به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵) دلار در بازار آزاد با یک حرکت رو به بالا به ۹۹ هزار و ۸۵۰ تومان رسید؛ رشدی ۱.۰۵ درصدی نسبت به روز گذشته که آن را دوباره به آستانه مرز روانی ۱۰۰ هزار تومان نزدیک کرده است. این جهش در حالی رخ داد که تنها یک روز قبل، دلار در سطح ۹۸ هزار و ۸۰۰ تومان بسته شده بود و طی شش روز گذشته همواره زیر صد هزار تومان در نوسان بود. بازار معاملات دیروز نشان داد که دلار ابتدا با نرخ ۹۸ هزار و ۲۰۰ تومان آغاز شد، کمی عقب نشست، اما در ادامه با موج خرید معاملهگران به سرعت اوج گرفت و به کانال ۹۹ هزار بازگشت.
در سوی دیگر، نرخهای رسمی و مبادلهای مسیر متفاوتی را پیمودند. دلار مبادلهای و نرخ صرافی ملی هر دو با افت ۰.۰۵ درصدی به ۷۱ هزار و ۹۷۳ تومان رسیدند؛ گواهی بر اینکه سیاستگذار همچنان بر تثبیت سمت رسمی بازار تأکید دارد. همین شکاف میان نرخ آزاد و مبادلهای تصویری دوگانه از بازار ترسیم کرده است: بازاری آزاد که زیر فشار ریسکهای سیاسی به سمت بالا حرکت میکند، و بازاری رسمی که سعی دارد انتظارات را مدیریت کند.
در کنار دلار، سایر ارزهای خارجی نیز از قافله جا نماندند. یورو با رشد ۱۳۰۰ تومانی به ۱۱۷ هزار و ۲۰۰ تومان رسید، پوند انگلیس با جهش ۱۷۹۰ تومانی در سطح ۱۳۵ هزار و ۶۴۰ تومان ایستاد و درهم امارات با ۲۶۳ تومان افزایش، نرخ ۲۷ هزار و ۲۴۴ تومان را ثبت کرد. تتر نیز که در بازار آزاد دماسنجی سریع برای انتظارات ارزی محسوب میشود، در نهایت با رشد ۱۳۰۰ تومانی روی ۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان قرار گرفت.
شکاف نرخ آزاد با مبادلهای؛ پیام سیاستگذار به بازار
حرکت همزمان دلار آزاد به سمت مرز ۱۰۰ هزار تومان و عقبنشینی جزئی دلار مبادلهای به محدوده ۷۱ هزار و ۹۷۳ تومان، بار دیگر تضاد دیرینه بازار ارز ایران را آشکار کرد. این دوگانهسازی نشان میدهد که سیاستگذار با ابزار نرخگذاری رسمی تلاش دارد تصویری باثبات از بازار ارائه دهد، در حالی که معاملهگران در بازار آزاد به سیگنالهای سیاسی و انتظارات تورمی واکنش نشان میدهند.
این شکاف، چیزی فراتر از اختلاف عددی است؛ در واقع پیام مستقیم به بازار است. سیاستگذار میخواهد نشان دهد هنوز قادر است نرخها را مهار کند و سمت رسمی را زیر کنترل نگه دارد، اما در عمل، آربیتراژ میان نرخ آزاد و مبادلهای باعث میشود فشار تقاضا به بازار غیررسمی منتقل شود. همین موضوع زمینهساز نوسانات بیشتر در کانال ۹۹ هزار تومانی شده است.
تجربه روزهای اخیر نیز مؤید همین روایت است؛ هر زمان که دلار آزاد به کفهای حمایتی نزدیک میشود، خریداران با انگیزه حفظ ارزش دارایی وارد میشوند و مانع از ریزش بیشتر نرخ میگردند. در مقابل، عرضه محدود در بازار رسمی قادر نیست جلوی شکلگیری «پریمیوم ریسک» را بگیرد. به این ترتیب، شکاف نرخها نهتنها یک اختلاف عددی، بلکه نشانهای از جنگ روانی و بازی قدرت میان سیاستگذار و بازار است.
مکانیزم ماشه و سیگنالهای سیاسی؛ سوخت تازه نوسانها
نوسانات اخیر دلار تنها به تحرکات درونی بازار محدود نمیشود؛ سایه سیاست خارجی سنگینتر از هر عامل دیگری بر سر بازار ارز ایران گسترده شده است. مهمترین متغیر این روزها، سرنوشت مکانیزم ماشه است؛ شمارش معکوس ۳۰ روزهای که نیمی از آن گذشته و هرچه به پایان آن نزدیکتر میشویم، فشار روانی بیشتری بر بازار وارد میشود.
اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در دیدار با نخستوزیر اسرائیل بهروشنی نشان داد که واشنگتن در مسیر بازگرداندن تحریمها عقبنشینی نخواهد کرد. روبیو بر تداوم سیاست فشار حداکثری علیه ایران تأکید کرد و گفت این فشارها تا زمانی ادامه خواهد یافت که ایران سیاست هستهای خود را تغییر دهد. این مواضع بهسرعت در بازار ارز بازتاب یافت و معاملهگران با در نظر گرفتن سناریوی تشدید تحریمها، خریدهای خود را افزایش دادند.
در طرف مقابل، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در نشست عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تلاش کرد روایت متفاوتی ارائه کند. او با تأکید بر پایبندی ایران به معاهده انپیتی، خواستار محکومیت حملات به تأسیسات هستهای ایران در جنگ اخیر شد و تصریح کرد که کشورش در برابر فشارها تسلیم نخواهد شد. این موضعگیری هرچند پیام ایستادگی به مخاطبان داخلی منتقل میکرد، اما در عمل به فضای ریسکی بازار افزود و انتظارات افزایشی را تقویت کرد.
