به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در نخستین روزهای آبان دوباره جان گرفته است؛ دلار که در روزهای گذشته به مسیر نزولی رفته بود، حالا آرامآرام به محدوده ۱۰۸ هزار تومان بازگشته است. اما این بازگشت از جنس هیجانهای تند نیست؛ بیشتر به بازدمی شبیه است که پس از روزهای پرتنش، از سینه بازار بیرون آمده باشد. حجم معاملات محدود است و بیشتر معاملهگران ترجیح دادهاند نظارهگر بمانند.
در کف بازار، آنچه جریان دارد نه ترس است و نه طمع؛ بلکه انتظار است. بازاری که در هفتههای گذشته با هر خبر سیاسی دچار نوسان میشد، اکنون در وضعیت «توقفِ تاکتیکی» قرار گرفته است. فروشندگان دیگر عجلهای برای عرضه ندارند و خریداران نیز خرید را به زمان روشنتر موکول کردهاند. به بیان دیگر، دلار در حال حاضر میان دو نیرو گرفتار شده است: میل طبیعی به رشد، و تلاش ساختگی برای کنترل.
فعالان بازار از فضای عمومی بهعنوان «آرامش پیش از خبر» یاد میکنند؛ سکوتی که میتواند با یک جمله از سوی مقام سیاسی یا اقتصادی، دوباره شکسته شود. در چنین شرایطی، بازار به دماسنج سیاست تبدیل شده است؛ کوچکترین تغییر در روابط خارجی یا نشانهای از توافق یا تنش، میتواند موج تازهای از حرکت را در این دریای ظاهراً آرام به راه اندازد.
سایه سیاست بر بازار؛ از تهران تا واشنگتن
هرچند نوسانهای اخیر دلار بیش از هر چیز به رفتار معاملهگران و دخالت بازارساز مربوط میشود، اما ریشه اصلی انتظار بازار در سیاست نهفته است. در روزهایی که نه از گفتوگوهای جدی میان تهران و واشنگتن خبری هست و نه از گشایش در پروندههای بانکی و تحریمها، بازار ارز در نوعی برزخ سیاسی بهسر میبرد؛ نه امیدی قطعی دارد و نه یأسی کامل.
اظهارات تازهی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، این فضای تعلیق را پررنگتر کرده است. او در مصاحبهای با تأکید بر اینکه مشکل تهران و واشنگتن «حلناشدنی اما قابلمدیریت» است، تلویحاً از چشماندازی سخن گفت که نه توافق است و نه تقابل مستقیم. جملهای که از نگاه فعالان بازار، به معنای تداوم وضعیت فعلی است؛ ثباتی بدون اطمینان.
در همین حال، بیانیه جدید گروه ویژه اقدام مالی (FATF) که ایران را همچنان در فهرست کشورهای پرخطر از نظر پولشویی و تأمین مالی تروریسم نگه داشته، مانند قفل دیگری بر جریان مبادلات دلاری عمل کرده است. این تصمیم، امید به تسهیل روابط بانکی را کمرنگ کرده و فشار روانی تازهای بر بازار ارز افزوده است.
در صحنه جهانی نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. از جنگ تجاری چین و آمریکا گرفته تا فشار غرب بر روسیه برای پایان دادن به جنگ اوکراین، جهان در شرایط نه جنگ و نه صلح به سر میبرد. بازاری که در چنین جهانی نفس میکشد، طبیعی است که به جای رشد یا سقوط، در حالت انتظار مداوم بماند. در واقع دلار نه به دلیل کمبود تقاضا آرام گرفته، بلکه در اثر تردید سیاستی منجمد شده است.
