جنگ نیابتی زمانی رخ میدهد که گروهی از سهامداران با هم متحد شده و تلاش میکنند تا با جمعآوری آرای نیابتی کافی، در یک رأیگیری شرکتی پیروز شوند. این اقدام، که گاهی بهعنوان «نبرد نیابتی» شناخته میشود، اغلب در تصاحبهای شرکتی، بهویژه تصاحبهای خصمانه، استفاده میشود. در تصاحب خصمانه، خریداران خارجی ممکن است سهامداران موجود را ترغیب کنند تا برخی یا همه مدیران ارشد شرکت را کنار بگذارند تا کنترل شرکت آسانتر شود.
نکات کلیدی
- جنگ نیابتی تلاش سهامداران برای جمعآوری آرای نیابتی جهت پیروزی در رأیگیری شرکتی است.
- این رأیگیری ممکن است شامل جایگزینی مدیران یا هیئتمدیره باشد.
- جنگهای نیابتی اغلب در تصاحبها و ادغامهای شرکتی، بهویژه تصاحبهای خصمانه، رخ میدهند.
نحوه عملکرد جنگ نیابتی
اگر سهامداران از تصمیمات مدیریت ناراضی باشند و هیئتمدیره به خواستههای آنها توجه نکند، ممکن است تلاش کنند تا با جلب حمایت دیگر سهامداران، آرای نیابتی آنها را برای جایگزینی اعضای هیئتمدیره یا مدیران با کاندیداهای موافق تغییرات پیشنهادی خود بهدست آورند.
در این فرآیند:
- روشهای جلب حمایت: شرکت خریدار و شرکت هدف از روشهای مختلفی برای تأثیرگذاری بر رأی سهامداران استفاده میکنند. این شامل ارسال فرم DEF 14A (بیانیه نیابتی) است که اطلاعات مالی و جزئیات پیشنهادی، مانند فروش شرکت، را ارائه میدهد.
- نقش واسطههای نیابتی: شرکت خریدار معمولاً از یک واسطه نیابتی شخص ثالث استفاده میکند که فهرستی از سهامداران تهیه کرده و ممکن است بهصورت جداگانه با آنها تماس بگیرد تا استدلالهای خریدار را توضیح دهد. اگر سهام در نام کارگزاریهای سهام ثبت شده باشد، واسطهها با سهامداران آن کارگزاری مشورت میکنند.
- جمعآوری و بررسی آرا: سهامداران یا کارگزاریها آرا را به یک نهاد مشخص، مانند نماینده انتقال سهام، ارسال میکنند. واسطههای نیابتی ممکن است آرا را بررسی کرده و موارد مبهم یا تکراری را مشخص کنند.
- نتیجهگیری: نتایج به دبیر شرکتی شرکت هدف ارسال شده و اعضای پیشنهادی هیئتمدیره بر اساس شمارش نهایی آرا تأیید یا رد میشوند.
ملاحظات ویژه
گاهی سهامداران نسبت به بررسی گزینههای جدید برای مدیریت ارشد بیعلاقه یا بیتفاوت هستند و ممکن است بدون بررسی صلاحیت کاندیداها یا مسائل کلیدی تصاحب، به توصیههای ارسالی عمل کنند. با این حال، اگر عملکرد مالی ضعیف شرکت هدف به سهامداران آسیب زده باشد، جنگ نیابتی ممکن است به نفع خریدار باشد، بهویژه اگر خریدار پیشنهادهایی مانند فروش داراییهای کمبازده یا افزایش سود سهام ارائه دهد.
نمونه جنگ نیابتی
در فوریه ۲۰۰۸، مایکروسافت پیشنهادی غیررسمی برای خرید یاهو به قیمت ۳۱ دلار به ازای هر سهم ارائه کرد. هیئتمدیره یاهو معتقد بود این پیشنهاد ارزش شرکت را کم نشان میدهد و مذاکرات را متوقف کرد. در ۳ مه ۲۰۰۸، مایکروسافت پیشنهاد خود را پس گرفت و کمتر از دو هفته بعد، کارل ایکان، سرمایهگذار میلیاردر، جنگ نیابتی را برای جایگزینی هیئتمدیره یاهو آغاز کرد.
نمونههای اخیر (تا آگوست ۲۰۲۵)
- دیزنی و نلسون پلتز (۲۰۲۴): نلسون پلتز و صندوق سرمایهگذاری Trian Partners جنگ نیابتی علیه دیزنی به راه انداختند و به دلیل نارضایتی از عملکرد مدیریت و برنامهریزی جانشینی، خواستار تغییر هیئتمدیره شدند. در نهایت، سهامداران از مدیریت دیزنی و مدیرعامل باب ایگر حمایت کردند.
- فیلیپس ۶۶ و الیوت (۲۰۲۵): الیوت اینوستمنت منیجمنت در اولین کمپین خود در آمریکا که به رأیگیری سهامداران رسید، موفق شد دو نفر از کاندیداهای خود را به هیئتمدیره فیلیپس ۶۶ وارد کند.
- ایر پروداکتس و منتل ریج (۲۰۲۵): منتل ریج سه نفر از کاندیداهای خود را در جنگ نیابتی علیه ایر پروداکتس به هیئتمدیره وارد کرد، پس از اینکه هیئتمدیره از مذاکره برای توافق امتناع کرد.
تحولات اخیر
تا آگوست ۲۰۲۵، جنگهای نیابتی تحت تأثیر فناوری و تغییرات بازار قرار گرفتهاند:
- نقش مشاوران نیابتی: شرکتهای مشاور نیابتی مانند ISS و Glass Lewis، که ۹۷٪ بازار را در اختیار دارند، تأثیر زیادی بر نتایج جنگهای نیابتی دارند. با این حال، انتقادهایی درباره شفافیت و تأثیر بیشازحد آنها مطرح شده است.
- فناوریهای دیجیتال: پلتفرمهایی مانند Proxymity Vote Connect با ارائه ردیابی زنده آرا و ارتباط بلادرنگ، به کاهش ریسک جنگهای نیابتی کمک میکنند.
- افزایش فعالیت سهامداران: گزارشها در ژوئن ۲۰۲۵ نشان میدهند که فعالیت سهامداران فعال (Activist Shareholders) افزایش یافته و جنگهای نیابتی در سال ۲۰۲۵ به دلیل ناپایداری بازار و نارضایتی از عملکرد شرکتها رایجتر شدهاند.
چالشها و دفاعها
جنگهای نیابتی اغلب به دلیل تاکتیکهای حاکمیت شرکتی مانند هیئتمدیره متناوب (Staggered Boards) یا چتر نجات طلایی (Golden Parachutes) که از تغییر یکباره کل هیئتمدیره جلوگیری میکنند، دشوار هستند. با این حال، صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds) اخیراً بیش از ۶۰٪ موفقیت در این نبردها داشتهاند.
نتیجهگیری
جنگ نیابتی ابزاری قدرتمند برای سهامداران است تا بر تصمیمگیریهای شرکتی تأثیر بگذارند، بهویژه در تصاحبهای خصمانه یا هنگام نارضایتی از مدیریت. این فرآیند شامل جمعآوری آرای نیابتی برای جایگزینی مدیران یا تغییر سیاستها است. اگرچه پرهزینه و پیچیده است، اما با فناوریهای جدید و افزایش فعالیت سهامداران، تأثیرگذاری آن در حال افزایش است. برای تصمیمگیری آگاهانه، سهامداران باید اطلاعات بیانیههای نیابتی را بهدقت بررسی کنند و از مشاوران نیابتی معتبر کمک بگیرند.















نظرات کاربران