به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز یکشنبه بعدازظهر، در قلب پایتخت اسپانیا، کاخ باروک «سانتا کروز» صحنه ورود هیأتهایی شد که هرکدام بار سنگین اختلافات یک دهه اخیر را به دوش میکشیدند. از یکسو اسکات بسنِت، وزیر خزانهداری آمریکا، و جیمیسان گریر، نماینده تجاری واشنگتن، با نگاههایی خسته از چهار دور مذاکره فشرده طی چهار ماه گذشته؛ و از سوی دیگر هه لیفِنگ، معاون نخستوزیر چین، به همراه لی چِنگگانگ، چهرهای شناختهشده در محافل تجاری پکن.
این دیدار برای اسپانیا چیزی فراتر از میزبانی یک نشست معمول است. مادرید میخواهد نشان دهد که تنها مقصد گردشگران و فوتبالدوستان نیست، بلکه میتواند محل شکلگیری توافقات یا شکافهای تازهای باشد که اقتصاد جهان را جابهجا میکند. تشریفات رسمی با حضور وزیر خارجه اسپانیا، خوزه مانوئل آلبارس، صحنهای نمادین ساخت: صف خودروهای ضدگلوله، فلاش دوربینها و نگاهی که نه فقط به رابطه واشنگتن–پکن، بلکه به جایگاه اسپانیا در دیپلماسی جهانی دوخته شده بود.
در ظاهر، این چهارمین دور از گفتوگوهاست؛ پس از ژنو، لندن و استکهلم. اما در باطن، مادرید میتواند نقطه عطفی باشد که تعیین میکند آیا این مذاکرات صرفاً خرید زمان برای تمدید مهلتهاست یا جرقهای برای تغییری واقعی در روابط تجاری بزرگترین اقتصادهای جهان.
دستور کار سنگین؛ از تعرفهها تا سرنوشت تیکتاک
مذاکرات مادرید فهرستی دارد که هر بندش بهتنهایی میتواند بحرانی جهانی بیافریند. نخستین محور، تعرفههایی است که دولت ترامپ روی کالاهای چینی اعمال کرده و نرخ آنها تا مرز ۵۵ درصد بالا رفته است. این تعرفهها که قرار بود در قالب یک «آتشبس ۹۰ روزه» کاهش یابند، حالا دوباره تا ۱۰ نوامبر تمدید شدهاند. برای واشنگتن، این اهرم فشار کلیدی است؛ برای پکن اما زنجیر سنگینی که باید دیر یا زود شکسته شود.
محور دوم، بمب ساعتی به نام تیکتاک است. برای نخستین بار، این اپلیکیشن پرمخاطب رسماً وارد دستور کار گفتوگوها شده است. مهلت فروش اجباری داراییهای آمریکایی تیکتاک در ۱۷ سپتامبر به پایان میرسد و در صورت عدم توافق، خطر مسدودسازی کامل در آمریکا جدی است. همین حضور رسمی در دستور کار، بیشتر از آنکه امیدی به توافق واقعی باشد، برای دولت ترامپ پوشش سیاسی میسازد تا یکبار دیگر زمان بخرد و منتقدان داخلی را آرام کند.
در کنار اینها، موضوعات سنگین دیگری نیز روی میز است: از درخواست آمریکا برای محدودیت صادرات چین به روسیه ـ بهویژه در بخش کالاهای فناوری حساس ـ گرفته تا پرونده فنتانیل که واشنگتن آن را تهدید مستقیم علیه سلامت عمومی خود میداند. چین میگوید حاضر است درباره فنتانیل همکاری کند، اما به شرطی که تعرفههای مرتبط لغو شود؛ شرطی که برای آمریکا سنگین و تقریباً غیرقابلقبول به نظر میرسد.
به این ترتیب، میز مذاکرات مادرید بیشتر شبیه صفحهای از شطرنج جهانی است؛ جایی که هر حرکت، دهها پیامد برای تجارت، فناوری و امنیت جهانی در پی خواهد داشت.
