به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز صبح جمعه آسمان استونی به صحنه یکی از جسورانهترین مانورهای روسیه در سالهای اخیر تبدیل شد. سه فروند جنگنده میگ-۳۱ روسی به مدت حدود ده دقیقه وارد حریم هوایی این کشور شدند؛ کشوری که نهتنها عضو ناتو است بلکه در خط مقدم رویارویی مستقیم با مسکو قرار دارد. نیروی هوایی ایتالیا که مسئولیت بخشی از مأموریتهای ناتو در بالتیک را بر عهده دارد، با اعزام جنگندههای اف-۳۵ مهاجمان را عقب راند. ساعتی بعد، ورشو نیز از پرواز تهدیدآمیز جنگندههای روسی در نزدیکی یکی از سکوهای نفتی خود خبر داد.
این دو حادثه در فاصلهای کوتاه، مانند زنجیرهای طراحیشده، لرزه بر پایتختهای اروپایی انداخت. آن هم در زمانی که چند روز پیشتر، پهپادهای روسی بر فراز خاک لهستان سرنگون شده بودند. بسیاری از تحلیلگران این رخدادها را نه تصادفی، بلکه «آزمون اراده» ناتو تعبیر کردند؛ آزمایشی که پرسش بزرگ آن این است: آیا اتحاد آتلانتیک بدون واکنش قاطع آمریکا میتواند بازدارنده باقی بماند؟
واکنش سرد و مشروط واشنگتن
در حالی که خبر نقض حریم هوایی استونی و مزاحمت برای سکوی نفتی لهستان به سرعت در رسانههای اروپایی پیچید، واشنگتن با سکوتی معنادار مواجه شد. ترامپ ساعتها پس از وقوع ماجرا واکنش نشان داد و تنها به یک جمله مبهم بسنده کرد: «میتواند مشکل بزرگی باشد.» همین تأخیر و ابهام کافی بود تا این پرسش در پایتختهای اروپایی تقویت شود که آیا آمریکا دیگر حاضر نیست نقش سنتی خود بهعنوان رهبر ناتو را ایفا کند؟
سیاست اخیر دولت ترامپ نشان میدهد این سکوت اتفاقی نیست. پنتاگون از ماه گذشته تصمیم گرفته بخشی از کمکهای امنیتی به کشورهای بالتیک را متوقف کند. ترامپ نیز بارها تأکید کرده که اروپا باید سهم بیشتری از هزینههای امنیتی خود بپردازد و واشنگتن نمیتواند بیپایان ضامن امنیت دیگران باشد. در همین چارچوب، مکانیزم تازهای به نام «PURL» معرفی شده است که در راستای آن آمریکا تجهیزات دفاعی را در اختیار ناتو قرار میدهد، اما هزینه آن باید توسط اروپاییها تامین شود.
به بیان دیگر، ایالات متحده نه تنها واکنش فوری به تحریکات روسیه نشان نداده، بلکه بهطور سیستماتیک هزینه و مسئولیت دفاع را به زمین اروپا انداخته است. این تغییر لحن و رویکرد، پیام روشنی به کرملین مخابره میکند: دست روسیه برای آزمودن مرزهای ناتو بازتر از گذشته است.
پوتین جسورتر از همیشه در اوکراین و اروپا
نشست آلاسکا میان ترامپ و پوتین نقطه عطفی بود که به نظر میرسد تردیدهای کرملین را از میان برد. منابع نزدیک به دولت روسیه میگویند رئیسجمهور این کشور پس از آن دیدار به این جمعبندی رسیده که ترامپ ارادهای برای مداخله جدی در جنگ اوکراین ندارد. همین برداشت، به سرعت خود را در میدان جنگ نشان داد: موج تازهای از حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای انرژی و مناطق مسکونی اوکراین که بنا به آمار، طی یک ماه اخیر بیش از ۴۰ درصد نسبت به قبل افزایش یافته است.
