به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز پس از دو سال جنگ فرساینده و ویرانگر در غزه، که نهتنها چهره این سرزمین بلکه نقشه سیاسی خاورمیانه را نیز دگرگون کرده، بالاخره قرار است دو طرف اصلی منازعه اسرائیل و حماس در قاهره پشت میز مذاکره بنشینند. این گفتوگوها، که از دوشنبه با میانجیگری مصر و قطر و تحت نظارت مستقیم آمریکا آغاز میشود، نخستین تلاش هماهنگ سه بازیگر کلیدی برای عبور از بنبست خونین غزه به شمار میرود.
هیأت اسرائیلی به ریاست «رون درمر» وزیر امور راهبردی وارد مصر شده و از سوی حماس نیز چهرههایی چون «غازی هماد»، «اسامه حمدان» و «محمد درویش» حضور دارند. حضور جرد کوشنر، داماد و مشاور ارشد ترامپ، و «استیو ویتکوف» فرستاده ویژه کاخ سفید در این مذاکرات، نشان از آن دارد که واشنگتن قصد دارد نقش خود را از «میانجی از راه دور» به «کارگردان مستقیم» تغییر دهد.
محور اصلی مذاکرات در فاز نخست، تبادل گروگانهای اسرائیلی با زندانیان فلسطینی و ایجاد آتشبس موقت است؛ اقدامی که ترامپ آن را «نخستین گام واقعی برای پایان فاجعه سههزارساله» نامیده و وعده داده است که بهمحض تأیید حماس، آتشبس «بلافاصله اجرایی» خواهد شد. او با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: «اسرائیل با خط اولیه خروج موافقت کرده، و زمانی که حماس آن را تأیید کند، صلح فوراً آغاز میشود.»
در ظاهر، همهچیز نشانهی امید است: واشنگتن در نقش داور، قاهره در جایگاه میزبان و دوحه در مقام تسهیلگر. اما در زیر این سطح آرام، واقعیت پیچیدهتری در جریان است. هنوز روشن نیست که توافق احتمالی فقط به تبادل گروگانها محدود خواهد شد یا مقدمهای است برای مذاکراتی بزرگتر درباره آینده غزه. مصر در این میان تلاش میکند تا طرح ترامپ را از شعار سیاسی به واقعیت میدانی بدل کند کاری که موفقیتش نه فقط به امضای دو طرف، بلکه به ارادهی آنها برای اجرای واقعی بندهای توافق بستگی دارد.
پاسخ دوپهلو؛ بلهِ مشروط حماس و عقبنشینی محتاطانه اسرائیل
پاسخ اخیر حماس به طرح ۲۰ بندی ترامپ، بیش از آنکه یک «پذیرش» باشد، بیانیهای حسابشده بود؛ متنی که در ظاهر بوی توافق میداد اما در لایههایش پر از شرط و ابهام بود. حماس در پیام رسمی خود اعلام کرد که «در اصل» با آزادی تمام ۴۸ گروگان اسرائیلی پیش از خروج کامل نیروهای اسرائیلی موافق است، اما درباره جزئیات این آزادی و زمانبندی آن نیاز به «بحثهای تکمیلی» دارد. از نگاه سیاسی، این همان «بله، اما»ی معروف است؛ پاسخی که عمداً برای خرید زمان طراحی شده تا هم تهدید ترامپ را دفع کند و هم حماس را از پذیرش تعهدات سنگین مانند خلعسلاح کامل مصون نگه دارد.
ترامپ اما این پاسخ را بهگونهای دیگر تفسیر کرد. او بلافاصله پس از دریافت پیام حماس در شبکههای اجتماعی نوشت: «آنها برای صلح پایدار آمادهاند.» این تعبیر عملاً به معنای «تفسیر خوشبینانهی دیپلماسی» بود حرکتی آگاهانه از سوی ترامپ تا روند صلح را زنده نگاه دارد و از موضع یک برنده به صحنه بازگردد. در پی همین موضعگیری، او از نتانیاهو خواست که بمباران غزه را فوراً متوقف کند تا مسیر آزادسازی گروگانها هموار شود.