تمدیدهای پیاپی؛ چرا تیکتاک به بمب ساعتی سیاست آمریکا بدل شد؟
تیکتاک، اپلیکیشنی که برای میلیونها جوان آمریکایی صرفاً محلی برای سرگرمی است، در واشنگتن به یک میدان نبرد ژئوپلیتیک تبدیل شده است. دولت آمریکا میگوید مالکیت چینی این پلتفرم، خطری جدی برای امنیت ملی است؛ از دسترسی به دادههای کاربران گرفته تا احتمال استفاده از الگوریتمها برای شکلدهی افکار عمومی. کنگره نیز با تصویب قوانینی خواسته است که «بایتدنس» مجبور به واگذاری کامل سهام آمریکاییاش شود.
اما واقعیت میدان چیز دیگری است: ضربالاجلها یکی پس از دیگری سر میرسند و دولت ترامپ هر بار، با دستاویزهای تازه، زمان میخرد. ۱۷ سپتامبر چهارمین موعدی است که باید تکلیف تیکتاک روشن شود، و همه شواهد نشان میدهد به جای یک تصمیم قطعی، بار دیگر شاهد تمدید خواهیم بود. این بار حتی پیش از آغاز مذاکرات، خزانهداری آمریکا نام تیکتاک را در بیانیه رسمی گنجاند؛ اقدامی که برای بسیاری نشانهای روشن است از اینکه واشنگتن صرفاً به دنبال پوشش سیاسی برای یک عقبنشینی نرم است.
این تمدیدهای پیاپی، خود به معضل سیاسی تازهای بدل شدهاند. در کنگره، هم جمهوریخواهان و هم دموکراتها دولت را به «سهلانگاری» متهم میکنند و میگویند هر بار تعویق، نشانه ضعف در برابر چین است. در سوی مقابل، ترامپ که بهتازگی حتی حساب تیکتاک باز کرده، خوب میداند بستن این اپلیکیشن پرطرفدار ممکن است او را از بخشی از جوانان رأیدهنده دور کند.
به همین دلیل، تیکتاک نهتنها یک پرونده اقتصادی، بلکه به بمب ساعتی سیاسی بدل شده است؛ ساعتی که هر لحظه میتواند صدای انفجارش در واشنگتن شنیده شود.
نفت روسیه و فشار واشنگتن بر چین و اروپا
اگرچه تعرفهها و تیکتاک بیشترین توجه رسانهها را جلب کردهاند، اما شاید حساسترین بخش مذاکرات مادرید به نفت بازگردد؛ طلای سیاهی که به رگ حیاتی جنگ روسیه در اوکراین بدل شده است. واشنگتن صریح میگوید تا زمانی که چین و هند خریدار اصلی نفت روسیه باقی بمانند، هیچ فشار اقتصادی نمیتواند کرملین را وادار به عقبنشینی کند.
اسکات بسنِت، وزیر خزانهداری آمریکا، در آستانه نشست مادرید از متحدان گروه هفت خواست تا بر واردات کالا از چین و هند تعرفههای سنگین اعمال کنند؛ اقدامی که هدفش ایجاد هزینه مستقیم برای کشورهایی است که نفت روسیه را میخرند. او با لحنی بیپرده اعلام کرد: «تنها با قطع رگ درآمدی ماشین جنگی پوتین میتوانیم به این خونریزی پایان دهیم.»
اما در اروپا، تردید و دودلی موج میزند. کشورهای عضو اتحادیه که همین حالا نیز با بحران انرژی دستوپنجه نرم میکنند، بیم دارند که همراهی کامل با سیاست تعرفهای آمریکا، هزینههای اقتصادی سنگینی برایشان به دنبال داشته باشد. برای همین، نشستهای دربسته گروه هفت در روزهای اخیر به جای تصمیم قطعی، تنها به «تسریع بررسی گزینهها» ختم شد.
پکن نیز بهخوبی میداند که این فشارها تنها ابزار مذاکره نیست، بلکه بخشی از استراتژی بزرگتر آمریکاست برای کشاندن اروپا به صف واحد مقابل چین. پاسخ چین تاکنون روشن بوده: «خرید نفت روسیه یک تصمیم اقتصادی است، نه سیاسی.» همین موضع سرسختانه، مذاکرات مادرید را به میدان برخورد مستقیم میان منطق ژئوپلیتیک آمریکا و منافع اقتصادی چین و متحدان اروپایی بدل کرده است.
