خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

چگونه آمریکا در جنگ مالی با چین از مدل خودش تقلید می‌کند؟

دیپلماسی دلار؛ نسخه جدید نفوذ آمریکا در جهان

بازدید ۵۴۷نویسنده: رضا هاشمی
دیپلماسی دلار؛ نسخه جدید نفوذ آمریکا در جهان

ترامپ با «دیپلماسی دلار» جهان را دوباره به دو اردوگاه تقسیم کرده؛ متحدانش را با وام، و مخالفانش را با تحریم.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز و به نقل از اکونومیست هیچ‌کس انتظار نداشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که در دوره اول خود بسیاری از نهادهای بین‌المللی را تضعیف کرده بود، روزی در نقش ناجی یک کشور بحران‌زده ظاهر شود. اما اکنون، در دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، همان مردی که زمانی کمک‌های خارجی را «هدررفت مالیات مردم آمریکا» می‌دانست، بزرگ‌ترین بسته نجات سی‌ساله آمریکا را برای آرژانتین تدارک دیده است.

ترامپ قرار است ۱۴ اکتبر با خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین و متحد ایدئولوژیک خود، دیدار کند تا جزئیات بسته نجات ۲۰ میلیارد دلاری را نهایی کند؛ بسته‌ای که تقریباً معادل نیمی از ذخایر ارزی آرژانتین است و قرار است اعتماد از‌دست‌رفته بازار را به اصلاحات ارزی میلی بازگرداند. در کنار آن، وزارت خزانه‌داری آمریکا حتی بررسی استفاده از «صندوق تثبیت ارزی» را آغاز کرده ابزاری که آخرین بار بیش از دو دهه پیش برای کمک به کشوری خارجی به‌کار رفته بود.

در ظاهر، این حرکت نشانه‌ای از بازگشت آمریکا به سیاست‌های کمک مالی بین‌المللی است، اما واقعیت عمیق‌تر از این است. این‌بار هدف، نه توسعه اقتصادی و فقرزدایی، بلکه تثبیت متحدان سیاسی و مهار رقبای ژئوپلیتیکی است. آمریکا دیگر پول نمی‌دهد تا جهان را بسازد؛ پول می‌دهد تا جایگاهش را در جهان حفظ کند.

این دیدار، فقط یک معامله مالی نیست؛ نقطه آغاز نسخه جدیدی از دیپلماسی اقتصادی آمریکاست، جایی که کمک خارجی به ابزاری برای بازی قدرت بدل می‌شود.

دیپلماسی مالی جدید؛ کمک فقط برای دوستان و متحدان

هشت ماه پس از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری، دونالد ترامپ به‌وضوح نشان داده که سیاست مالی آمریکا دیگر شبیه گذشته نیست. دوران کمک‌های بی‌قید و شرط و وام‌های چندجانبه تمام شده؛ واشنگتن اکنون پول را فقط به کسانی می‌دهد که در مسیر منافعش حرکت کنند. این چرخش، به‌گفته بسیاری از تحلیلگران، نوعی «انقلاب آرام» در دیپلماسی اقتصادی آمریکاست.

در دهه‌های گذشته، آمریکا بزرگ‌ترین حامی مالی جهان بود. از بودجه‌های عظیم آژانس توسعه بین‌المللی (USAID) تا وام‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، همه با شعارهایی چون کاهش فقر و گسترش دموکراسی تزئین می‌شدند. اما در دولت جدید، همان مؤسسات یا تعطیل شده‌اند یا به‌طور کامل بازطراحی. ترامپ نیمی از بودجه کمک‌های خارجی را قطع کرده و نهادهای چندجانبه را در شوک فرو برده، با این حال، هم‌زمان یکی از بزرگ‌ترین بسته‌های نجات مالی تاریخ را در حال اجراست.

USAID اکنون زیر نظر وزارت خارجه اداره می‌شود، با تیمی کوچک از سیاست‌مداران محافظه‌کار که مأموریتشان استفاده «هدفمند» از پول‌هاست. نهاد دیگر، Millennium Challenge Corporation، که زمانی تأمین‌کننده پروژه‌های زیرساختی در کشورهای فقیر بود، حالا تنها با یک‌چهارم بودجه قبلی فعالیت می‌کند و تمرکزش روی کشورهایی است که واشنگتن آن‌ها را شریک استراتژیک می‌داند. حتی DFC (نهاد تأمین مالی توسعه بین‌المللی)، که در دولت اول ترامپ تأسیس شد، قرار است سقف وام‌هایش را از ۶۰ میلیارد دلار به ۲۵۰ میلیارد افزایش دهد تا در مقابل وام‌دهی چین بایستد.

