به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در جزیرهای ۷۶۰ هکتاری در دل یانگتسه، چین مشغول ساخت مجموعهای از بزرگترین دیتاسنترهای خود است؛ پروژهای که مقامات و رسانههای داخلی آن را «دروازه ستارهای چین» مینامند. این نامگذاری تصادفی نیست: مقایسه مستقیم با «Stargate» آمریکایی در تگزاس، که با سرمایه ۵۰۰ میلیارد دلاری شرکتهایی چون OpenAI، اوراکل و سافتبانک قرار است بزرگترین مرکز داده جهان باشد. هرچند نسخه چینی در مقیاسی کوچکتر اجرا میشود، اما نشانهای است از تغییر راهبرد پکن: استفاده بهینه از منابع محدود و طراحی یک معماری ملی برای هوش مصنوعی که بتواند هم نیاز داخلی را پاسخ دهد و هم راهی برای رقابت با آمریکا بگشاید.
شکاف محاسباتی؛ وقتی آمریکا ۷۵ درصد قدرت جهان را در اختیار دارد
رقابت چین و آمریکا در عرصه هوش مصنوعی بیش از هر چیز در «قدرت محاسباتی» معنا پیدا میکند. بر اساس برآورد مؤسسه Epoch AI، ایالات متحده حدود ۷۵ درصد از توان پردازشی جهان را در اختیار دارد، در حالی که سهم چین تنها به ۱۵ درصد میرسد. این اختلاف به معنای شکافی ژرف است؛ شکافی که تعیین میکند کدام کشور میتواند مدلهای زبانی بزرگتر، سریعتر و دقیقتر بسازد و کدام کشور در نهایت دست بالا را در نبرد اقتصادی و ژئوپلیتیکی آینده خواهد داشت.
این نابرابری تنها نتیجه سرمایهگذاریهای نجومی آمریکا در سیلیکونولی و پروژههایی چون «Stargate» تگزاس نیست؛ بلکه پیامد مستقیم سیاستهای سختگیرانه واشینگتن نیز هست. تحریمهای صادراتی ایالات متحده دسترسی چین به چیپهای پیشرفته انویدیا را قطع کرده و حتی تولیدکنندگانی چون TSMC تایوان و سامسونگ کرهجنوبی را از همکاری با مشتریان چینی بازداشته است. در چنین شرایطی، شرکتهای آمریکایی نظیر گوگل، متا و xAI با دهها هزار تراشه نسل جدید مشغول توسعه هوش مصنوعیاند، در حالی که چین ناچار است از پردازندههای ضعیفتر داخلی یا ترکیبی از سختافزارهای قدیمی بهره بگیرد.
همین شکاف است که پکن را به تغییر استراتژی واداشته: اگر نمیتواند در تعداد و قدرت چیپها با آمریکا رقابت کند، باید بهینهترین استفاده را از منابع موجود داشته باشد. طرح «Stargate of China» پاسخی به این معضل است؛ پاسخی که قرار است منابع محدود را در یک چارچوب ملی بازآرایی کند.
استراتژی پکن؛ تقسیم کار میان دیتاسنترهای شرق و غرب
پاسخ چین به این شکاف، نه تقلید مستقیم از مدل آمریکایی بلکه طراحی یک معماری بومی برای بهرهبرداری بهینه از منابع است. در این معماری، جغرافیا نقش تعیینکننده دارد. دولت پکن تصمیم گرفته دیتاسنترهای دورافتاده در غرب کشور در استانهایی چون گانسو و مغولستان داخلی را به مأموریت آموزش مدلهای زبانی بزرگ اختصاص دهد؛ جایی که انرژی ارزانتر و زمین گستردهتر در دسترس است.
در مقابل، دیتاسنترهای جدیدی که در شرق و نزدیکی کلانشهرهایی چون شانگهای، نانجینگ، هانگژو و سوژو ساخته میشوند، وظیفه دیگری بر عهده دارند: «استنتاج» یا همان تولید خروجیهای هوش مصنوعی در لحظه. این نزدیکی فیزیکی به مراکز جمعیتی باعث میشود پاسخدهی سریعتر شود و ابزارهایی مثل چتباتها و موتورهای هوشمند در زندگی روزمره مردم چین کارآمدتر عمل کنند.
به بیان دیگر، چین در حال «تریاژ محاسباتی» است: منابع کمیاب پردازشی را تقسیم میکند تا بیشترین بازده اقتصادی حاصل شود. همانطور که یکی از مشاوران پیشین وزارت خارجه آمریکا گفته بود، پکن امروز زیرساختهای دیتاسنتری خود را با این منطق میچیند که کجا باید روی توسعه دانش تمرکز کرد و کجا باید به سرعت به نیاز مصرفکنندگان پاسخ داد.
