خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
برای خرید یک‌خوابه ۶۰ متری در منطقه ۱۰ تهران چقدر باید پرداخت؟

برای خرید یک‌خوابه ۶۰ متری در منطقه ۱۰ تهران چقدر باید پرداخت؟

شرط جنجالی اسپیس‌ایکس برای خرید خانه‌های اطراف مرکز داده هوش مصنوعی

شرط جنجالی اسپیس‌ایکس برای خرید خانه‌های اطراف مرکز داده هوش مصنوعی

با پول یکسان در کدام شهرهای جهان خانه بزرگ‌تری می‌خرید؟

با پول یکسان در کدام شهرهای جهان خانه بزرگ‌تری می‌خرید؟

قیمت مسکن منطقه ۱۰ تهران؛ خریداران کم‌بودجه چه بازاری پیش رو دارند؟

قیمت مسکن منطقه ۱۰ تهران؛ خریداران کم‌بودجه چه بازاری پیش رو دارند؟

وعده تحویل خانه‌های اجاره‌ای در آبان ماه

وعده تحویل خانه‌های اجاره‌ای در آبان ماه

وضعیت مسکن در منطقه ۱۰ تهران؛ قیمت‌ها چگونه تغییر کرده‌اند؟

وضعیت مسکن در منطقه ۱۰ تهران؛ قیمت‌ها چگونه تغییر کرده‌اند؟

واحد ۶۰ متری هفت‌چنار با قیمت ۱۱ میلیارد تومان آگهی شد؛ متری چند؟

واحد ۶۰ متری هفت‌چنار با قیمت ۱۱ میلیارد تومان آگهی شد؛ متری چند؟

هزینه خرید مسکن در منطقه ۱۰ تهران/ واحد ۶۰ متری در هفت‌چنار ۱۱ میلیارد تومان فایل شد + جدول

هزینه خرید مسکن در منطقه ۱۰ تهران/ واحد ۶۰ متری در هفت‌چنار ۱۱ میلیارد تومان فایل شد + جدول

تورم نقطه‌‌ای مهرماه ۱.۱ درصد کاهش یافت + اینفوگرافی

تورم نقطه‌‌ای مهرماه ۱.۱ درصد کاهش یافت + اینفوگرافی

مقاوم‌سازی ۷۰ درصدی مسکن روستایی در کرمان

مقاوم‌سازی ۷۰ درصدی مسکن روستایی در کرمان

از کوره‌های سیمان تا دفتر مهندسان

شوک رکود مسکن به بازار کار ایران

بازدید ۱٬۴۱۷نویسنده: رضا هاشمی
شوک رکود مسکن به بازار کار ایران

وقتی پروژه‌های ساختمانی متوقف می‌شوند، فقط ساختمان‌ها نیمه‌کاره نمی‌مانند؛ زندگی هزاران کارگر، مهندس و فروشنده هم در بلاتکلیفی فرو می‌رود.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ار رکود در بازار ساخت‌وساز دیگر فقط به معنای کندی جرثقیل‌ها در آسمان شهر نیست؛ این روزها صدای توقف پروژه‌ها، از کارگاه‌ها تا کارخانه‌های تولید مصالح و حتی دفاتر مهندسی شنیده می‌شود. بر اساس گزارش‌های رسمی، در نیمه نخست امسال حجم پروژه‌های جدید ساختمانی بیش از ۳۰ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است؛ عددی که پشت خود هزاران قرارداد لغوشده، شیفت‌های کاری کم‌شده و فاکتورهای فروش معوق را پنهان کرده است.

صنعت ساختمان از آن دست حوزه‌هایی است که ضرباهنگش با نبض اشتغال کشور یکی است. به‌گفته کارشناسان وزارت راه و شهرسازی، اگر حلقه‌های پیشین و پسین این بخش را کنار هم بگذاریم از استخراج مواد معدنی گرفته تا فروش نهایی لوازم تاسیساتی بیش از یک‌سوم شاغلان کشور به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از ساخت‌وساز نان می‌خورند. همین پیوستگی باعث شده هر بار که تیراژ ساخت مسکن افت می‌کند، یک واکنش زنجیره‌ای در سراسر اقتصاد شکل بگیرد؛ کارخانه‌ای که تولید سیمانش را کاهش می‌دهد، راننده‌ای که بار کمتری جابه‌جا می‌کند، کارگاهی که با نصف ظرفیت کار می‌کند، و مهندسی که پرونده‌های نظارتش یکی‌یکی حذف می‌شوند.

