به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز سهشنبه، در مراسم «روز جهانی اسکان بشر» در وزارت راه و شهرسازی، برای نخستینبار تصویر رسمی از وسعت فاجعهی جنگ ۱۲روزه آشکار شد. فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در سخنرانی خود نهتنها آمار تخریب زیرساختها را اعلام کرد، بلکه از عمق فاجعه انسانی نیز پرده برداشت؛ آماری که نشان میدهد جنگ اخیر نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه حملهای مستقیم به حیات شهری و مدنی ایران بوده است.
او گفت در جریان این درگیریها، بیش از ۳۰۰ زن غیرنظامی هدف مستقیم مهمات جنگی قرار گرفتند که از میان آنان ۱۲۶ نفر جان باختند. همچنین ۲۱۵ کودک و نوجوان زخمی و ۴۷ کودک جان خود را از دست دادند؛ کوچکترین قربانیان، نوزادانی چندماهه بودند که هنوز معنای جنگ را نمیدانستند. در ادامه، صادق از آسیب به ۹ بیمارستان در مناطق غربی و شمالی کشور خبر داد و تأکید کرد که دو بیمارستان از جمله بیمارستان فارابی کرمانشاه ناچار به تخلیه کامل شدند، در حالی که بیماران آیسییو هنوز به دستگاههای تنفس متصل بودند.
ابعاد فاجعه اما فقط انسانی نبود؛ در حوزه زیرساختی نیز، ۱۱ آمبولانس و ۶ پایگاه اورژانس از بین رفتند، سه مرکز درمانی روستایی تخریب شد و ۲۰ نفر از کارکنان سلامت، از جمله ۱۶ تکنسین اورژانس آسیب دیدند. در حملات هوایی، حتی باندهای فرودگاههای غیرنظامی تهران، تبریز و اصفهان نیز هدف قرار گرفتند. وزیر راه این اقدامها را تلاشی «مذبوحانه برای ضربه زدن به زیست روزمرهی شهروندان» خواند و افزود: «شهرها دیگر فقط ساختمان و خیابان نیستند، صحنهی زندگی انساناند؛ هر تصمیمی برای شهر، تصمیمی برای سرنوشت انسان است.»
در نخستین برآوردهای رسمی، بیش از ۹ هزار واحد مسکونی در مناطق درگیر آسیب دیدند که از این میان، بیش از ۱۲۰۰ واحد بهطور کامل نیازمند بازسازی یا نوسازیاند. با وجود این ارقام سنگین، هنوز هیچ گزارش نهایی از خسارتهای مالی، حجم منابع موردنیاز برای بازسازی، یا برنامهی اجراییِ تفصیلی منتشر نشده است؛ موضوعی که خود به پرسشی تازه در افکار عمومی تبدیل شده: آیا دولت آمادهی پاسخ شفاف دربارهی روند بازسازی و تخصیص منابع هست؟
بازسازی خانهها؛ از وعده تا واقعیت میدانی
چند ماه از پایان جنگ ۱۲روزه میگذرد، اما هنوز صدای چکشهای بازسازی در محلههای آسیبدیده کامل به سکوت نرسیده است. دولت و شهرداری از همان روزهای نخست وعده دادند که روند بازسازی «سریع، هماهنگ و مردمی» پیش خواهد رفت، اما واقعیت میدانی ترکیبی از پیشرفتهای محسوس و گرههای اداری است؛ تصویری که نه سیاه است و نه کاملاً سفید.
لطفالله فروزنده، معاون شهردار تهران، در تازهترین گزارش رسمی، نقشهی دقیقتری از وضعیت ارائه داد. به گفتهی او، ۵ هزار واحد که فقط دچار شکستگی شیشه یا فریم پنجره بودند، «بهطور کامل تعمیر و تحویل» شدهاند. گروه دوم، شامل ساختمانهایی است که افزون بر آسیبهای جزئی، ریزش دیوار، آشپزخانه یا آسانسور داشتند؛ در این بخش نیز ۹۰ درصد کارها انجام شده و تنها مواردی معدود بهدلیل عدم همکاری مالکان باقی ماندهاند.
در گروه سوم، ساختمانهایی قرار دارند که بخشی از سازهشان آسیب جدی دیده و نیاز به مقاومسازی طبقات فوقانی دارند. فروزنده تأکید کرد تنها یک ساختمان هنوز در مرحله جمعبندی نهایی است، زیرا ساکنان طبقات پایین با تخریب مخالفاند و هنوز به توافق نرسیدهاند. اما در گروه چهارم، یعنی تخریب و نوسازی کامل، ماجرا پیچیدهتر است: از میان خانههایی که تخریبشان قطعی اعلام شده، حدود ۶۵ درصد توافقهای لازم انجام شده و در برخی نقاط کار تخریب آغاز شده است، اما تعدادی از مالکان هنوز تصمیم نگرفتهاند یا منتظر تعیین تکلیف پرداختها هستند.