این تقسیم کار شاید در نگاه اول تنها یک تصمیم فنی باشد، اما در واقع هسته اصلی استراتژی چین است: استفاده از جغرافیا و شبکه برای جبران کمبود چیپها و نزدیک کردن خود به استانداردهای جهانی در رقابت با آمریکا.
سوبسیدهای دولتی و هجوم سرمایه به ووهوی
پروژه «Stargate of China» تنها یک برنامه زیرساختی نیست؛ بلکه به ویترینی از سیاست صنعتی پکن تبدیل شده است. شهر ووهوی در دل یانگتسه امروز میزبان موجی از سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی است. بر اساس گزارشهای رسمی، تاکنون ۱۵ شرکت مختلف ـ از غولهای مخابراتی مانند هواوی، چاینا موبایل و چاینا یونیکام گرفته تا اپراتورهای ابری دولتی ـ در این شهر دیتاسنتر ساختهاند. حجم سرمایهگذاریها به ۲۷۰ میلیارد یوان (حدود ۳۷ میلیارد دلار) رسیده است؛ رقمی که بهتنهایی ووهوی را به یکی از قطبهای نوظهور هوش مصنوعی در شرق آسیا بدل میکند.
نکته کلیدی در این سرمایهگذاریها، نقش دولتهای محلی است. آنها با ارائه یارانههای چشمگیر، جذابیت این پروژه را برای سرمایهگذاران دوچندان کردهاند. یکی از مقامهای اجرایی پروژه ووهوی میگوید دولت محلی تا ۳۰ درصد هزینه خرید چیپهای هوش مصنوعی را سوبسید میدهد؛ رقمی بسیار بالاتر از مشوقهایی که در دیگر مناطق چین ارائه میشود. به زبان ساده، هر تراشهای که وارد این خوشه دادهای شود، بخش قابلتوجهی از بهایش را مالیاتدهندگان چینی پرداختهاند.
این الگوی سوبسید یادآور سیاستهای صنعتی چین در حوزههایی چون انرژی خورشیدی یا خودروهای برقی است؛ جایی که دولت با مداخله مستقیم، مسیر رشد یک صنعت استراتژیک را هموار کرد. اکنون نوبت به هوش مصنوعی رسیده است؛ صنعتی که از نگاه پکن نه تنها آینده اقتصاد، بلکه میدان اصلی رقابت ژئوپلیتیکی با آمریکاست.
تحریم چیپها؛ دردسر بزرگ چین در رقابت هوش مصنوعی
اگرچه پکن میلیاردها دلار برای ساخت دیتاسنتر هزینه میکند، اما حلقه گمشده این پازل همچنان تراشههای پیشرفته است. آمریکا با اعمال سختترین تحریمهای صادراتی، عملاً دسترسی چین به پردازندههای قدرتمند انویدیا ـ ستون فقرات انقلاب هوش مصنوعی در جهان ـ را قطع کرده است. نه تنها چیپهای سری H100 و Blackwell انویدیا به چین فروخته نمیشوند، بلکه واشینگتن شرکتهای بزرگی چون TSMC تایوان و سامسونگ کره جنوبی را هم از تولید چیپهای سفارشی برای مشتریان چینی منع کرده است.
نتیجه، بازاری خاکستری است که در آن واسطهها تراشههای ممنوعه را بهصورت غیررسمی وارد میکنند. گزارشها نشان میدهد برخی شرکتهای چینی موفق شدهاند سرورهای انویدیا را به شکل قاچاقی تهیه کنند، اما این راهحل پرریسک و غیرپایدار است. خود انویدیا هشدار داده که «تکیه بر محصولات قاچاق، هم از نظر فنی و هم اقتصادی غیرقابل دوام است»؛ چرا که مراکز داده پروژههای عظیم و پیچیدهای هستند که بدون پشتیبانی رسمی، مدیریت و نگهداریشان به بنبست میرسد.
در داخل چین، غولهایی مانند هواوی و کمبریکن تلاش کردهاند شکاف را پر کنند. اما محدودیت ظرفیت تولید نیمهرساناها در این کشور اجازه نداده محصولاتی در مقیاس و کیفیت تراشههای غربی تولید شود. به همین دلیل، حتی اگر دولت میلیاردها دلار در ساخت دیتاسنتر سرمایهگذاری کند، باز هم بدون تراشههای قدرتمند، توان رقابتی این مراکز بهشدت محدود خواهد ماند.
اینجا همان نقطهای است که رقابت ژئوپلیتیکی با فناوری گره میخورد: واشینگتن با سلاح تحریم، ستون اصلی استراتژی چین را هدف گرفته و پکن مجبور است بهجای تکیه بر سختافزار خارجی، راهحلهای بومی و معماریهای هوشمندانه طراحی کند.
