به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز سپتامبر امسال برای خیلیها یادآور روزهای سخت اقتصادی بود. دولت آمریکا درگیر تعطیلی شد، بحثها درباره استقلال فدرال رزرو بالا گرفت و چشمانداز بازار کار تیرهتر از همیشه به نظر میرسید. اما درست در همان روزهایی که تیتر خبرها بوی بحران میداد، در والاستریت حال و هوا متفاوت بود؛ بازارها در حال جشن گرفتن بودند.
طلا با جهشی ۱۲ درصدی در عرض یک ماه، رکورد تازهای ثبت کرد و ارزش سهام از نیویورک تا سئول بیش از ۳۵ تریلیون دلار افزایش یافت. شاخصهای بورسی یکی پس از دیگری سبز شدند، در حالی که بسیاری از تحلیلگران تا چند هفته قبل از سقوط حرف میزدند. این بار برخلاف همه پیشبینیها، معاملهگرانی برنده شدند که به جای گوش دادن به سر و صدای رسانهها، روی یک اصل ساده تکیه کردند: روندهای قوی را دنبال کن و از موجها نترس.
در واقع، ماه سپتامبر برای بازارهای جهانی یادآور بازگشت همان قاعده قدیمی بود که همیشه در والاستریت زمزمه میشود «بازار همیشه راه خودش را میرود.» و این بار هم رفت؛ نه به سمت بحران، بلکه به سمت سودهایی که سه سال است نظیرشان دیده نشده بود.
بازگشت استراتژی قدیمی؛ دنبال کردن روند دوباره جواب داد
بعد از سه سال پر از نوسان، نااطمینانی و شکستهای پیاپی، والاستریت دوباره به همان قاعدهای برگشت که نسلهای قدیمی معاملهگران با آن بزرگ شدهاند: دنبال روند برو. در بازاری که پیشبینیها هر روز تغییر میکرد و سیاستهای دولت آمریکا سرمایهگذاران را سردرگم کرده بود، سادهترین استراتژی، حالا به پربازدهترین تبدیل شده بود.
صندوقهای بزرگی که بر پایهی «دنبال کردن روند قیمتها» فعالیت میکنند موسوم به CTA Funds در ماه سپتامبر جهش خیرهکنندهای داشتند. شاخص عملکرد آنها نزدیک به ۶ درصد بالا رفت و برخی از صندوقهای مشابه مثل ETF معروف DBMF بهترین ماه خود از سال ۲۰۲۲ را تجربه کردند.
این یعنی معاملهگرانی که به جای پیشبینی آینده، فقط به دادههای مقابلشان اعتماد کردند و سوار بر روند شدند، برندهی بیرقیب بازار بودند.
در حالی که مدیران صندوقهای فعال با تحلیلهای پیچیدهشان جا ماندند، تریدرهای الگوریتمی با چند خط کد و پیروی از حرکت قیمتها سودهایی گرفتند که تا همین چند ماه پیش غیرقابل تصور بود. بهنوعی، بازار داشت دوباره به آن دسته از بازیگرانی پاداش میداد که به ریتم آن گوش میدادند، نه به نویز سیاست و خبر.
بازگشت قدرت به استراتژیهای مومنتومی نشان داد که بازار، حتی در دوران آشوب سیاسی، هنوز از منطق خودش پیروی میکند: وقتی روند شکل گرفت، مقاومت بیفایده است.
سیل نقدینگی، خون تازه در رگهای بازارها
پشت پرده تمام این صعودها، سیلی از نقدینگی در جریان بود؛ پولهایی که بهظاهر از چشم رسانهها پنهان ماند اما در عمل، نیروی حیاتی والاستریت را تأمین کرد. گزارش جدید «جیپی مورگان» نشان میدهد که در دو سال گذشته، عرضه پول در اقتصاد آمریکا بهطور پیوسته افزایش یافته است. این افزایش نه فقط در حسابهای بانکی، بلکه در صندوقهای بازار پول، سرمایهگذاریهای کوتاهمدت و حتی در خزانهداری آمریکا دیده میشود.