این رکود در ظاهر به شکل کاهش صدور پروانه‌های ساختمانی، کاهش متراژ زیربنا و توقف پروژه‌های جدید دیده می‌شود، اما در عمق خود یک بحران اجتماعی نهفته دارد: بحران اشتغال. در کشوری که طبق آمار رسمی بیش از ۸ میلیون نفر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در زنجیره ساخت‌وساز فعال‌اند، هر ده درصد افت در فعالیت عمرانی می‌تواند معادل از بین رفتن صدها هزار فرصت کاری باشد.

اما شاید خطرناک‌تر از عددها، «نوع» این اشتغال باشد. بخش بزرگی از بازار کارِ ساختمان غیررسمی است؛ کارگران پروژه‌ای، استادکاران روزمزد، نصاب‌ها، جوشکارها و کارگران حمل‌ونقل مصالح که بیمه و قرارداد ثابت ندارند. برای این گروه‌ها رکود فقط به معنای «درآمد کمتر» نیست، بلکه مترادف با «روزهای بدون کار» است. در شرایطی که تورم سالانه از ۳۰ درصد عبور کرده و هزینه اجاره و مواد غذایی در حال افزایش است، توقف چرخ ساخت‌وساز می‌تواند به سقوط معیشت این قشر منجر شود.

به بیان دیگر، رکود مسکن فقط متوقف‌کننده ساخت خانه‌ها نیست، بلکه متوقف‌کننده زندگی‌هایی است که در اطراف این صنعت جریان دارد؛ از کارگاه‌های خاکستری حاشیه شهر تا دفترهای طراحی مرکز تهران. در واقع، وقتی کلید پروژه‌ها چرخانده نمی‌شود، چراغ خانه هزاران خانواده خاموش می‌شود.

نجیره در حال فرسایش؛ از کوره‌های سیمان تا میز مهندسان

رکود در ساخت‌وساز تنها در آمار پروانه‌های ساختمانی خلاصه نمی‌شود؛ این رکود، زنجیره‌ای از صدها شغل را آرام‌آرام می‌فرساید. از جایی شروع می‌شود که کامیون‌های حمل سیمان کمتر از قبل بار می‌زنند، کوره‌های کارخانه‌ها با ظرفیت پایین‌تر کار می‌کنند و سفارش کاشی و سرامیک از سوی پروژه‌ها نصف می‌شود. در امتداد این زنجیره، فروشندگان شیرآلات، لوله‌کشی، رنگ و تجهیزات در بازارهای شهری با افت شدید مشتری روبه‌رو می‌شوند و در نهایت، مهندسان و ناظران فنی که در صف «ارجاع کار» ایستاده‌اند، با پرونده‌های خالی‌تر از همیشه مواجه‌اند.

ایران در دهه گذشته یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مصالح ساختمانی در منطقه بوده است؛ ظرفیت تولید سالانه بیش از ۸۰ میلیون تن سیمان، ده‌ها میلیون مترمربع کاشی و صدها هزار تن فرآورده فلزی، صنعتی را شکل داده که مستقیم با نبض ساخت‌وساز نفس می‌کشد. در سال‌های رونق مسکن، همین صنایع توانستند ده‌ها هزار فرصت شغلی مستقیم ایجاد کنند، اما حالا بسیاری از خطوط تولید به حالت نیمه‌فعال درآمده‌اند. گزارش‌های غیررسمی از کارخانه‌های بزرگ سیمان حاکی است که در ماه‌های اخیر میانگین ظرفیت عملیاتی در برخی واحدها به زیر ۶۰ درصد رسیده؛ عددی که معنایش چیزی جز تعدیل نیرو و شیفت‌های کوتاه‌تر نیست.