در اسرائیل اما فضا پیچیدهتر بود. نخستوزیر در حالی که از فشار فزاینده آمریکا آگاه بود، تلاش کرد میان دو قطب متضاد تعادل برقرار کند: از یک سو، نیاز به نشان دادن انعطاف در برابر طرح آمریکا؛ از سوی دیگر، ترس از واکنش جناح راست و تندروهای کابینهاش که هرگونه مصالحه با حماس را خیانت میدانند. نتانیاهو سرانجام اعلام کرد که «اسرائیل آماده اجرای فاز نخست طرح است» و همزمان از احتمال استفاده از «گزینه نظامی برای خلعسلاح حماس در مراحل بعدی» سخن گفت بیانیهای دوپهلو که بیش از هر چیز برای آرام کردن فضای داخلی تلآویو طراحی شده بود.
در همین حال، رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که ارتش مواضع خود را از حالت تهاجمی به وضعیت دفاعی در اطراف غزه تغییر داده و از شدت حملات هوایی کاسته است، هرچند در خود غزه، منابع محلی از تداوم گلولهباران و کشته شدن دهها نفر خبر میدهند. در واقع، میدان نبرد هنوز بهطور کامل خاموش نشده، اما فضای تصمیمگیری تغییر کرده است: حماس از زبان دیپلماسی سخن میگوید و اسرائیل با احتیاط عقب مینشیندبیآنکه کسی بداند این سکوت، آرامش قبل از صلح است یا وقفهای پیش از طوفان بعدی.
مینهای پنهان صلح؛ اختلاف بر سر خروج و خلعسلاح
زیر سطح خوشبینانهی پیامهای سیاسی و لبخندهای دیپلماتیک، دو مین بزرگ پنهان مانده است: «خلعسلاح حماس» و «میزان خروج نیروهای اسرائیلی از غزه». این دو بند، ستونهای طرح ترامپ هستند و همزمان اصلیترین موانع اجرای آن.
در بخش امنیتی طرح، پیشبینی شده که پس از آزادی گروگانها، روند خلعسلاح حماس آغاز شود و کنترل امنیتی غزه به یک نیروی چندملیتی عربی سپرده شود؛ نیرویی که از نظر ترامپ میتواند متشکل از سربازان مصر، اردن و قطر باشد و مأموریتش برقراری ثبات و جلوگیری از بازگشت جنگ است. اما حماس تاکنون هیچ تعهدی درباره تحویل سلاحهایش نداده و تنها در سطح غیررسمی گفته است حاضر است سلاحهای سنگین و راکتی خود را واگذار کند، مشروط بر اینکه اسرائیل خروج کامل از غزه را تضمین کند. این شرط به خودیِ خود، مذاکره را وارد یک بنبست منطقی کرده است: اسرائیل بدون خلعسلاحِ کامل، خروج نمیکند؛ حماس بدون خروج کامل، سلاح زمین نمیگذارد.
از سوی دیگر، نقشه خروج که در ضمیمهی طرح ترامپ منتشر شده، بهشدت مبهم است. تنها عبارتی که تکرار شده، «initial withdrawal line» است. خطی فرضی که نه مرز دارد و نه مختصات. اسرائیل بر اساس این طرح، بخشی از نوار غزه را ترک میکند اما کنترل «منطقهای حائل» در امتداد مرز را برای خود حفظ خواهد کرد؛ منطقهای که از دید حماس، همان تداوم اشغال با نامی تازه است.
این ابهامها دقیقاً همانجاست که خطر بازگشت درگیری نهفته است. اگر در روزهای نخست اجرای توافق، طرفین برداشت متفاوتی از «خروج اولیه» یا «پایان عملیات» داشته باشند، هر گلولهای میتواند دوباره روند مذاکرات را منفجر کند. همین نگرانی است که باعث شده میانجیها در قاهره بر جزئیات میدانی، بهویژه خطوط نظارت و زمانبندی تبادل، تمرکز ویژهای داشته باشند.
