خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

سقوط آرام مکرون در قلب اروپا

فرانسه در آستانه فروپاشی سیاسی

بازدید ۴۶۸نویسنده: رضا هاشمی
فرانسه در آستانه فروپاشی سیاسی

موج استعفاها، بن‌بست پارلمان و فروریختن ائتلاف میانه‌روها، فرانسه را وارد خطرناک‌ترین دوره سیاسی از زمان تأسیس جمهوری پنجم کرده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در روزهایی که پاریس غرق در پاییز و دود است، تصویری از امانوئل مکرون در کنار رود سن منتشر شد؛ رئیس‌جمهوری که تنها قدم می‌زند، بی‌محافظ، بی‌همراه، و شاید بی‌پاسخ. این تصویر، فراتر از یک لحظه شخصی، تبدیل به استعاره‌ای از انزوای سیاسی او شده است؛ مردی که زمانی چهره «فرانسه نو» نام گرفت، اکنون در میانه یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های نهادی جمهوری پنجم، تنها مانده است.

در کمتر از دو سال، پنج نخست‌وزیر در دولت او استعفا داده‌اند؛ رکوردی که حتی در پرآشوب‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر فرانسه دیده نشده است. هرکدام از این استعفاها، تکه‌ای از مشروعیت دولت را با خود برده‌اند و حالا حتی متحدان سابق مکرون، از ادوار فیلیپ گرفته تا گابریل آتال، زبان به انتقاد گشوده‌اند. آنچه زمانی حلقه‌ای متحد پیرامون ریاست‌جمهوری بود، حالا به گروهی از منتقدان نزدیک تبدیل شده است.

مکرون همچنان اصرار دارد که تا پایان دوره‌اش در ۲۰۲۷ بماند. اما در خیابان‌های فرانسه، در کافه‌ها و میان تحلیلگران سیاسی، پرسشی آرام و سنگین طنین‌انداز است: آیا مردی که وعده «تحول» داد، امروز خود به نشانه «بن‌بست» بدل نشده است؟

در این میان، مردم خسته از تغییرات کابینه، استعفاهای پی‌درپی و کشمکش‌های بی‌پایان، دیگر به سخنان رسمی گوش نمی‌دهند. اعتماد عمومی همان سنگ بنای جمهوری پنجم،  ترک برداشته است. پیرزنی در پاریس می‌گوید «همه چیز به هم ریخته، ما برای دنیا مضحکه شده‌ایم». این جمله، شاید بهترین خلاصه حال و روز دومین اقتصاد منطقه یورو باشد؛ کشوری که در آن، بحران سیاسی نه دیگر حادثه‌ای گذرا، بلکه واقعیتی روزمره شده است.

ائتلاف در حال فروپاشی؛ وفاداران مکرون علیه او

در سیاست فرانسه، سقوط معمولاً از درون آغاز می‌شود، نه از خیابان. امانوئل مکرون نیز اکنون درگیر شورشی است که از قلب حلقه قدرت برخاسته است. ائتلافی که روزی با شعار «میانه‌روی برای نجات جمهوری» تشکیل شد، حالا به میدان نبردی از بی‌اعتمادی، سکوت و فاصله‌گذاری تبدیل شده است.

نخستین نشانه این فروپاشی از زبان ادوار فیلیپ، نخست‌وزیر سابق مکرون، شنیده شد؛ کسی که در سال ۲۰۱۷ نقش ستون سیاسی دولت تازه را داشت، حالا آشکارا از رئیس‌جمهور خواسته «برای حفظ نهادهای کشور، در آرامش کنار برود». این جمله به ظاهر دیپلماتیک، اما به‌غایت سنگین، در واقع اعلان پایان مشروعیت سیاسی رئیس‌جمهور از سوی نزدیک‌ترین یارانش بود. فیلیپ نه از اپوزیسیون راست، بلکه از درون اردوگاه خود مکرون برخاسته است و همین است که بحران را عمیق‌تر می‌کند.

پس از او نوبت به گابریل آتال رسید، جوان جاه‌طلب و نخست‌وزیر سابق، که در گفت‌وگویی تلویزیونی گفت: «مثل بسیاری از فرانسوی‌ها دیگر تصمیمات رئیس‌جمهور را نمی‌فهمم.» چنین جملاتی از زبان چهره‌ای که زمانی نماد وفاداری و امید در دولت مکرون بود، حکم اعلام بی‌اعتمادی علنی دارد.

در همین زمان، سباستین لکورنو، تازه‌ترین نخست‌وزیر، مأمور تشکیل کابینه‌ای تازه شد تا شاید نظم را بازگرداند؛ اما دولتش تنها ۱۴ ساعت دوام آورد  کوتاه‌ترین عمر سیاسی یک کابینه در تاریخ جمهوری پنجم. ترکیب وزرای او به‌جای بازتاب تغییر، یادآور تکرار بود؛ تکراری از چهره‌ها، سیاست‌ها و خستگی عمومی. موج انتقاد از هر سو برخاست و لکورنو ناچار شد پیش از آنکه کار را آغاز کند، استعفا دهد.

