خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
اگر حواله ارز خدماتی ممکن نباشد، متقاضیان می‌توانند اسکناس دریافت کنند

اگر حواله ارز خدماتی ممکن نباشد، متقاضیان می‌توانند اسکناس دریافت کنند

اونس جهانی طلا را به زانو درآورد؛ هر گرم طلا کانال 26 میلیون را از دست داد!

اونس جهانی طلا را به زانو درآورد؛ هر گرم طلا کانال 26 میلیون را از دست داد!

مجوز جدید برای دریافت ارز خدماتی

مجوز جدید برای دریافت ارز خدماتی

چرا بانک مرکزی پیش از ۲۷۰ هزار تومان در بازار دلار مداخله نکرد؟

چرا بانک مرکزی پیش از ۲۷۰ هزار تومان در بازار دلار مداخله نکرد؟

سلطانی: در شرایط فعلی ریسک خرید طلا کمتر از دلار است

سلطانی: در شرایط فعلی ریسک خرید طلا کمتر از دلار است

مظنه طلا از کف رفت

مظنه طلا از کف رفت

قیمت طلا کاهش یافت، اما دلار گران‌تر شد؛ چرا این دو همسو نبودند؟

قیمت طلا کاهش یافت، اما دلار گران‌تر شد؛ چرا این دو همسو نبودند؟

کاهش شدید قیمت طلا با وجود افزایش قیمت دلار

کاهش شدید قیمت طلا با وجود افزایش قیمت دلار

تتر از رکورد ۲۷۷ هزار تومانی عقب نشست؛ بیت‌کوین پشت مقاومت ۷۸ هزار دلار ماند

تتر از رکورد ۲۷۷ هزار تومانی عقب نشست؛ بیت‌کوین پشت مقاومت ۷۸ هزار دلار ماند

با دلار در کانال ۲۷۳ هزار تومان، طلای داخلی چرا ارزان شد؟

با دلار در کانال ۲۷۳ هزار تومان، طلای داخلی چرا ارزان شد؟

دلار امروز از ۱۰۳ تا ۱۰۶ هزار پرید

بازار ارز روی موج خبر؛ آیا دلار بالای ۱۰۵ هزار ماندگار است؟

بازدید ۴٬۰۸۸نویسنده: رضا هاشمی
بازار ارز روی موج خبر؛ آیا دلار بالای ۱۰۵ هزار ماندگار است؟

دلار در یک روز پراضطراب از ۱۰۳ تا ۱۰۶ هزار تومان جهش کرد؛ اما پشت این صعود، بیش از آنکه اقتصاد ایستاده باشد، سایه رکود و ترس‌های سیاسی دیده می‌شود.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز امروز یکی از پرتنش‌ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت. دلار که صبح یکشنبه معاملاتش را در سطح ۱۰۳ هزار و ۱۰۰ تومان آغاز کرده بود، در طول روز آرام آرام پله‌های صعودی را طی کرد و به کانال‌های بالاتر قدم گذاشت. فشار تقاضا و فضای سنگین اخبار سیاسی باعث شد نرخ‌ها از مرز ۱۰۴ هزار تومان عبور کنند و در نهایت، دلار روی تابلو به ۱۰۶ هزار و ۵۰ تومان برسد؛ رشدی بیش از دو درصد تنها در یک روز.

این جهش نشان داد که بازار در شرایطی به سر می‌برد که کوچک‌ترین خبر می‌تواند مسیر آن را تغییر دهد. دلار در عرض چند ساعت دو کانال مهم را پشت سر گذاشت و به سطحی رسید که تا همین چند هفته پیش تصورش برای بسیاری از معامله‌گران بعید به نظر می‌رسید. هم‌زمان، نوسانات در بازارهای همسایه هم به چشم آمد؛ دلار هرات روز پررفت‌وبرگشتی داشت و در نهایت روی ۱۰۴ هزار و ۴۰۰ تومان بسته شد، درهم امارات هم پله‌پله بالا رفت تا به ۲۸ هزار و ۶۵۰ تومان برسد.

نکته مهم امروز این بود که بازار آزاد در مسیر صعودی حرکت می‌کرد، در حالی که نرخ‌های رسمی ـ از جمله دلار مبادله‌ای و صرافی ملی ـ نه تنها افزایشی نداشتند بلکه اندکی کاهش هم نشان دادند و روی ۷۱ هزار و ۹۶۱ تومان ایستادند. همین شکاف میان بازار آزاد و رسمی دوباره پررنگ‌تر شد و بر نگرانی‌ها درباره آینده بازار افزود.

