به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز فضای پرتنش اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با یک جمله از دونالد ترامپ به اوج رسید. رئیسجمهور آمریکا در دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، اعلام کرد که ناتو باید جنگندههای روسی را که وارد حریم هوایی اعضای این پیمان میشوند، سرنگون کند. این سخن، که بهسرعت در رسانهها بازتاب یافت، نه تنها هشدار مستقیمی به مسکو بود، بلکه آژیر خطر یک رویارویی احتمالی میان دو بلوک نظامی را نیز به صدا درآورد.
ترامپ که همواره به مواضع دوپهلو در قبال جنگ اوکراین شناخته میشود، اینبار با صراحتی بیسابقه از گزینه نظامی سخن گفت؛ در حالی که همزمان بر این نکته نیز تأکید کرد که اروپا باید نقش پررنگتری در مقابله با روسیه ایفا کند. همین دوگانگی، تصویر تازهای از سیاست خارجی واشنگتن ارائه داد؛ ترکیبی از تهدید سخت و عقبنشینی نرم، که برای متحدان اروپایی هم حامل امید است و هم تردید.
حمایت لفظی از اوکراین، فشار عملی بر اروپا
ترامپ در ادامه دیدارش با زلنسکی، چهرهای تازه از سیاست خود در قبال جنگ اوکراین نشان داد. او نهتنها مدعی شد که کییف با پشتیبانی اروپا قادر است تمام سرزمینهای اشغالی را بازپس بگیرد، بلکه حتی از احتمال پیشروی فراتر از مرزهای ۲۰۲۲ سخن گفت. این اظهارات برای زلنسکی نشانهای از تغییر مثبت در رویکرد کاخ سفید بود؛ تغییری که میتواند دست او را در میدان جنگ و میز مذاکره بازتر کند.
اما پشت این حمایت ظاهری، پیام دیگری نیز نهفته بود: بار اصلی مقابله با مسکو باید بر دوش اروپا قرار گیرد. ترامپ در حالی وعده تأمین تسلیحات از مسیر ناتو را داد که بارها تأکید کرده است واشنگتن بهتنهایی حاضر نیست هزینههای سنگین جنگ فرسایشی را بپردازد. از نگاه او، اروپا باید هم در میدان جنگ فعالتر شود و هم در عرصه اقتصادی با قطع کامل خرید انرژی از روسیه فشار مضاعفی بر کرملین وارد کند.
این رویکرد دوگانه، تصویری متناقض ایجاد میکند: از یک سو ترامپ برنده شدن اوکراین را «ممکن» میخواند و از سوی دیگر، با واگذاری بار اصلی مسئولیت به متحدان اروپایی، عملاً تعهد آمریکا را مشروط میسازد. چنین تناقضی است که امروز بسیاری از پایتختهای اروپایی را با پرسشی جدی روبهرو کرده است: آیا واشنگتن همچنان ستون اصلی ناتو خواهد ماند یا نقش خود را صرفاً به یک بازیگر پشتیبان تقلیل خواهد داد؟
ناتو در دو راهی؛ قواعد درگیری و خطر تقابل مستقیم با روسیه
همزمان با تشدید نقضهای هوایی روسیه، بحث بر سر واکنش مناسب در داخل ناتو بالا گرفته است. ورود پهپادها به لهستان و پرواز ۱۲ دقیقهای جنگندههای روسی در آسمان استونی، متحدان شرقی پیمان را به شدت نگران کرده و برخی رهبران اروپایی، مانند رئیسجمهور لتونی، خواستار بازنگری در قواعد درگیری و حتی آمادگی برای شلیک مستقیم شدهاند.
اما اجماع در ناتو هنوز شکل نگرفته است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در اظهاراتی تلاش کرد این تنش را کاهش دهد و تأکید کرد که «هیچکس درباره سرنگونی جنگندههای روسی مگر در صورت حمله مستقیم صحبت نمیکند.» این موضع محتاطانه نشان میدهد که واشنگتن از یک سو نمیخواهد سیگنالی از ضعف بفرستد، و از سوی دیگر بیم دارد هر حرکت نظامی شتابزده، جرقه آغاز جنگی تمامعیار با روسیه باشد.
