به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز جنگ اوکراین دیگر صرفاً دوئلی در خاکهای شرق اروپا نیست؛ این جنگ اکنون در دفاتر بودجه و ترازنامههای دولتها ادامه دارد. در حالی که پهپادهای روسی زیرساختهای انرژی اوکراین را یکییکی از بین میبرند، کییف با بحران نقدینگی بیسابقهای روبهروست. به گزارش اکونومیست، اگر مسیر فعلی تغییر نکند، اوکراین تا پایان فوریه عملاً ورشکسته خواهد شد.
تا همین چند ماه پیش، ایالات متحده ستون اصلی تأمین مالی جنگ بود، اما با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و تصمیم او برای قطع کمکهای مالی به کییف، این ستون ناگهان فرو ریخت. در عین حال، توان اوکراین برای استقراض نیز به انتهای مسیر رسیده است: بدهی عمومی کشور به بیش از ۱۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده، کسری بودجه حدود یکپنجم GDP است و مردم و شرکتهای جنگزده دیگر منابعی برای قرض دادن ندارند.
در چنین شرایطی، تنها یک جیب باقی مانده: جیب اروپا. اما اروپایی که خودش زیر بار بدهیهای مشترک، اختلافات سیاسی، بحران انرژی و رشد کند اقتصادی است، چگونه میخواهد هزینه جنگی را بپردازد که حتی آمریکا از آن کنار کشیده است؟
پاسخ به این سؤال، همان نقطهای است که جنگ اوکراین از «جنگی برای خاک» به «جنگی برای هویت و استقلال اروپا» تبدیل میشود. نبردی که نه در میدان دونباس، بلکه در سالنهای شیشهای بروکسل و برلین سرنوشتش تعیین خواهد شد.
شکاف بودجهای در اروپا؛ اتحاد سیاسی در آستانه تفرقه مالی
با قطع حمایت آمریکا، نگاهها به سمت اروپا چرخیده است؛ اما قاره سبز درون خود بر سر پول، سیاست و قدرت دچار شکاف عمیقی شده است. در نشست ۲۳ اکتبر، رهبران اتحادیه اروپا نتوانستند بر سر وامی برای اوکراین به توافق برسند — وامی که قرار بود از محل ۱۶۳ میلیارد دلار دارایی مسدودشده روسیه در اروپا تأمین شود. مخالفت بلژیک، که میزبان اصلی این داراییها در نظام تسویه مالی یوروکلیر است، باعث توقف طرح شد.
کشورهای شمالی اروپا، بهویژه آلمان و هلند، بیم آن دارند که صدور اوراق قرضه مشترک اتحادیه برای تأمین مالی اوکراین، نظم مالی منطقه یورو را زیر سؤال ببرد و دوباره خاطره تلخ بحران بدهی یونان را زنده کند. در سوی دیگر، فرانسه هشدار میدهد که بودجه جدید ممکن است صرف خرید تسلیحات آمریکایی شود تا رضایت کاخ سفید و شخص ترامپ جلب شود. در حالی که صنایع دفاعی اروپا هنوز در مسیر احیای خود هستند.
اما مسئله تنها مالی نیست. در پشت پرده، بحرانی از اعتماد سیاسی در اتحادیه اروپا شکل گرفته است؛ اروپای شرقی از ترس رها شدن در برابر روسیه خواهان اقدام فوری است، در حالیکه اروپای غربی میخواهد ضمانتهای ضدفساد و کنترل هزینهها بر بودجه اوکراین اعمال شود. نگرانی از فساد ساختاری در کییف و نبود شفافیت در هزینهکرد کمکها، بر آتش اختلافها افزوده است.
به این ترتیب، اتحادیه اروپا در برابر یک دو راهی تاریخی قرار گرفته: یا باید برای نخستین بار در تاریخ خود بهصورت مستقل هزینه جنگی تمامعیار را بپردازد، یا با تداوم تردید و دودستگی، شاهد فرسایش نفوذ سیاسی خود در مرزهای شرقی قاره باشد. آنچه اکنون در بروکسل جریان دارد، فقط یک بحث بودجهای نیست؛ بلکه جدالی است بر سر اینکه اروپا قرار است قدرتی جهانی باشد یا حاشیهای وابسته به آمریکا.
فرصت طلایی در دل بحران
در نگاه نخست، تزریق صدها میلیارد یورو به اوکراین شاید باری سنگین بر دوش اقتصاد بیمار اروپا بهنظر برسد، اما در واقع، همانطور که اکونومیست تأکید میکند، این بحران مالی میتواند به بزرگترین فرصت راهبردی اروپا در دهههای اخیر بدل شود.
