خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

نرخ حقیقی ارز در مهر ۱۴۰۵ به رکورد مهر ۱۳۹۹ نزدیک شد

قیمت دلار همه ماجراست؟

قیمت دلار همه ماجراست؟

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

افت دلار ۶۰ درصد صندوق‌های طلا را نزولی کرد؛ ۲۹۷ میلیارد تومان خارج شد

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

دنده عقب صندوق های طلا با افت قیمت دلار / ورود 7.5 همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

قیمت دلار چه تاثیری بر قیمت طلا در ایران دارد؟

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

بانک جهانی قیمت انرژی در ۲۰۲۶ را ۳۲ درصد گران‌تر پیش‌بینی کرد

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

پیش‌بینی قیمت دلار؛ احتمال افت تا ۲۶۶ هزار تومان

بازار یورو در فاز تصمیم‌گیری؛ خریداران دوباره وارد میدان می‌شوند؟

بازار یورو در فاز تصمیم‌گیری؛ خریداران دوباره وارد میدان می‌شوند؟

کوسپی بیش از ۶ درصد بالا رفت؛ دلار نیوزیلند با تثبیت نرخ بهره افت کرد

کوسپی بیش از ۶ درصد بالا رفت؛ دلار نیوزیلند با تثبیت نرخ بهره افت کرد

برای قیمت لحظه ای هرچیزی چه منابعی را میتونیم بررسی کنیم؟

برای قیمت لحظه ای هرچیزی چه منابعی را میتونیم بررسی کنیم؟

دلار در مرز ۱۰۶ تا ۱۱۰ به‌دنبال نقطه تعادل

پایان قطعنامه ۲۲۳۱ و ابلاغ CFT؛ بازار ارز به استقبال ثبات رفت

بازدید ۶۳۳نویسنده: رضا هاشمی
پایان قطعنامه ۲۲۳۱ و ابلاغ CFT؛ بازار ارز به استقبال ثبات رفت

دلار در بازاری سرگردان میان دو عدد ایستاده؛ ۱۰۶ هزار تومان به‌عنوان کف شکننده و ۱۱۰ هزار به‌عنوان سقف محکم. هر دو سو زیر فشار سیاست و روان بازارند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار ارز این روزها در وضعیتی ایستاده که نه می‌توان آن را صعودی نامید و نه نزولی؛ بلکه در حال تجربه نوعی «تعادل لرزان» است. دلار که روز گذشته تحت فشار عرضه و کنترل بازارساز تا سطح ۱۰۶ هزار تومان عقب نشست، صبح امروز در نخستین ساعات معاملات دوباره تا ۱۰۸ هزار تومان بالا آمد. این بازگشت، نه نشانه آغاز موج تازه‌ای از رشد، بلکه بازتاب طبیعی واکنش بازار به کف لمس‌شده است؛ جایی که معامله‌گران کوتاه‌مدت تلاش می‌کنند حد پایین جدید را بسنجند و بازارساز از سوی دیگر، با عرضه هدفمند، مانع از شکل‌گیری هیجان خرید می‌شود.

در این نقطه، نبض تقاضا هنوز می‌زند اما ضعیف‌تر از هفته‌های قبل است. نشانه‌های احتیاط در رفتار معامله‌گران کاملاً مشهود است؛ نه خریداران تمایل دارند به‌راحتی بالای ۱۱۰ هزار تومان بخرند و نه فروشندگان مطمئن‌اند که کف ۱۰۶ به‌زودی شکسته می‌شود. نتیجه، بازاری است که میان دو دیوار محکم در رفت‌و‌برگشت است و هر تغییر عددی در تابلوی صرافی‌ها، بیش از آنکه روندی تازه بسازد، بازتابی از «تست نبض بازار» است.

