خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

دیپلماسی میان فرصت اروپا و تهدید ماشه

شکاف اروپا و آمریکا؛ پنجره‌ای تازه برای دیپلماسی ایران؟

بازدید ۳۸۶نویسنده: رضا هاشمی
شکاف اروپا و آمریکا؛ پنجره‌ای تازه برای دیپلماسی ایران؟

اروپا و آمریکا بر سر اوکراین، تعرفه‌های تجاری و حتی اسرائیل اختلاف‌نظر دارند؛ همین شکاف می‌تواند فرصتی نادری برای توافق ایران با طرف اروپایی باشد.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز هوای مهرماه امسال برای دیپلماسی ایران متفاوت است. رئیس‌جمهور در حالی راهی نیویورک می‌شود که روابط تهران با غرب در پیچیده‌ترین وضعیت خود قرار دارد؛ از یک‌سو شکاف میان آمریکا و اروپا بر سر پرونده‌هایی چون اسرائیل و روسیه در حال آشکار شدن است، و از سوی دیگر سایه مکانیسم ماشه همچون شمشیری بالای سر مذاکرات سنگینی می‌کند. پرسش محوری اینجاست که آیا ایران می‌تواند از فضای اختلافات در جبهه غرب بهره گیرد و راهی تازه برای توافق با اروپاییان باز کند، یا این سفر صرفا جنبه ای نمادین خواهد داشت؟

شکاف اروپا و آمریکا؛ از روسیه تا اسرائیل و ایران

امروز روابط دو سوی آتلانتیک بیش از هر زمان دیگری در معرض ترک برداشتن است. از یک طرف، فشار فزاینده روسیه بر جبهه شرقی اروپا با حملات پی‌درپی به اوکراین و حتی ورود جنگنده‌های روسی به حریم هوایی ناتو، اروپا را در موقعیتی پرتنش قرار داده است؛ در حالی‌که آمریکا با سکوت و بی‌عملی محسوس، عملاً متحدان اروپایی خود را تنها گذاشته است. هم‌زمان، اختلافات تجاری نیز با اعمال تعرفه‌های سنگین از سوی واشینگتن، بر روابط اقتصادی اروپا و آمریکا سایه انداخته است.

در میدان خاورمیانه، این شکاف پررنگ‌تر می‌شود. آمریکا همچنان بی‌قید و شرط از اقدامات اسرائیل علیه غزه دفاع می‌کند، اما در اروپا ورق در حال برگشتن است: پارلمان‌های ملی و حتی اتحادیه اروپا به‌تازگی هم حملات اسرائیل و هم پاسخ‌های خشونت‌آمیز حماس را محکوم کرده و موجی از حمایت از به رسمیت شناختن دولت فلسطین به راه افتاده است. این دوگانگی در قبال اسرائیل، نقطه‌ای است که می‌تواند مسیر سیاست خارجی ایران را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد.

اما شاید مهم‌ترین اختلاف، بر سر ایران باشد. در حالی‌که واشینگتن همسو با تل‌آویو، بیش از هر طرفی از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل استقبال می‌کند، اروپایی‌ها رویکردی متفاوت دارند. اروپا کمتر مایل است ماشه را واقعاً فعال کند، زیرا می‌داند در صورت بازگشت تحریم‌ها و پایان یافتن قطعنامه ۲۲۳۱، عملاً از پرونده هسته‌ای ایران کنار گذاشته خواهد شد. برای اروپا، کنار رفتن از این پرونده یعنی از دست دادن ابزار دیپلماتیکی که به واسطه آن می‌تواند هم ایران را تحت فشار نگه دارد و هم امتیازاتی در میز مذاکره بگیرد.

از سوی دیگر، اروپا به‌خوبی آگاه است که در صورت فعال شدن ماشه، ایران احتمالاً همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را محدود کرده و حتی راه ورود بازرسان به تأسیسات خود را ببندد. چنین وضعیتی می‌تواند نگرانی‌های اروپا از افزایش غنی‌سازی بالای ۶۰ درصدی در ایران را به اوج برساند. در نتیجه، اروپا میان دوگانگی جدی گرفتار است: از یک‌سو می‌خواهد ایران را با تهدید ماشه تحت فشار بگذارد، و از سوی دیگر نمی‌خواهد ماشه واقعاً چکانده شود و کنترلش بر پرونده هسته‌ای ایران از دست برود.