سقف‌شکنی زیر ذره‌بین؛ ۱۰۵ شکست یا فقط لمس شد؟

حرکت امروز دلار بیش از آنکه یک روند آرام و حساب‌شده باشد، بیشتر شبیه یک جهش ناگهانی بود. نرخ‌ها بعد از عبور از محدوده ۱۰۴ هزار تومان به سرعت خود را به مرز ۱۰۵ هزار تومان رساندند؛ عددی که برای فعالان بازار حکم یک «دروازه روانی» دارد. اما پرسش اساسی این است که آیا این سطح واقعاً شکسته شد یا فقط لمس شد و بازار دوباره به عقب برگشت؟

بر اساس معاملات پایانی، دلار بالاتر از ۱۰۵ هزار تومان قرار گرفت و حتی تا ۱۰۶ هزار و ۵۰ تومان پیش رفت، اما هنوز بسیاری از معامله‌گران این صعود را تثبیت‌شده نمی‌دانند. دلیل ساده است: بازار در طول روز چندین بار نوسان رفت‌وبرگشتی داشت و این یعنی فشار خرید بیشتر ناشی از هیجان بود تا ورود نقدینگی تازه. درست مثل بازاری که در یک فضای مه‌آلود حرکت می‌کند و هر لحظه ممکن است تغییر مسیر دهد.

در واقع، دلار امروز سقف تاریخی خود را لمس کرد و حتی از آن گذشت، اما اینکه بتوان گفت «دلار بالای ۱۰۵ هزار تومان تثبیت شده»، هنوز زود است. برای معامله‌گران حرفه‌ای، چنین لحظاتی بیشتر نشانه یک جو روانی شدید است تا آغاز یک روند پایدار.

کانونِ علت اول: رکود اقتصادی و پناه به دلار

وقتی موتور اقتصاد از حرکت می‌ایستد، سرمایه‌ها معمولاً به سمت دارایی‌هایی می‌روند که تصور می‌شود در برابر تورم و بی‌ثباتی مقاوم‌ترند. در ایران امروز، رکود عمیق در بخش‌های مولد اقتصاد، یکی از ریشه‌های اصلی فشار بر بازار ارز است. بورس با ریزش‌های پی‌درپی و خروج نقدینگی دست‌به‌گریبان است، بازار مسکن به دلیل قیمت‌های سرسام‌آور و افت قدرت خرید قفل شده و تولیدکنندگان هم با هزینه‌های بالای انرژی و محدودیت‌های مالی نفس‌گیر روزگار می‌گذرانند.

در چنین فضایی، دلار بار دیگر به «پناهگاه اضطراری» تبدیل می‌شود. معامله‌گران و حتی مردم عادی وقتی چشم‌انداز روشنی در بازارهای دیگر نمی‌بینند، نقدینگی خود را به سمت اسکناس سبز می‌برند. همین رفتار جمعی، موجی از تقاضا ایجاد می‌کند که قیمت‌ها را بالا می‌برد، بی‌آنکه نیازی واقعی در پشت آن باشد.

رکود اقتصادی به معنای این است که سرمایه‌گذاران گزینه‌های محدودی برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان دارند. وقتی تولید سودآوری ندارد و بازار سرمایه اعتماد را از دست داده، طبیعی است که دلار ـ حتی در قیمتی غیرمنطقی و بالاتر از ارزش واقعی‌اش جذاب‌تر به نظر برسد. این همان چرخه معیوبی است که باعث می‌شود رکود و نوسان ارزی دست به دست هم دهند و به جای حل شدن، هر دو بحران عمیق‌تر شوند.

کانونِ علت دوم: تقاضای بازار؛ واقعی‌ها، سفته‌بازها و روانِ سیاست‌زده

بازار ارز این روزها ترکیبی از سه نوع تقاضا را تجربه می‌کند. بخش نخست تقاضای واقعی است؛ واردکنندگانی که برای خرید مواد اولیه یا کالاهای واسطه‌ای نیازمند ارزند و مسافرانی که ارز مسافرتی می‌خواهند. هرچند بانک مرکزی بخشی از این نیاز را از مسیر رسمی تأمین می‌کند، اما در عمل همه تقاضا به کانال‌های رسمی نمی‌رود و بخشی از آن به بازار آزاد سرریز می‌شود.

در کنار این گروه، سفته‌بازان حضور پررنگی دارند؛ همان کسانی که به محض شنیدن خبرهای سیاسی، دست به خرید می‌زنند تا در سقف‌های قیمتی بفروشند. این دسته موتور اصلی نوسان‌های روزانه‌اند و با رفتار هیجانی خود، بازار را مدام بالا و پایین می‌برند.

