به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از روزنامه شرق آغاز مهرماه امسال بیش از آنکه یادآور بوی کتاب نو و سرودهای مدرسه باشد، برای بسیاری از خانوادهها تداعیکننده باری مالی است که شانههایشان را خم کرده است. امروز مدرسه رفتن دیگر صرفاً یک انتخاب آموزشی نیست، بلکه به پروژهای اقتصادی تبدیل شده که گاهی به قیمت خرید یک خودرو تمام میشود. روایت والدینی که برای ثبتنام فرزندانشان مجبور به پرداخت شهریههای چندصد میلیونی شدهاند، نشان میدهد که تحصیل باکیفیت در ایران به تدریج از دسترس طبقه متوسط خارج میشود.
وقتی پدری میگوید تنها برای ثبتنام اولیه ۹۵ میلیون تومان پرداخته و با احتساب سرویس، برنامههای فوقبرنامه و اردوها هزینه سال تحصیلی از ۲۰۰ میلیون تومان هم خواهد گذشت، روشن میشود که آموزش فرزند در مدارس خاص دیگر یک «سرمایهگذاری آموزشی» نیست، بلکه یک «پروژه اقتصادی سنگین» است. در این شرایط، بسیاری از والدین ناچار شدهاند برای تأمین هزینههای مدرسه وام بگیرند و حتی سبک زندگی خود را تغییر دهند؛ مسألهای که نشان میدهد شکاف طبقاتی در آموزش از سطح امکانات آموزشی فراتر رفته و اکنون به حوزه توان اقتصادی خانوادهها گره خورده است.
طبقه متوسط زیر بار وام و کار مضاعف برای آموزش فرزندان
داستان اصلی آموزش در ایران امروز، فقط پرداخت شهریههای نجومی نیست؛ بلکه بار روانی و اقتصادیای است که بهویژه بر دوش طبقه متوسط افتاده است. خانوادههایی که نه بهاندازه ثروتمندان توانایی مالی دارند و نه میخواهند فرزندانشان از فرصتهای آموزشی عقب بمانند، مجبورند میان فشار مالی و آرزوهای فرزندانشان تعادل برقرار کنند.
روایت «زهرا»، کارمند بانکی که برای دومین سال پیاپی برای مدرسه پسرش وام گرفته، تنها نمونهای از این وضعیت است. او و همسرش هر دو شیفتی کار میکنند و اضافهکاری میمانند تا بتوانند هزینههای تحصیل را بپردازند؛ بهایی که به معنای کاهش کیفیت زندگی و حتی کم شدن زمان با فرزند است. اینجا آموزش نه تنها کالایی مصرفی، بلکه سرمایهگذاری عاطفی شده است؛ والدین با این امید که آیندهای بهتر برای فرزندانشان بسازند، فشار مضاعف اقتصادی و روانی را به جان میخرند.
این وضعیت اما پرسشی بنیادین ایجاد میکند: خانوادههایی که در طبقه متوسط گرفتار چنین هزینههایی شدهاند، تکلیف خانوادههای کمدرآمدتر چیست؟ وقتی مدارس دولتی در رقابت با مدارس خاص از کیفیت عقب میمانند و هزینههای تحصیل در مدارس خصوصی به سقفهای غیرقابل دسترس رسیده، عدالت آموزشی بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده است.
گرانی لوازمالتحریر و کتاب؛ آموزش ابتدایی هم لوکس شد
اگر شهریههای چندصد میلیونی مدارس بهتنهایی کمرشکن است، هزینههای جانبی مانند لوازمالتحریر و کتابهای درسی نیز تیر خلاص را به سبد هزینه خانوار میزند. در سالی که گذشت، قیمت کتابهای درسی بنا به آمار رسمی دستکم ۶۰ درصد و بنا به روایت فعالان بازار حتی تا ۱۱۰ درصد افزایش داشته است. لوازمالتحریر هم با تورمی بین ۴۵ تا ۵۵ درصد روبهرو بوده؛ وضعیتی که حتی خرید ابتداییترین اقلام را برای خانوادهها دشوار کرده است.