در چنین شرایطی، دلار بیش از هر زمان دیگری به دنبال «نقطه تعادل موقت» می‌گردد؛ محدوده‌ای که نه به عرضه‌ها آسیب بزند و نه عطش تقاضا را تحریک کند. تحلیلگران فنی می‌گویند تا زمانی که یکی از این دو مرز ۱۰۶ یا ۱۱۰ هزار تومان به‌طور قاطع شکسته نشود، بازار ارز در همین کریدور نوسان خواهد کرد. اما آنچه امروز فضای بازار را از هفته‌های گذشته متمایز کرده، کاهش محسوس انتظارات تورمی و بازگشت آرامش نسبی به رفتار معامله‌گران است؛ موضوعی که ریشه آن را باید در تحولات سیاسی اخیر جست‌وجو کرد.

سیگنال‌های سیاسی آرامش‌ساز؛ از سفر مسکو تا پایان قطعنامه ۲۲۳۱

در روزهایی که دلار در مرزهای حساس نوسان می‌کند، آنچه بیش از هر عامل اقتصادی بر فضای بازار سایه انداخته، تغییر تدریجی «انتظارات سیاسی» است. سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین، از نگاه فعالان ارزی تنها یک رویداد دیپلماتیک نبود؛ بلکه پیامی مستقیم به بازار بود مبنی بر اینکه تهران در پی بازسازی مسیرهای گفت‌وگو و همکاری با قدرت‌های جهانی است. همین برداشت، به‌ویژه در کانال‌های تحلیل بازار، موجب شد موجی از «احتیاط در خرید» شکل بگیرد و برخی معامله‌گران از موقعیت‌های سنگین ارزی خود خارج شوند.

اما این تنها نشانه آرامش نبود. اعلام رسمی پایان قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و تأکید ایران بر عبور از محدودیت‌های سیاسی و تسلیحاتی، در سطح روانی، به معنای کاهش ریسک‌های بین‌المللی تعبیر شد؛ ریسکی که سال‌ها به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی دلار در بازار آزاد عمل می‌کرد. حالا در ذهن بسیاری از فعالان، این پیام جا افتاده که افق تنش‌های خارجی، دست‌کم در کوتاه‌مدت، کمی روشن‌تر شده است.

در کنار این رویدادها، ابلاغ قانون الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT) از سوی رئیس مجلس به دولت، سیگنال دیگری از تلاش برای هم‌سویی با استانداردهای مالی جهانی بود. هرچند این قانون هنوز در مرحله اجرا قرار ندارد، اما صرف ابلاغ رسمی آن، پیام روشنی به بازارهای مالی مخابره کرد: باز شدن تدریجی قفل‌های بانکی و تسهیل احتمالی در نقل‌وانتقال ارزی در ماه‌های آینده. همین امید، هرچند شکننده، توانسته است بخشی از پریمیوم ریسک سیاسی را از ذهن بازار پاک کند.

به این ترتیب، آنچه در هفته جاری دیده می‌شود، ترکیبی از آرامش سیاسی و مدیریت هدفمند عرضه است؛ ترکیبی که در مجموع موجب شده نرخ دلار در سطحی پایین‌تر تثبیت شود و فضای هیجانی هفته‌های قبل جای خود را به نوعی ثبات شکننده دهد. بااین‌حال، هنوز برای قضاوت درباره پایداری این آرامش زود است، زیرا بازارساز همچنان با احتیاط گام برمی‌دارد و در برابر موج‌های کوچک نوسان آماده واکنش است.

تاکتیک بازارساز و نقش عرضه؛ چرا عبور از ۱۱۰ بعید است؟

اگر بخواهیم ضربان این روزهای بازار دلار را دقیق‌تر بخوانیم، باید چشم را از تابلوی قیمت‌ها برداریم و به رفتار بازارساز خیره شویم؛ همان بازیگری که با تنظیم پله‌ به‌ پله عرضه و مداخله‌های نرم، عملاً ریتم بازار را کنترل می‌کند. در روزهایی که قیمت‌ها به مرز ۱۱۰ هزار تومان نزدیک می‌شود، الگوی تکراری قابل مشاهده است: حجم فروش بالا می‌رود، حواله‌های بانکی سریع‌تر تزریق می‌شود و در کف‌های میانی معاملات، بازارساز با خریدهای جزئی ضرب‌آهنگ بازار را آرام می‌کند تا شیب نزول بیش از حد تند نشود. این ترکیب رفتاری نشان می‌دهد که نهاد سیاست‌گذار ارزی به دنبال «مدیریت دامنه نوسان» است نه «تعیین قیمت دستوری».