اما شاید مهم‌ترین لایه، ریشه‌های روانی ناشی از انتظارات سیاسی باشد. فعال شدن مکانیسم ماشه و زمزمه بازگشت تحریم‌ها، مثل جرقه‌ای عمل کرده که ترس از آینده را در بازار شعله‌ور کرده است. بسیاری از خریداران خرد و بی‌تجربه تنها به این دلیل وارد بازار شده‌اند که نکند فردا قیمت‌ها بالاتر برود و آنها از قافله جا بمانند. همین «ترس از جاماندن» یا همان FOMO، باعث می‌شود فشار تقاضا بیشتر از آنچه واقعاً وجود دارد به نظر برسد.

به بیان دیگر، تقاضای امروز بازار بیشتر از آنکه ریشه در نیاز واقعی اقتصاد داشته باشد، محصول یک روان‌شناسی جمعی است؛ روان‌شناسی‌ای که با هر خبر جدیدی می‌تواند به سمت دیگری بچرخد.

حباب یا واقعیتِ بنیادی؟ درس‌های دو سال اخیر از جهش‌های ناپایدار

صعود اخیر دلار هرچند نفس‌گیر به نظر می‌رسد، اما پرسش کلیدی این است: چقدر از این افزایش واقعاً ریشه در بنیادهای اقتصادی دارد و چقدرش صرفاً یک حباب روانی است؟ مرور حافظه بازار نشان می‌دهد که پاسخ، بیشتر به گزینه دوم نزدیک است.

در دو سال گذشته بارها شاهد همین الگو بوده‌ایم: شوک سیاسی ـ از شهادت رئیس‌جمهور گرفته تا جنگ ۱۲روزه یا تهدیدهای بین‌المللی ـ باعث جهش ناگهانی نرخ ارز شده است. اما پس از فروکش کردن تب سیاسی، دلار به مدار پایین‌تر بازگشته و کسانی که در سقف‌های هیجانی خریده‌اند، بازندگان اصلی بوده‌اند. نمونه بارز، پایان سال ۱۴۰۳ بود که دلار به بالای ۱۰۰ هزار تومان جهش کرد اما چند ماه بعد دوباره به محدوده ۸۰ هزار برگشت.

این بار هم نشانه‌های مشابهی دیده می‌شود. تقاضای غالب سفته‌بازانه است، شاخص‌های کلان (مانند رشد نقدینگی و ذخایر ارزی) نسبت به سال‌های بحرانی کنترل‌شده‌ترند و بانک مرکزی ابزارهای بیشتری برای مداخله دارد. همه اینها نشان می‌دهد که افزایش قیمت کنونی بیش از آنکه نشانه تغییر پارادایم باشد، یک حرکت حبابی ناشی از ترس و هیجان است.

درس تاریخی بازار ساده است: هر بار که دلار به‌واسطه خبرهای سیاسی پرش کرده، دیر یا زود تب آن فروکش کرده و بازار به تعادل برگشته است. بنابراین، ریسک اصلی متوجه همان خریداران هیجانی است که در روزهای داغ، ارز را در سقف می‌خرند و در روزهای سرد با زیان سنگین تنها می‌مانند.

نقشه راه پیش‌رو: ۱۰۳ سپر، ۱۰۵ دروازه

بازار ارز حالا در نقطه‌ای ایستاده که همه نگاه‌ها به دو مرز حیاتی دوخته شده است. ۱۰۳ هزار تومان در روزهای اخیر بارها نقش «سپر حمایتی» را بازی کرده و مانع ریزش بیشتر شده است؛ تا جایی که هر بار نرخ به این محدوده نزدیک شده، خریداران دوباره به میدان برگشته‌اند. در مقابل، ۱۰۵ هزار تومان حالا به «دروازه روانی» بازار تبدیل شده؛ عبور و تثبیت بالای این سطح می‌تواند برای معامله‌گران سیگنال آغاز یک موج صعودی تازه باشد.

اما پرسش اصلی اینجاست: بازار به کدام سمت متمایل است؟ اگر هیجانات سیاسی همچنان شعله‌ور بماند و فشار تقاضا ادامه پیدا کند، احتمالاً دلار بتواند بالای ۱۰۵ هزار بایستد و حتی سقف‌های بالاتری را امتحان کند. اما اگر خبرها کمی فروکش کند و سیاست‌گذار طبق تجربه دو سال گذشته مداخله کند، مسیر دیگری پیش روی بازار قرار می‌گیرد: بازگشت تدریجی به محدوده‌های پایین‌تر و اصلاح قیمت‌ها.