جنگ اقتصادی در لایه سخت؛ تراشهها، رِیراِرتها و زنجیره تأمین
پشت میز مذاکره مادرید، تنها حرف از تعرفه و نفت نیست؛ در لایههای عمیقتر، جنگی جریان دارد که مستقیماً آینده فناوری و زنجیره تأمین جهانی را نشانه گرفته است. چین در ماههای اخیر بارها هشدار داده که محدودیتهای صادراتی واشنگتن علیه شرکتهای فناوری، یک «سوءاستفاده سیاسی» از ابزارهای اقتصادی است. پاسخ پکن هم روشن بوده: آغاز تحقیقات ضددامپینگ علیه تراشههای آمریکایی و تهدید به محدودکردن صادرات عناصر نادر خاکی؛ موادی که بدون آنها تولید گوشیهای هوشمند، خودروهای برقی و حتی تسلیحات پیشرفته ناممکن میشود.
در سوی مقابل، آمریکا با تمدید تعرفهها و گسترش فهرست سیاه صادراتی خود تلاش دارد دسترسی چین به فناوریهای حساس را محدود کند. هر بار که این فهرست طولانیتر میشود، بازارهای جهانی نیمهها و سهام فناوری با شوکی تازه روبهرو میشوند. شرکتهای چندملیتی هم در برزخی دائمی ماندهاند: سرمایهگذاری در چین برایشان سودآور است، اما ترس از تحریمها و محدودیتهای ناگهانی، آینده را مبهم کرده است.
این کشمکش در نهایت به مصرفکننده جهانی هم سرایت میکند. هر بحران در زنجیره تأمین تراشهها و عناصر کمیاب، به معنای افزایش هزینه تولید و نوسان قیمت کالاهای دیجیتال در سراسر جهان است. به همین دلیل است که کارشناسان میگویند حتی اگر مذاکرات مادرید خروجی ملموسی نداشته باشد، نفس برگزاری آن برای بازارها پیام دارد: اینکه هنوز درهای گفتوگو نیمهباز است و خطر یک فروپاشی کامل در روابط اقتصادی دو قدرت، به تعویق افتاده است.
دیدار ترامپ و شی؛ پکن باشکوه یا اجلاس کمصدای سئول؟
در پسزمینه مذاکرات مادرید، پرسش بزرگتری شکل گرفته است: دیدار سران دو قدرت در کجا و با چه دستاوردی برگزار خواهد شد؟ پکن از ماهها پیش ترامپ را به یک سفر رسمی دعوت کرده، سفری که میتوانست یادآور دیدار پرزرقوبرق سال ۲۰۱۷ باشد. اما در واشنگتن، تردید جدی وجود دارد. بسیاری از مشاوران ترامپ معتقدند بدون توافقی قابلاعتنا بر سر تیکتاک، فنتانیل یا کاهش تعرفهها، رفتن به پکن چیزی جز یک نمایش توخالی نخواهد بود.
از سوی دیگر، اجلاس اَپک در سئول در پایان اکتبر، گزینهای محتاطانهتر به نظر میرسد. یک دیدار در حاشیه این نشست میتواند به دو رهبر امکان دهد بدون تعهدات سنگین تشریفاتی، تنها بر سر «خروجیهای محدود» توافق کنند؛ مثل تمدید دوباره مهلت تیکتاک یا بازکردن بخشی از بازار سویا و مواد معدنی. وندی کاتلر، مذاکرهگر باسابقه آمریکایی، بهصراحت گفته: «تحویل دستاوردهای بزرگ احتمالاً به نشست سران موکول میشود، اما آن نشست بیشتر شبیه صحنه اعلام چند امتیاز نمادین خواهد بود تا یک توافق جامع.»
با این حال، ترامپ شخصیت سیاسیای است که به نمایش اهمیت میدهد. او خوب میداند تصاویر سفر پوتین و کیم جونگاون به پکن در رسانهها پررنگ شد و نمیخواهد در رقابت نمادین با رقبای آسیاییاش عقب بماند. همین انگیزه میتواند او را در لحظه آخر به پذیرش سفر به چین ترغیب کند، حتی اگر دستاورد واقعی چندان درخور نباشد. برای شی جینپینگ نیز میزبانی ترامپ در پکن یک برگ برنده است: نشان دادن اینکه چین همچنان مرکز ثقل دیپلماسی جهانی است.
به همین دلیل، سناریوی دیدار سران همچنان معلق است؛ میان «پکن باشکوه» و «سئول محتاط». هر کدام از این گزینهها پیامی متفاوت برای بازارها و متحدان جهانی در پی خواهد داشت.