در نتیجه، هر تلاش بازار برای عبور از سقف ۱۱۰ هزار تومان، تا این لحظه با واکنش هماهنگ عرضه و فشار فروش روبه‌رو شده است. از نگاه تحلیلی، این سطح به‌نوعی «سقف روانی» بازار در پاییز محسوب می‌شود؛ نقطه‌ای که در آن نه فقط بازارساز، بلکه نوسان‌گیران و معامله‌گران کوتاه‌مدت نیز به‌صورت طبیعی تمایل به شناسایی سود پیدا می‌کنند. در واقع، هر جهش به سمت بالای ۱۱۰، فرصتی برای خروج موقت سرمایه‌های سفته‌بازانه بوده است، نه سیگنالی برای آغاز روند صعودی تازه.

از سوی دیگر، الگوی عرضه در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که سیاست‌گذار در حال اجرای تاکتیکی موسوم به «فشار تدریجی» است: تزریق‌های پراکنده اما پیوسته که ذهن بازار را در حالت انتظار نگه می‌دارد. چنین رفتاری دو اثر مستقیم دارد؛ نخست، کنترل رشد انتظارات تورمی و دوم، کاهش تمایل تقاضای احتیاطی به ورود در سقف‌های بالا. نتیجه آن است که هر بار نرخ دلار به ۱۰۹ یا ۱۱۰ هزار تومان نزدیک می‌شود، عملاً نیروی تازه‌ای برای صعود شکل نمی‌گیرد.

در این میان، نقش نقدینگی سرگردان نیز قابل‌توجه است. بخش عمده‌ای از این نقدینگی که در تابستان وارد بازار ارز شده بود، اکنون در حاشیه بازار ایستاده و ترجیح می‌دهد در انتظار جهت روشن‌تر بماند. چنین شرایطی باعث شده است تا عبور از ۱۱۰ نه فقط از نظر فنی، بلکه از منظر رفتاری نیز بعید باشد. به بیان دیگر، بازارساز توانسته با ترکیب سیاست عرضه کنترل‌شده و فضای روانی آرام، سقف دلار را در محدوده‌ای قابل‌مدیریت نگه دارد و این همان نقطه‌ای است که هیجان سفته‌بازان در آن بی‌اثر می‌شود.

کف ۱۰۶ زیر ذره‌بین؛ آیا حمایت دوام می‌آورد؟

در سوی مقابل، عدد ۱۰۶ هزار تومان حالا به نماد «اعتماد شکننده» بازار تبدیل شده است؛ مرزی که نه آن‌قدر محکم است که شکست‌ناپذیر بماند، و نه آن‌قدر ضعیف که با اولین فشار فروبپاشد. دلار دیروز تا همین سطح پایین آمد، اما واکنش بازار سریع و قابل‌توجه بود؛ تقاضا در کف فعال شد، فروشندگان عقب نشستند و قیمت بار دیگر به سمت ۱۰۸ بازگشت. این رفتار نشان می‌دهد که در لایه‌های زیرین بازار، هنوز تقاضای واقعی و خرد وجود دارد؛ تقاضایی که برخلاف موج‌های هیجانی، نه برای سفته‌بازی، بلکه برای پوشش نیازهای روزمره، حواله‌جات و حفظ قدرت خرید شکل گرفته است.