این پولها که در جستجوی بازدهی بالاتر بودند، به تدریج راه خود را به بازارهای سهام، کالا و حتی طلا باز کردند و موتور رشد داراییها را روشن نگه داشتند. در واقع، درست زمانی که اقتصاد از رکود و بیاعتمادی حرف میزد، والاستریت با تزریق آرام و مداوم نقدینگی نفس تازهای کشید.
اما نقش فدرال رزرو در این میان کلیدی بود. سیاستهای نسبتاً نرم و تمایل به حمایت از بازار کار، به نوعی چتر حمایتی برای بازارها ساخت؛ همان چیزی که تحلیلگران آن را Fed Put مینامند یعنی باور عمومی که فدرال رزرو اجازه سقوط جدی بازار را نمیدهد. همین اعتماد، فضای ریسکپذیری را در میان سرمایهگذاران بالا برد و ترس جای خودش را به طمع داد.
بهبیان ساده، تریدرها فهمیدند که پول در بازار زیاد است و تا زمانی که این سیل جریان دارد، هر اصلاحی فقط فرصتی تازه برای سوار شدن بر موج بعدی است. و این همان جایی بود که مومنتوم تبدیل به قانون نانوشتهی بازار شد.
ترس از جا ماندن، سوخت پنهان رالی والاستریت
در والاستریت، ترس همیشه دشمن معاملهگر نیست؛ گاهی خودش تبدیل به موتور سود میشود. در هفتههایی که تیتر خبرها پر از نااطمینانی بود از تعطیلی دولت آمریکا گرفته تا افت رشد شغلها بازارها خلاف جهت ترس حرکت کردند. هر روز که قیمتها بالاتر میرفت، تریدرهای بیشتری حس کردند اگر وارد نشوند، از یک موج تاریخی جا میمانند.
این همان لحظهای بود که «ترس از ضرر» جای خود را به «ترس از عقبماندن» داد. رفتار جمعی بازار تغییر کرد؛ خریداران محتاط هم وارد شدند، سرمایههای نقد دوباره به کار افتاد و معاملات روزانه رکورد زد. به قول جوزف تنیوس، استراتژیست مؤسسه Northern Trust:
«هیچکس نمیخواهد از این رالی جا بماند. چند ماه پیش همه نگران سقوط بودند، اما امروز بازار با وضوح بیشتری نفس میکشد.»
این احساس جمعی، همان چیزی بود که موج مومنتوم را بزرگتر کرد. در عمل، بازار به خودش سوخت داد؛ هر رشد کوچکی باعث ورود پول تازه شد و آن پولها هم رشد بعدی را رقم زدند. حتی در روزهایی که دادههای اقتصادی منفی منتشر میشد، شاخصها بالا میرفتند چون معاملهگران بیش از ترس، از «فرصت از دست رفته» میترسیدند.
FOMO به نوعی ذهنیت غالب بازار در سال ۲۰۲۵ شد ذهنیتی که با هر اصلاح قیمتی، بهجای عقبنشینی، حمله میکرد. و درست همین رفتار، والاستریت را به جایی رساند که بحرانها دیگر نتوانستند جلویش را بگیرند.
وقتی مدیران فعال شکست خوردند و الگوریتمها برنده شدند
در سالی که همهچیز غیرقابل پیشبینی به نظر میرسید، شاید بزرگترین شکست نه سهمها بودند و نه طلا بلکه انسان بود. دادههای منتشرشده از «جفریز فایننشال گروپ» نشان میدهد تنها ۲۲ درصد از صندوقهای فعال در سال ۲۰۲۵ توانستند از شاخصهای اصلی بازار جلو بزنند؛ بدترین عملکرد از سال ۱۹۹۹ تا امروز. به بیان سادهتر، از هر پنج مدیر صندوق، چهار نفر بازنده بودند.