تمام این تغییرات نشانه یک چیز است: کمک خارجی در دوره ترامپ به ابزاری برای پاداش دادن به وفاداری و تنبیه بی‌طرفی تبدیل شده است. در این چارچوب، کشورهایی که با آمریکا هم‌راستا هستند، می‌توانند انتظار میلیاردها دلار وام و سرمایه‌گذاری داشته باشند، و آنان که از مسیر واشنگتن منحرف شوند، از چرخه پول حذف خواهند شد.

کمک به شرط دشمنی با چین

اگر در گذشته کمک‌های آمریکا به کشورهای درحال‌توسعه با هدف فقرزدایی و ثبات سیاسی انجام می‌شد، حالا هر دلار آمریکایی معنا و شرط خودش را دارد: فاصله گرفتن از چین.
واشنگتن سیاست تازه‌ای را پیش گرفته که در آن، هرگونه حمایت مالی تنها در صورتی ارائه می‌شود که کشور دریافت‌کننده از نفوذ اقتصادی پکن فاصله بگیرد.

نمونه روشن این رویکرد در آرژانتین دیده می‌شود. از ماه آوریل، دولت ترامپ از «خاویر میلی» خواسته بود خط سوآپ ۱۸ میلیارد دلاری با چین را لغو کند؛ شرطی که حالا با اعطای بسته نجات ۲۰ میلیارد دلاری آمریکا به ابزار فشار تبدیل شده است. در کنار آن، واشنگتن از بوئنوس‌آیرس خواسته صادرات سویا به چین را نیز متوقف کند یعنی همان کالایی که بخش عمده ارزآوری آرژانتین به آن وابسته است.
به‌بیان دیگر، آمریکا در حال استفاده از دلار به‌عنوان اهرم ژئوپلیتیکی است؛ ارزی که در دهه‌های گذشته نماد همکاری جهانی بود، حالا تبدیل به ابزار رقابت اقتصادی شده است.

اما این رقابت فقط به آمریکای جنوبی محدود نیست. وزارت خارجه آمریکا به‌تازگی از راه‌اندازی صندوقی سه میلیارد دلاری به نام America First Opportunity Fund خبر داده؛ بودجه‌ای که تحت نظر مارکو روبیو اداره می‌شود و هدفش حمایت مالی از پروژه‌هایی در جنوب شرق آسیا است مناطقی که چین نفوذ سنگینی در آن دارد. بخشی از این منابع قرار است صرف قراردادهای مخابراتی و توسعه زیرساخت در کشورهایی شود که حاضرند همکاری خود را با شرکت‌های چینی کاهش دهند.

از صید تونای اقیانوس آرام گرفته تا معادن لیتیوم آمریکای لاتین، هر جا چین حضور دارد، حالا آمریکا هم با کیف پول بازش ظاهر می‌شود. این یعنی شکل تازه‌ای از جنگ سرد؛ جنگی که نه با موشک، بلکه با وام و قراردادهای اقتصادی در جریان است.

در ظاهر، این سیاست هوشمندانه و هدفمند است، اما پشت آن تضادی عمیق وجود دارد: آمریکا برای مهار چین باید همان کاری را بکند که چین سال‌هاست انجام می‌دهد. یعنی پول خرج کند برای نفوذ.

صنعت به جای انسان‌دوستی؛ وقتی کمک مالی رنگ صنعتی گرفت

در نگاه دولت ترامپ، کمک خارجی دیگر به معنای نجات کشورها نیست؛ بلکه به معنای تضمین منابع حیاتی آمریکا است. وزارت خارجه در برنامه جدید خود صراحتاً اعلام کرده که «کمک خارجی باید مشکلات آمریکا را حل کند»؛ جمله‌ای که به تنهایی نشان می‌دهد فلسفه این سیاست چقدر تغییر کرده است.

فهرست اولویت‌های جدید واشنگتن بیش از آنکه شبیه یک برنامه توسعه جهانی باشد، شبیه یک لیست خرید صنعتی است: از مواد معدنی نادر گرفته تا قطعات پیشرفته الکترونیکی و موتورهای بدون جاروبک که در صنایع پهپاد به کار می‌روند.
ترامپ به نهاد مالی توسعه بین‌المللی (DFC) دستور داده پروژه‌هایی را تأمین مالی کند که به صنایع آمریکایی مرتبط باشند — حتی اگر در خاک کشورهای دیگر اجرا شوند. نتیجه، ترکیبی است از سیاست خارجی و استراتژی صنعتی.

