به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در نخستین روز هفته، یک بار دیگر چهره پرنوسان خود را نشان داد. دلار آزاد که دیروز با جهشی خیرهکننده از محدوده ۱۰۸ هزار و ۴۰۰ تومان تا نزدیک ۱۱۳ هزار و ۴۰۰ تومان بالا رفته بود، امروز یکشنبه ۶ مهر با اندکی عقبنشینی در سطح ۱۱۳ هزار و ۱۰۰ تومان بازار ارز کار خودش را شروع کرد؛ کاهشی ۳۰۰ تومانی که بیش از آنکه نشانه تغییر روند باشد، یادآور فشارهای پنهانی بازارساز برای آرامکردن جو ملتهب معاملات است.
همزمان اما نرخهای رسمی هیچ حرکتی نکردند. دلار مبادلهای و نرخ صرافی ملی همچنان روی ۷۱ هزار و ۹۸۳ تومان ثابت ماندهاند؛ شکافی که هر روز عمیقتر میشود و نشان میدهد فاصله میان واقعیت کف بازار و سیاستهای ارزی دولت دیگر صرفاً عددی نیست، بلکه به معیاری از بیاعتمادی و التهاب اقتصادی تبدیل شده است.
تحریمها و مکانیسم ماشه؛ سوخت روانی برای افزایش تقاضا
با وجود افت امروز، بازار همچنان زیر فشار روانی سنگینی قرار دارد. فعال شدن مکانیسم ماشه و آغاز رسمی تحریمهای سازمان ملل، انتظارات تورمی را در سطحی تازه زنده کرده است. معاملهگران میدانند که هر محدودیت جدیدی بر دسترسی ایران به منابع ارزی، به معنای دشوارتر شدن تأمین دلار در آینده است؛ همین نگرانی، خریداران را به صفهای شلوغتری در بازار کشانده و تقاضا برای ارز و طلا را تقویت کرده است.
نکته قابل توجه آن است که بخش زیادی از این اخبار منفی در روزهای گذشته «پیشخور» شد؛ یعنی بازار از پیش، جهشهای احتمالی را در قیمتها لحاظ کرده بود. اما با این حال، سایه تحریمها و بیاعتمادی عمومی به سیاستهای اقتصادی، همچنان محرک اصلی ماندگاری تقاضاست. درست در همین نقطه است که بازارساز مجبور شده نقش پررنگتری بگیرد و با تزریق منابع ارزی، مانع از گسترش ترس در معاملات شود.
بازارساز در میدان؛ مرز ۱۱۰ هزار تومان بهعنوان سطح حیاتی
پس از جهشهای پیدرپی روزهای اخیر، حالا نگاهها بیش از هر زمان دیگری به بازارساز دوخته شده است. بانک مرکزی و نهادهای سیاستگذار ارزی در روزهای گذشته با افزایش عرضه و مدیریت بازار تلاش کردهاند سد روانی جدیدی در برابر تقاضا ایجاد کنند. مرز ۱۱۰ هزار تومان به عنوان سطح حیاتی معرفی شده؛ محدودهای که اگر دلار زیر آن تثبیت شود، میتواند نشانهای از موفقیت سیاستهای کنترلی باشد.
اما بازار آزاد، قواعد خودش را دارد. اگر روند صعودی دوباره جان بگیرد و دلار از این سطح بالاتر بایستد، نه تنها انتظارات تورمی شدت خواهد گرفت، بلکه سقفهای جدید قیمتی نیز در دسترس معاملهگران قرار میگیرد. در چنین شرایطی، ابزارهای معمول بازارساز از تزریق ارز تا کنترل نرخ سود بانکی ممکن است کارایی محدودی داشته باشند. این دوئل میان بازارساز و انتظارات تورمی، صحنه اصلی نبرد این روزهای اقتصاد ایران است.
انتظارات تورمی و بلاتکلیفی معاملهگران
بازار ارز این روزها بیشتر از آنکه بر پایه عوامل بنیادی حرکت کند، اسیر انتظارات روانی شده است. معاملهگران میان دو تصویر متضاد گرفتارند: از یک سو، تحریمهای تازه و مکانیسم ماشه آنها را به سمت خرید بیشتر سوق میدهد، چون آینده را مبهم و تورمی میبینند. از سوی دیگر، حضور پررنگ بازارساز و سیگنالهای کنترلگرانه دولت، امید به مهار نوسانات را زنده نگه داشته است.
این بلاتکلیفی باعث شده حجم معاملات بالا باشد اما جهت مشخصی شکل نگیرد. بسیاری از فعالان ترجیح میدهند در کوتاهمدت با خرید و فروشهای سریع از موجهای کوچک سود بگیرند، نه اینکه موضع بلندمدتی انتخاب کنند. به همین دلیل، بازار هر لحظه میتواند با یک خبر سیاسی یا یک حرکت بانک مرکزی به جهتی تازه متمایل شود.
چشمانداز کوتاهمدت؛ آرامش نسبی یا جهشهای تازه؟
بازار ارز در نقطهای ایستاده که هر دو سناریو برای آن محتمل است. اگر بازارساز بتواند با تزریق هدفمند ارز و مدیریت انتظارات، دلار را در کانال نزدیک به ۱۱۰ هزار تومان نگه دارد، آرامش نسبی در معاملات حاکم خواهد شد و فضای روانی کمی فروکش میکند. اما در صورتی که فشار تقاضا دوباره شعلهور شود و نرخها از مرزهای بالاتر عبور کنند، بازار آماده جهشهای تازه خواهد بود؛ جهشهایی که میتواند رکوردهای جدیدی را رقم بزند.
آنچه مسیر آینده دلار را تعیین میکند، بیش از هر عامل دیگری تعامل سیاست و روانشناسی بازار است. تا زمانی که تحریمها و مکانیسم ماشه در صدر اخبار باقی بمانند، انتظارات تورمی دست بالا را خواهد داشت. در مقابل، تنها ابزار جدی بازارساز، ایجاد اعتماد در معاملهگران و حفظ تعادل در عرضه و تقاضاست؛ مسیری دشوار که نتیجه آن طی روزهای آینده آشکار خواهد شد.















نظرات کاربران