به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در نگاه اول، شاید کاهش چندصدتنی صادرات «نادر خاکی» چین فقط یک آمار فصلی بهنظر برسد، اما در واقع، این عدد کوچک نشانهای از یک لرزش بزرگتر است؛ لرزشی که میتواند تا قلب صنایع فناوری، انرژی و حتی نظامی جهان برسد.
طبق تازهترین دادههای گمرکی پکن، صادرات محصولات نادر خاکی در ماه سپتامبر به ۶۵۳۸ تن رسید؛ رقمی که نسبت به ۷۳۳۸ تن در ماه اوت، کاهش چشمگیری را نشان میدهد. این افت پس از چند ماه رشد متوالی اتفاق افتاده؛ دورانی که صادرات چین در اوت به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۲ رسیده بود. حالا روند صعودی متوقف شده و بازار جهانی در وضعیت «انتظار محتاط» قرار دارد.
اهمیت این عدد در خودِ عناصر نهفته است؛ فلزاتی مانند نئودیمیم، دیسپروزیم و تربیوم که قلب موتورهای خودروهای برقی، توربینهای بادی، نیمههادیها و سامانههای هدایت موشکی را میچرخانند. چین بیش از ۷۰ درصد تولید و ۹۰ درصد فرآوری جهانی این عناصر را در اختیار دارد؛ یعنی یک انحصار تقریباً مطلق. بنابراین هر تکان کوچک در سیاست صادراتی پکن، میتواند به اختلال در کل زنجیره تأمین جهانی بینجامد.
آنچه اینبار شرایط را پیچیدهتر کرده، این است که کاهش صادرات تنها به معنای افت حجم نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد جدید کنترل استراتژیک چین محسوب میشود. پکن در ماه جاری دامنه کنترلها را فراتر از صادرات مستقیم برده و اکنون کالاهایی را هم شامل میکند که خارج از خاک چین تولید میشوند اما حتی «مقادیر ناچیزی از مواد منشأ چینی» در ترکیب آنها وجود دارد. به زبان سادهتر، چین مرزهای نظارت خود را از بندر به منشأ گسترش داده است.
این اقدام برای بازارها یک پیام دارد: عصر جدیدی از ریسک صنعتی آغاز شده است. از تولیدکنندگان تسلا تا سازندگان تراشه در تایوان و کره جنوبی، همه به ناچار سناریوهای اضطراری خود را فعال کردهاند. بهویژه پس از آنکه دولت آمریکا این تصمیم را «تهدیدی مستقیم علیه امنیت تأمین جهانی» خواند و اعلام کرد در نشست واشنگتن، هماهنگیهایی میان متحدان غربی برای واکنش مشترک آغاز شده است.
در چنین شرایطی، هر خبر کوچک از پکن یا واشنگتن، برای بازارها معنا دارد. کاهش چندصدتنی صادرات، حالا نه یک داده گمرکی، بلکه نخستین هشدار رسمی از تغییر نظم مواد حیاتی در جهان است هشداری که از عمق زمینهای معدنی چین برخاسته اما پژواکش در تالار بورس نیویورک، سئول و لندن شنیده میشود.
استراتژی جدید پکن؛ کنترل منشأ بهجای کنترل مرز
در ظاهر، پکن فقط صادرات چند فلز را کاهش داده، اما در واقع، در حال بازنویسی قواعد تجارت جهانی مواد حیاتی است. تصمیم اخیر دولت چین برای گسترش دامنه محدودیتها از مرزهای فیزیکی به «منشأ مواد»، معنایی بسیار فراتر از یک سیاست تجاری دارد؛ این یعنی چین میخواهد از عناصر کمیاب، همانگونه استفاده کند که واشنگتن از دلار استفاده میکند: بهعنوان ابزار قدرت.
در ماه جاری، وزارت بازرگانی چین مقررات تازهای را اعلام کرد که براساس آن، هر کالایی در جهان که حتی درصد اندکی از عناصر منشأ چینی در ساخت آن وجود داشته باشد، مشمول کنترل و مجوز صادراتی میشود. از تراشههای آمریکایی تا آهنرباهای نئودیمیوم در خودروهای برقی اروپایی، همگی اکنون بهصورت بالقوه زیر چتر نظارتی پکن قرار گرفتهاند. این اقدام، عملاً نخستین تلاش رسمی یک قدرت اقتصادی برای توسعه حاکمیت صنعتی فرامرزی محسوب میشود.
پکن این تصمیم را با ادبیات دفاعی توجیه میکند. سخنگوی وزارت بازرگانی در بیانیهای گفت: «محدودیتهای جدید، پاسخی متقابل به سیاستهای تبعیضآمیز آمریکا در حوزه نیمههادیها و فناوری پیشرفته است.» از نگاه چین، این نه حمله، بلکه واکنشی در برابر موج تحریمها و محدودیتهای صادراتی غرب است. اما از نگاه بازار، نتیجه یکی است: افزایش ریسک سیستماتیک در زنجیره تأمین جهانی.