امروز برای تهیه یک بسته مداد، چند دفتر صدبرگی، خودکار و لوازم پایه هنر، خانوادهها باید میلیونها تومان هزینه کنند؛ رقمی که تا چند سال پیش به اندازه کل خرید سالانه نوشتافزار یک دانشآموز بود. حالا یک دفتر صدبرگ ساده میتواند تا ۴۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشد و بستهای از خودکارهای رنگی نزدیک به ۸۰۰ هزار تومان. این اعداد وقتی کنار هم قرار میگیرند، نشان میدهند که آموزش ابتدایی ـ که باید همگانی و در دسترس باشد ـ به کالایی لوکس بدل شده است.
این روند فشار مضاعفی بر خانوادههای متوسط و کمدرآمد ایجاد کرده است؛ خانوادههایی که ناچارند میان کیفیت آموزش فرزند و تأمین مایحتاج روزمره یکی را فدای دیگری کنند. از این منظر، حتی اگر کسی شهریه مدارس خاص را بپردازد، هزینه لوازمالتحریر و کتابها باز هم تصویری روشن از شکاف طبقاتی در آموزش به دست میدهد.
مدارس مجازی و بحران تعطیلیها؛ کیفیت آموزش در سایه تهدید زیرساختها
هزینههای سنگین آموزش فقط یک سوی ماجراست؛ سوی دیگر آن به کیفیت و ثبات آموزش بازمیگردد. حتی اگر خانوادهای بتواند از پس شهریههای میلیونی و خرید لوازمالتحریر برآید، باز هم تضمینی وجود ندارد که فرزندش سال تحصیلی باثباتی را تجربه کند. تجربه سال گذشته نشان داد که آموزش در ایران نهتنها از نظر مالی پرهزینه است، بلکه از نظر ساختاری نیز بیثبات است. در سه ماه پاییز، مدارس کشور ۲۴ روز تعطیل شدند؛ یعنی تقریباً یکسوم روزهای تحصیلی به دلیل آلودگی هوا، سرمای شدید و ناترازی انرژی از دست رفت.
در چنین شرایطی، وزارت آموزش و پرورش از اساسنامه مدارس مجازی سخن میگوید؛ طرحی که قرار است گروههای خاصی از دانشآموزان، از اتباع خارجی گرفته تا بازماندگان از تحصیل و حتی دانشآموزان دارای بیماریهای خاص، از آن استفاده کنند. اما تردیدی نیست که با تداوم بحرانهایی چون قطعی گاز، آلودگی هوا و کمبود زیرساخت، آموزش مجازی ناخواسته بخش مهمی از نظام آموزشی کشور را در بر خواهد گرفت.
این یعنی حتی آن خانوادههایی که با هزار سختی هزینههای تحصیل را پرداخت کردهاند، باز هم در نهایت باید با کلاسهای آنلاین، تعطیلیهای پیاپی و آموزشهای پراکنده مواجه شوند. آموزش در ایران امروز نهفقط کالایی گرانقیمت، بلکه خدمتی شکننده است که با هر بحران زیستمحیطی یا انرژی فرو میریزد.
آغاز مهر؛ تحصیل به مثابه امتیاز طبقاتی، نه حق عمومی
تمامی شواهد از شهریههای چندصد میلیونی و وامهای خانوادگی گرفته تا گرانی لوازمالتحریر و بحران تعطیلیهای مکرر مدارس، تصویری روشن از آموزش در ایران امروز ترسیم میکند: تحصیل دیگر یک حق عمومی برابر نیست، بلکه امتیازی طبقاتی است که تنها خانوادههای توانمند میتوانند آن را به فرزندان خود هدیه کنند.
آنچه روزگاری بهعنوان ابزاری برای تحرک اجتماعی و شکستن مرزهای طبقاتی شناخته میشد، اکنون خود به بازتولید همان مرزها بدل شده است. طبقه متوسط برای حفظ آینده فرزندانش زیر بار قرض و کار مضاعف میرود، در حالی که طبقات پایینتر به تدریج از دسترسی به آموزش باکیفیت بازمیمانند. حتی خانوادههایی که توان پرداخت هزینهها را دارند، در نهایت با بیثباتی سیستم آموزشی، تعطیلیهای پیدرپی و کلاسهای مجازی اجباری مواجه میشوند.
به این ترتیب، آغاز سال تحصیلی جدید نهتنها نشانی از نشاط و امید به آینده نیست، بلکه آیینهای از شکاف عمیق اقتصادی و نابرابری اجتماعی در کشور است؛ شکافی که هر سال با مهرماه، آشکارتر و سنگینتر بر دوش خانوادهها و دانشآموزان مینشیند.















نظرات کاربران