از نگاه ناظران، این مرحله حساسترین مقطع توافق است: جایی که باید تصمیم گرفته شود آیا قرار است غزه به منطقهای تحت نظارت بینالمللی تبدیل شود یا همچنان در سایهی حضور نظامی اسرائیل بماند. بدون پاسخ روشن به این دو سؤال، هر آتشبس حتی اگر همین هفته اجرا شود در نهایت بر زمین مینگذاریشدهای از سوءتفاهمها قدم میگذارد.
چشمانداز کوتاهمدت؛ توقف محدود و امید شکننده به بازسازی
همزمان با آمادهسازی هیأتها در قاهره، امیدها برای یک آتشبس موقت در حال افزایش است؛ اما این امیدها بر زمینی لغزنده بنا شدهاند. بر اساس منابع دیپلماتیک، طرح ترامپ قرار است در سه فاز اجرا شود که فاز نخست آن شامل توقف فوری درگیریها، آزادی همه گروگانهای اسرائیلی، مبادله زندانیان فلسطینی، و آغاز ورود کاروانهای بشردوستانه به غزه است. همین بخش، که به نظر سادهترین مرحله میرسد، در واقع حیاتیترین و پرریسکترین آن است—زیرا اعتماد اولیهی طرفین را خواهد ساخت یا نابود خواهد کرد.
اجرای موفق فاز اول میتواند دستکم برای چند هفته، از شدت فاجعه انسانی در غزه بکاهد. بنا بر گزارش نهادهای بینالمللی، بیش از دو میلیون نفر از مردم این منطقه به کمک فوری نیاز دارند و زیرساختهای حیاتی آن از کار افتاده است. توقف موقت جنگ، ولو کوتاه، فرصتی برای بازسازی اضطراری بیمارستانها و انتقال آوارگان از مناطق مرکزی به شمال فراهم میکند. از سوی دیگر، چنین آتشبسی میتواند از دید اقتصادی نیز اثر فوری بگذارد. بازارها در تلآویو و نیویورک به این روند واکنش نشان دادهاند؛ ارزش شِکِل اسرائیل طی هفته گذشته نزدیک به دو درصد تقویت شده و سرمایهگذاران به بازگشت ثبات نسبی امیدوار شدهاند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که این صلحِ اولیه اگر به توافق سیاسی در فاز دوم منتهی نشود، بهسرعت فرو خواهد پاشید. خلعسلاح، مرزهای خروج، و نحوه حکمرانی در غزه هنوز تعیینتکلیف نشده و همین مسائل میتواند پس از آزادی گروگانها دوباره به درگیری منجر شود. از سوی دیگر، حماس بیم دارد که پس از اجرای فاز اول، اسرائیل بهانهای برای توقف ادامه مذاکرات پیدا کند و وضعیت به همان چرخهی آتشبسهای موقت و جنگهای نوبتی بازگردد.
در میان این بیم و امید، کشورهای عربی منطقه خود را برای مرحله بعدی آماده میکنند. مصر و قطر در حال طراحی سازوکار مشترک برای نظارت بر اجرای توافق و رساندن کمکها هستند، و عربستان و امارات نیز در حال ارزیابی احتمال مشارکت در پروژه بازسازی غزهاند—پروژهای که اگر واقعاً آغاز شود، میتواند به بزرگترین سرمایهگذاری غیرنظامی در تاریخ اخیر خاورمیانه تبدیل شود.
با این حال، در میدان سیاست جهانی همهچیز به یک متغیر وابسته است: ثبات تصمیم ترامپ. او که اکنون میان انتخابات پیشرو و جاهطلبیاش برای کسب جایزه نوبل صلح گرفتار است، ممکن است اگر پیشرفت ملموسی نبیند، علاقهاش به میانجیگری را از دست بدهد. و آنگاه، بدون پشتیبانی کاخ سفید، هیچ تضمینی وجود ندارد که توافق قاهره از یک اعلامیه موقت فراتر برود.















نظرات کاربران