خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
داستان کوتاه «خانه‌ی عتیقه‌ی دایی‌جان» از ثمانه چیتگرها

داستان کوتاه «خانه‌ی عتیقه‌ی دایی‌جان» از ثمانه چیتگرها

داستان کوتاه «رو‌به‌رو» از پیام هماورد

داستان کوتاه «رو‌به‌رو» از پیام هماورد

داستان کوتاه «شل‌کن‌سفت‌کن» از زینب قهرمانی - شاهین کلانتری

داستان کوتاه «شل‌کن‌سفت‌کن» از زینب قهرمانی - شاهین کلانتری

شاهین کلانتری

داستان کوتاه «خانه‌ی عتیقه‌ی دایی‌جان» از ثمانه چیتگرها

داستان کوتاه «خانه‌ی عتیقه‌ی دایی‌جان» از ثمانه چیتگرها

چهارشنبه۷مرداد نه، به این راحتی‌ها نیس. آن هم آن خانه. آن مکان. آن مساحت و آن قیمت. اما اشکالی ندارد که پی‌اش را بگیرم و بروم دنبالش. چه می‌شود؟ پولی نمی‌خواهد. به هر حال قدمی برمی‌دارم. خدا رو چه دیده‌ای؟ شاید راهی باز شود و فرجی مهیا. به این اوضاع و به آن شرایط هم […]

داستان کوتاه «رو‌به‌رو» از پیام هماورد

داستان کوتاه «رو‌به‌رو» از پیام هماورد

چهارشنبه – ۲۹ جولای ۲۰۲۶ نگرانم که اگر بلایی سرم آمد، کسی نتواند از اوضاع سر در بیاورد‌. به همین دلیل، یادداشت‌های خود را از مشاهداتم ثبت می‌کنم. یک‌هفته‌ای شده که همسایه‌ی جدید به خانه‌ی روبه‌رویی آمده. زوجی جوان، بدون فرزند. در این مدت، مرد هر شب ساعت یازده، با چمدان بزرگ سیاهی خانه […]

داستان کوتاه «شل‌کن‌سفت‌کن» از زینب قهرمانی - شاهین کلانتری

داستان کوتاه «شل‌کن‌سفت‌کن» از زینب قهرمانی - شاهین کلانتری

چهارشنبه ۷ جولای ۲۰۲۶ «ایکس ایکس ایکس اگر می‌خواهی برای مأموریت نهایی پذیرفته شوی، باید چالش‌هایت با ایکس وای ایکس را حل کنی. ایکس وای ایکس از بی‌ثباتی تو و شل‌کن‌سفت‌کن‌هایت شاکی است.» همه چی از پیام بالا شروع شد. اولش شوکه شدم. مأموریت نهایی؟ بی‌ثباتی؟ شل‌کن‌سفت‌کن؟ من کجا شل‌کن‌سفت‌کن در‌آورده‌ام؟ شاید هم درآورده باشم. […]