ایالات متحده، بهویژه پس از اعمال محدودیتهای صادرات تراشه به چین، حالا با معکوس شدن بازی مواجه شده است. در حالی که واشنگتن سعی دارد چین را از فناوریهای حساس دور کند، پکن در پاسخ، جریان مواد خام حیاتی را هدف گرفته است. همان نقطهای که اقتصاد صنعتی جهان به آن وابسته است.
در پشت این سیاست، نوعی تفکر ژئوپلیتیکی جدید در حال شکلگیری است؛ چین بهجای جنگ تعرفهای مستقیم، به «جنگ منشأ» روی آورده است. جنگی که در آن مرزهای ملی اهمیتی کمتر از زنجیرههای جهانی تولید دارند. این تغییر تاکتیک، برای پکن سه هدف دارد:
۱. حفظ قدرت چانهزنی در مذاکرات تجاری آینده،
۲. بازدارندگی در برابر تحریمهای فناوری،
۳. ارسال پیامی آشکار به سرمایهگذاران جهانی که هر صنعتی بدون چین، شکننده است.
اما پیام پکن در بازارها بهگونهای دیگر خوانده شد. شرکتهای آمریکایی و اروپایی بلافاصله شروع به ارزیابی ریسک وابستگی کردند و برخی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروهای برقی هشدار دادند که هزینه ساخت موتورهای مغناطیسی ممکن است در کوتاهمدت تا ۳۰ درصد افزایش یابد.
اکنون نوبت واشنگتن است که واکنش نشان دهد. در نشست اخیر وزرای دارایی در واشنگتن، اسکات بسنت (وزیر خزانهداری آمریکا) تلویحاً از «پاسخ هماهنگ جهانی» سخن گفت. اگر این تهدیدها به عمل برسند، ممکن است دور تازهای از جنگ تجاری آغاز شود؛ جنگی که اینبار نه بر سر تعرفهها، بلکه بر سر مولکولهای زمین خواهد بود.
بازارها در حالت آمادهباش؛ از سهام تا فلزات کمیاب
تنها چند ساعت پس از انتشار دادههای گمرکی چین، نخستین واکنشها در بازارها ظاهر شد. شاخص سهام شرکتهای معدنی غیرچینی در استرالیا و ایالات متحده بهسرعت سبز شد؛ سهام Lynas Rare Earths در سیدنی بیش از ۵ درصد جهش کرد و در والاستریت، MP Materials، بزرگترین استخراجکننده نادر خاکی آمریکا، رشد دورقمی را تجربه کرد. سرمایهگذاران جهانی بهخوبی میدانند که هر گام محدودکننده پکن، برای تولیدکنندگان جایگزین در کشورهای دیگر یک سیگنال سودآور است.
اما اثر این تصمیم به بازار سهام محدود نماند. معاملات آتی فلزات نادر در بورس شانگهای و لندن نوسانهای بیسابقهای را ثبت کردند؛ قیمت اکسید نئودیمیوم طی سه روز بیش از ۸ درصد افزایش یافت و بازار دیسپروزیم با جهش لحظهای تا ۱۰ درصد مواجه شد. این واکنشها نشان داد که بازارها از اکنون خود را برای دورهای از کمبود و پریمیوم ریسک آماده کردهاند.
در سوی دیگر، تولیدکنندگان خودروهای برقی بیش از همه ضربه خوردند. افزایش قیمت آهنرباهای نئودیمیوم و تاخیر در زنجیره تأمین، سهام تسلا، بیوایدی و فولکسواگن را در مسیر نزولی قرار داد. تحلیلگران مورگان استنلی هشدار دادهاند که اگر کنترلهای پکن ادامه یابد، هزینه تولید موتورهای EV ممکن است در فصل آینده بین ۲ تا ۴ هزار دلار برای هر خودرو افزایش پیدا کند. این یعنی فشار مستقیم بر سودآوری و کاهش رقابت جهانی در بخش خودروهای پاک؛ بازاری که قرار بود نماد آینده باشد، حالا به گروگان مواد خام بدل شده است.
بازار ارز نیز از این شوک بینصیب نماند. یوآن چین در برابر دلار تضعیف شد، چرا که معاملهگران ریسک تشدید تنشهای تجاری با آمریکا را پیشخور کردند. در مقابل، دلار بهعنوان پناهگاه امن تقویت شد و همین امر باعث افت شاخصهای سهام در آسیا و حرکت سرمایهها به سمت طلا و اوراق خزانهداری آمریکا شد.