نمونه‌ها واضح‌اند: دولت زامبیا در حال دریافت مشوق‌هایی برای تسریع استخراج معادن مس است؛ در اوکراین، کمک‌های نظامی با شرط بهره‌برداری از منابع معدنی گره خورده؛ و در جمهوری دموکراتیک کنگو، آمریکا قول داده برای احداث خط‌آهنی سرمایه‌گذاری کند که به معدن مس یک شرکت آمریکایی منتهی می‌شود.
در کنار آن، پروژه‌هایی برای کشف منابع در گرینلند و افزایش تولید قطعات پهپاد نیز در دستور کار DFC قرار گرفته‌اند.

این مدل جدید از کمک، ترکیبی از وام، سرمایه‌گذاری و کنترل زنجیره تأمین است. دیگر خبری از «بخشش مالی» نیست؛ هر دلار باید یا بازگردد، یا به محصولی تبدیل شود که در خاک آمریکا ارزش‌آفرینی کند. در این الگو، «انسان‌دوستی» جای خود را به اقتصاد ملی‌گرایانه داده است.

منتقدان می‌گویند این نوع کمک‌ها شاید در کوتاه‌مدت به منافع واشنگتن خدمت کنند، اما در بلندمدت باعث می‌شوند کشورهای درحال‌توسعه از آمریکا به چشم یک شریک اقتصادی سخت‌گیر نگاه کنند، نه متحدی خیرخواه. اما در دکترین ترامپ، این دقیقاً همان هدف است. شراکت نه بر پایه احساسات، بلکه بر اساس سود.

آینده این راهبرد؛ رقابت پرهزینه با چین یا آغاز امپراتوری مالی جدید؟

بر روی کاغذ، استراتژی جدید واشنگتن منطقی به نظر می‌رسد: استفاده از قدرت مالی برای حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی. اما در عمل، این مسیر می‌تواند آمریکا را وارد بازی‌ای کند که قوانینش را خودِ چین نوشته است.
برای دهه‌ها، پکن با میلیاردها دلار وام، پروژه و سرمایه‌گذاری، نفوذش را در آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا گسترش داده است. حالا واشنگتن می‌خواهد همان مسیر را برود، با منابعی کمتر و انتظاراتی بزرگ‌تر.

طبق داده‌های شورای روابط خارجی آمریکا، تنها دو بانک دولتی چین بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار وام خارجی فعال دارند؛ در حالی که اگر طرح افزایش بودجه DFC به تصویب برسد، کل ظرفیت آمریکا به سختی به ۳۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند رقابت مالی با چین برای آمریکا نه تنها دشوار، بلکه بالقوه خطرناک است. چرا که نیاز به تزریق مداوم پول از بودجه عمومی دارد، در حالی که بخش بزرگی از پایگاه سیاسی ترامپ از ابتدا با هزینه‌کرد خارجی مخالف بوده است.

با این حال، دولت ترامپ ظاهراً درگیر تناقضی بنیادین شده: برای حفظ شعار «اول آمریکا»، باید به‌طور فزاینده‌ای در خارج از مرزها خرج کند.
اگر این سیاست ادامه یابد، واشنگتن ممکن است دوباره به بزرگ‌ترین وام‌دهنده جهان تبدیل شود، اما نه با انگیزه بشردوستانه، بلکه برای تضمین سهمش در منابع جهانی و مهار رقبایی که از مسیر اقتصاد پیش می‌آیند، نه سیاست.

در بهترین حالت، این رویکرد می‌تواند آغاز شکل جدیدی از امپراتوری مالی آمریکایی باشد؛ در بدترین حالت، می‌تواند همان چیزی شود که ترامپ همیشه از آن می‌ترسید: باتلاقی از بدهی، فشار مالی و رقابت بی‌پایان با چینی که در میدان پول، از مدت‌ها پیش استاد بازی است.

برای حالا، آنچه قطعی است این است که آمریکا دیگر در نقش خیرخواه جهانی ظاهر نمی‌شود؛ بلکه در قالب معامله‌گری عمل‌گرا بازگشته است؛ معامله‌گری که ارزش هر دوستی را با دلار می‌سنجد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.