در بخش خدمات نیز این رکود با شدت بیشتری خود را نشان می‌دهد. شرکت‌های تأسیسات و پیمانکاران پروژه‌های کوچک، اولین گروهی هستند که ضربه می‌خورند. وقتی پروژه‌های بزرگ متوقف می‌شوند، کارفرمایان شهری و خصوصی نیز دست‌به‌عصا حرکت می‌کنند؛ نتیجه آن می‌شود که نصاب آسانسور، برق‌کار، لوله‌کش و حتی راننده کامیون مصالح، روزهایی را بدون کار سپری می‌کنند. به گفته فعالان صنفی، میزان فعالیت شرکت‌های خدمات فنی و تأسیساتی در نیمه نخست امسال تا ۴۰ درصد کاهش یافته است—در حالی‌که هزینه‌های ثابت آنها (از اجاره تا بیمه) همراه با تورم بالا رفته است.

اما شاید نقطه حساسی که رکود در آن اثر روانی و اجتماعی بیشتری دارد، دفاتر مهندسی و نظام مهندسی ساختمان باشد. تازه‌ترین آمار نشان می‌دهد که حجم ارجاع کار به مهندسان در نیمه اول امسال حدود ۳۰ درصد افت کرده است. این عدد برای مهندسانی که پیش‌تر هم در انتظار طولانی پروژه‌ها بودند، به‌معنای فرسایش واقعی درآمد است. بسیاری از آنان برای بقا ناچار شده‌اند وارد حوزه‌های غیرمرتبط شوند؛ از تدریس و طراحی داخلی گرفته تا مهاجرت به خارج از کشور یا تغییر شغل به بخش‌هایی مانند بیمه و فروش.

واقعیت این است که رکود ساخت‌وساز شبیه به یک بیماری مزمن است که به‌جای یک نقطه، در تمام بدن اقتصاد پخش می‌شود. اگر پروژه‌ای ساخته نشود، تنها یک ساختمان عقب نمی‌افتد؛ بلکه از کوره‌های سیمان گرفته تا دفترهای طراحی، همه در حالت نیمه‌تعطیل فرو می‌روند. نتیجه آن، کاهش درآمد، تعدیل نیرو و در نهایت، از بین رفتن «امید کاری» در میان قشرهایی است که سال‌ها برای مهارت و جایگاه حرفه‌ای خود هزینه کرده‌اند.

نسل مهندسان جوان در تنگنای رکود و بیکاری پنهان

در پشت درهای بسته دفاتر مهندسی و شرکت‌های عمرانی، نسل تازه‌ای از مهندسان در انتظار نوبت کاری نشسته‌اند که شاید هیچ‌وقت از راه نرسد. ایران امروز بیش از ۵۰۰ هزار مهندس عضو نظام مهندسی ساختمان دارد، اما پروژه‌های فعال کمتر از نصف توان واقعی بازار هستند. نتیجه، صف‌های طولانی «ارجاع کار»، قراردادهای موقتی با دستمزدهای پایین و نوعی بیکاری پنهان است که در آمار رسمی دیده نمی‌شود.

آمارهای مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نرخ بیکاری کل کشور در سال ۱۴۰۳ به ۷.۶ درصد رسیده، اما برای گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال این رقم حدود ۲۰ درصد است؛ به‌عبارت دیگر، از هر پنج جوان جویای کار، یک نفر بیکار است. سهم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز در جمع کل بیکاران حدود ۳۹ درصد گزارش شده بخش قابل‌توجهی از آن‌ها در رشته‌های فنی و مهندسی تحصیل کرده‌اند. این یعنی بحران مسکن فقط مشکل بازار نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای نسل تحصیل‌کرده‌ای است که انتظار داشتند موتور ساخت‌وساز کشور، مسیر شغلی‌شان را روشن کند.

اما واقعیت بازار امروز چیز دیگری است. پروژه‌های بزرگ متوقف شده‌اند، پیمانکاران به‌سختی نقدینگی خود را حفظ می‌کنند و کارفرمایان کوچک ترجیح می‌دهند پروژه‌های نیمه‌کاره را تمام کنند تا طرح جدید آغاز کنند. در چنین شرایطی، مهندسان جوانی که تازه از دانشگاه بیرون آمده‌اند، برای گرفتن اولین پرونده کاری باید ماه‌ها در صف بمانند. بسیاری از آن‌ها حالا به کارهای جانبی روی آورده‌اند: طراحی داخلی، آموزش نرم‌افزارهای فنی، یا مهاجرت به حوزه‌هایی چون فروش تجهیزات ساختمانی. برای گروهی دیگر، ناامیدی از چشم‌انداز شغلی در ایران، تصمیم مهاجرت یا تغییر کامل مسیر زندگی را به همراه داشته است.