پرسش کلیدی در این میان آن است که آیا ایران می‌تواند از این فرصت بهره گیرد و با اروپا به توافقاتی برسد؛ توافقاتی که شاید به کاهش فشارهای اقتصادی منجر شود، پیش از آنکه مکانیسم ماشه به‌عنوان یک ابزار بی‌بازگشت فعال گردد.

اروپا بدون آمریکا؛ آیا امکان توافق مستقل با تهران وجود دارد؟

اینکه اروپا بتواند جای خالی آمریکا را در پرونده ایران پر کند، پرسشی است که سال‌هاست میان دیپلمات‌ها و تحلیلگران مطرح می‌شود. واقعیت آن است که توان اروپا در حوزه رفع تحریم‌ها و باز کردن کانال‌های اصلی مالی و نفتی به‌مراتب محدودتر از واشینگتن است. زیرساخت‌های اقتصادی جهانی، از سیستم بانکی گرفته تا بازار انرژی، به دلار و تصمیمات خزانه‌داری آمریکا گره خورده است؛ بنابراین هیچ توافقی با اروپا نمی‌تواند بدون درنظر گرفتن نقش آمریکا، منافع اقتصادی پایدار برای ایران به همراه داشته باشد.

با این حال، این محدودیت به معنای بی‌اثر بودن نقش اروپا نیست. تجربه اینستکس و تلاش‌های گذشته اروپا برای ایجاد سازوکارهای مستقل مالی، هرچند ناکام ماند، اما نشان داد که اروپایی‌ها به‌ویژه در شرایط اختلاف با واشینگتن، تمایل دارند مسیرهای جایگزین را آزمایش کنند. افزون بر این، اروپا برای ایران تنها یک شریک اقتصادی نیست؛ بلکه یک بازیگر سیاسی و حقوقی مهم است که می‌تواند مانع انزوای کامل تهران در سطح بین‌المللی شود.

در شرایطی که اروپا بیش از آمریکا به تداوم حضور در پرونده هسته‌ای ایران تمایل دارد، این قاره می‌تواند در حوزه‌هایی مانند گشایش محدود بانکی، تجارت دارویی و انسانی، و حتی تسهیل صادرات محدود نفتی نقش‌آفرینی کند. اما پرسش اساسی این است که آیا این «امکانات محدود» برای ایران کافی است؟ در نگاه بسیاری از تحلیلگران، هرچند اروپا قادر به جایگزینی کامل آمریکا نیست، اما می‌تواند برای تهران یک «سوپاپ اطمینان» ایجاد کند؛ یعنی توافقاتی کوچک و مرحله‌ای که از یک‌سو فضای مذاکره را باز نگه دارد و از سوی دیگر فشارهای روانی و اقتصادی داخلی را کاهش دهد.

به بیان دیگر، اروپا می‌تواند برای ایران یک فرصت حداقلی فراهم آورد؛ فرصتی که اگرچه نمی‌تواند تحریم‌های اصلی را بردارد، اما می‌تواند زمان بخرد و معادلات را تغییر دهد. پرسش اینجاست که ایران تا چه حد آماده است از این ظرفیت نیم‌بند بهره بگیرد و آن را به یک دستاورد ملموس تبدیل کند.

ایران چه می‌خواهد و چه می‌تواند بدهد؟

ایران در آستانه این سفر و در متن مناقشات بین‌المللی، با مجموعه‌ای از خواسته‌های روشن و موانع سخت روبه‌روست. خواسته نخست و اصلی، گشایش اقتصادی است؛ از باز شدن کانال‌های بانکی گرفته تا امکان فروش نفت و دسترسی به درآمدهای بلوکه‌شده. در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم بالا و فشار بر بازار ارز مواجه است، حتی یک گشایش محدود می‌تواند اثر روانی قابل‌توجهی بر ثبات بازار داخلی داشته باشد.

اما خواسته‌های ایران تنها اقتصادی نیستند. تهران به‌دنبال آن است که اروپا و دیگر بازیگران بین‌المللی جایگاه ایران را به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای بپذیرند. از نگاه ایران، سیاست‌های منطقه‌ای‌اش بخشی جدایی‌ناپذیر از معادلات امنیتی خاورمیانه است و هر توافقی باید این واقعیت را به رسمیت بشناسد.