در فضای کریپتو نیز انعکاس غیرمستقیمی دیده شد. توکنهای مرتبط با فناوریهای سبز یا پروژههای بلاکچینی حوزه انرژی پاک، با رشد مقطعی مواجه شدند، اما کارشناسان میگویند این واکنش بیشتر ناشی از هیجان خبری بوده تا اثر بنیادی.
در مجموع، پیام بازارها روشن بود: جهان دیگر مواد خام حیاتی را صرفاً کالایی صنعتی نمیداند؛ به آن مانند سلاح ژئوپلیتیکی نگاه میکند. از شرکتهای فناوری تا صندوقهای سرمایهگذاری، همه در وضعیت «دفاع صنعتی» قرار گرفتهاند. هر تیتر تازه از پکن یا واشنگتن میتواند بهاندازه یک گزارش نرخ بهره فدرال رزرو، نمودارها را بلرزاند.
پشتصحنه ژئوپلیتیک؛ از واشنگتن تا سئول
پشت این تغییر ناگهانی در آمار صادرات، تنها سیاست صنعتی پکن قرار ندارد؛ این حرکت بخشی از بازی بزرگتری است که از واشنگتن تا سئول ادامه دارد. درواقع، تصمیم اخیر چین نهفقط اقتصادی، بلکه پیامی ژئوپلیتیکی به جهان غرب است. پیامی که میگوید: «در جهانی که شما فناوری را تحریم میکنید، ما مواد اولیهاش را در مشت داریم.»
تنش بر سر عناصر کمیاب، تازهترین پرده از جنگ سرد اقتصادی چین و آمریکاست؛ جنگی که از تراشهها آغاز شد، از خودروهای برقی گذشت و حالا به اعماق زمین رسیده است. پس از آنکه دولت آمریکا صادرات تجهیزات نیمههادی به چین را محدود کرد و اتحادیه اروپا نیز مقررات مشابهی را تصویب نمود، پکن تصمیم گرفت پاسخ را نه با تعرفه، بلکه با نفس مواد حیاتی بدهد. این دقیقاً همان نقطهایست که نشان میدهد رقابت چین و آمریکا دیگر درباره پول نیست؛ بلکه درباره «تسلط» است.
واشنگتن این تصمیم را تهدیدی علیه امنیت جهانی خوانده و با لحنی صریحتر از گذشته، از هماهنگی بینالمللی برای پاسخ مشترک سخن گفته است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در حاشیه نشست صندوق بینالمللی پول در واشنگتن گفت:
«جهان باید بداند که استفاده از منابع حیاتی بهعنوان ابزار فشار، پیامدهایی خواهد داشت. ما در حال بررسی گزینههای جمعی برای تضمین امنیت تأمین هستیم.»
اما پکن نیز عقب ننشسته. روز بعد، سخنگوی وزارت خارجه چین با لحنی آرام اما هدفمند گفت:
«ما به هیچوجه از مواد معدنی خود علیه کسی استفاده نمیکنیم، اما اجازه نخواهیم داد از این منابع برای محدود کردن رشد چین استفاده شود.»
در چنین فضایی، همه نگاهها به دیدار هفته آینده شی جینپینگ و دونالد ترامپ در سئول دوخته شده است؛ دیداری که شاید بتواند از شدت اصطکاک در روابط اقتصادی دو قدرت بکاهد یا، برعکس، آن را به نقطه انفجار برساند. گزارشها حاکی از آن است که دو طرف در حال آمادهسازی دستورکار مذاکرات هستند و یکی از محورهای اصلی، تشکیل سازوکار مشترک برای شفافسازی صادرات عناصر کمیاب خواهد بود.
اما تحلیلگران هشدار میدهند که حتی اگر توافقی موقت حاصل شود، بازسازی اعتماد در این حوزه زمانبر است. زیرا جنگ تجاری امروز تنها بر سر تعرفهها نیست؛ مسئله، کنترل مسیرهای حیاتی رشد صنعتی قرن بیستویکم است.
از دید پکن، این محدودیتها نه تهدید، بلکه ابزار دفاعیاند، ابزاری برای اثبات اینکه چین میتواند قواعد زنجیره جهانی را بازنویسی کند. و از دید واشنگتن، این تصمیم خطرناکترین شکل وابستگی است؛ وابستگی به زمین زیر پای رقیب.
جهان اکنون به نقطهای رسیده که در آن «منابع طبیعی» همان نقشی را پیدا کردهاند که «نفت» در قرن بیستم داشت. اگر گفتوگوی سئول بینتیجه بماند، ممکن است جهان شاهد ظهور فصل تازهای از رقابت برای تصاحب خاکهای نادر باشد. فصلی که در آن، هر معدن به میدان سیاست تبدیل میشود.















نظرات کاربران