در پشت این سلسله شکست‌ها، یک واقعیت آشکار است: پارلمان فرانسه سه‌پاره شده است میانه‌روها، چپ سوسیالیست‌ها و راست محافظه‌کارها هیچ کدام حاضر نیستند دیگری را به دولت راه دهند. مکرون در میانه این سه بلوک گرفتار شده؛ نه اکثریتی دارد و نه اعتماد عمومی. بن‌بست کنونی دیگر شخصی نیست، نهادی است؛ شکافی میان رئیس‌جمهوری که هنوز بر قدرت خود پافشاری می‌کند و سیستمی که از درون در حال فروپاشی است.

از بحران سیاسی تا هشدار اقتصادی؛ بازارها نگران آینده پاریس

وقتی سیاست در پایتخت فرانسه لرزان شود، نخستین نشانه‌اش نه در خیابان، بلکه در تابلوی بورس پاریس دیده می‌شود. درست یک روز پس از فروپاشی دولت لکورنو، شاخص سهام فرانسه ۱.۴ درصد سقوط کرد و فاصله بازده اوراق قرضه دولتی با آلمان به‌عنوان معیار اعتماد سرمایه‌گذاران به بدهی فرانسه به بالاترین سطح در ۹ ماه گذشته رسید. نشانه‌ای روشن از اینکه بحران سیاسی دیگر فقط دردسر داخلی نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به تهدیدی اقتصادی برای دومین اقتصاد بزرگ منطقه یورو است.

سرمایه‌گذاران نگران‌اند: فرانسه در سال گذشته با کسری بودجه سنگینی مواجه بوده و بدهی عمومی‌اش از ۱۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته است. در چنین شرایطی، دولت ناپایدار به‌معنای تأخیر در تصویب بودجه، تعلیق تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و افزایش ریسک اعتباری است. نهادهای مالی بین‌المللی از لندن تا فرانکفورت، نگاهشان را به پاریس دوخته‌اند؛ شهری که درونش دولت‌ها یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند، اما بدهی‌ها همچنان باقی می‌مانند.

برونو رِتایو، رهبر حزب جمهوری‌خواهان، هشدار داده که اگر بحران ادامه یابد، فرانسه ممکن است برای نخستین بار از دهه ۹۰ میلادی شاهد تزلزل رتبه اعتباری خود باشد. در طرف مقابل، مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی «تجمع ملی»، فرصت را غنیمت شمرده و بار دیگر خواستار انتخابات زودهنگام شده است؛ مطالبه‌ای که در میان طبقات متوسط و کارگری خسته از سیاست‌های مکرون، هواداران تازه‌ای یافته است.

در حالی که مکرون هنوز در برابر استعفا مقاومت می‌کند، در بازارها نوعی اضطراب پنهان در جریان است. تحلیلگران معتقدند که ادامه بن‌بست سیاسی می‌تواند نه تنها ارزش یورو را تضعیف کند بلکه بر تصمیمات آینده بانک مرکزی اروپا درباره نرخ بهره هم تأثیر بگذارد. در واقع، بحران فرانسه دیگر فقط مسئله‌ای برای پاریس نیست، بلکه شکافی است در قلب اتحادیه اروپا؛ شکافی میان سیاست و اقتصاد، که هر لحظه می‌تواند به زلزله‌ای مالی تبدیل شود.

سه مسیر پیش روی فرانسه؛ مقاومت، انتخابات یا استعفا

فرانسه اکنون در نقطه‌ای ایستاده که هر تصمیم رئیس‌جمهور می‌تواند سرنوشت جمهوری پنجم را تغییر دهد. امانوئل مکرون در برابر سه مسیر دشوار قرار دارد؛ هیچ‌کدام آسان نیست، اما ماندن در تردید شاید پرهزینه‌تر از هر انتخاب دیگری باشد.

نخستین گزینه، مقاومت تا پایان دوره ریاست‌جمهوری در ۲۰۲۷ است. مکرون تاکنون بارها تأکید کرده که قصد کناره‌گیری ندارد و «به وظیفه خود برای حفظ ثبات کشور» ادامه خواهد داد. اما ادامه این مسیر بدون دولت باثبات، به معنای روزهای پرتنش‌تر در پارلمان و احتمال فلج شدن نظام تصمیم‌گیری است. در چنین شرایطی، او عملاً به رئیس‌جمهوری نمادین بدل می‌شود که قدرت اجرایی‌اش میان احزاب مخالف تقسیم شده است.

