. نسبت حجم معاملات به ارزش بازار، معیار سادهای برای سنجیدن این نقدشوندگی است و هرچه بالاتر باشد، معامله در آن بازار راحتتر است.
ارزشگذاری بدون صورت مالی
سهامدار بنیادی بورس برای ارزشگذاری یک شرکت به گزارشهای مالی، سود هر سهم و نسبت قیمت به سود تکیه میکند. بیشتر رمزارزها چنین گزارشی ندارند، چون شرکتی پشت آنها سود تولید نمیکند که بشود سهمی از آن را به دارنده توکن نسبت داد. به همین دلیل ارزشگذاری رمزارزها بیشتر بر پایه عوامل دیگری انجام میشود: میزان استفاده واقعی از شبکه، تعداد کاربران فعال، کارمزدهایی که شبکه تولید میکند، تیم توسعهدهنده و برنامه عرضه توکن. این عوامل قابل اندازهگیریاند، اما مثل صورتهای مالی حسابرسیشده، استاندارد یکسان و مرجع رسمی ندارند.
نزدیکترین چیزی که در این بازار جای گزارش ماهانه فعالیت شرکتها را میگیرد، دادههای درونزنجیرهای است. چون تراکنشهای بیشتر بلاکچینها عمومی است، میشود تعداد آدرسهای فعال، حجم تراکنشها و جابهجایی دارایی میان کیف پولها و صرافیها را دنبال کرد. ابزارهای تحلیل درونزنجیرهای این دادهها را جمعآوری و نمایش میدهند. تفسیر آنها تخصص میخواهد و هر عددی را نمیشود مستقیم به قیمت ربط داد، اما برای کسی که به تحلیل بنیادی عادت دارد، شروع خوبی برای شناخت یک پروژه است.
نبود صورت مالی یعنی سهامدار بورسی نباید انتظار داشته باشد با ابزارهای تحلیل بنیادی سهام، رمزارزها را به همان دقت ارزشگذاری کند. در عوض، بخش بزرگتری از قیمت رمزارزها از انتظارات، جریان سرمایه و احساسات بازار اثر میگیرد. همین موضوع نوسان این بازار را از بورس بیشتر میکند و مدیریت ریسک را مهمتر.
سه عادت بورسی که باید عوض شوند
تجربه بورس در بازار رمزارز سرمایه ارزشمندی است، به شرط اینکه چند عادت تغییر کند. سه مورد از این عادتها بیشترین اثر را روی نتیجه معامله دارند:
علاوه بر اینها، نگهداری دارایی هم در این بازار مسئولیت بیشتری دارد. سهام شما در سامانه سپردهگذاری مرکزی ثبت است، اما رمزارزها یا در حساب صرافی نگه داشته میشوند یا در کیف پول شخصی. امنیت حساب، فعال کردن ورود دومرحلهای و دقت در انتقال میان کیف پولها، بخشی از مدیریت ریسک در این بازار است. رمزارزها داراییهایی پرنوساناند و هیچ تحلیلی بازدهی آنها را تضمین نمیکند؛ ورود به این بازار باید با سهمی از دارایی انجام شود که نوسان آن، برنامه مالی شما را به هم نریزد.
یک عادت دیگر هم از بورس به این بازار منتقل میشود که بهتر است کنار گذاشته شود: خرید پشت صف. در بورس، صف خرید طولانی نشانه تقاضای زیاد است و بسیاری از سهامداران با دیدن آن وسوسه میشوند هر طور شده سهم را بخرند. در بازار رمزارز صف وجود ندارد، اما همان هیجان به شکل دیگری خودش را نشان میدهد؛ رشد تند چند ساعته و فضای پرهیجان شبکههای اجتماعی. خرید در اوج این هیجان، همان خطایی است که در بورس با خرید در صفهای آخر رخ میداد و معمولا با اصلاح قیمت همراه میشود. تعیین مبلغ و قیمت ورود پیش از باز کردن تابلو، سادهترین راه برای دور ماندن از این خطاست.
برای شروع، میتوانید همان روشی را که در بورس برای شناخت یک گروه صنعتی به کار میبردید، اینجا هم اجرا کنید. یک دسته از رمزارزها را انتخاب کنید، چند هفته قیمت دلاری، درصد تغییر هفت روزه و حجم معاملات اعضای آن را یادداشت کنید و ببینید کدامها با بیت کوین همجهتاند و کدامها مسیر مستقل دارند. همین تمرین ساده، بیشتر از دنبال کردن پرسودترینهای هر روز، به شما کمک میکند تابلوی این بازار را با چشم یک سهامدار باتجربه بخوانید.















نظرات کاربران