از منظر پوتین، این تشدید حملات نه صرفاً یک اقدام نظامی، بلکه اهرمی برای چانهزنی سیاسی است. او میکوشد نشان دهد که میتواند هزینههای جنگ را برای کییف و متحدانش بالا ببرد، در حالی که کاخ سفید عملاً اروپا را به تنهایی در برابر این بحران رها کرده است. نتیجه چنین محاسبهای، جسارتی بیسابقه است که در مرزهای ناتو نیز بازتاب پیدا کرده؛ از نقض حریم هوایی استونی تا نمایش قدرت بر فراز تأسیسات نفتی لهستان.
برای کرملین، هر گام بیپاسخ آمریکا به منزله چراغ سبزی است برای حرکت بعدی. این چرخه اگر ادامه یابد، نه تنها اوکراین بلکه کل امنیت اروپای شرقی را در معرض آزمونهای تازه قرار خواهد داد.
اروپا در بنبست تصمیمهای سخت
در پایتختهای اروپایی، نگرانی از آینده امنیت قاره هر روز بیشتر میشود. ناتو در سطح عملیاتی توانسته با رهگیریهای هوایی و واکنشهای فوری، پیام بازدارندگی تاکتیکی بدهد، اما در سطح استراتژیک دستپاچگی و اختلاف نظر آشکار است. رهبران اروپایی میدانند که بدون پشتوانه قاطع واشنگتن، توان بازدارندگی ناتو بهطور جدی زیر سؤال میرود.
در درون اتحادیه اروپا نیز شکافها بیشتر خود را نشان میدهد. برخی کشورها خواستار اعمال تحریمهای شدیدتر علیه خریداران آسیایی نفت و گاز روسیه هستند، اما دیگران این مسیر را غیرعملی یا حتی مضر برای منافع اقتصادی خود میدانند. بروکسل در مواجهه با شرطگذاری ترامپ که خواهان تحریم یا تعرفهگذاری فوری علیه چین و هند است با بنبستی واقعی روبهروست: از یکسو میخواهد آمریکا را دوباره به میدان بازگرداند، از سوی دیگر از سرعت و اجماع لازم برای چنین تصمیم بزرگی برخوردار نیست.
دیپلماتهای اروپایی در واشنگتن نیز از «خستگی و بیاعتمادی» سخن میگویند؛ آنها نگرانند که هر سختگیری دوباره ترامپ علیه روسیه، به دلیل تغییر مداوم مواضع او، از همان ابتدا بیاعتبار باشد. به این ترتیب، اروپا میان نیاز به اقدام فوری و ترس از انزوای بیشتر، گرفتار نوعی فلج سیاسی شده است.
شکاف در غرب، فرصتی برای کرملین
روند حوادث اخیر به روشنی نشان میدهد که موازنه قدرت در جبهه غرب در حال تغییر است. پوتین با هر تحریک تازهای در مرزهای ناتو، پیام میدهد که حاضر است قواعد بازی را زیر پا بگذارد و هزینهای هم بابت آن نپردازد. در سوی دیگر، دولت ترامپ بهجای نمایش رهبری فعال، نقش تماشاگر محتاط را برگزیده و مسئولیت اصلی را به دوش اروپا انداخته است.
این وضعیت، اروپا را با معضلی بنیادین روبهرو میکند: یا باید بدون پشتوانه سنتی آمریکا مسیر پرهزینه امنیت مستقل را در پیش گیرد، یا همچنان در شکاف تصمیمگیری گرفتار بماند و اجازه دهد کرملین گامبهگام مرزهای بازدارندگی را جابهجا کند. واقعیت این است که مسکو از این شکاف و تعلل نهایت بهره را میبرد. برای روسیه، هر واکنش دیرهنگام یا مشروط غرب بهمنزله چراغ سبزی است برای ادامه فشار بر اوکراین و آزمونگیری از ناتو.
به این ترتیب، محتملترین آینده نه تغییر ناگهانی مسیر آمریکا، بلکه تداوم همین معادله است: اروپایی خسته و محتاط، آمریکایی درگیر اولویتهای داخلی، و روسیهای که خود را در موقعیت ابتکار عمل میبیند. این همان ترکیبی است که خطر تکرار بحرانهای امنیتی در شرق اروپا را بیش از هر زمان دیگر تقویت میکند.















نظرات کاربران