مشکل اما فقط کمبود پروژه نیست؛ الگوی اشتغال در صنعت ساختمان نیز تغییر کرده است. شرکت‌های عمرانی که روزگاری نیروهای ثابت استخدام می‌کردند، حالا به‌دلیل تورم و نوسان قیمت مصالح، پروژه‌محور و فصلی کار می‌کنند. به‌جای استخدام دائم، نیروها را به‌صورت پیمانی یا فری‌لنسری به کار می‌گیرند تا در پایان پروژه تعدیل شوند. در این میان، بیشترین آسیب به مهندسان تازه‌کار می‌رسد که نه تجربه کافی دارند و نه شبکه ارتباطی برای گرفتن پروژه.

از سوی دیگر، رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم، بخش خصوصی را هم برای ساخت‌وساز جدید بی‌میل کرده است. وقتی تقاضای مؤثر برای مسکن پایین می‌آید، سرمایه‌گذار بخش خصوصی هم تمایلی به پروژه‌های جدید ندارد، و همین چرخه بسته، مهندسان جوان را در حاشیه نگه می‌دارد.

در نهایت، رکود ساخت‌وساز برای نسل جدید مهندسان فقط به معنای «کم شدن پروژه‌ها» نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر ساختار بازار کار مهندسی در ایران است؛ بازاری که از حالت استخدامی و بلندمدت، به فضای رقابتی، پروژه‌ای و پرریسک تبدیل شده است. این تغییر اگر با سیاست‌های حمایتی و بازآفرینی شهری همراه نباشد، می‌تواند موجی از مهاجرت شغلی و بی‌اعتمادی را میان نسل تحصیل‌کرده ایجاد کند، نسلی که قرار بود سازنده آینده شهرها باشد، اما حالا در جست‌وجوی آینده خود است.

مسیر نجات؛ بازآفرینی شهری و مهارت‌محوری به‌جای ساخت انبوه

نجات بازار کار وابسته به ساخت‌وساز، الزاماً در کلنگ‌زنی پروژه‌های انبوه نیست. اقتصاد امروز ایران ظرفیت مالی چنین جهشی را ندارد. اما می‌توان با بازتعریف هدف ساخت‌وساز، جان تازه‌ای به این صنعت داد.

یکی از مسیرهای کم‌هزینه و پُراشتغال، بازآفرینی شهری و نوسازی بافت‌های فرسوده است؛ پروژه‌هایی کوچک‌تر اما گسترده که در همه شهرها قابل اجراست و می‌تواند همزمان کار ایجاد کند، چهره شهر را بهبود دهد و سرمایه‌گذاری خرد را فعال کند. تجربه کشورهایی با رکود مشابه نشان داده که تمرکز بر پروژه‌های محلی و بهسازی انرژی، اثر اشتغال‌زایی سریع‌تری از ساخت انبوه دارد.

در کنار آن، بازار کار مهندسی هم نیاز به بازتعریف دارد. مهارت‌های جدید مانند طراحی هوشمند ساختمان (BIM)، بهینه‌سازی انرژی و ایمنی پروژه‌ها می‌توانند فرصت‌های تازه‌ای برای نسل جوان ایجاد کنند؛ مهارت‌هایی که حتی در شرایط رکود، در پروژه‌های تعمیر و نگهداری موردنیازند.

در نهایت، رکود ساخت‌وساز اگرچه امروز شبیه بیماری مزمن اقتصاد ایران است، اما با سیاست‌های کوچک و دقیق می‌توان از گسترش آن جلوگیری کرد.
نجات این بازار نه در برج‌های بلند، بلکه در پروژه‌های کوچک، سیاست‌های هوشمند و مهارت‌های نو نهفته است همان‌جایی که شاید دوباره امید به کار، از دل خاک برخیزد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.