اقتصاد داخلی و ثباتی که با دخالت زنده مانده است
در سطح اقتصاد داخلی، تصویر بازار ارز چیزی میان نظم و کنترل موقت است. دولت و بازارساز در ماههای اخیر توانستهاند با تزریقهای مقطعی و مدیریت عرضه ارز، نوسانهای شدید را مهار کنند. در ظاهر، این سیاست نتیجه داده است؛ چراکه دلار هنوز از مرزهای حساس عبور نکرده و در محدوده ۱۰۶ تا ۱۰۸ هزار تومان در رفتوبرگشت است. اما پشت این آرامش، واقعیتی نهفته است: بازار هنوز خودش را رها نکرده، بلکه با دست دولت مهار شده است.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که حجم تقاضای واقعی چندان بالا نیست، اما بخش عمده این وضعیت به فضای احتیاطی فعالان برمیگردد، نه کاهش بنیادی در نیاز ارزی کشور. صادرکنندگان با تأخیر ارز خود را بازمیگردانند، واردکنندگان همچنان در انتظار سیگنالهای سیاسیاند، و معاملهگران خرد بیشتر در نقش تماشاگر ظاهر میشوند.
در این میان، مقامهای اقتصادی از وضعیت «تأمین مناسب منابع ارزی» سخن میگویند، اما کارشناسان هشدار میدهند که اگر تحریمها تشدید شود یا صادرات نفتی و غیرنفتی با مانع روبهرو شود، این تعادل ظاهری میتواند خیلی زود برهم بخورد. زیرا بخشی از این ثبات، نه از محل بهبود واقعی درآمدهای ارزی، بلکه از محل کنترلهای دستوری و سیاستهای مقطعی حاصل شده است.
در واقع، بازارساز با اتکا به ابزارهای محدود خود، بهطور موقت توازن عرضه و تقاضا را برقرار کرده است. اما این توازن به محض تغییر شرایط سیاسی یا اقتصادی میتواند فروبپاشد. همین موضوع است که تحلیلگران آن را «ثبات شکننده» مینامند؛ ثباتی که تا اطلاع ثانوی دوام دارد، اما تضمینی برای آینده ندارد.
چشمانداز پیشرو؛ ثباتی که میتواند ناگهان فروبپاشد
بازار دلار در روزهای اخیر در محدودهای باریک نفس میکشد؛ قیمتی میان ۱۰۶ تا ۱۰۸ هزار تومان که به نظر میرسد نه به صعود علاقه دارد و نه به افت. اما این سکون، بیشتر از جنس توقف در مسیر طوفان است تا آرامش واقعی. فعالان بازار میدانند که کوچکترین تغییر در روابط خارجی یا یک تصمیم داخلی میتواند این تعادل را بههم بزند.
در کوتاهمدت، نبود خبر قطعی از مذاکرات یا توافقهای سیاسی باعث میشود دلار در همین رنج باقی بماند. هر سیگنال مثبت از سوی دولت یا نشانهای از کاهش فشار تحریمها میتواند بازار را به سمت ۱۰۵ هزار تومان یا پایینتر هدایت کند؛ اما اگر تنشها میان تهران و غرب بالا بگیرد یا تهدیدهای متقابل از مرحله گفتار به اقدام نزدیک شوند، سطح مقاومت ۱۰۸ هزار بهراحتی شکسته خواهد شد و دروازهی ۱۱۰ هزار تومان باز میشود.
انتخابات آمریکا نیز بهعنوان یک متغیر بیرونی در سایه سنگین خود بر بازار حضور دارد. هر تغییری در ترکیب قدرت سیاسی واشنگتن میتواند مسیر سیاست خارجی و در نتیجه مسیر دلار در تهران را تعیین کند. از سوی دیگر، در داخل کشور نیز انتظارات تورمی و نقدینگی بالا همچنان آمادهاند تا با کوچکترین جرقه، بازار ارز را شعلهور کنند.
بنابراین، بازار در حال حاضر در «نقطه تعادل انتظارات» قرار دارد؛ جایی که خریداران و فروشندگان هر دو میدانند هر تصمیم عجولانه میتواند به ضررشان تمام شود. این وضعیت شاید به ظاهر ثبات باشد، اما در واقع تعلیق است؛ تعلیقی میان دو نیروی متضاد سیاست و واقعیت اقتصادی.
در نهایت، اگرچه بازارساز توانسته آرامش نسبی را حفظ کند، اما دوام آن وابسته به چیزی فراتر از مداخله است: اعتماد. بازاری که اعتماد نداشته باشد، با هر خبر، با هر شایعه، و با هر اتفاق جهانی، میتواند دوباره شعلهور شود.















نظرات کاربران