به گفتهی شهرداری، برای سرعتبخشیدن به روند بازسازی، مالکان در صورت معرفی سازندهی مورد اعتماد خود، از امتیازات ویژه بهرهمند میشوند، و اگر تمایلی نداشته باشند، شهرداری سازنده معرفی میکند. با این حال، هنوز بخشهایی از محلات آسیبدیده چهرهای نیمهویران دارند؛ خانههایی که اسکلتشان پابرجاست اما ساکنانشان در انتظار مجوز تخریب یا دریافت کمک بلاعوضاند.
بررسی میدانی نشان میدهد دولت در گام نخست تمرکز خود را بر تعمیرات سریع و قابل سکونت گذاشته تا مردم هرچه زودتر به خانههایشان برگردند، اما در زمینهی نوسازی کامل، پیشرفتها کندتر بوده است. منابع محدود مالی، اختلاف نظر مالکان، و پیچیدگی در برآورد خسارتها از جمله عواملیاند که بازسازی را زمانبر کردهاند.
با وجود انتشار چندین آمار پراکنده از سوی وزارت راه و شهرداری تهران، هنوز گزارش تجمیعی دقیقی از وضعیت کل کشور منتشر نشده است. برخی آمارها از اتمام حدود ۸۰ درصد پروندههای بازسازی شهری خبر میدهند، در حالی که بر اساس بررسی میدانی خبرنگاران ایرنا و اقتصادنیوز، در برخی مناطق همچنان عملیات آواربرداری و توافق با مالکان ادامه دارد. همین تفاوت ارقام، مسئلهای را پیش میکشد که در بخش بعدی به آن خواهیم پرداخت: نبود آمار رسمی و شفاف ملی که بتواند تصویری واحد از کارنامه بازسازی ارائه دهد.
ابهام در آمارها؛ چرا گزارش رسمی بازسازی منتشر نمیشود؟
در حالی که ماهها از پایان جنگ ۱۲روزه گذشته و صدها واحد مسکونی در حال بازسازی هستند، هنوز هیچ گزارش رسمی، منسجم و قابل استناد از سوی دولت درباره روند پیشرفت، میزان منابع مصرفشده یا جدول زمانی تحویل خانهها منتشر نشده است. این خلأ آماری، حالا به یکی از نقاط ضعف مهم در مدیریت پساجنگ تبدیل شده؛ مسئلهای که نهفقط اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، بلکه حتی روند تصمیمگیری اقتصادی برای تخصیص بودجه و منابع بازسازی را نیز مبهم گذاشته است.
وزارت راه و شهرسازی و شهرداری تهران، هر دو بهصورت جداگانه گزارشهایی از «پیشرفت ۶۵ تا ۹۰ درصدی» ارائه کردهاند، اما میان این ارقام و آنچه خبرنگاران و کارشناسان در میدان میبینند، فاصله قابل توجهی وجود دارد. در برخی مناطق شهری هنوز آواربرداری تمام نشده، در حالی که در آمار رسمی، این واحدها «تعیینتکلیف شده» اعلام میشوند. تفاوت میان مفاهیمی مانند «تعیینتکلیف»، «در حال اجرا» و «تحویل نهایی» موجب شده تصویر واقعی بازسازی در اذهان عمومی گنگ و ناپایدار بماند.
به گفتهی کارشناسان حوزه مدیریت بحران، نبود یک سامانه ملی برای ثبت و رصد پیشرفت بازسازی، دلیل اصلی این آشفتگی است. ایران در بسیاری از پروژههای شهری از «داشبوردهای دادهمحور» استفاده کرده، اما در بحران اخیر چنین ساختاری هنوز شکل نگرفته است. اگر وزارت راه و شهرسازی بتواند سامانهای برخط با چهار شاخص کلیدی—تعداد واحدهای تحویلشده، در حال اجرا، در صف توافق و حجم پرداختهای حمایتی—راهاندازی کند، عملاً امکان نظارت عمومی، رسانهای و کارشناسی فراهم خواهد شد.