رقابت نابرابر؛ گوگل و متا در برابر هواوی و اپراتورهای چینی
صحنه رقابت جهانی در هوش مصنوعی، بیش از هر چیز یادآور یک میدان نابرابر است. در غرب، غولهایی مانند گوگل، متا و استارتاپهای نوپایی نظیر xAI ایلان ماسک، هزاران تراشه انویدیا را در اختیار دارند و بیوقفه در حال آموزش مدلهای زبانی نسل جدید هستند. تنها پروژه «Stargate» آمریکا در تگزاس قرار است ۴۰۰ هزار پردازنده پیشرفته را در خود جای دهد؛ ظرفیتی که برای سالها کفایت خواهد کرد و آمریکا را در صدر این رقابت نگه میدارد.
در مقابل، چین با اپراتورهای بومی و غولهایی مانند هواوی میکوشد شبکهای از مراکز داده پراکنده را به یک خوشه ملی بدل کند. این شرکتها شاید بتوانند با ترفندهایی مانند UB-Mesh راندمان را بالا ببرند، اما فاصله کیفی میان سختافزارهای داخلی چین و پردازندههای پیشرفته آمریکایی همچنان چشمگیر است. به همین دلیل، حتی اگر چین از نظر تعداد مراکز داده یا حجم سرمایهگذاری به سطح آمریکا نزدیک شود، کیفیت محاسباتی آن در سطحی پایینتر باقی خواهد ماند.
این همان نقطهای است که رقابت از فنی به ژئوپلیتیک کشیده میشود. آمریکا با ابزار تحریم، سقفی مصنوعی بر سر توان چین ایجاد کرده است و اروپا نیز تحت فشار واشینگتن حاضر به فروش یا تولید چیپهای پیشرفته برای چین نیست. در نتیجه، پکن باید با منابع محدود داخلی و راهکارهای ابتکاری به مصاف رقبایی برود که از بهترین فناوریهای جهان برخوردارند.
به زبان ساده، رقابت کنونی بیشتر شبیه یک دوی سرعت نیست؛ بلکه یک ماراتن است که یکی از دوندگان با کفشهای مخصوص و مسیر هموار میدود، و دیگری با کفشهای دستدوز و مسیری پر از سنگلاخ.
چشمانداز آینده؛ آیا چین میتواند یکهتازی آمریکا را بشکند؟
پروژه «Stargate of China» نشان میدهد پکن مصمم است در نبرد هوش مصنوعی تنها تماشاگر نباشد. چین با ترکیب سرمایهگذاری عظیم دولتی، معماری مبتنی بر جغرافیا و نوآوریهایی مانند UB-Mesh هواوی، تلاش میکند ضعف بزرگ خود در دسترسی به تراشههای پیشرفته را جبران کند. اما پرسش اصلی این است که آیا این مسیر میتواند آمریکا را از جایگاه یکهتاز بیرون بکشد؟
واقعیت آن است که شکاف فعلی بهسادگی پرشدنی نیست. ایالات متحده همچنان انحصار تراشههای پیشرفته را در اختیار دارد و اقتصاد مقیاس پروژههای غولآسا مانند «Stargate» تگزاس، فاصله کیفی بزرگی میان دو کشور ایجاد کرده است. در مقابل، مدل چینی هرچند نوآورانه، بر شبکهسازی مراکز پراکنده متکی است و در بهترین حالت میتواند بخشی از کمبود را جبران کند، نه اینکه برتری آمریکا را از میان بردارد.
با این حال، نباید قدرت چین در بازطراحی بازی را دستکم گرفت. همانطور که این کشور در صنایع خورشیدی و خودروهای برقی توانست با سیاستهای حمایتی و تولید انبوه، بازار جهانی را متحول کند، احتمال دارد در هوش مصنوعی نیز با تکیه بر بازار داخلی عظیم و حمایتهای دولتی به دستاوردی مشابه برسد. بهویژه که پکن میداند آینده اقتصاد جهانی به هوش مصنوعی گره خورده و نمیتواند اجازه دهد برای همیشه در جایگاه دوم باقی بماند.
پس چشمانداز رقابت روشن است: آمریکا با سختافزار پیشرفته پیشتاز خواهد بود، اما چین با ترکیبی از مقیاس بازار، حمایت دولتی و مهندسی ابتکاری، بهدنبال آن است که شکاف را کم کند. آیا این کافی خواهد بود تا یکهتازی آمریکا به چالش کشیده شود؟ پاسخ هنوز در ابهام است، اما آنچه مسلم است اینکه رقابت در حوزه هوش مصنوعی به صحنه اصلی جنگ سرد تکنولوژیک قرن بیستویکم بدل شده است.















نظرات کاربران