اروپا اگر بتواند با انسجام مالی و اراده سیاسی، هزینه تداوم جنگ را بپردازد، نهتنها اوکراین را از فروپاشی نجات میدهد بلکه میتواند نقطه ضعف بنیادین اقتصاد روسیه را آشکار کند. کرملین با وجود پایداری اولیه، اکنون در وضعیت شکنندهای قرار دارد: تورم ۸ درصدی، نرخ بهره ۱۶.۵ درصدی، رشد اقتصادی نزدیک به صفر و کمبود نیروی کار نشانههای آشکار رکود پنهان در اقتصاد روسیهاند. در کنار آن، هزینه نظامی سالانه مسکو تا ۲۰۲۵ به بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار میرسد و بانکهای دولتی با وامهای پنهان به صنایع جنگی، در آستانه بحران ترازنامهای قرار گرفتهاند.
به زبان ساده، جنگ برای روسیه در حال تبدیل شدن به دامی اقتصادی است؛ دامی که تنها با استمرار حمایت مالی اروپا از اوکراین، میتواند کامل شود. اگر بروکسل و برلین به مسکو نشان دهند که اراده تأمین مالی چندساله این جنگ را دارند، محاسبات پوتین درباره «فرسایش اراده غرب» بر هم خواهد خورد.
در کنار این بعد ژئوپلیتیکی، یک بُعد دیگر نیز در میان است: استقلال اقتصادی و نظامی اروپا از آمریکا. تداوم حمایت از اوکراین فرصتی است تا اروپا زنجیره تولید تسلیحات خود را بازسازی کند، صنایع دفاعیاش را از وابستگی به واشنگتن خارج سازد و پایههای استقلال مالی خود را استوار کند. بهویژه در دورهای که تعهد ترامپ به ناتو بیش از هر زمان دیگری لرزان است، این استقلال نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت امنیتی برای آینده اروپا محسوب میشود.
اروپا امروز در موقعیتی ایستاده که میتواند از یک «پرداختکننده منفعل» به یک طراح فعال امنیت جهانی تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه ارادهاش را در میدان اقتصاد همانطور نشان دهد که اوکراین در میدان جنگ نشان داده است.
هزینه استقلال، بهای رهبری
اکونومیست در پایان گزارش خود صریح مینویسد: اروپا باید از تردید فاصله بگیرد و بهجای ترس از هزینهها، بهای استقلال خود را بپردازد.
برآوردها نشان میدهد که یک برنامه چهارساله برای حمایت مالی از اوکراین شامل کمکهای نقدی و نظامی حدود ۳۹۰ میلیارد دلار هزینه دارد؛ رقمی سنگین اما قابلتحمل. سهم سالانه کشورهای اروپایی از این طرح، چیزی معادل ۰.۴ درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست. در مقیاس اقتصادی اتحادیه اروپا و متحدانش در ناتو، این هزینه نه تنها ممکن است، بلکه بهگفته تحلیلگران «بهایی منصفانه برای بازدارندگی در برابر روسیه» است.
در مقابل، هزینه شکست بسیار سنگینتر خواهد بود: اوکراینی شکستخورده، نیمهویران و پر از خشم که میتواند به پناهگاهی برای نفوذ روسیه در قلب قاره بدل شود. از منظر اقتصادی نیز عقبنشینی اروپا بهمعنای ازدستدادن بازار بزرگ بازسازی اوکراین، و از منظر سیاسی، شکست در آزمون اعتبار و همبستگی است.
از زاویهای دیگر، صدور اوراق قرضه مشترک برای تأمین مالی این جنگ میتواند بهجای تهدید، فرصتی برای تقویت پایههای پول واحد اروپایی باشد. اتحادیه اروپا با ایجاد یک بازار بدهی مشترک و عمیقتر میتواند نقش یورو را بهعنوان ارز ذخیره جهانی گسترش دهد و جایگاه مالی خود را در برابر دلار مستحکمتر کند.
در همین حال، برنامهریزی چندساله برای خرید تسلیحات و حمایت صنعتی از صنایع دفاعی اروپا، به تقویت زنجیره تولید و فناوری نظامی قاره منجر خواهد شد. اروپا در کوتاهمدت ناچار است بخشی از تسلیحات را از آمریکا تهیه کند، اما در بلندمدت میتواند به خودکفایی نظامی و صنعتی برسد؛ نقطهای که از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز، هیچگاه تا این اندازه نزدیک نبوده است.
اکونومیست در پایان تأکید میکند: اقتصاد اروپا ده برابر روسیه و بودجه دفاعیاش چهار برابر آن است. پس اگر قرار است جنگ اوکراین آزمونی برای اراده ملتها باشد، اروپا همه ابزارها را برای پیروزی دارد. تنها پرسش باقیمانده این است که آیا رهبران اروپایی شهامت پرداخت این هزینه را دارند یا نه؛ زیرا صلح، در نهایت، همیشه با پول خریده میشود.















نظرات کاربران