خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان

tourismpd.journals.umz.ac.ir

بررسی تأثیر رهبری دیجیتال بر مزیت رقابتی پایدار در کسب‌وکارهای گردشگری

بررسی تأثیر رهبری دیجیتال بر مزیت رقابتی پایدار در کسب‌وکارهای گردشگری

چکیده زمینه و هدف: رهبری دیجیتال به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین مدیریتی، در عصر تحول دیجیتال نقشی کلیدی در هدایت کسب‌وکارهای ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری دیجیتال بر مزیت رقابتی پایدار با تأکید بر نقش میانجی کارکنان دانش‌محور و چابکی استراتژیک در کسب‌وکارهای ارائه‌دهنده خدمات گردشگری انجام شده‌است. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه‌ی آماری پژوهش را کسب‌وکارهای فعال در حوزه‌ی ارائه‌ی خدمات گردشگری در استان مازندران تشکیل داده‌اند. حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار Sample Power و با در نظر گرفتن توان آزمون ۸۰ درصد، اندازه‌ی اثر ۱۵/۰ و سطح خطای ۵ درصد (مربوط به سطح اطمینان ۹۵٪)، معادل ۸۹ نفر تعیین گردید؛ که به‌منظور اطمینان از تکمیل پرسشنامه‌های معتبر، ۱۱۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت تحلیل شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSSو Smart PLS انجام پذیرفت. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رهبری دیجیتال بر مزیت رقابتی پایدار، کارکنان دانش‌محور و چابکی استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هر دو متغیر کارکنان دانش‌محور و چابکی استراتژیک نقش میانجی و معناداری در ارتباط بین رهبری دیجیتال و مزیت رقابتی پایدار ایفا می‌کنند. نتیجه‌گیری و پیشنهادات: بر اساس یافته‌ها، رهبری دیجیتال اگرچه بر مزیت رقابتی پایدار تأثیرگذار است، اما به‌تنهایی ضامن موفقیت پایدار در صنعت گردشگری نمی‌باشد. کارکنان دانش‌محور و چابکی استراتژیک از عواملی به‌شمار می‌آیند که ظرفیت‌های تحول‌آفرین رهبری دیجیتال را به مزیتی ملموس و پایدار تبدیل می‌کنند.

عشق به مقصد در گردشگری دریامحور: مروری نظام‌مند بر پیشایندها و پیامدهای آن

عشق به مقصد در گردشگری دریامحور: مروری نظام‌مند بر پیشایندها و پیامدهای آن

برندسازی مقاصد گردشگری و ایجاد پیوندهای عاطفی میان گردشگران و مقصد، از رویکردهای مهم مدیریت و بازاریابی مقصد است. عشق به مقصد به‌عنوان شکلی عمیق از رابطه عاطفی گردشگر با مقصد، می‌تواند به شکل‌گیری نگرش‌ها و رفتارهای مطلوب و تقویت روابط پایدار کمک کند. هدف پژوهش، ارائه تصویری جامع از مفهوم عشق به مقصد با تأکید بر گردشگری دریامحور و شناسایی پیشایندها، پیامدها و روابط آن است. این پژوهش با مرور نظام‌مند ادبیات بر اساس چارچوب PRISMA 2020 انجام شد. مطالعات فارسی و انگلیسی گردآوری شدند. جست‌وجوی منابع انگلیسی در بازه 1984 تا 31 ژوئیه 2026 و منابع فارسی در بازه 1397 تا خرداد 1405 انجام گرفت. از میان 697 مطالعه شناسایی‌شده، پس از غربالگری، بررسی متن کامل و ارزیابی کیفیت، 190 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده‌ها با استخراج نظام‌مند، کدگذاری و تحلیل محتوای موضوعی بررسی شدند. نتایج نشان داد عشق به مقصد حاصل تعامل عوامل شناختی، تجربی، عاطفی، رابطه‌ای، اجتماعی و محیطی است. رضایت، تجربه، تصویر، اعتماد، اصالت، هویت‌یابی و دلبستگی به مقصد از مهم‌ترین پیشایندها و وفاداری، قصد بازدید مجدد، تبلیغات شفاهی و الکترونیکی و تمایل به پرداخت قیمت بالاتر از مهم‌ترین پیامدها بودند. در گردشگری دریامحور نیز ویژگی‌های طبیعی و فرهنگی، اصالت، تجربه‌های دریایی و ساحلی و تعامل با جامعه محلی، زمینه‌ساز شکل‌گیری این پیوند عاطفی هستند. عشق به مقصد می‌تواند مفهومی راهبردی در بازاریابی رابطه‌مند، مدیریت تجربه و حکمرانی پایدار مقصد باشد. نوآوری پژوهش در یکپارچه‌سازی ادبیات عشق به مقصد و پیوند آن با مدیریت، حکمرانی مشارکتی و توسعه پایدار مقاصد دریامحور است.