با این حال، این حمایت به‌هیچ‌وجه تضمین‌شده نیست. اگر روند انتشار سیگنال‌های مثبت سیاسی ادامه پیدا کند و بازارساز به تزریق‌های هدفمند خود ادامه دهد، ممکن است همین سطح ۱۰۶ نیز در روزهای آینده شکسته شود؛ به‌ویژه اگر خریداران خرد به این نتیجه برسند که دلار دیگر «دارایی امن» نیست و بازدهی کوتاه‌مدت ندارد. از طرف دیگر، بخشی از فعالان بازار معتقدند که کاهش بیشتر از این سطح، با ریسک بالای برگشت روبه‌رو است؛ چراکه در کف‌های پایین‌تر، تقاضای جدید از سوی مصرف‌کنندگان واقعی و تجار فعال می‌شود و اجازه نمی‌دهد روند نزولی پایدار بماند.د.

در مجموع، کف ۱۰۶ برای بازار امروز بیشتر به یک «پله روانی» شباهت دارد تا یک سد بنیادی. شکستن آن ممکن است، اما نه آسان و نه سریع. و درست همین بلاتکلیفی است که باعث شده دلار در کریدور تنگ ۱۰۶ تا ۱۱۰ گرفتار شود بازاری که هرچه بیشتر نوسان می‌کند، در واقع کمتر تصمیم می‌گیرد.

جمع‌بندی تحلیلی؛ بازاری در وضعیت انتظار، نه تصمیم

بازار ارز این روزها بیش از آنکه میدان نبرد میان خریدار و فروشنده باشد، صحنه‌ای از انتظار و سنجش است؛ جایی که هر بازیگر، چشم به حرکت دیگری دوخته است تا مسیر آینده را حدس بزند. دلار پس از هفته‌ها کشمکش میان ۱۰۶ و ۱۱۰ هزار تومان، به نقطه‌ای رسیده که دیگر حرکت ناگهانی برایش پرهزینه‌تر از صبر است. نه خریداران انگیزه‌ای برای ریسک دارند، نه فروشندگان اطمینان از پایداری نزول. در چنین شرایطی، بازارساز با هوشمندی تمام، اجازه داده نوسان‌ها به ابزار تنظیم انتظارات تبدیل شوند، نه به جرقه جهش‌های تازه.

این تعادل ظریف، البته پایدار نیست؛ بازار در حال جمع‌آوری انرژی برای حرکت بعدی است، اما جهت آن هنوز مشخص نیست. اگر سیگنال‌های سیاسی مثبت تداوم یابد و فشار تقاضای احتیاطی بیش از این تضعیف شود، دلار ممکن است برای نخستین‌بار در ماه‌های اخیر از کف ۱۰۶ عبور کند و وارد فاز تثبیت پایین‌تر شود. اما در صورتی که فضای روانی بازار با کوچک‌ترین خبر منفی دچار تلاطم شود، مثلاً تعویق در اجرای CFT یا توقف مذاکرات اقتصادی تمام این آرامش شکننده می‌تواند ظرف چند ساعت فروبپاشد.

با این همه، تصویر کلی بازار نشان می‌دهد که دلار، دست‌کم در کوتاه‌مدت، مسیر «نوسان محدود» را انتخاب کرده است. بازیگر اصلی اکنون نه نرخ ارز است و نه حتی سیاست‌گذار، بلکه «اعتماد عمومی» است که میان وعده‌های سیاسی و واقعیت اقتصادی در نوسان است. مادامی که این اعتماد به‌صورت کامل احیا یا فرو نپاشد، دلار در همین اتاق باریک ۱۰۶ تا ۱۱۰ اسیر خواهد ماند.

برای فعالان اقتصادی، این دوره بیش از هر چیز، زمان تصمیم‌های محتاطانه است. بازاری که آرام گرفته، می‌تواند به‌سرعت دوباره بیدار شود؛ اما تا آن لحظه، منطق معامله‌گر حرفه‌ای یک چیز است: در بازاری که هنوز تصمیم نگرفته، صبر، سودآورترین استراتژی است.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.