از سوی دیگر، برخی منابع مطلع در دولت میگویند اختلافنظر بین دستگاهها در شیوه گزارشدهی، مانع انتشار رسمی آمار تجمیعی شده است. وزارت راه، شهرداری و بنیاد مسکن هرکدام آمار جداگانه دارند و هنوز توافقی بر سر «نحوه ثبت پیشرفت پروژهها» حاصل نشده است. نتیجه آن است که رسانهها از یک سو به دادههای متفاوت دسترسی دارند، و از سوی دیگر، شهروندانِ آسیبدیده احساس میکنند صدایشان در آمار رسمی گم شده است.
این ابهام آماری تنها مسئلهای فنی نیست، بلکه ریشه در ساختار پاسخگویی دارد. وقتی مردم ندانند دولت چه مقدار بودجه تخصیص داده، چند واحد تحویل شده، یا چه مناطقی هنوز در انتظار مجوز ساختاند، بیاعتمادی در سطح اجتماعی شکل میگیرد و حتی روند بازسازی فیزیکی نیز زیر سایهی تردید میرود.
در واقع، بازسازی فقط دیوار و سقف نیست؛ بازسازی اعتماد هم هست. اعتماد به اینکه دولت بتواند اطلاعات را شفاف، دقیق و بهموقع منتشر کند و در مقابلِ هر رقم، پاسخگو باشد. در بحرانهایی از این دست، آمار رسمی نه یک عدد، بلکه سندی از کارآمدی است؛ و هر روز تأخیر در انتشار آن، به همان اندازه که خانهها را نیمهکاره نگه میدارد، حس اطمینان عمومی را هم ویران میکند.
از آوار تا اعتماد | بازسازی واقعی وقتی کامل میشود که مردم دوباره احساس امنیت کنند
جنگ ۱۲روزه نه فقط خانهها را ویران کرد، بلکه آرامش روانی هزاران خانواده را هم با خود برد. امروز، در همان محلههایی که دیروز صدای آژیر و انفجار میآمد، صدای کارگران و ماشینهای ساختمانی شنیده میشود؛ اما بازسازی، آنطور که مردم میگویند، فقط ساخت دوباره دیوارها نیست، بلکه بازسازی حس امنیت، اعتماد و زندگی عادی است.
در میدان عمل، دولت و شهرداری توانستهاند بخشی از خانهها را تعمیر کنند و با پرداختهای نقدی، فشار معیشتی مردم را موقتاً کاهش دهند. اما در سطحی عمیقتر، بحران بازسازی به یک آزمون حکمرانی تبدیل شده است: آیا دولت میتواند از دل فاجعه، الگویی نو برای مدیریت بحران و بازسازی اجتماعی بیرون بکشد؟ یا باز هم تجربهای گذرا خواهد بود که در حافظه عمومی محو میشود؟
به گفتهی برخی جامعهشناسان شهری، آنچه پس از جنگ ۱۲روزه اهمیت دارد، نه فقط سرعت بازسازی بلکه کیفیت بازگشت به زندگی است. وقتی مردم پس از ماهها هنوز در اسکان موقت زندگی میکنند، وقتی آمار رسمی شفاف نیست و برنامه زمانبندی روشنی اعلام نشده، اعتماد عمومی فرسوده میشود. در چنین فضایی، هر واحد بازسازیشده باید تبدیل به نشانهای از بازگشت امید شود؛ نه فقط یک پرونده بستهشده در بایگانی شهرداری.
در سوی دیگر، سیاستگذاران شهری نیز به درستی میگویند بازسازی نباید صرفاً به توسعه فیزیکی محدود شود. فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در همان سخنرانی تأکید کرد که «شهرها صحنه زندگی انساناند» و هر تصمیم درباره آنها، تصمیمی درباره سرنوشت انسان است. همین جمله نشان میدهد اگر قرار است تجربه تلخ جنگ ۱۲روزه به درسی پایدار تبدیل شود، باید از این پس مفهوم بازسازی، به معنای بازسازی تابآوری انسانی و اجتماعی هم در دستور کار قرار گیرد.
در نهایت، جنگ تمام شده، اما آثارش هنوز در سیمای شهر و ذهن مردم باقی است. بازسازی واقعی زمانی به سرانجام میرسد که ساکنان خانههای تخریبشده بتوانند شب را بدون نگرانی از آینده، در خانههای خود بخوابند. تا آن زمان، هر دیواری که بالا میرود، نه فقط نشانهای از عمران، بلکه وعدهای است از سوی حاکمیت به مردمش: اینکه هیچ ویرانی، ماندنی نیست به شرط آنکه بازسازی، هم خانه را بسازد و هم دلها را.















نظرات کاربران