به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در هفتههای گذشته، ترامپ و برخی متحدانش، فدرال رزرو را به سوءمدیریت در پروژه نوسازی ساختمان مرکزی خود متهم کردهاند. این پروژه که هزینهای بالغ بر ۲.۵ میلیارد دلار دارد، از نگاه منتقدان کاخ سفید «نماد بیکفایتی مالی» عنوان شده و حتی در کلام ترامپ، بهانهای برای طرح بحث اخراج رئیس فدرال تبدیل شده است. با وجود اینکه ترامپ گفته «برکناری پاول بعید است»، تأکید کرده که در صورت اثبات تخلف، آن را ممکن میداند.
ریشه اختلاف: از نرخ بهره تا کنترل سیاسی
اختلاف ترامپ و پاول، نخستینبار در سال ۲۰۱۸ و در پی افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آغاز شد. ترامپ که به دنبال رونق اقتصادی سریع و نرخهای پایین بهره برای تحریک بازارها بود، بارها از سیاستهای انقباضی فدرال انتقاد کرد. اما پاول و هیئترئیسه فدرال رزرو، با اتکا به وظیفه قانونی خود یعنی حفظ ثبات قیمتها و اشتغال کامل بر ضرورت افزایش تدریجی نرخها برای کنترل تورم تأکید داشتند.
در سالهای بعد، هر بار که فدرال رزرو با سرعت مورد نظر ترامپ در کاهش نرخ بهره همراهی نمیکرد، انتقادها تشدید میشد. اکنون، با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۵، این اختلاف رنگ تازهای به خود گرفته است: کاخ سفید تلاش دارد تا از راه فشار رسانهای و بزرگنمایی پروژههای پرهزینه، زمینه حقوقی برای اعمال تغییرات در رأس فدرال رزرو فراهم کند.
چرا این اختلاف، فراتر از یک نزاع داخلی است؟
فدرال رزرو، نهتنها سیاستگذار پولی آمریکا، بلکه یکی از ارکان اصلی ثبات اقتصاد جهانی است. جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره بینالمللی، وابسته به این واقعیت است که تصمیمات پولی در ایالات متحده توسط نهادی مستقل و غیرسیاسی اتخاذ میشود. این استقلال، تضمینی است برای پیشبینیپذیری سیاستها، کنترل انتظارات تورمی و ثبات در بازارهای بدهی.
دخالت مستقیم دولت در فدرال رزرو، حتی در حد تهدید، میتواند این تصور را در میان سرمایهگذاران بینالمللی ایجاد کند که تصمیمات پولی دیگر بر اساس منافع بلندمدت اقتصادی اتخاذ نمیشود، بلکه تابع نیازهای سیاسی کوتاهمدت است. چنین تصوری، بهسرعت میتواند به خروج سرمایه، فروش اوراق خزانه، و تضعیف موقعیت دلار منجر شود.
سازوکار اثرگذاری بر اقتصاد جهانی
- دلار و ذخایر ارزی: کشورهای جهان، بخش عمدهای از ذخایر ارزی خود را به دلار نگهداری میکنند. تضعیف اعتماد به فدرال رزرو میتواند آنها را به سمت ارزهای جایگزین مانند یورو، یوان یا حتی طلا سوق دهد.
- اوراق قرضه آمریکا: نرخ بازدهی اوراق خزانهداری آمریکا، نرخ مرجع برای تعیین هزینه تأمین مالی در سراسر دنیاست. تزلزل در فدرال رزرو میتواند موجب افزایش این نرخها شود، که هزینه استقراض جهانی را بالا میبرد.
- انتظارات تورمی: اگر بازارها باور کنند که فدرال رزرو بهجای کنترل تورم، تحت فشار سیاسی نرخها را پایین نگه میدارد، انتظارات تورمی افزایش یافته و بهدنبال آن تورم واقعی در سطح جهانی تشدید خواهد شد.
سناریوهای پیشرو و پیامدهای هرکدام
در سناریوی نخست، ترامپ از اقدام عملی برای برکناری پاول صرفنظر میکند، اما فضای فشار سیاسی و رسانهای علیه فدرال رزرو ادامه مییابد. در این وضعیت، بدون تغییر رسمی در ساختار بانک مرکزی، اعتماد بازارها به استقلال تصمیمگیری پولی بهتدریج فرسوده میشود. سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری نسبت به سیاستهای آتی فدرال رزرو واکنش نشان میدهند و همین مسئله میتواند به افزایش نوسانات در بازار ارز و اوراق خزانه منجر شود. همچنین، سایه بیاعتمادی، جذابیت آمریکا را برای سرمایهگذاری خارجی کاهش میدهد و ممکن است در میانمدت بر جریان ورود سرمایه تأثیر منفی بگذارد.
در سناریوی دوم، ترامپ موفق میشود پاول را برکنار و فردی همسو با دیدگاههای سیاسی خود را به ریاست فدرال رزرو منصوب کند. این سناریو از نگاه تحلیلگران مالی، خطرناکترین مسیر ممکن است، چرا که با خدشه مستقیم به استقلال فدرال، میتواند یک شوک فوری به بازارها وارد کند. طبق تحلیل دویچه بانک، این اقدام میتواند در کوتاهمدت منجر به کاهش ۳ تا ۴ درصدی ارزش دلار شود؛ حرکتی کمسابقه در بازارهای ارز. در پی آن، خروج سرمایه از بازار آمریکا شدت میگیرد، نرخ بازدهی اوراق افزایش مییابد و تأمین مالی دولت گرانتر میشود. در سطح جهانی نیز، اعتماد به نظام پولی تحت سلطه دلار تضعیف شده و خطر اختلال در جریان سرمایهگذاری بینالمللی افزایش مییابد.
سناریوی سوم اما مسیر معقولتری است که در آن دولت با هدف آرامسازی فضا، بهطور رسمی از موضع فشار عقبنشینی کرده و حمایت علنی خود را از استقلال فدرال اعلام میکند. در این حالت، اعتماد بازارها تا حدودی احیا میشود، دلار تقویت میگردد و نرخ بازدهی اوراق به ثبات نسبی بازمیگردد. با این حال، اثر روانی فشارهای قبلی در ذهن سرمایهگذاران باقی خواهد ماند و بهصورت یک ریسک ساختاری در تحلیلهای آینده بازارها لحاظ خواهد شد.
تهدید به ظاهر داخلی، تبعاتی جهانی
اختلاف میان ترامپ و فدرال رزرو، تنها یک نزاع داخلی بر سر سیاست پولی نیست؛ بلکه بهمعنای واقعی کلمه، یک آزمون بینالمللی برای استقلال نهادی و اعتبار اقتصادی آمریکاست. اخلال در رهبری فدرال رزرو میتواند محرک فروپاشی اعتماد جهانی به دلار باشد و پیامدهای آن از بازارهای آسیا تا اروپا و آمریکای لاتین امتداد پیدا خواهد کرد.
در دنیای امروز که نظم مالی جهانی شکنندهتر از همیشه است، اعتبار نهادهایی مانند فدرال رزرو تعیینکننده میزان ثبات و پیشبینیپذیری اقتصاد بینالمللی است. تجربه فشارهای اخیر، حتی در صورت پایانیافتن بدون برکناری پاول، یک واقعیت را روشن میکند: استقلال بانکهای مرکزی نه یک اصل تزئینی، بلکه سنگ بنای اعتماد جهانی است.















نظرات کاربران