به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از بلومبرگ دموکراسی که روزگاری بهعنوان پیروزی بزرگ قرن بیستم و نشانه پیشرفت بشری معرفی میشد، امروز در حال عقبنشینی است. در کمتر از دو دهه، سهم مردمانی که در جوامع آزاد زندگی میکنند به نصف کاهش یافته و بسیاری از کشورها دوباره در آغوش اقتدارگرایی فروغلتیدهاند. این روند تنها نتیجه بحرانهای منطقهای یا ضعف نهادهای نوپا نیست؛ بلکه به شدت با جایگاه آمریکا بهعنوان قدرت برتر لیبرال جهان گره خورده است. کشوری که پس از جنگ جهانی دوم ستون اصلی نظم دموکراتیک را بنا کرد، حالا خود در موقعیتی ایستاده که میتواند سرنوشت آزادی جهانی را تعیین کند: یا ناجی دوباره باشد، یا با تغییر مسیر، ضربه نهایی را بر پیکر دموکراسی وارد آورد.
نقش تاریخی آمریکا؛ از ناجی دموکراسی تا شریک اقتدارگرایان
تاریخ مدرن نشان میدهد که دموکراسی جهانی همواره پشت سر قدرتهای بزرگ لیبرال حرکت کرده است. در قرن نوزدهم این بریتانیا بود که با سیطره دریایی و نفوذ فکری خود بذر آزادیهای سیاسی را در گوشه و کنار جهان کاشت. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده این نقش را به عهده گرفت؛ کشوری که نهتنها با نیروی نظامیاش مانع پیشروی فاشیسم و کمونیسم شد، بلکه با برنامههایی همچون طرح مارشال و ایجاد نهادهای بینالمللی، بستر رشد نهادهای دموکراتیک را در اروپا، آسیا و فراتر از آن فراهم ساخت.
واشنگتن در آن دوران خود را متعهد به ترویج ارزشهایی چون آزادی بیان، حقوق بشر و انتخابات آزاد میدانست، حتی اگر در مقاطع حساس به ناچار با حکومتهای اقتدارگرا همکاری میکرد. اما آنچه مهم بود، «اثر الگویی» آمریکا بود: قدرتمندترین و ثروتمندترین کشور جهان دموکراسی بود، و همین جذابیت مسیر اصلاحطلبان در سایر کشورها را تقویت میکرد.
امروز اما این تصویر تاریخی در حال دگرگونی است. ایالات متحده که روزگاری سنگر اصلی لیبرالیسم سیاسی به شمار میرفت، با سیاستهای جدید ترامپ بیش از آنکه به متحدان دموکراتیک خود تکیه کند، به رهبران اقتدارگرا نزدیک شده است. همین تغییر جهت، بنیان همان نظمی را تهدید میکند که آمریکا طی دههها ساخته بود.
ترامپ و حمله به زیرساختهای ترویج دموکراسی
با بازگشت ترامپ به قدرت، ضربهای جدی به همان نهادهایی وارد شد که ستونهای سیاست خارجی دموکراتیک آمریکا به حساب میآمدند. سازمان توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) تضعیف شد، بودجه بنیاد ملی دموکراسی (NED) قطع گردید و حتی رسانههایی مانند صدای آمریکا که سالها روایت آزادی را در جهان گسترش داده بودند، در مظان اتهام و حذف قرار گرفتند. ترامپ و حامیانش این نهادها را نه ابزار حمایت از آزادی، بلکه «کانون نفوذ چپگرایان» و عامل بیثباتی معرفی کردند؛ روایتی که بیشتر به تبلیغات مسکو و پکن شباهت داشت تا به سنت آمریکای لیبرال.
این تغییر تنها به حوزه بودجه یا دیپلماسی نرم محدود نماند. گزارشهای حقوق بشری به حاشیه رانده شد، مأموریتهای نظارت بر انتخابات کمرنگ گردید و واشنگتن از برخی ائتلافهای بینالمللی مقابله با اطلاعات جعلی و تبلیغات اقتدارگرایان کناره گرفت. پیام آشکار بود: آمریکا دیگر نمیخواست پرچمدار جهانی دموکراسی باشد.
ترامپ حتی در سخنرانیهای رسمی، از جمله در عربستان سعودی، ترویج دموکراسی را «اشتباهی تاریخی» خواند و اعلام کرد دوران «دستور دادن آمریکا به دیگران برای چگونگی زندگی» به پایان رسیده است. این موضعگیری صریح، نقطه عطفی بود که نهتنها متحدان لیبرال را سردرگم کرد، بلکه به رهبران اقتدارگرا در سراسر جهان جسارت بخشید.
دو سناریو پیشرو؛ عقبنشینی واشنگتن یا اقتدارگرایی آمریکایی
جهان امروز در برابر دو تصویر متضاد از آینده آمریکا ایستاده است. در سناریوی نخست، واشنگتن بهسادگی از میدان ترویج دموکراسی عقبنشینی میکند. چنین رویکردی، صدای اصلاحطلبان در کشورهای استبدادی را بیپشتوانه میگذارد، فضای مانور برای چین و روسیه را گسترش میدهد و در نهایت موازنه جهانی را به نفع اقتدارگرایان تغییر میدهد. جهانی بدون حمایت فعال آمریکا، جایی است که دموکراسی دیگر نه «الگوی غالب»، بلکه «گزینهای فرعی» تلقی میشود.
اما سناریوی دوم بسیار هولناکتر است: ایالات متحده خودش به یک قدرت اقتدارگرا بدل شود. در این وضعیت، قویترین کشور جهان بهجای دفاع از ارزشهای لیبرال، همان مسیر رهبران مستبد را در پیش میگیرد و از الگویی که روزی الهامبخش آزادی بود، به الگویی برای سرکوب تبدیل میشود. چنین تغییری نهتنها مشروعیت نظم بینالمللی لیبرال را بهطور کامل نابود میکند، بلکه اثر دومینویی آن میتواند موج اقتدارگرایی را در سراسر جهان شتاب بخشد.
آینده نظم جهانی؛ بقای آزادی یا پیروزی خودکامگی؟
سرنوشت دموکراسی جهانی امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات واشنگتن گره خورده است. اگر ایالات متحده بهعنوان قدرتی لیبرال باقی بماند، میتواند همچنان وزنه تعادل در برابر چین و روسیه باشد و الهامبخش ملتهایی شود که برای آزادی مبارزه میکنند. اما اگر مسیر کنونی ترامپ ادامه یابد، نهتنها آمریکا از صحنه حمایت از آزادیها کنار خواهد رفت، بلکه به موتور محرک نظم اقتدارگرای جهانی بدل میشود.
نشانهها هشداردهندهاند: از نزدیکی به رهبران مستبد گرفته تا تضعیف نهادهای دموکراسیساز، همه حکایت از این دارند که واشنگتن در حال تغییر نقش تاریخی خود است. در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است که آیا آمریکا بار دیگر میتواند پرچمدار آزادی باشد یا باید آماده جهانی شد که بزرگترین قدرتش، نه حافظ دموکراسی، بلکه مدافع خودکامگی است.















نظرات کاربران