گزینه دوم، برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی است؛ مسیری که ممکن است بن‌بست کنونی را بشکند، اما خطر بزرگی در دل خود دارد. براساس نظرسنجی‌های اخیر، حزب راست افراطی مارین لوپن در صدر محبوبیت قرار دارد و برگزاری انتخاباتی زودهنگام می‌تواند راه را برای قدرت‌گیری بلوکی باز کند که سیاست‌های ضد‌اتحادیه اروپا و ضد‌مهاجرتی‌اش تهدیدی برای ثبات منطقه یورو محسوب می‌شود. در واقع، تصمیم مکرون برای رفتن به سمت انتخابات زودرس، قمار بزرگی است که می‌تواند آینده اروپا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

اما سومین مسیر، که تاکنون از زبان برخی متحدان سابق مکرون مطرح شده، استعفا یا «انتقال قدرت منظم» است؛ اقدامی که ادوار فیلیپ آن را «راهی برای حفظ پیوستگی نهادهای جمهوری» توصیف کرد. چنین حرکتی اگرچه در تاریخ معاصر فرانسه کم‌سابقه است، می‌تواند با آرامش سیاسی کوتاه‌مدتی همراه باشد و فضای تازه‌ای برای بازسازی اعتماد عمومی فراهم کند. با این حال، برای مردی که خود را معمار نظم جدید سیاسی فرانسه می‌دانست، استعفا نه یک تصمیم سیاسی، بلکه شکستی شخصی و تاریخی خواهد بود.

اکنون مکرون میان سه مسیر مانده است: ماندن با هزینه فرسایش، رفتن با خطر فروپاشی یا قمار سیاسی بر سر آینده کشور. هر انتخابی که بکند، تاریخ او را نه بر اساس اصلاحات اقتصادی یا سیاست خارجی‌اش، بلکه با نحوه مواجهه‌اش با این بحران قضاوت خواهد کرد.

جمع‌بندی تحلیلی؛ بحران نهادها یا پایان عصر مکرون؟

فرانسه در این روزها بیش از آنکه گرفتار بحران یک فرد باشد، درگیر فرسایش یک نظام است؛ نظامی که از سال ۱۹۵۸ با نام «جمهوری پنجم» بنا شد تا کشور را از بی‌ثباتی‌های پیاپی نجات دهد، اما اکنون خود گرفتار همان سرنوشت شده است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری که با شعار «عبور از راست و چپ» به قدرت رسید، امروز دقیقاً در همان شکاف ایستاده است نه در سمت راست جایی دارد و نه در چپ، و نه حتی در مرکز که روزی به نام او شکل گرفت.

بی‌اعتمادی عمومی، انشقاق در نخبگان و سقوط پی‌درپی دولت‌ها، همه نشانه‌هایی هستند از بحرانی عمیق‌تر از اختلافات سیاسی معمول. جمهوری پنجم که برای تضمین ثبات طراحی شده بود، حالا در برابر پیچیدگی‌های دنیای امروز ناتوان به نظر می‌رسد. نظامی که زمانی ستون دموکراسی مدرن فرانسه بود، اکنون بیش از هر زمان دیگری به اصلاح ساختاری نیاز دارد.

از منظر اقتصادی، پیامدهای این بحران محدود به مرزهای پاریس نخواهد ماند. بی‌ثباتی سیاسی در دومین اقتصاد منطقه یورو می‌تواند پیامدهایی زنجیره‌ای در بازارهای اروپا ایجاد کند؛ از افزایش نرخ بهره اوراق قرضه گرفته تا تضعیف یورو و تأثیر بر تصمیمات بانک مرکزی اروپا. به همین دلیل، نگاه رهبران بروکسل، برلین و رم با نگرانی به تحولات الیزه دوخته شده است.

اما در عمق ماجرا، مسئله‌ای فراتر از سیاست و اقتصاد نهفته است: بحران اعتماد. جامعه‌ای که دیگر به وعده‌ها، اصلاحات و حتی انتخابات باور ندارد، در معرض فرسودگی دموکراتیک قرار می‌گیرد. آنچه امروز در فرانسه می‌گذرد، ممکن است پیش‌درآمد نوعی بازآرایی در کل اروپا باشد؛ گذار از سیاست‌های نخبه‌گرا به سیاست‌های پوپولیستی‌تر، از مرکز به حاشیه، از گفت‌وگو به خشم.

در نهایت، شاید تاریخ این دوران را نه به نام اصلاحات اقتصادی، بلکه با جمله‌ای ساده به یاد بسپارد:

«مکرون ماند، اما جمهوری تغییر کرد.»

فرانسه، کشوری که روزی الهام‌بخش دموکراسی مدرن بود، اکنون خود به آزمایشگاهی از بحران مشروعیت تبدیل شده است؛ جایی که سرنوشت یک رئیس‌جمهور، با سرنوشت نهادهایش گره خورده  و شاید پایان عصر مکرون، آغاز بازتعریف فرانسه باشد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.