به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز ایالات متحده در آستانه سال مالی ۲۰۲۶ بزرگترین بودجه دفاعی تاریخ خود را به ثبت رسانده است؛ رقمی معادل ۹۶۱ میلیارد دلار که تنها اندکی با مرز نمادین یک تریلیون فاصله دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با شور و حرارت این بودجه را نشانهای از «بازسازی قدرت نظامی آمریکا» معرفی کرده و مدعی است هیچکس پیشتر چنین رقمی ندیده است. اما پشت این نمایش بزرگ عددها، واقعیتی تلخ پنهان است: حتی نزدیک به یک تریلیون دلار هم برای واشنگتن کافی به نظر نمیرسد.
ترکیب این بودجه از دو بخش تشکیل میشود؛ بودجه پایه پنتاگون که با ۸۴۸ میلیارد دلار در سطح سال گذشته ثابت مانده و بنابراین با احتساب تورم در عمل کاهش یافته است، و یک بسته مالی موسوم به «لایحه بیبیبی» که ۱۵۰ میلیارد دلار منابع اضافی را طی چهار سال در اختیار وزارت دفاع قرار میدهد. همین بسته بود که مجموع بودجه ۲۰۲۶ را به رکورد ۹۶۱ میلیارد دلار رساند. با این حال، اولویتهای متنوع، هزینههای فزاینده تسلیحات مدرن و حضور همزمان در چندین جبهه جهانی، باعث شده این مبلغ نیز پاسخگوی همه خواستههای ارتش آمریکا نباشد.
اولویتهای واشنگتن؛ از موشکهای گنبد طلایی تا ناوگان دریایی
هرچند کاخ سفید برای رسیدن به عددی نزدیک به یک تریلیون دلار تبلیغ میکند، اما نحوه هزینهکرد این بودجه نشان میدهد واشنگتن به دنبال ترکیبی از پروژههای نمادین و نیازهای راهبردی است. بخشی از منابع لایحه بیبیبی صرف پروژههایی میشود که رنگوبوی سیاسی دارند؛ از جمله ۲۵ میلیارد دلار برای سامانه موشکی «گنبد طلایی» که ترامپ شخصاً آن را «دیوار دفاعی بیهمتا» مینامد، یا یک میلیارد دلار برای تقویت امنیت مرزی و مقابله با قاچاق.
در کنار این، پنتاگون اولویتهای سنتیتری را نیز دنبال میکند. حدود ۴۰ میلیارد دلار برای افزایش ذخایر مهمات و قطعات یدکی اختصاص یافته و ۱۶ میلیارد دلار صرف ورود پهپادها و تسلیحات کمهزینه به مرحله تولید انبوه خواهد شد. بزرگترین سهم اما به کشتیسازی میرسد: نزدیک به ۲۹ میلیارد دلار برای ساخت دستکم ۱۶ شناور جدید، شامل دو ناوشکن «آرلی برک» و یک زیردریایی هستهای «ویرجینیا کلاس».
این اولویتها نشان میدهد آمریکا در کنار نمایش قدرت، بهویژه به دنبال تقویت بازدارندگی دریایی و موشکی است؛ حوزههایی که در رقابت مستقیم با چین و روسیه اهمیت حیاتی دارند. با این حال، تثبیت بودجه پایه باعث شده بسیاری از پروژههای دیگر یا متوقف شوند یا با کاهش بودجه روبهرو گردند.
چین و روسیه در برابر آمریکا؛ فاصلهای بزرگ اما رو به کاهش
مقایسه بودجههای نظامی نشان میدهد آمریکا همچنان با فاصلهای بزرگ صدرنشین است، اما این فاصله دیگر تضمینکننده برتری کامل نیست. چین با بودجهای حدود ۲۹۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵، جایگاه دوم را دارد و سرعت رشد هزینههای دفاعی آن بهمراتب بیشتر از آمریکا است. پکن طی یک دهه اخیر سرمایهگذاری عظیمی روی ناوگان دریایی، سامانههای موشکی و فناوریهای نوین مانند پهپادهای هوشمند انجام داده؛ حوزههایی که دقیقاً همان نقاط تمرکز واشنگتن نیز هستند.
روسیه با وجود اقتصاد کوچکتر و فشار تحریمها، بودجهای نزدیک به ۱۲۰ میلیارد دلار را به ارتش اختصاص داده است. جنگ اوکراین باعث شده بخش عمدهای از این منابع صرف تولید مهمات، نوسازی زرادخانه هستهای و توسعه موشکهای بالستیک شود. به این ترتیب، مسکو بیش از آنکه روی برتری فناوری حساب کند، بر ظرفیت بازدارندگی هستهای و جنگ فرسایشی تکیه دارد.
با این حال، حتی اگر هزینههای نظامی چین و روسیه را با هم جمع کنیم، باز هم به سطح بودجه آمریکا نمیرسند. اما نکته کلیدی این است که مزیت هزینهای واشنگتن بهتدریج در حال کاهش است؛ چراکه پکن و مسکو منابع محدودتر خود را در حوزههای هدفمند و پراثر متمرکز کردهاند، در حالی که آمریکا ناچار است هزینههایش را میان دهها جبهه و تعهد جهانی تقسیم کند.
