به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار خودرو بار دیگر صحنهای از عطش و هجوم متقاضیان شد. هشتمین دوره فروش محصولات ایرانخودرو تنها در چند روز، بیش از شش میلیون نفر را پای سامانه ثبتنام نشاند؛ رقمی که بهخوبی نشان میدهد تقاضا برای خرید خودرو در ایران نه فقط فروکش نکرده، بلکه به مرزهای غیرمنطقی رسیده است.
در این دوره، برخلاف طرحهای قبلی، دیگر نیازی به افتتاح حساب وکالتی نبود؛ همین تغییر ظاهراً ساده، جرقهای شد برای ثبتنام میلیونها نفر در کمتر از یک هفته. نتیجه آن هم چیزی نبود جز رقابتی با شانس یکبههشتادوسه برای برندهشدن یعنی هر متقاضی، تنها ۱.۲ درصد بخت داشت تا صاحب خودرو شود.
اما پشت این آمار حیرتانگیز، واقعیتی عمیقتر پنهان است: بازاری که در نبود تعادل میان عرضه و تقاضا، سالهاست به میدان رقابت سرمایهگذاران کوچک و مصرفکنندگان واقعی بدل شده. حذف شرط وکالتی هرچند به ظاهر در مسیر «تسهیل خرید» انجام شد، اما در عمل تنها هجوم تقاضا را بیشتر کرد و نشان داد خودرو هنوز نه یک کالای مصرفی، بلکه داراییای امن برای حفظ ارزش پول تلقی میشود.
خودرو همچنان کالای سرمایهای؛ وقتی قرعهکشی جای بازار رقابتی را میگیرد
رفتار مردم در بازار خودرو دیگر شباهتی به «مصرف» ندارد؛ بیشتر به سرمایهگذاری در بازاری شبهانحصاری میماند که در آن احتمال برنده شدن از بختآزمایی کمتر نیست. طی سالهای اخیر، سیاست فروش خودرو در قالب قرعهکشی عملاً نقش بازار آزاد را از بین برده و رابطه تولیدکننده و مصرفکننده را به بازی شانس تقلیل داده است.
در این میان، نوسانات نرخ ارز و تورم فزاینده باعث شده خودرو، حتی در نسخههای اقتصادی و کممصرف، برای بسیاری از خانوادهها تبدیل به «دارایی ضدتورمی» شود. مردم بهجای نگاه به کیفیت یا نیاز واقعی، در پی حفظ ارزش پولشان هستند؛ و تا زمانی که این ذهنیت حاکم باشد، صفهای میلیونی نیز از بین نخواهند رفت.
از سوی دیگر، خودروسازان که باید از طریق بهبود کیفیت و رقابت قیمتی سهم بازار خود را حفظ کنند، به اتکای همین هجوم تقاضا، عملاً نیازی به تغییر مسیر احساس نمیکنند. قرعهکشی، به شکلی غیرمستقیم، تبدیل به سپر محافظی برای ساختار معیوب صنعت خودرو شده است؛ ساختاری که بهجای رقابت، از محدودیت عرضه سود میبرد.
سیاست فروش فوری با طعم تورم انتظاری
در ظاهر، طرحهای فروش فوری و فوقالعاده با وعده تحویل ۳۰ تا ۹۰ روزه، بهعنوان راهکاری برای آرام کردن بازار معرفی میشوند؛ اما واقعیت این است که چنین طرحهایی، بیشتر از آنکه عرضه واقعی ایجاد کنند، به تغذیه انتظارات تورمی دامن میزنند.
وقتی میلیونها نفر برای خرید خودرو صف میکشند و تنها چند ده هزار نفر موفق به دریافت آن میشوند، بقیه متقاضیان با ذهنیتی پر از اضطراب از «جاماندن از تورم آینده»، به بازار آزاد روی میآورند. همین رفتار، بهمرور، چرخهای از افزایش قیمتها و داغتر شدن تقاضای سفتهبازی را بازتولید میکند.
از سوی دیگر، فروشهای کوتاهمدت و تبلیغاتی، در غیاب شفافیت درباره ظرفیت تولید و برنامهریزی بلندمدت، بیشتر شبیه مُسکنهایی هستند که در لحظه اثر میگذارند، اما درد اصلی را درمان نمیکنند. این نوع سیاستها شاید برای مدتی آرامش روانی نسبی در بازار ایجاد کنند، اما در بلندمدت، تنها موجب فرسایش اعتماد عمومی و تقویت حس «بیثباتی دائمی» در بازار خودرو میشوند.
آینده سیاست فروش ایرانخودرو؛ بازی تکراری یا اصلاح ساختاری؟
با وجود رشد تیراژ تولید و وعدههای مکرر برای ساماندهی بازار، مسیر ایرانخودرو در اجرای طرحهای فروش هنوز از الگوی تکراری گذشته فاصله چندانی نگرفته است. هرچند حذف حساب وکالتی و تسهیل ثبتنام میتواند در نگاه اول نشانهای از انعطافپذیری باشد، اما تا زمانی که قیمتگذاری دستوری، نبود رقابت واقعی و ناتوانی در تأمین پایدار قطعات ادامه دارد، تغییر در شیوه فروش بهتنهایی نمیتواند معادله بازار را عوض کند.
تجربه نشان داده هر بار که خودروسازان با طرحهای کوتاهمدت به استقبال بازار میروند، تنها عطش خرید را افزایش میدهند و انتظارات قیمتی را به آینده منتقل میکنند. راهحل واقعی، در اصلاح ساختار تولید، شفافسازی هزینهها و بازگشت اعتماد عمومی نهفته است؛ امری که بدون تغییر در سیاستگذاری کلان صنعت خودرو ممکن نیست.
اگرچه ممکن است در کوتاهمدت، اجرای طرحهای پرزرقوبرق فروش، بار دیگر مردم را پای سامانهها بکشاند، اما واقعیت این است که ایرانخودرو برای خروج از چرخه قرعهکشی و بازار آشفته، نیازمند اصلاحی عمیق و واقعی در مدل اقتصادی و مدیریتی خود است؛ اصلاحی که اگر بهتعویق بیفتد، هر فروش جدید، تنها تکرار بازیای قدیمی در لباسی تازه خواهد بود.















نظرات کاربران