در مقابل، رباتها و استراتژیهای خودکار بهترین سال خود را سپری کردند. صندوقهایی مانند iMGP DBi Managed Futures ETF (DBMF) یا iShares Momentum Factor (MTUM) که بر پایهی هوش مصنوعی و تحلیل روند طراحی شدهاند، رکوردهای جدیدی زدند. صندوق MTUM به تنهایی ۵ درصد رشد ماهانه و ۲۳ درصد رشد سالانه ثبت کرد عددی که بسیاری از مدیران فعال فقط میتوانند در خواب ببینند.
حتی سبد سهام پرریسک گلدمن ساکس، متشکل از نمادهای «مومنتوم بالا»، در ماه سپتامبر ۱۷ درصد رشد داشت. و این یعنی در جهانی که سرعت اطلاعات و تغییرات هر لحظه بیشتر میشود، آنهایی که هنوز با تحلیلهای دستی و مدلهای سنتی کار میکنند، از رقابت خارج شدهاند.
به گفتهی «استیون دسانکتیس» از جفریز، دلیل اصلی این عقبماندگی، بیاعتمادی مدیران سنتی به سهام تکنولوژی و روند هوش مصنوعی بوده است همان بخشی که امسال موتور اصلی رشد بازار بود. در حالی که صندوقهای الگوریتمی با چشم بسته به دادهها اعتماد کردند، مدیران انسانی هنوز دنبال منطق اقتصادی در هر حرکت قیمت میگشتند.
در پایان، بازار بار دیگر نشان داد که احساسات، قضاوت و غرور انسانی جایی در والاستریت مدرن ندارد؛ اینجا قلمرو الگوریتمهاست سرد، سریع و دقیق است.
آینده بازار؛ مومنتوم تا کجا ادامه دارد؟
حالا که والاستریت از دل بیثباتی اقتصادی بیرون آمده و تریدرها در حال ثبت رکوردهای تازهاند، سؤال بزرگ این است: آیا این روند ادامهدار است یا فقط آرامش پیش از طوفان؟
در نگاه اول، شرایط هنوز به نفع بازار است. فدرال رزرو با مواضع محتاطانهاش در برابر تورم، همچنان سیگنال میدهد که نرخهای بهره را ناگهانی افزایش نخواهد داد. همین رویکرد، نوعی احساس امنیت به بازار تزریق کرده؛ احساسی که باعث شده سرمایهگذاران مطمئن شوند، حتی اگر اقتصاد لغزشی هم داشته باشد، بانک مرکزی اجازه سقوط را نمیدهد.
از طرف دیگر، جریان نقدینگی همچنان قوی است. طبق آمار سیتیگروپ، تنها در ماه سپتامبر بیش از ۱۴۱ میلیارد دلار سرمایه جدید وارد ETFهای آمریکایی شده سومین رقم بزرگ تاریخ. این یعنی هنوز پول زیادی در حاشیه بازار منتظر فرصتی برای ورود است. تا وقتی این پولها وجود دارند، حتی اصلاحهای قیمتی میتوانند بهانهای برای رشد بعدی باشند.
اما در دل این خوشبینی، نشانههایی از شکنندگی هم دیده میشود. بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تورم دوباره بالا برود یا فدرال رزرو مجبور به بازگشت سیاستهای انقباضی شود، همین موج اعتماد میتواند به سرعت فروبپاشد. تجربه نشان داده مومنتوم تا زمانی دوام دارد که جریان پول متوقف نشود و وقتی متوقف شد، سقوط به همان اندازه سریع خواهد بود.
در نهایت، بازار امروز بیش از هر زمان دیگری به روانشناسی وابسته است؛ ترس از جا ماندن، امید به نقدینگی، و ایمان به حمایت فدرال رزرو. اما اگر یکی از این پایهها بلرزد، رالی سهسالهی تریدرها ممکن است به نقطهی پایان خود برسد.
برای حالا، والاستریت هنوز در حال رقصیدن است اما همه میدانند که موسیقی بازار هیچوقت تا ابد نمینوازد.















نظرات کاربران