به این ترتیب، بازار ارز اکنون در میانه میدان کشمکشهای سیاسی قرار گرفته است؛ جایی که هر خبر از وین، نیویورک یا تلآویو میتواند بهسرعت ورق معاملات را برگرداند. حتی گمانهزنی درباره تعویق یا تسریع اجرای مکانیزم ماشه، بهتنهایی کافی است تا دلار آزاد از مرزهای روانی جهش یا عقبنشینی کند.
نفت، کسری بودجه و نقدینگی؛ ریلهای بنیادی قیمت دلار
گرچه سایه سیاست خارجی و مکانیزم ماشه در روزهای اخیر موتور اصلی نوسانات دلار بوده، اما ریشههای بنیادی اقتصاد ایران همچنان نقش تعیینکنندهای در جهتگیری میانمدت نرخ ارز دارند. نخستین و مهمترین عامل، فروش نفت است؛ ارزی که بیش از هر چیز به صادرات طلای سیاه وابسته است. بر اساس گزارشهای ردیابی محمولهها، حدود ۹۳ درصد نفت ایران راهی چین میشود. همین تکمقصدی بودن صادرات باعث شده هرگونه تغییر در رفتار پکن مستقیماً به نرخ ارز داخلی منتقل شود. کارشناسان بر این باورند که اگر ایران بتواند فروش روزانه نفت را روی میانگین ۱.۶ میلیون بشکه حفظ کند، نرخ دلار در بازار آزاد پایداری بیشتری پیدا میکند و حتی امکان عقبنشینی به زیر ۹۰ هزار تومان هم وجود دارد. اما اگر سناریوی اسنپبک عملیاتی شود و فروش نفت تا یک میلیون بشکه یا کمتر سقوط کند، نرخ ارز بهسرعت مرزهای ۱۰۰ هزار و حتی ۱۱۵ هزار تومان را لمس خواهد کرد.
عامل دوم، کسری بودجه مزمن دولت است. اقتصاد ایران با کسری حدود ۲۸ درصدی در دخل و خرج مواجه است که نتیجه مستقیم آن رشد مداوم نقدینگی است. نقدینگی ۱۱ هزار همتی امروز، به معنای فشار دائمی بر ارزش پول ملی است؛ فشاری که سیاستگذار تنها با مداخلههای مقطعی میتواند آن را کنترل کند. در عمل، این رشد مداوم نقدینگی زمینهساز افزایش تقاضای سفتهبازی در بازار ارز و طلا میشود.
به این ترتیب، دلار امروز بیش از آنکه صرفاً محصول هیجان معاملهگران یا اخبار لحظهای باشد، بر روی ریلهای بنیادینی حرکت میکند که شامل صادرات نفت، کسری بودجه و انباشت نقدینگی است. این سه ضلع مثلث، محدوده حرکت ارز را مشخص میکنند و سیگنالهای سیاسی تنها تعیین میکنند که دلار در همین محدوده کدام مسیر را انتخاب کند: عقبنشینی یا پرش به بالای صد هزار تومان.
چشمانداز کوتاهمدت؛ تثبیت زیر ۹۸ یا پرش به ششرقمی؟
بازار دلار در آستانه یک دوراهی قرار گرفته است؛ تثبیت در محدوده حمایتی یا جهش به کانال ششرقمی. سناریوی نخست بر این فرض استوار است که خبرهای مثبت از مسیر دیپلماسی و ادامه عرضه بازارساز بتواند عطش تقاضا را مهار کند. در این حالت، دلار آزاد میتواند در محدوده ۹۷ تا ۹۸ هزار تومان آرام بگیرد و از فشار روانی کوتاهمدت کاسته شود.
سناریوی دوم اما بر پایه تداوم یا تشدید ریسکهای سیاسی است. اگر مذاکرات به بنبست بخورد یا نشانههایی از فعالشدن مکانیزم ماشه تقویت شود، بازار به سرعت به مرز ۱۰۰ هزار تومان حمله خواهد کرد. شکست این دیوار روانی، نهتنها یک عدد جدید را ثبت میکند، بلکه در ذهنیت معاملهگران بهعنوان نقطه آغاز موج بعدی تورمی معنا خواهد شد؛ موجی که میتواند دامنه حرکت دلار را تا محدوده ۱۰۱ تا ۱۰۳ هزار تومان هم پیش ببرد.
عامل دیگری که در این چشمانداز باید جدی گرفت، رفتار معاملهگران است. تجربه روزهای اخیر نشان داده هر بار دلار به کفهای حمایتی نزدیک میشود، خریداران با قدرت وارد عمل میشوند. همین «ترس از جا ماندن» میتواند بار دیگر تقاضای هیجانی را شعلهور کند و مسیر صعود را تقویت نماید.
در مجموع، بازار ارز در کوتاهمدت به شدت شکننده است؛ نه خبرهای مثبت میتوانند آن را به ثبات پایدار برسانند و نه فشارهای سیاسی میتوانند بدون پشتوانه بنیادی مسیر صعودی را تضمین کنند. آنچه مسلم است، دلار این روزها روی لبه تیغ حرکت میکند؛ هر سیگنال تازهای از مذاکرات یا بازار نفت میتواند تعادل شکننده امروز را بر هم بزند و آیندهای متفاوت رقم بزند.















نظرات کاربران