پیامدهای احتمالی برای بازارها؛ دلار، نفت و طلا زیر سایه مذاکرات
مذاکرات مادرید هرچند ممکن است به چشم بسیاری تنها یک دور گفتوگوی دیپلماتیک دیگر باشد، اما در عمل برای بازارهای جهانی به مثابه زنگ هشدار عمل میکند. سرمایهگذاران از والاستریت تا بازارهای آسیا بهدقت مینگرند که آیا از این نشست «آرامش موقت» بیرون خواهد آمد یا «تشدید تنش».
در بازار ارز، هر نشانهای از شکست گفتوگوها میتواند دلار را تقویت کند؛ چرا که سرمایهها به سمت داراییهای امن سرازیر میشوند. همزمان یوان چین زیر فشار قرار میگیرد و سرمایهگذاران آسیایی محتاطتر میشوند. اگر نشانهای از تمدید آتشبس تعرفهای یا تعویق مهلت تیکتاک منتشر شود، احتمالاً شاهد تنفس کوتاهی در جفتارز USD/CNH خواهیم بود.
بازار نفت، به دلیل بحث مستقیم درباره خرید نفت روسیه، حساسترین واکنش را نشان خواهد داد. هر توافق یا اجماع احتمالی میان آمریکا و اروپا برای اعمال تعرفه بر چین و هند میتواند جریان عرضه جهانی را مختل کند و بهای برنت را در مسیر صعودی قرار دهد. حتی اگر چنین توافقی نهایی نشود، نفس مطرحشدن آن به معنای افزایش ریسک ژئوپلیتیک است.
طلا نیز همچون همیشه بهعنوان پناهگاه امن عمل میکند. هرچه فضای مذاکرات مبهمتر و پرتنشتر شود، تمایل به خرید طلا افزایش مییابد. در مقابل، یک خبر از تمدید یا آرامسازی اختلافات میتواند اندکی فشار فروش در بازار طلا ایجاد کند، هرچند سرمایهگذاران میدانند که این آرامش معمولاً کوتاهمدت است.
از تراشهها تا سویا، از فنتانیل تا رِیراِرتها، هر بند این مذاکرات رشتهای از بازارها را میلرزاند. شاید خروجی مادرید تنها «خرید زمان» باشد، اما برای بازار جهانی، حتی زمان خریدن هم میتواند تفاوتی بزرگ در نوسانهای کوتاهمدت رقم بزند.
جمعبندی؛ آتشبس موقت یا مقدمه یک شکاف تازه؟
مذاکرات مادرید بیش از آنکه وعده یک توافق بزرگ بدهد، شبیه به استراحتگاهی در میانه یک جنگ فرسایشی است. چهارمین دیدار در چهار ماه گذشته نشان میدهد دو اقتصاد بزرگ جهان نمیتوانند یکدیگر را نادیده بگیرند، اما در عین حال حاضر به دادن امتیازهای اساسی هم نیستند. آمریکا با دست پرِ تعرفهها، پرونده تیکتاک و فشار بر نفت روسیه وارد میدان شده و چین با ابزارهای تلافیجویانه، از تراشهها تا عناصر نادر خاکی، بازی را پیچیدهتر کرده است.
آنچه محتملتر به نظر میرسد، تداوم همان الگوی ماههای گذشته است: تمدید مهلتها، اعلام چند «پیشرفت محدود» و تعویق تصمیمهای سخت به دیدار احتمالی سران در اکتبر. اما زیر پوست این آتشبس موقت، تضادهای بنیادی همچنان پابرجاست: از مدل اقتصادی صادراتمحور چین تا فشار آمریکا برای تغییر رفتار پکن در حوزه فناوری و انرژی.
برای بازارها، این یعنی تداوم نوسان. هر بار تمدید و تعویق، موجی از امید کوتاهمدت میآورد، اما همزمان سایه بیاعتمادی و ریسکهای ژئوپلیتیک سنگینتر میشود. مادرید شاید توانسته باشد زمان بخرد، اما نمیتواند تضمین کند که این جنگ سرد اقتصادی به یک شکاف عمیقتر در ساختار تجارت جهانی منتهی نشود.















نظرات کاربران