با این حال، پرسش مهم‌تر این است که ایران در مقابل چه چیزی می‌تواند روی میز بگذارد. مهم‌ترین اهرم تهران، برنامه هسته‌ای است. سطح غنی‌سازی، تعداد سانتریفیوژها و همکاری یا عدم همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابزارهایی هستند که ایران می‌تواند از آن‌ها برای معامله استفاده کند. اروپا نگران است که ایران به سمت غنی‌سازی بالاتر از ۶۰ درصد حرکت کند؛ از همین‌رو، هر نشانه‌ای از شفافیت یا محدودسازی فنی در این حوزه می‌تواند برای اروپاییان یک امتیاز مهم باشد.

موانع اما سنگین‌اند. در داخل کشور، حساسیت سیاسی و بی‌اعتمادی نسبت به غرب همچنان بالاست. تجربه شکست برجام و خروج آمریکا، سرمایه سیاسی هرگونه توافق تازه را شکننده کرده است. از سوی دیگر، فشار اسرائیل و متحدان منطقه‌ای آن، هزینه امتیازدهی به ایران را برای اروپا افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، هنر دیپلماسی تهران باید این باشد که خواسته‌هایش را مرحله‌بندی کند: به جای مطالبهٔ رفع کامل تحریم‌ها، روی گشایش‌های کوچک اما عملی تمرکز کند؛ امتیازات محدود اما نمادین بدهد، و در عین حال کانال‌های مذاکره را باز نگه دارد.

این نقطه تعادل میان خواستن و توانستن، همان جایی است که موفقیت یا شکست دیپلماسی ایران تعیین خواهد شد.

جمع‌بندی؛ میان فرصت و تهدید، راهبرد واقع‌گرایانه ایران چیست؟

سفر رئیس‌جمهور ایران به نیویورک در مهرماه، بیش از آنکه یک رویداد تشریفاتی باشد، آزمونی بزرگ برای دیپلماسی تهران است. در یک‌سو شکاف‌های عمیق میان اروپا و آمریکا بر سر روسیه، اسرائیل و حتی ایران، پنجره‌ای تازه برای مانور باز کرده است؛ در سوی دیگر، تهدید مکانیسم ماشه همچون طنابی محکم بر گردن مذاکرات آویزان است و هر لحظه می‌تواند به فشاری مرگبار بدل شود.

راهبرد واقع‌گرایانه برای ایران، پرهیز از حداکثرخواهی و حرکت به سمت توافقات مرحله‌ای است؛ توافقاتی که ضمن حفظ جایگاه اروپا در پرونده هسته‌ای، گشایش‌های محدود اما مؤثر اقتصادی برای تهران به همراه بیاورد. چنین رویکردی می‌تواند هم نگرانی‌های اروپا را کاهش دهد و هم زمان لازم برای مدیریت بحران‌های داخلی در اختیار دولت ایران قرار دهد.

ایران اگر بخواهد در این میدان برنده شود، باید به‌جای تقابل مستقیم، بازی پیچیده تهدید و امتیازدهی را به‌دقت مدیریت کند: نه آن‌قدر انعطاف نشان دهد که اهرم‌های اصلی خود را از دست بدهد، و نه آن‌قدر سرسختی پیش گیرد که ماشه به واقعیت بدل شود. در این مسیر، هر اشتباه محاسباتی می‌تواند هزینه‌ای سنگین بر اقتصاد و جایگاه بین‌المللی کشور تحمیل کند.

در نهایت، پاسخ به پرسش آغازین روشن می‌شود: سفر رئیس‌جمهور به نیویورک می‌تواند بار دیپلماتیک داشته باشد، اما تنها در صورتی که تهران بتواند از شکاف اروپا و آمریکا به‌عنوان فرصت استفاده کند و هم‌زمان با درایت، تهدید مکانیسم ماشه را خنثی سازد. آینده دیپلماسی ایران در همین نقطه تنگ و حساس رقم خواهد خورد؛ جایی میان فرصت و تهدید، و تنها با انتخابی واقع‌گرایانه است که می‌توان از این میدان پرریسک با دست پر بازگشت.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.