در واقع، بازار امروز بیشتر از هر زمان دیگری به «انتظارات» وابسته است، نه به متغیرهای بنیادین. همین وابستگی به خبر، مسیر دلار را لغزنده کرده؛ هر حرکت تازه، بیش از آنکه حاصل یک محاسبه اقتصادی باشد، نتیجه یک موج روانی است. برای همین، معامله‌گران حرفه‌ای با دقت بیشتری مرزهای ۱۰۳ و ۱۰۵ را رصد می‌کنند، چون می‌دانند آینده کوتاه‌مدت بازار در گروی همین دو عدد کلیدی است.

بازارساز چه می‌کند؟ از حراج طلا تا پاسخ‌گویی به تقاضای واقعی

بانک مرکزی در دو سال اخیر نشان داده که برای مهار التهابات ارزی دست بسته نیست. تجربه ورود بیش از صد تن طلا به کشور در سال ۱۴۰۳ و ذخایر ارزی نسبتاً قدرتمند، پشتوانه‌ای است که به سیاست‌گذار اجازه می‌دهد در لحظه مناسب وارد عمل شود. ابزارها هم متنوع‌اند: از برگزاری حراج شمش و سکه گرفته تا پیش‌فروش محدود، از عرضه در بازار حواله‌های تجاری تا تأمین ارز مسافرتی. این مجموعه اقدامات در دوره‌های مشابه توانسته جو روانی بازار را تخلیه و قیمت‌ها را به مدار تعادلی بازگرداند.

نکته کلیدی، «زمان‌بندی مداخله» است. اگر بانک مرکزی در اوج هیجان عرضه سنگین کند، بخش زیادی از ذخایر به هدر می‌رود و نتیجه پایداری ندارد. به همین دلیل، سیاست‌گذار معمولاً صبر می‌کند تا التهاب فروکش کند، سپس با عرضه هدفمند به بازار جهت می‌دهد. این همان الگویی است که در پایان ۱۴۰۳ و حتی در ماجرای جنگ ۱۲روزه دیده شد: دلار جهش کرد، اما با ترکیبی از آرام‌تر شدن فضای سیاسی و ورود بازارساز، نرخ‌ها دوباره اصلاح شدند.

از سوی دیگر، بازارساز تلاش می‌کند با پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی اقتصاد ـ مثل واردات کالاهای اساسی و سفرهای خارجی ـ بخش بزرگی از تقاضا را از بازار آزاد خارج کند. وقتی این کانال‌ها به‌خوبی تغذیه شوند، فشار بر اسکناس آزاد کمتر می‌شود و فضا برای سفته‌بازی محدودتر. بنابراین، آینده دلار نه‌فقط در دست خبرهای سیاسی، بلکه به واکنش و چابکی سیاست‌گذار هم گره خورده است.

جمع‌بندی رفتاری: چگونه اسیر سقف‌ها نشویم؟

بازار ارز این روزها صحنه‌ای آشنا را تکرار می‌کند؛ صحنه‌ای که بارها در سال‌های اخیر دیده‌ایم: خبر سیاسی می‌آید، هیجان بالا می‌رود، دلار جهش می‌کند و خریداران تازه‌وارد با تصور جا نماندن از موج، وارد بازار می‌شوند. اما همان‌طور که تاریخ نشان داده، این خریداران معمولاً بازندگان اصلی‌اند؛ چون وقتی التهاب فروکش می‌کند و دلار دوباره عقب‌نشینی می‌کند، دارایی آن‌ها در سقف گیر کرده و زیان سنگینی به جا می‌گذارد.

رفتارشناسی بازار می‌گوید در شرایطی که نرخ‌ها بیش از بنیادهای اقتصادی بالا می‌روند و تقاضا بیشتر جنبه روانی دارد، ورود به بازار ارز پرریسک‌ترین انتخاب است. حرفه‌ای‌ها در چنین فضایی یا از قبل در بازار حضور دارند و در سقف می‌فروشند، یا اصلاً وارد نمی‌شوند. اما خریداران هیجانی با تصمیم‌های احساسی، بار دیگر همان چرخه زیان را تجربه می‌کنند.

در نهایت، آینده کوتاه‌مدت دلار بیش از آنکه به متغیرهای اقتصادی گره خورده باشد، به خبرهای سیاسی و زمان‌بندی مداخله بازارساز بستگی دارد. تجربه نشان داده این موج‌های هیجانی دیر یا زود فروکش می‌کنند و بازار به سمت تعادل برمی‌گردد. بنابراین، مهم‌ترین درس برای فعالان خرد این است: خرید در سقف‌های هیجانی، قمار با سرمایه شخصی است. تنها کسانی که بتوانند از جو روانی فاصله بگیرند و با نگاه تحلیلی تصمیم بگیرند، در نهایت بازنده این بازی تکراری نخواهند بود.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.