ایران با بودجه محدود و راهبرد نامتقارن؛ معادله متفاوت خاورمیانه
در مقایسه با اعداد سرسامآور آمریکا، چین و روسیه، ایران با بودجهای بسیار محدود وارد میدان میشود. برآوردها نشان میدهد هزینههای دفاعی ایران در سالهای اخیر حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که در برابر ۹۶۱ میلیارد دلاری پنتاگون، حتی به چشم هم نمیآید. اما همین بودجه محدود، با یک راهبرد متفاوت خرج میشود: تمرکز بر بازدارندگی نامتقارن.
تهران به جای رقابت در عرصه تسلیحات کلاسیک گرانقیمت، سرمایهگذاری اصلی خود را روی موشکهای بالستیک و کروز، پهپادهای رزمی، و شبکه متحدان منطقهای انجام داده است. این ابزارها به ایران اجازه دادهاند با هزینهای بهمراتب کمتر، تأثیری فراتر از توان مالیاش ایجاد کند؛ بهویژه در خلیج فارس، عراق، سوریه و لبنان. نمونه بارز آن حضور پررنگ پهپادهای ایرانی در جنگهای اخیر منطقهای است که با هزینه ناچیز، توانسته توازن قدرت را به چالش بکشد.
این رویکرد باعث شده ایران، با وجود فاصله عظیم بودجهای با آمریکا، چین و روسیه، همچنان بهعنوان بازیگری تعیینکننده در معادلات امنیتی خاورمیانه شناخته شود. در واقع تهران ثابت کرده که برتری در میدان همیشه تابع صفر و یکِ هزینههای مالی نیست، بلکه گاهی راهبرد هوشمندانه و استفاده از اهرمهای غیرمتعارف میتواند موازنهای تازه خلق کند.
چرا آمریکا با وجود یک تریلیون دلار همچنان احساس ناامنی میکند؟
تناقض بزرگ در بودجه دفاعی آمریکا اینجاست: ۹۶۱ میلیارد دلار هزینه، اما باز هم مقامات و فرماندهان ارتش معتقدند کافی نیست. دلیل این احساس ناامنی را باید در چند عامل جستوجو کرد. نخست، پراکندگی تعهدات جهانی واشنگتن است. ارتش آمریکا همزمان باید در اروپا بازدارندگی مقابل روسیه را تضمین کند، در اقیانوس آرام با چین رقابت کند و در خاورمیانه حضور دائمی داشته باشد. این گستره تعهد، حتی با بودجهای نزدیک به یک تریلیون دلار هم فشارزا است.
دوم، هزینههای سرسامآور فناوریهای نوین است. هر جنگنده نسل پنجم یا هر زیردریایی هستهای، میلیاردها دلار هزینه دارد و نگهداری آنها نیز بخش بزرگی از بودجه را میبلعد. در مقابل، رقبایی چون ایران یا حتی روسیه، با تمرکز بر تسلیحات ارزانتر و تاکتیکهای نامتقارن، توانستهاند بازدارندگی خود را با هزینهای بسیار کمتر حفظ کنند.
سومین عامل، رقابت همزمان با چند قدرت است. در حالی که در دوران جنگ سرد آمریکا تنها یک رقیب اصلی یعنی شوروی داشت، امروز باید بهطور همزمان با چین، روسیه و شبکهای از بازیگران منطقهای مانند ایران روبهرو شود. این چندجانبهبودن تهدیدها باعث میشود هرچقدر هم بودجه بالا برود، باز احساس «کفایت» به وجود نیاید.
در نهایت، واقعیت این است که اعداد نجومی بودجه نظامی آمریکا بیش از آنکه نشانه قدرت مطلق باشد، نشانگر بحران اعتماد به نفس راهبردی این کشور است؛ بحرانی که رقبای واشنگتن سعی دارند با هزینه کمتر اما سیاستی هدفمندتر از آن بهرهبرداری کنند.
نتیجه آنکه آینده نه در برتری مطلق هزینهها، بلکه در کیفیت راهبردها رقم خواهد خورد. آمریکا ممکن است همچنان پرخرجترین ارتش جهان را داشته باشد، اما الزاماً کارآمدترین آن نیست. در مقابل، قدرتهای رقیب با منابع محدودتر، اما هوشمندانهتر، توانستهاند بازدارندگی و اثرگذاری سیاسی-امنیتی خود را حفظ کنند.
از این منظر، جهان در آستانه دور تازهای از رقابت تسلیحاتی است که نه فقط بر سر تعداد جنگندهها و ناوها، بلکه بر سر مدلهای جدید بازدارندگی و شیوههای کمهزینهتر اعمال قدرت جریان خواهد داشت. این همان نقطهای است که شکاف میان «هزینههای نجومی» و «دستاوردهای واقعی» بیشتر از همیشه آشکار میشود.















نظرات کاربران