این شکاف میان کشورهای خط مقدم در شرق اروپا و رویکرد محتاطانه آمریکا و برخی اعضای غربی، ناتو را در یک دو راهی دشوار قرار داده است: یا با اتخاذ سیاستی سختگیرانه، خطر درگیری مستقیم با روسیه را بپذیرد، یا همچنان به سیاست هشدار و سرنگونی محدود پهپادها بسنده کند و در برابر فشار افکار عمومی داخلی و متحدان شرقی قرار گیرد.
انرژی و تحریم؛ نقطه ضعف اروپا در برابر خواستههای ترامپ
در پسِ تمام هشدارها و تهدیدهای نظامی، اقتصاد همچنان قلب ماجراست. ترامپ در سخنانش بهوضوح توپ را به زمین اروپا انداخت: اگر قاره سبز میخواهد آمریکا فشار تازهای بر مسکو وارد کند، باید خرید نفت و گاز روسیه را متوقف سازد. او حتی به روابطش با ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، اشاره کرد و مدعی شد که بوداپست نیز سرانجام مجبور به قطع خرید نفت روسیه خواهد شد؛ در حالی که مجارستان تا امروز یکی از سرسختترین مخالفان این ایده بوده است.
این مطالبه ترامپ نقطه حساسی را هدف قرار میدهد. هرچند اتحادیه اروپا در سه سال گذشته وابستگیاش به گاز روسیه را بهشدت کاهش داده، اما هنوز مسیر قطع کامل نفت و گاز مسکو هموار نیست. کشورهایی مانند آلمان و مجارستان نگران هزینههای اقتصادی و پیامدهای اجتماعی چنین تصمیمی هستند. به همین دلیل، خواست ترامپ برای «همراهی کامل اروپا» بیش از آنکه صرفاً یک مطالبه سیاسی باشد، در واقع نقطهضعفی ساختاری در استراتژی غرب را آشکار میکند: بدون قطع کامل درآمدهای انرژی، فشار اقتصادی بر روسیه ناقص باقی میماند.
از همین رو، چالش امروز اروپا دوگانه است: از یک سو باید خود را برای مقابله نظامی در مرزهای شرقی آماده کند، و از سوی دیگر باید پاسخ دهد که آیا حاضر است بهای اقتصادی یک رویارویی تمامعیار با مسکو را بپردازد یا خیر.
ابهام راهبردی؛ پیام دوگانه به کرملین و متحدان
ترامپ در حالی دستور به سرنگونی جنگندههای روسی را به زبان آورد که همزمان از تعهد قطعی آمریکا برای ورود مستقیم به چنین رویارویی طفره رفت. او در پاسخ به پرسش خبرنگاران که آیا ایالات متحده از اقدام ناتو برای شلیک به هواپیماهای روسی حمایت خواهد کرد، گفت: «بستگی به شرایط دارد.» همین جمله کوتاه، پردهای از ابهام راهبردی را کنار زد که سالهاست بخشی از سیاست خارجی آمریکا را شکل داده است.
برای متحدان اروپایی، این دوگانگی هم دلگرمکننده است و هم نگرانکننده. دلگرمکننده از آن جهت که ترامپ در مواضع علنی، روسیه را ضعیف و گرفتار مشکلات اقتصادی معرفی میکند و بر امکان پیروزی اوکراین تأکید دارد. اما نگرانکننده است زیرا کاخ سفید هیچ ضمانتی نمیدهد که در لحظه تصمیمگیری، حاضر به تقابل مستقیم با مسکو باشد.
برای کرملین هم پیام روشن است: ترامپ زبان تهدید را بهخوبی میشناسد، اما در عمل حاضر نیست تعهدی فراتر از تأمین سلاح و حمایت لفظی بدهد. همین ابهام همان چیزی است که مسکو روی آن حساب باز کرده است؛ آزمودن اراده ناتو با پروازهای مرزی و نقضهای محدود، بدون عبور از خط قرمزی که آمریکا را ناگزیر به واکنش نظامی کند.















نظرات کاربران